مقیاس سبک فرزند پروری ژاپنی

یک پژوهش دانشگاهی جدید با هدف ارزیابی اعتبار فرهنگی مقیاس سبک فرزندپروری ژاپنی (JPSS)، ابزاری که ابعاد کلیدی مهرورزی، پرخاشگری، سهل‌گیری و کنترل سخت‌گیرانه در مادران را می‌سنجد، در دو محیط کاملاً متفاوت به اجرا درآمد

مقایسه ویژگی‌های روان‌سنجی مقیاس سبک فرزند پروری ژاپنی (JPSS)  ؛

مقایسه تطبیقی ژاپن و اندونزی

خلاصه : یک پژوهش دانشگاهی جدید با هدف ارزیابی اعتبار فرهنگی مقیاس سبک فرزندپروری ژاپنی (JPSS)، ابزاری که ابعاد کلیدی مهرورزی، پرخاشگری، سهل‌گیری و کنترل سخت‌گیرانه در مادران را می‌سنجد، در دو محیط کاملاً متفاوت به اجرا درآمد. این تحقیق که بر روی ۱۰۹۵ مادر اندونزیایی و ژاپنی متمرکز بود، نتایج مهمی را در زمینه بومی‌سازی ابزارهای روان‌شناختی آشکار ساخت.

تحلیل‌های آماری انجام شده بر روی داده‌ها، ساختار سنجش قوی و قابل اعتماد ابزار JPSS را در هر دو فرهنگ اندونزی و ژاپن تأیید کرد و نشان داد که این مقیاس قابلیت اندازه‌گیری پایداری دارد.

تفاوت‌های فرهنگی مهم در پاسخ‌دهی

با وجود تأیید ساختار، پژوهشگران به تفاوت‌های فرهنگی مهمی در نحوه پاسخ‌دهی مادران دست یافتند. مشخص شد که مادران اندونزیایی نسبت به همتایان ژاپنی خود، تمایل بیشتری به انتخاب پاسخ‌های حداکثری (مانند "کاملاً موافقم" یا "کاملاً مخالفم") نشان دادند.

علاوه بر این، اختلاف در عملکرد برخی از آیتم‌ها (DIF) [1] به‌ویژه در زیرمقیاس‌های سنجش مهرورزی و کنترل سخت‌گیرانه برجسته بود. این یافته‌ها قویاً بر این نکته تأکید دارند که حتی با وجود ساختار پایدار یک ابزار روان‌شناختی، تفاوت‌های فرهنگی در تفسیر و پاسخ‌دهی به آیتم‌ها می‌تواند نتایج را تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش اهمیت حیاتی بومی‌سازی ابزارهای روان‌شناختی را هنگام استفاده در جوامع گوناگون و چندفرهنگی تأیید می‌کند.

نقد و بررسی :    این مطالعه فراتر از یک بررسی صرفاً آماری، گامی مهم در درک تفاوت‌های عمیق فرهنگی در مفهوم جهان‌شمول فرزندپروری به شمار می‌رود. در حالی که ابزار مقیاس سبک فرزندپروری ژاپنی (JPSS) از لحاظ فنی در هر دو کشور معتبر تشخیص داده شد، پژوهش به وضوح نشان داد که نحوه ابراز و درک سبک‌های فرزندپروری در اندونزی و ژاپن مسیرهای متفاوتی را طی می‌کند.

اثر سقف و هنجارهای اجتماعی متفاوت

یکی از نکات برجسته این تحقیق، امتیازدهی بسیار بالای مادران اندونزیایی به آیتم‌های مرتبط با مهرورزی بود که در علم اندازه‌گیری به "اثر سقف" (Ceiling Effect) معروف است. این پدیده بیانگر آن است که در جامعه اندونزی، ابراز صریح و حداکثری عاطفه نه تنها یک رفتار مورد انتظار، بلکه یک هنجار اجتماعی و ایده آل از نقش مادری تلقی می‌شود. در مقابل، توزیع پاسخ‌های مادران ژاپنی به این آیتم‌ها واقع‌بینانه‌تر و پراکنده‌تر بود و نشان‌دهنده ابراز عواطف در مقیاسی متعادل‌تر است.

تفاوت در عملکرد آیتم‌ها (DIF)

همچنین، مشخص شدن اختلاف در عملکرد آیتم‌ها (DIF) در ابعاد مهرورزی و کنترل سخت‌گیرانه، بیانگر یک چالش عمیق‌تر است؛ به این معنا که حتی مفاهیم پایه‌ای روان‌شناسی نیز در دو محیط فرهنگی، تفسیر و معنای متفاوتی پیدا می‌کنند. آنچه در یک فرهنگ یک رفتار مطلوب یا طبیعی تلقی می‌شود (مثلاً سطح خاصی از کنترل والدینی)، ممکن است در فرهنگ دیگر به عنوان یک افراط یا کمبود در نظر گرفته شود.

لزوم انطباق فرهنگی دقیق

در نهایت، این پژوهش اهمیت بسزای انطباق فرهنگی دقیق ابزارهای سنجش را برجسته می‌سازد. یافته‌ها ضرورت توجه جدی سیاست‌گذاران و پژوهشگران را به هنجارهای اجتماعی محلی پیش از تعمیم نتایج آن‌ها گوشزد می‌کند. عدم توجه به این تفاوت‌های ظریف فرهنگی می‌تواند منجر به تفسیرهای نادرست از داده‌ها و نتایج بالینی یا اجتماعی شود.

اهمیت : یافته‌های این پژوهش، که حساسیت به بافت‌های فرهنگی را هنگام به کارگیری ابزارهای سنجش نشان می‌دهد، برای طرف ایرانی که در حال گسترش ارتباطات فرهنگی و علمی خود با جوامع شرق آسیا است، دارای ارزش ویژه‌ای در زمینه تحقیقات بین‌فرهنگی و تعاملات دانشگاهی خواهد بود.

منبع      مجله علمی Acta Psychologica، جلد ۲۶۲، فوریه ۲۰۲۶

آدرس متن کامل:

https://doi.org/10.1016/j.actpsy.2025.106065

 

 


[1] Differential Item Functioning

کد خبر 25937

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =