۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۴:۰۹

تلاقی آنیمیسم و پساانسان‌گرایی

بازآفرینی رابطه انسان و طبیعت از دریچه دروازه‌های معابد (توری‌ای) در آثار میازاکی هایائو و شینکای ماکوتو
تلاقی آنیمیسم و پساانسان‌گرایی

این پژوهش نوآورانه که توسط تیمی از محققان (یونیاما، زورنی و نورسی-بری) انجام شده، پتانسیل نهفته در انیمه‌های ژاپنی برای حل بحران‌های محیط‌زیستی جهان (دوران آنتروپوسن) را بررسی می‌کند. نویسندگان استدلال می‌کنند که فلسفه غربی پساانسان‌گرایی که به دنبال حذف مرکزیت انسان است، هنوز در تله سکولاریسم گرفتار است و معنویت را نادیده می‌گیرد.

عنوان اصلی مقاله:

Animism meets posthumanism: reimagining the human–nature relationship through shrine gates (torii) in the works of Miyazaki Hayao and Shinkai Makoto

نویسندگان: شوکو یونه‌یاما، آنا سورنی، ملیسا نرسی-بری

منبع انتشار: نشریه علمی Japan Forum (تیلور اند فرانسیس)

ISSN: 0955-5803 (Print) 1469-932X (Online) Journal homepage: www.tandfonline.com/journals/rjfo20

تاریخ انتشار: ژانویه ۲۰۲۶

حوزه مطالعاتی: مطالعات فرهنگی ژاپن، فلسفه پساانسان‌گرایی، بوم‌شناسی فرهنگی، سینمای انیمیشن

(واقعیت‌های میدانی و یافته‌های پژوهش)

۱. مقدمه و طرح مسئله در عصر آنتروپوسین (Anthropocene)

این پژوهش به بررسی یکی از بحرانی‌ترین پرسش‌های دوران معاصر می‌پردازد: چگونه می‌توانیم رابطه «انسان و طبیعت» را در عصر تغییرات اقلیمی و تخریب زیست‌محیطی (آنتروپوسین) از نو مفهوم‌سازی کنیم؟ نویسندگان مقاله استدلال می‌کنند که پارادایم‌های فکری رایج که بر پایه «انسان‌محوری» (Anthropocentrism) و ثنویت‌های سلسله‌مراتب‌گرا (مانند تقابل انسان/طبیعت یا روح/ماده) بنا شده‌اند، به یک بن‌بست شناختی و «بحران تخیل» رسیده‌اند. در این راستا، نظریات «پساانسان‌گرایی» (Posthumanism) در دهه‌های اخیر ظهور کرده‌اند تا مرکزیت انسان را به چالش بکشند؛ با این حال، این رویکردها غالباً به دلیل نگاه اروپامحورانه خود، جهان‌بینی‌های معنوی نظیر «آنیمیسم» (جاندارپنداری) را به عنوان نگرش‌هایی «پیشامدرن» طرد می‌کنند. این مقاله با بررسی انتقادی این رویکرد، آثار دو کارگردان بزرگ انیمیشن ژاپن، یعنی میازاکی هایائو و شینکای ماکوتو را به عنوان متونی فلسفی بررسی می‌کند که توانسته‌اند محدودیت‌های پساانسان‌گرایی غربی را درنوردیده و راهی نوین برای درک اتصال انسان و طبیعت ارائه دهند.

