سینمای جهان و چالش اقتباس از فرهنگ ژاپن
منبع: مجله علمی Yokohama Journal of Social Sciences، جلد ۳۰، شماره ۲ / 2025-11-20
خلاصه : این پژوهش با تکیه بر چارچوبهای نظری پیشرفته، از جمله نظریه رویکرد گفتگویی «روبـرت استم» و مفهوم اقتباس به عنوان استراتژی صنعتی «سیمون موری»، به کالبدشکافی چگونگی تعامل فیلمهای بینالمللی با ویژگیهای منحصربهفرد فرهنگی ژاپن پرداخته است.
تمرکز اصلی این مطالعه بر تحلیل تطبیقی دو اثر سینمایی اخیر است که هر کدام مسیری متفاوت را در مواجهه با منبع ژاپنی خود برگزیدهاند:
۱. رویکرد ترکیب مضمونی: فیلم ما همه غریبهایم - All of Us Strangers (2023)
این اثر که با اقتباس از یک رمان ژاپنی ساخته شده، در اقدامی تأملبرانگیز تمامی نشانههای بصری و نمادهای فرهنگی ژاپن را از لایههای ظاهری فیلم حذف کرده است. با این حال، پژوهش نشان میدهد که این فیلم با وفاداری کامل، هسته احساسی و بنمایههای درونی منبع اصلی را حفظ کرده و از طریق «ترکیب مضمونی»، روح اثر را به مخاطب جهانی منتقل میکند.
۲. رویکرد تصاحب بصری: فیلم لمس- Touch (2024)
در نقطه مقابل، فیلم «لمس» قرار دارد که به شکلی گسترده از فضاها، تنظیمات و مضامین عمیق ژاپنی (مانند هویت حساس هیباکوشا یا بازماندگان بمباران اتمی) بهره میبرد. اما تحلیلها حاکی از آن است که این اثر با رویکرد «تصاحب بصری»، این مفاهیم را دچار سادهسازی یا تحریف کرده تا با ذائقه عمومیتر سازگار شود.
سینما؛ تقابل هنر و تجارت
این مقاله در نهایت استدلال میکند که فرآیند اقتباس در سینمای امروز جهان، فراتر از یک کنش صرفاً هنری است. این پدیده در واقع محصول تعامل پیچیده و دائمی میان نیروهای زیباییشناختی، حساسیتهای فرهنگی و ضرورتهای تجاری در بازار جهانی تصویر است.
نقد و بررسی:
۱. وفاداری به روح اثر در غیاب تصویر (فیلم «ما همه غریبهایم»)
این اثر الگوی متفاوتی را ارائه میدهد؛ مسیری که در آن میتوان با حذف کامل «ژاپن» به عنوان یک موقعیت جغرافیایی و مکانی، همچنان به روح و جوهره اصلی داستان وفادار ماند. این رویکرد، اگرچه نشانههای بصری ژاپن را از قاب تصویر حذف میکند، اما در مقابل، مانع از آن میشود که هویت یک ملت تنها به یک کالای زینتی یا ابزار دکوراتیو تقلیل یابد. در اینجا، اصالت نه در پوسته، بلکه در هسته احساسی اثر حفظ شده است.
۲. نماد خطر کالاییسازی فرهنگ (فیلم «لمس»)
در نقطه مقابل، فیلم «لمس» قرار دارد که به عنوان نماد بارز کالاییسازی فرهنگ (Cultural Commodification) شناخته میشود. در این نوع آثار، ژاپن تنها به عنوان یک دکوراسیون «اگزوتیک» (بیگانه و جذاب) برای پیشبرد روایت یک قهرمان غربی مورد استفاده قرار میگیرد. این پژوهش هشدار میدهد که استفاده ابزاری از نمادهای ژاپنی، بدون درک عمیق از رنجهای تاریخی— مانند فاجعه بمباران اتمی — تنها یک نمایش سطحی و فاقد ارزش فرهنگی است.
این تحلیل برای طرف ایرانی که به دنبال معرفی صحیح و عمیق فرهنگ ملی در بازارهای بینالمللی است، بسیار حائز اهمیت است. این نتایج نشان میدهند که در تولیدات مشترک یا اقتباسهای فرامرزی، نباید اجازه داد هویت ملی فدای جذابیتهای بصریِ زودگذر شود. صیانت از «روح اثر» و پرهیز از کالاییسازی فرهنگ، کلید موفقیت در دیپلماسی فرهنگی نوین است.
منبع: مجله علمی Yokohama Journal of Social Sciences، جلد ۳۰، شماره ۲ / 2025-11-20
آدرس متن کامل :
نظر شما