عنوان اثر: جادوگر خیمهنشین
Tenmaku no Jaadugar (A Witch's Life in Mongol)
استودیوی سازنده : Science SARU
منبع خبر: اطلاعیه رسمی استودیو / رتبهبندی Kono Manga ga Sugoi
تاریخ انتشار انیمه: ژوئیه ۲۰۲۶ (تیر ۱۴۰۵)
کارگردان: نائوکو یامادا (Naoko Yamada)
حوزه مطالعاتی: مطالعات رسانه، تاریخ فرهنگی، دیپلماسی عمومی
1 - واقعیتهای میدانی و جزئیات پروژه
۱-1. مقدمه: تلاقی تاریخ " توس" و هنر توکیو
در یک رویداد فرهنگی حائز اهمیت که توجه محافل هنری و رسانهای توکیو را به خود جلب کرده است، استودیوی پیشرو و صاحبسبک ساینس سارو (Science SARU) به صورت رسمی از تولید انیمه اقتباسی بر اساس مانگای تحسینشده جادوگر (Tenmaku no Jaadugar) خبر داد. این پروژه که قرار است در ژوئیه ۲۰۲۶ روی آنتن برود، به دلیل ترکیب عوامل تولید برجسته و سوژه داستانی متفاوت، به یکی از موردانتظارترین آثار سالهای آتی در صنعت سرگرمی ژاپن تبدیل شده است. اهمیت این خبر فراتر از یک تولید معمول انیمیشنی است؛ چرا که برای نخستین بار در سطحی وسیع، روایتی مستند و دراماتیک از تاریخ قرن سیزدهم میلادی ایران و شهر توس، دستمایه تولید یک اثر در سطح اول جهانی (Blockbuster TV Anime) قرار میگیرد.
1-2. شناسنامه اثر و جایگاه در بازار نشر ژاپن
منبع اقتباس این انیمه، مانگایی اثر توماتو سوپ (Tomato Soup) است که انتشار آن از سپتامبر ۲۰۲۲ در مجله آنلاین سوفله (Souffle) آغاز شد. این اثر به سرعت توانست جایگاه ویژهای در میان منتقدان و مخاطبان ژاپنی پیدا کند، به طوری که در سال ۲۰۲۳ موفق به کسب رتبه اول در لیست معتبر و جریانساز «کونو مانگا گا سوگوی» (این مانگا شگفتانگیز است!) در بخش مخاطبان زن شد. کسب این جایگاه در بازار به شدت رقابتی ژاپن، نشاندهنده تغییر ذائقه مخاطبان ژاپنی است. منتقدان ادبی در ژاپن، دو ویژگی را عامل اصلی موفقیت این اثر دانستهاند:
- پژوهش تاریخی دقیق: نویسنده با وسواسی مثالزدنی، معماری، پوشش، و آدابورسوم دوره خوارزمشاهیان و ایلخانان را بازسازی کرده است.
- روایتگری مدرن: تلفیق وقایع تلخ تاریخی (حمله مغول) با یک روایت امیدبخش انسانی.
1-3. تیم تولید: تلفیق «دقت تاریخی» و «شاعرانگی بصری»
انتخاب «نائوکو یامادا» به عنوان کارگردان ارشد، ارزش هنری این پروژه را دوچندان کرده است. یامادا که پیش از این با آثار شاخصی همچون «صدای خاموش» (A Silent Voice) و «داستان هیکه» (The Heike Story) شناخته میشود، یکی از معدود کارگردانان زن صاحبسبک در انیمه است که به استفاده از «زبان بدن»، «سکوتهای معنادار» و «زیباییشناسی سینمایی» شهرت دارد. همکاری او با استودیوی Science SARU (که به رویکردهای آوانگارد و ساختارشکن معروف است)، نویدبخش خلق اثری است که در آن «خشونت تاریخی حمله مغول» با «لطافت بصری مینیاتورهای ایرانی» تلطیف و بازآفرینی خواهد شد. انتظار میرود سبک بصری انیمه، ترکیبی از خطوط نرم و رنگآمیزیهای آبرنگی باشد که تداعیکننده هنر کتابآرایی کلاسیک است.
1-4. خلاصه داستان: نبرد دانش
محور داستان، شخصیتی تاریخی-داستانی به نام «فاطیما» (با نام اصلی ستاره) است؛ دختری از اهالی شهر توس که در جریان حمله مغول اسیر میشود. او به عنوان کنیز به دربار «توراکینا خاتون» (همسر اوگتای خان و یکی از قدرتمندترین زنان تاریخ مغول) راه مییابد. برخلاف کلیشههای رایج در ژانرهای تاریخی که قهرمانان اغلب جنگجویان شمشیرزن هستند، «فاطیما» نماینده قشر دانشمند و دیوانسالار ایرانی است. او با تکیه بر دانش خود در نجوم، طب و ریاضیات، نه تنها جان خود را نجات میدهد، بلکه در ساختار قدرت امپراتوری مغول نفوذ کرده و بر تصمیمات کلان تأثیر میگذارد. ژاپنیها این خط داستانی را «هوشمندانه» توصیف کردهاند، زیرا تقابل «قدرت سخت» (شمشیر مغول) و «قدرت نرم» (دانش ایرانی) را به تصویر میکشد.
1-5. بازتاب در افکار عمومی ژاپن
رصد شبکههای اجتماعی و فرومهای تخصصی انیمه در ژاپن نشان میدهد که معرفی این اثر با استقبال گستردهای مواجه شده است. کاربران ژاپنی بر چند نکته تأکید دارند:
- جذابیت آشنایی با تاریخ جاده ابریشم و تمدن ایران از زاویهای جدید.
- تمجید از طراحی شخصیتها که با حفظ اصالت قومی، برای مخاطب مدرن جذابسازی شدهاند.
- اشتیاق برای دیدن چگونگی به تصویر کشیدن معماری اسلامی-ایرانی با تکنولوژی انیمیشن روز دنیا.
2 - واکاوی علمی و ابعاد راهبردی
2-1. گذار از «شرق شناسی فانتزی» به «واقعیت گرایی تاریخی»
در تحلیل جریانشناسی رسانهای ژاپن، تولید انیمه «جادوگر» یک نقطه عطف محسوب میشود. به طور سنتی، بازنمایی غرب آسیا (خاورمیانه) در انیمیشنهای ژاپنی (مانند سندباد یا ماگی) غالباً متأثر از نگاه شرقشناسی غربی و مبتنی بر فانتزیهای هزار و یک شب (قالی پرنده، جادوگر چراغ و...) بوده است. اما این اثر جدید، نماینده نسلی نوظهور از تولیدات فرهنگی است که میتوان آن را «رئالیسم تاریخی فرامرزی» نامید. در این رویکرد، سازنده ژاپنی به جای تخیلپردازی صرف، به اسناد و واقعیتهای تاریخیِ یک فرهنگ دیگر (ایرانِ قرن سیزدهم میلادی) رجوع میکند. این تغییر رویکرد نشان میدهد که مخاطب ژاپنیِ امروز، تشنهی روایتهای مستند و «اصیل» است و دیگر با کلیشههای تکراریِ راضی نمیشود. موفقیت تجاری مانگای اصلی اثبات میکند که «تاریخ علم و فرهنگ ایران» به خودی خود دارای درام و کشش کافی برای جذب مخاطب جهانی است.