۲. دروازه معبد (Torii) به مثابه نماد «پارالوژی»

پژوهشگران برای تبیین نحوه عملکرد این انیمه‌ها، از مفهوم «پارالوژی» (Paralogy) در اندیشه ژان فرانسوا لیوتار بهره می‌برند. پارالوژی به معنای گسست خلاقانه از الگوهای فکری تثبیت‌شده و اندیشیدن به «امر نااندیشیدنی» است؛ فرآیندی که شناخت‌های جدیدی خارج از پارادایم‌های پذیرفته‌شده تولید می‌کند. در سینمای میازاکی و شینکای، موتیف تکرارشونده «توری‌ای» (Torii) — دروازه‌های سنتی معابد شینتو که مرز میان جهان مادی و جهان ارواح را نشان می‌دهند — دقیقاً کارکردی پارالوژیک دارد. این دروازه‌ها در انیمه‌ها صرفاً یک مرز فیزیکی نیستند، بلکه پورتال‌ها و درگاه‌هایی هستند که تضاد میان انسان و طبیعت را ذوب کرده و پیوند ارگانیک آن‌ها را بر اساس جهان‌بینی آنیمیستی آشکار می‌سازند.

۳. بازنمایی آنیمیسم در انیمه‌های شینکای ماکوتو: پیوند در دل شهرنشینی مدرن

بخش مهمی از گزارش به تحلیل آثار شینکای ماکوتو اختصاص دارد که آنیمیسم را از یک مفهوم روستایی و باستانی به دل کلان‌شهرهای مدرن و بحران‌های اقلیمی می‌آورد.

  • تغییرات آب‌وهوایی با تو (Weathering with You - ۲۰۱۹): در این اثر، یک دروازه توری‌ای کوچک و رنگ‌ورو رفته بر فراز یک ساختمان مخروبه در توکیو قرار دارد. دختری به نام «هینا» با عبور از این دروازه، به دنیای شگفت‌انگیز طبیعت در آسمان متصل می‌شود و قدرت تغییر موقت آب‌وهوا را پیدا می‌کند. او به یک «میکو» (شمن/راهبه شینتو) مدرن تبدیل می‌شود. در اینجا دروازه معبد نه به یک جهان انتزاعی، بلکه به پدیده‌های مادی آب‌وهوایی متصل است و نشان می‌دهد که انسان مدرن و طبیعت (آب‌وهوا) در هم تنیده‌اند.

  • نام تو (Your Name - ۲۰۱۶): در این انیمه، معبد و دروازه آن نقش یک سیستم هشداردهنده در برابر بلایای طبیعی (سقوط شهاب‌سنگ) را ایفا می‌کنند. مفهوم کلیدی در این اثر «موسوبی» (Musubi) به معنای گره زدن و متصل کردن است. بافتن ریسمان‌ها، نوشیدن آب یا چای، و عبور زمان همگی نمادهایی از قدرت خدایان (کامی) برای اتصال روح انسان به ماده و طبیعت هستند. در اینجا معبد به عنوان گره‌گاهی عمل می‌کند که شهر و روستا، انسان و طبیعت، و گذشته و آینده را در هم می‌آمیزد.

۴. آنیمیسم انتقادی در آثار میازاکی هایائو

گزارش در ادامه به بررسی آثار میازاکی می‌پردازد که بنیان‌گذار بازنمایی «آنیمیسم انتقادی و پست‌مدرن» در انیمیشن جهانی است.

  • همسایه من توتورو (My Neighbor Totoro - ۱۹۸۸): در این انیمه، دروازه معبد بسیار ساده و در حال تخریب است، اما درخت عظیم کافور در کنار آن با طناب مقدس (شیمه‌ناوا) محافظت می‌شود. این امر نشان می‌دهد که تقدس نه در سازه‌های بشری، بلکه در ذات طبیعت نهفته است. توتورو یک موجود غیبی انتزاعی نیست، بلکه تجسم خود حیات و عاملیت طبیعت در یک مکان خاص است.

  • شهر اشباح (Spirited Away - ۲۰۰۱): قهرمان داستان از طریق یک دروازه توری‌ای و یک تونل وارد جهانی می‌شود که در آن خدایان طبیعت (کامی‌ها) به دلیل آلودگی‌های زیست‌محیطیِ ناشی از توسعه لجام‌گسیخته انسانی، بیمار و مسخ شده‌اند (مانند روح رودخانه‌ای که پر از زباله شده است). جهان ماوراء در اینجا، آینه‌ای از واقعیت‌های مادی آنتروپوسین است.

