تحول خانوادههای ارمنی در گذر شهری
مقدمه
شهرنشینی یکی از بنیادیترین نیروهای دگرگونکننده در جوامع معاصر است که نهتنها الگوهای سکونت، بلکه ساختارهای اجتماعی، روابط قدرت و صورتبندیهای هویتی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. این فرایند، بهویژه در جوامعی که تجربههای تاریخیِ گسست، جابهجایی و خشونت ساختاری را از سر گذراندهاند، پیامدهایی فراتر از تغییرات کالبدی و اقتصادی به همراه دارد. در جامعه ارمنی، شهرنشینی با تجربههای تاریخی خاصی همچون نسلکشی، جابهجاییهای اجباری، مهاجرتهای گسترده و شکلگیری دیاسپورای فراملی درهمتنیده است؛ تجربههایی که موجب شدهاند تحولات شهری صرفاً بهمثابه پیامدی از مدرنیزاسیون تلقی نشوند، بلکه بهعنوان بخشی از راهبردهای بقا، بازسازی اجتماعی و بازتعریف هویت جمعی عمل کنند.
در چنین بستری، شهر نهفقط یک فضای فیزیکی، بلکه عرصهای اجتماعی است که در آن روابط خویشاوندی، نقشهای جنسیتی و الگوهای همبستگی اجتماعی بازآرایی میشوند. پژوهشهای مرتبط با جوامع پساشوروی نشان میدهند که شهرنشینی در این جوامع غالباً با فروپاشی یا تضعیف نهادهای سنتی، افزایش نااطمینانی اقتصادی و تغییر در نظامهای حمایتی غیررسمی همراه بوده است؛ شرایطی که خانواده را به یکی از اصلیترین میدانهای سازگاری اجتماعی بدل میکند. در ارمنستان نیز خانواده نهتنها واحدی برای زندگی روزمره، بلکه نهادی محوری برای مدیریت پیامدهای مهاجرت، انتقال سرمایه فرهنگی و حفظ پیوندهای هویتی در شرایط گذار محسوب میشود.
خانواده، بهعنوان اصلیترین نهاد بازتولید اجتماعی، نقشی تعیینکننده در انتقال هنجارها، ارزشها و الگوهای رفتاری میان نسلها ایفا میکند. ازاینرو، تحلیل تغییرات اجتماعی در ارمنستان بدون بررسی تحولات خانواده امکانپذیر نیست. تغییر در ساختار خانواده-از خانوادههای گسترده پدرسالار به اشکال هستهایتر-همزمان با دگرگونی در نقشهای جنسیتی، روابط بیننسلی و الگوهای اقتدار درونخانوادگی رخ داده است. این تحولات نه بهصورت یکنواخت، بلکه در تعامل با عوامل فضایی (شهر و روستا)، اقتصادی (کار مزدی، مهاجرت) و فرهنگی (هنجارهای سنتی و ارزشهای مدرن) شکل گرفتهاند.
از سوی دیگر، تحولات جمعیتی ناشی از شهرنشینی-از جمله کاهش نرخ باروری، افزایش سن ازدواج، مهاجرت نیروی کار و سالمندشدن جمعیت-الگوهای سنتی خانواده ارمنی را با چالشهای تازهای مواجه ساخته است. شکلگیری خانوادههای فراملی، فاصلهگیری جغرافیایی نسلها و تضعیف شبکههای حمایتی خویشاوندی، خانواده را در موقعیتی قرار داده است که ناچار به بازتعریف کارکردها و نقشهای خود باشد. این وضعیت نشان میدهد که خانواده ارمنی نه در مسیر فروپاشی، بلکه در فرایند نوعی سازگاری تطبیقی با شرایط جدید اجتماعی و شهری قرار دارد.
بر این اساس، مقاله حاضر با تمرکز بر تأثیر شهرنشینی، به بررسی سه بُعد درهمتنیده دگرگونی خانوادههای ارمنی میپردازد: نخست، تغییرات ساختاری در سازمان خانواده و الگوهای سکونت؛ دوم، تحول در نقشها و روابط جنسیتی و پیامدهای هنجاری آن؛ و سوم، تحولات جمعیتی و شکلگیری الگوهای نوین خانواده در بستر مهاجرت و شهرنشینی. استدلال اصلی مقاله آن است که شهرنشینی در ارمنستان نه به فروپاشی کامل خانواده، بلکه به بازآرایی پیچیده، چندلایه و گاه متناقض آن انجامیده است؛ بازآراییای که تنها در پرتو تحلیل همزمان عوامل ساختاری، فرهنگی و جمعیتی قابل فهم است.