2-2. الگوی قهرمان: «عاملیت» از طریق خردورزی
از منظر مطالعات شخصیت و روانکاوی رسانه، شخصیت «فاطیما/ستاره» الگوی متفاوتی از قهرمان زن را ارائه میدهد که با کهنالگوهای رایج انیمه (مانند دختران جادویی یا مبارزان فیزیکی) متفاوت است. در این روایت، دانش به مثابه سلاح تعریف میشود. قهرمان داستان که فاقد قدرت فیزیکی و جایگاه سیاسی است، صرفاً با تکیه بر «سرمایه فرهنگی» و «سواد علمی» خود، بر اربابان قدرتمندش مسلط میشود. این تم داستانی با ارزشهای امروزی جامعه ژاپن که برای آموزش، تخصص و مهارتمحوری احترام زیادی قائل است، همراستایی کامل دارد. انیمه با برجسته کردن این موضوع که «ایرانیان حتی در دوران سختی، با فرهنگ و دانش خود بر فاتحان غلبه کردند»، پیامی جهانشمول درباره ماندگاری تمدن در برابر بربریت صادر میکند.
2-3. دیپلماسی فرهنگی معکوس (Reverse Cultural Diplomacy)
تولید این اثر توسط ژاپن، مصداق بارز پدیدهای است که در روابط بینالملل میتوان آن را «دیپلماسی فرهنگی معکوس» یا «بازروایت تاریخ توسط دیگری» نامید. معمولاً کشورها تلاش میکنند تاریخ خود را صادر کنند، اما در اینجا، یک کشور ثالث (ژاپن) با سرمایه و تکنولوژی خود، تاریخ ایران را بازتولید و به جهان عرضه میکند. این اتفاق دو پیامد راهبردی دارد:
- جهانیسازی تصویر ایران: انیمههای استودیوی Science SARU معمولاً توزیع جهانی (از طریق پلتفرمهایی مثل نتفلیکس یا کرانچیرول) دارند. این یعنی میلیونها مخاطب غیرایرانی، نخستین مواجهه جدی خود با تاریخ خوارزمشاهیان و حمله مغول را از دریچه این انیمه تجربه خواهند کرد.
- تثبیت برند فرهنگی: نمایش توس به عنوان کانون علم و دانش و شخصیت ایرانی به عنوان فردی خردمند و باهوش، به تقویت «برند ملی» در ناخودآگاه مخاطب بینالمللی کمک شایانی میکند.
2-4. اهمیت استراتژیک انتخاب کارگردان
انتخاب نائوکو یامادا برای این پروژه، حاوی یک پیام مهم در صنعت انیمه است. یامادا به دلیل سبک خاص خود در نمایش «احساسات درونی» و «جزئیات رفتاری» شناخته میشود. سپردن یک درام تاریخی-سیاسی به چنین کارگردانی، نشان میدهد که تهیهکنندگان قصد ندارند صرفاً یک انیمه جنگی بسازند؛ بلکه هدف، خلق یک «درام انسانی عمیق» است. این رویکرد باعث میشود مخاطب با شخصیت ایرانی نه به عنوان یک کاراکتر تاریخی دوردست، بلکه به عنوان یک انسانِ دارای رنج، امید و آرزو همذاتپنداری کند. این نوع همذاتپنداری عاطفی، قویترین نوع ارتباط فرهنگی است که میتواند فراتر از مرزهای سیاسی و جغرافیایی عمل کند.
2-5. نتیجهگیری
انیمه «جادوگر: زندگی یک زن در مغولستان» فراتر از یک محصول سرگرمی، یک سندد فرهنگی از تعامل تمدنی میان شرق و غرب آسیاست. ژاپن با ساخت این اثر، عملاً میراث تاریخی ایران را در بستر فرهنگ عامه مدرن احیا میکند. برای ناظران فرهنگی، این پروژه اثباتکننده این واقعیت است که گنجینههای تاریخی و ادبی، اگر در قالبهای نوین و با استانداردهای جهانی بازآفرینی شوند، همچنان قدرت جریانسازی و جذب مخاطب میلیونی را دارا هستند. این اثر میتواند به عنوان الگویی موفق از «اقتباس فرامرزی» در محافل دیپلماسی عمومی و هنری مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد.
نظر شما