  • ناوسیکا از دره باد (Nausicaä - ۱۹۸۴): این اثر عمیق‌ترین چالش را برای ثنویت‌های کلاسیک ایجاد می‌کند. طبیعتِ سمی و قارچ‌های کشنده، نه به عنوان نیروی شر، بلکه به عنوان مکانیزمی برای تصفیه آلودگی‌های انسانی به تصویر کشیده می‌شوند. میازاکی نشان می‌دهد که مفهوم «طبیعت بکر» یک افسانه است و حیات (حتی در فرم‌های جهش‌یافته) دارای هوشمندی و درهم‌تنیدگی با اعمال انسانی است.

۵. تقابل و تعامل آنیمیسم با پساانسان‌گرایی غربی

بخش پایانی یافته‌های پژوهش به چالش نظری میان اندیشمندان پساانسان‌گرا (نظیر رزی برایدوتی و جین بنت) و جهان‌بینی آنیمیستی اختصاص دارد. جین بنت با طرح مفهوم «ماتریالیسم حیاتی» (Vital Materialism) ماده را زنده و دارای عاملیت می‌داند، اما به شدت از مفهوم «روح» پرهیز کرده و آنیمیسم را یک «عفونت موقت» یا نگرش پیشامدرن می‌خواند. در مقابل، این پژوهش با استناد به انیمه‌های ژاپنی نشان می‌دهد که آنیمیسم می‌تواند بدون افتادن در دام ثنویت دکارتیِ (روح/ماده)، درکی یکپارچه (مونیسم) از حیات ارائه دهد؛ درکی که در آن روح، یک موجودیت فراطبیعیِ جدا از ماده نیست، بلکه خاصیت اتصال و درهم‌تنیدگی پدیده‌هاست.

 

تحلیل (واکاوی علمی و ابعاد راهبردی)

۱. تمرکززدایی از معرفت‌شناسی غربی در مطالعات بوم‌شناختی

یکی از برجسته‌ترین دستاوردهای تحلیلی این سند علمی، نقد صریح اتکای انحصاری به نظریات انتقادی اروپامحور در مواجهه با بحران‌های جهانی نظیر تغییرات اقلیمی است. پساانسان‌گرایی اروپایی، علیرغم تلاش برای عبور از اومانیسم کلاسیک، همچنان درون‌مایه سکولار و ماتریالیستیِ مختص به تاریخ اندیشه غرب را بازتولید می‌کند و از درک ظرفیت‌های معرفت‌شناختی سایر فرهنگ‌ها عاجز است. برجسته کردن الگوی «آنیمیسم پست‌مدرن» که در بستر جامعه‌ی به شدت صنعتی و تکنولوژیک ژاپن بازتولید شده است، نشان می‌دهد که مفاهیم سنت و مدرنیته لزوماً در یک خطی طولی و در تقابل با یکدیگر قرار ندارند. جوامع می‌توانند در اوج توسعه یافتگیِ فناورانه، از میراث ناملموس فرهنگی خود (مانند درک معنوی از عاملیت طبیعت) به عنوان یک چارچوب مفهومی پیشرفته برای حل بحران‌های زیست‌محیطی و فلسفی بهره ببرند.

۲. بازآفرینی مفهوم معنویت (Spirituality) به مثابه «درهم‌تنیدگی»

این پژوهش، بازتعریفی علمی و راهگشا از مفهوم «معنویت» ارائه می‌دهد. در گفتمان‌های آکادمیک مسلط، معنویت غالباً به امور «ماوراءالطبیعه» و جدا از جهان مادی تقلیل داده می‌شود. با این حال، تحلیل موتیف «دروازه‌های توری‌ای» در انیمیشن‌ها اثبات می‌کند که معنویت می‌تواند به عنوان شبکه‌ای از اتصالات (Concept of Musubi) فهمیده شود. در این رویکرد، امر معنوی چیزی جز درکِ اتصال ارگانیک میان کنش‌های انسانی، پدیده‌های جوی، مصنوعات مادی و چرخه‌های زیستی نیست. چنین تعریفی از معنویت نه تنها با دستاوردهای بوم‌شناسی مدرن در تضاد نیست، بلکه خلأ عاطفی و معناییِ موجود در رویکردهای صرفاً تکنوکراتیک به محیط‌زیست را پر می‌کند. دروازه معبد در اینجا به عنوان یک نماد (Portal) عمل می‌کند که عبور از آن، به معنای ورود به دنیای جادو نیست، بلکه به معنای بیدار شدن آگاهی اکولوژیک نسبت به زنده بودن جهان اطراف است.