گذارهای ساختاری در واحدهای خانواده ارمنی
ساختار سنتی خانواده ارمنی از زاویه تاریخی بر الگوی "گردستان" (gerdastan) استوار بوده است؛ الگویی از خانواده/خانوار گسترده پدرسالارِ چندنسلی که در آن چند هسته خانوادگیِ خویشاوند (عمدتاً در خط پدری) در یک واحد مسکونی و اقتصادی مشترک همزیستی میکردند و سلسلهمراتب اقتدار درونخانوادگی غالباً بر محور مرد مسنتر سامان مییافت. در ادبیات مردمنگارانه، این الگو معمولاً در برابر واحدهای هستهایِ "اونتانیک" (untanik’) قرار میگیرد و بهعنوان شکل مسلط سازمان خویشاوندی در بسیاری از بسترهای روستایی و سنتی معرفی میشود.
در گردستان، شبکه خویشاوندی صرفاً «حاشیه» زندگی خانوادگی نیست، بلکه سازوکار اصلیِ توزیع منابع، تقسیم کار، مراقبت، و تنظیم روابط اجتماعی محسوب میشود. پیوندهای پاتریلوکال/پدرمحور و استمرار خط پدری—همراه با سازوکارهایی مانند همزیستی نسلها و سازماندهی جمعی اقتصاد خانوار—به این ساختار امکان میداد تا هم نقش حمایتی ایفا کند و هم اقتدار هنجاری را بازتولید نماید. گزارشهای جمعیتی و مطالعات خانواده در ارمنستان نیز نشان میدهند که «خانواده گسترده» و سامان خویشاوندیِ مبتنی بر خط مردانه، برای مدت طولانی در مرکز نظام خویشاوندی قرار داشته است
با گسترش شهرنشینی، این الگو بهتدریج تضعیف شد؛ نه فقط بهواسطه «تغییر ارزشها»، بلکه بهسبب محدودیتهای فضایی و الزامات اقتصادیِ زیست شهری. رشد آپارتماننشینی و شکلگیری الگوهای جدید اشتغالِ مبتنی بر کار مزدی، امکان استمرار زیست چندنسلی در یک واحد مشترک را کاهش داد. در شهر ایروان بهعنوان کانون اصلی این تحولات، انباشت مهاجرتهای روستا–شهر و فشار بر ظرفیتهای مسکن شهری، خانوادهها را ناگزیر کرده است تا الگوهای زیستی خود را با واحدهای کوچکتر و روابط اقتصادی جدید سازگار کنند؛ سازگاریای که اغلب «انتخاب فرهنگی» نیست، بلکه سازش اجباری با منطق مادی شهر است.
از منظر شهرشناسی، تحولات کالبدی و کارکردیِ ایروان در دورههای مختلف-بهویژه میراث مسکنِ دوران شوروی و بازآراییهای پساشوروی-زمینهای فراهم کرده که در آن «خانه» از یک فضای چندنسلی به فضایی محدودتر و هستهایتر میل کند. در این بستر، حتی هنگامی که همزیستی چندنسلی بهطور موقت تداوم مییابد، اغلب بهصورت مرحلهای گذرا فهم میشود (مثلاً زندگی زوج جوان با والدین تا زمان دستیابی به مسکن مستقل)، نه بهعنوان شکل پایدار و هنجاری سازمان خانواده.
در نتیجه، خانواده هستهای به شکل غالب سازمان خانواده در مناطق شهری بدل شده و وابستگی به شبکههای خویشاوندی گسترده کاهش یافته است؛ هرچند این کاهش به معنای حذف کارکردهای حمایتی خویشاوندی نیست، بلکه بیشتر به معنای بازتعریف آنها در قالب شبکههای پراکندهتر و کمتر همزیست است. همزمان، ظهور خانوارهای تکوالدی و افزایش فردیت در تصمیمگیریهای خانوادگی، از بازتعریف اقتدار درون خانواده و فاصلهگیری از نظم پدرسالار سنتی حکایت دارد؛ روندی که در دادههای پیمایشی/گزارشیِ مربوط به «خانواده» در ارمنستان نیز بهعنوان بخشی از تغییرات چنددهه اخیر قابل ردیابی است.
با این حال، این گذار در سراسر کشور یکسان نیست. مقایسه روستا–شهر نشان میدهد که در مناطق روستایی، اشکال تعدیلشدهای از خانواده گسترده و وابستگی خویشاوندی همچنان میتواند نقش پررنگتری در مراقبت، اقتصاد و تنظیم روابط داشته باشد، در حالیکه در شهرها گسست عملی الگوی گردستان و غلبه الگوی هستهای شتاب بیشتری گرفته است. بنابراین، ساختار خانواده ارمنی را باید محصول برهمکنش نیروهای فضایی (مسکن و کالبد شهر)، اقتصادی (کار مزدی، مهاجرت)، و اجتماعی (هنجارها و اقتدار) دانست، نه صرفاً نتیجه یک روند خطی و یکنواخت مدرنیزاسیون.
دگرگونی ارزشها و نقشهای جنسیتی در خانواده ارمنی
تحولات ساختاری خانواده در ارمنستان همزمان با تغییرات قابلتوجه در ارزشها، انتظارات هنجاری و نقشهای جنسیتی رخ داده است. شهرنشینی-بهویژه در ایروان-با تمرکز فرصتهای آموزشی و شغلی در بخشهای خدماتی و آموزشی، امکان حضور بیشتر زنان در عرصه عمومی و بازار کار را افزایش داده و تقسیم کار جنسیتیِ سنتی را به چالش کشیده است. با این حال، دادههای سیاستی و پیمایشی نشان میدهد که سختیِ تغییر کمتر در «ورود زنان به کار» و بیشتر در «بازتوزیع کار خانگی و اقتدار درونخانوادگی» است: برای نمونه، گزارشهای UNFPA نشان میدهند زنان در ارمنستان بهطور میانگین تا چند ساعت بیش از مردان کار مراقبتیِ بدون مزد انجام میدهند و سهم مسئولیتهای خانگی همچنان بهصورت نامتوازن بر دوش زنان باقی میماند.
دوگانگی فضایی شهر/روستا این تنش را تشدید میکند. در مناطق روستایی، وابستگی اقتصاد خانوار به کار غیررسمی و خانوادگی و همچنین استمرار شبکههای خویشاوندی میتواند به بازتولید نقشهای سنتیتر بینجامد، در حالی که در شهرها فشارهای زیست شهری و اشتغال مزدی، «مدل دو نانآور» را رایجتر کرده است. اما حتی در شهرها نیز انتظارات پدرسالارانه و کلیشههای جنسیتی بهطور کامل عقبنشینی نکردهاند: برخی پروفایلها و ارزیابیهای رسمی نشان میدهند نگرشهای اجتماعی نسبت به نقشهای جنسیتی همچنان «سخت و مقاوم» است و سوگیریهای جنسیتی در سطح جامعه گسترده باقی مانده است.
در همین چارچوب، استقلال اقتصادی زنان الزاماً به معنای دگرگونی کاملِ توزیع قدرت درون خانواده نیست. از یک سو، زنان شاغل-بهویژه در خانوادههای دو نانآور-با فشار مضاعف ناشی از جمعکردن نقشهای شغلی، مراقبتی و خانگی مواجهاند؛ و از سوی دیگر، الگوی مسلط «مردِ نانآور» میتواند مشارکت مردان در مراقبت از کودک و کار خانگی را محدود کند. گزارشهای منطقهای و کشورمحورِ UNFPA درباره پدرانگی و کار مراقبتی نشان میدهد که استمرار تعریف سنتی از مردانگی بهعنوان نانآور، یکی از موانع اصلی مشارکت مردان در مراقبت و بازتوزیع کار خانگی است و این مسئله به «فقر زمانی» زنان و تنشهای درونخانوادگی دامن میزند.
همزمان، نااطمینانی اقتصادی شهری و تغییرات بازار کار میتواند نقش سنتی مرد بهعنوان نانآور اصلی را متزلزل کند و به بازتعریف (و گاه بحران) هویت مردانه بینجامد؛ پدیدهای که در ارزیابیهای سیاستیِ مرتبط با شکافهای اقتصادی و هنجاری نیز انعکاس یافته است. در سطح نگرشها نیز، دادههای پیمایش ارزشها نشان میدهد خانواده همچنان برای زنان و مردان در ارمنستان «بسیار مهم» باقی مانده، اما همزمان الگوهای نگرشی و مطالبات اجتماعی در حوزه مشارکت عمومی و کار، تفاوتهای جنسیتی و نسلی معناداری را نشان میدهد.
