در ابتدای هر ترم، از دانشجویانم میپرسم که چرا در این رشته ثبتنام کردهاند. همین کار را هفته گذشته نیز انجام دادم، زمانی که ترم ما آغاز شد. کلاس من بر درک چالشهای بهداشتی که پناهندگان و افرادی که بهزور یا به دلیل درگیری و عوامل دیگر آواره شدهاند، تمرکز دارد. ما روی توسعه راهکارهای مهندسی برای مقابله با این چالشهای بهداشتی در این جوامع کار میکنیم. بهعنوان یک سیاست، اجازه نمیدهم دانشجویان در کلاس از کامپیوتر یا هر دستگاه الکترونیکی استفاده کنند – آنها باید روی کاغذ بنویسند و من تمام تلاش خود را میکنم تا به جای ارائه پاورپوینت، از تخته سیاه یا سفید استفاده کنم. اخیراً تمرینات نوشتاری هفتگی در کلاس نیز اضافه کردهام، با این امید که بتوانم مستقیم از دیدگاهها و افکار دانشجویان بیاموزم، بهجای آنکه خلاصههایی را دریافت کنم که توسط ابزارهای هوش مصنوعی تولید شدهاند. دانشجویان من باهوش، مطلع، دقیق و دانا هستند – برای من آنچه آنها میگویند و به اشتراک میگذارند، بسیار مهمتر از آن چیزی است که هوش مصنوعی میتواند خلق کند. اولین بار که این کلاس را ارائه دادم، چند سال پیش، بیش از انتظارم دانشجو داشت و تعداد آنها بیش از ۳۰ نفر بود. سال گذشته تعداد دانشجویان به میانه ۴۰ نفر رسید و امسال مجبور شدم ظرفیت کلاس را به ۶۰ نفر افزایش دهم. نه تنها تمام ظرفیتها پر شد، بلکه چند دانشجو نیز در فهرست انتظار قرار گرفتند و تمایل به ثبتنام داشتند.
با در نظر گرفتن این موضوع، از دانشجویان خواستم تا یک نظرسنجی ناشناس درباره دلیل ثبتنام خود در این کلاس پر کنند، در حالی که گزینههای دیگری نیز پیش روی آنها بود. بسیاری نوشتند که علاقهمندند ببینند چگونه رویکردهای مهندسی میتواند برای حل مشکلات جوامعی که در سطح جهان آواره شدهاند، کاربرد داشته باشد. برخی به وضعیت جهان اشاره کردند و برخی تجربه خانوادگی از جابهجایی داشتند. اما شمار قابل توجهی از دانشجویان اعلام کردند که علاقهمندند علاوه بر فعالیتهای طراحی مهندسی، به مطالعه و نوشتن نیز بپردازند و مایلاند در کلاسی شرکت کنند که تأکید آن بر ایدههای اصیل، خلاقیت و عدم استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی باشد. پس از مرور نظرات، با چند دانشجو صحبت کردم و آنچه متوجه شدم، نگرانکننده بود: دانشجویان من که همگی مهندس هستند، پیامی را از طریق آموزش خود دریافت میکنند که علم و مهندسی تنها به انجام دادن محدود است و بهنوعی به آنها گفته میشود که نیازی به مطالعه گسترده یا نوشتن جدی ندارند. ایده اینکه یک کلاس مهندسی میتواند انتظار مطالعه جدی داشته باشد، با متونی که تنها فنی نیستند بلکه از رشتههای مختلف شامل آثار خلاقانه انتخاب شدهاند، و دانشجویان خودشان برای مخاطبان وسیع بنویسند، در حالی که همزمان به مدلسازی ریاضی دقیق و طراحی مهندسی میپردازند، برای آنها بسیار غیرمعمول است. مدتی است نگران این موضوع بودهام که دانشجویان علوم و مهندسی به اندازه کافی مطالعه نمیکنند، اما آنچه بیشتر نگرانم کرده، این است که آنها آموزش میبینند که برای موفقیت نیازی به مطالعه ندارند و مطالعه جدی تنها برای علوم انسانی یا علوم اجتماعی است.
همچنین نگرانم زیرا بسیاری از همکاران در سراسر جهان مستند کردهاند که دانشجویان مشتاق تعامل طولانی با پرسشهای عمیق هستند، حاضرند از دستگاهها فاصله بگیرند و به اندازهای که تصور میکنیم به هوش مصنوعی وابسته نیستند. بهعنوان مدرس، اغلب تصور میکنیم دانشجویان فقط دنبال راه آسان هستند، به دستگاهها اعتیاد دارند و نمیخواهند زحمت نوشتن با دست را تحمل کنند. اما از تعاملات خودم نتیجه گرفتهام که مشکل اصلی شاید از معلمان باشد، نه دانشجویان. ما هستیم که به دنبال راه آسان میگردیم. در دنیایی که در آن زندگی میکنیم، جایی که بیعدالتی گسترده است، ما به رهبران آیندهای نیاز داریم که صادق، دقیق، مهربان و دلسوز باشند. مسیر رسیدن به این مقصد با کارایی و الگوریتمها ساخته نمیشود، بلکه با تعامل جدی و بازتاب تصمیمات ما، از جمله آنچه میسازیم، شکل میگیرد. دانشجویان آماده این بازتابها هستند، اما مطمئن نیستم که معلمان آماده باشند.[1]
نظر شما