۳. نوار موبیوس (Möbius strip)؛ الگویی جایگزین

استفاده از استعاره هندسی «نوار موبیوس» برای تحلیل هستی‌شناسی موجود در این آثار، دارای عمق استراتژیک در حوزه مطالعات فرهنگی است. در یک نوار موبیوس، مرز مشخصی میان درون و بیرون وجود ندارد و حرکت روی یک سطح، به شکلی پیوسته به سطح دیگر منتهی می‌شود. هنگامی که دروازه معبد را به عنوان یک نقطه روی نوار موبیوس در نظر بگیریم، تقابل‌های دوگانه و ویرانگری که تمدن صنعتی بر پایه آن‌ها بنا شده است (جامعه در برابر طبیعت، خرد در برابر اسطوره، ماده در برابر روح) فرو می‌ریزد. این الگوی ادراکی به پژوهشگران حوزه علوم انسانی نشان می‌دهد که برای گذار از بحران‌های آنتروپوسین، نیازی به حذف قطب‌های تمدن مدرن نیست؛ بلکه هنر در اینجا پیوند دادنِ مجدد حلقه‌های گمشده تکامل انسانی با چرخه‌های حیات سیاره‌ای است.

۴. قدرت نرم و کارکرد فلسفیِ «فرهنگ عامه» (Pop Culture)

از منظر مطالعات رسانه، این مقاله سند معتبری بر جایگاه بی‌بدیل فرهنگ عامه و صنعت سرگرمی در نظریه‌پردازی کلان است. انیمیشن‌هایی که در نگاه تقلیل‌گرایانه، صرفاً محصولاتی تجاری برای مصرف نوجوانان پنداشته می‌شوند، در عمل کارکردی برابر با متون پیچیده فلسفی پیدا کرده‌اند. صنعت انیمه ژاپن موفق شده است تا کهن‌الگوهای فرهنگی خود را در یک بسته‌بندی جذاب بصری به دغدغه‌های مشترک جهانی (اضطراب ناشی از تغییرات اقلیمی، بلایای طبیعی و ازخودبیگانگی شهری) گره بزند. این رویکرد، «پارالوژی» را از انحصار محافل آکادمیک خارج کرده و تخیل میلیون‌ها مخاطب جهانی را برای اندیشیدن به پارادایم‌های جایگزینِ زیستن در کره زمین فعال می‌کند.

۵. نتیجه‌گیری تحلیلی

تلاقی آنیمیسم و پساانسان‌گرایی در این پژوهش، یک هشدار و در عین حال یک افق گشایش برای جوامع جهانی است. هشدار از این جهت که تداوم نگاه ابزارانگارانه و ماشین‌انگارانه به طبیعت (حتی در قالب‌های اصلاح‌شده آن)، بقای گونه انسانی را تضمین نخواهد کرد. و گشایش از این منظر که می‌توان با رجوع انتقادی به گنجینه‌های حکمت بومی و تلفیق آن‌ها با زبان هنر مدرن، به روایتی شفابخش دست یافت؛ روایتی که در آن انسان نه فرمانروای مطلق زمین، و نه یک ویروس مخرب، بلکه رشته‌ای متصل (Musubi) در شبکه پهناور حیات است که مسئولیت حفظ تعادل در این شبکه را بر عهده دارد.

کد خبر 26183

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 4 =