تحولات هنجاری در حوزه ازدواج و انتخاب همسر نیز یکی از شاخصترین میدانهای تغییرات جنسیتی و نسلی است. دادههای پیمایشی رسمی (مانند پیمایش سلامت جمعیت) نشان میدهد سن نخستین ازدواج در شهرها بالاتر از روستاهاست؛ برای نمونه، در دادههای پیمایش ۲۰۱۰، میانه سن نخستین ازدواج زنان در مناطق شهری حدود دو سال بالاتر از مناطق روستایی گزارش شده و این تفاوت در ایروان برجستهتر است. این الگو با افزایش تحصیلات، اشتغال و هزینههای زیست شهری همراستا است و در سطح هنجاری به افزایش وزن «انتخاب فردی» در تصمیمگیریهای زناشویی کمک میکند.
در کنار تأخیر ازدواج، شواهد پیمایشی از تغییر تدریجی در اشکال زیست مشترک نیز حکایت دارد. دادههای «قفقاز بارومتر» نشان میدهد بخشی از پاسخگویان در ارمنستان وضعیت «همباشی بدون ازدواج مدنی یا مذهبی» را گزارش کردهاند (هرچند در اقلیت است)، که میتواند نشانهای از تنوعیافتن اشکال خانواده و روابط صمیمی در بستر تغییرات شهری و نسلی باشد.
در مجموع، تحولات ارزشها و نقشهای جنسیتی در خانواده ارمنی نه به صورت حذف کامل پدرسالاری و نه به شکل ثبات کامل سنتها قابل فهم است، بلکه بیشتر باید آن را «بازآرایی» دانست: از یک سو فشارهای شهرنشینی، آموزش، و اقتصاد شهری برای افزایش مشارکت زنان و فردیت در انتخابهای خانوادگی، و از سوی دیگر تداوم سوگیریها، کلیشهها و تقسیم کار نابرابرِ مراقبتی که هم ظرفیتهای زنان را محدود میکند و هم کانونهای جدیدی از تنش میان نسلها و درون خانواده ایجاد مینماید.
تحولات جمعیتی و خانوادههای فراملی
همزمان با دگرگونیهای ساختاری و هنجاری، تحولات جمعیتی نقش مهمی در تغییر الگوهای خانواده ارمنی ایفا کردهاند. در سطح کلان، ارمنستان در دهههای اخیر با الگوی باروری پایین و دگرگونی در رفتارهای فرزندآوری مواجه بوده است؛ بهگونهای که شاخصهای بینالمللیِ باروری، در سالهای اخیر عددی پایینتر از سطح جایگزینی را نشان میدهند (برای مثال، دادههای بانک جهانی نرخ باروری کل ارمنستان را برای ۲۰۲۳ حدود ۱٫۹ تولد به ازای هر زن گزارش میکند.) این کاهش باروری را نمیتوان صرفاً به «تغییر سلیقه» تقلیل داد؛ بلکه ترکیبی از افزایش هزینههای زیست شهری، نااطمینانی اقتصادی، تغییر نقشهای جنسیتی، توسعه تحصیلات و تحول در اولویتهای فردی در تصمیمگیریهای باروری دخیلاند. از سوی دیگر، دادههای پیمایشهای جمعیتی (DHS) نشان میدهند الگوهای ازدواج و تشکیل خانواده نیز تحت تأثیر گذارهای اجتماعی قرار داشتهاند (از جمله روندهای مرتبط با زمانبندی ازدواج و باروری.
در کنار تغییرات باروری، مهاجرت-چه در قالب مهاجرت روستا–شهر و چه در قالب مهاجرتهای برونمرزی-بهمثابه یکی از موتورهای اصلی تحول خانوادگی در ارمنستان عمل کرده است. شاخص «خالص مهاجرت» بانک جهانی نشان میدهد جریانهای مهاجرتی در بازههای زمانی مختلف، بهصورت معناداری بر ساختار جمعیت اثر گذاشتهاند. افزون بر مهاجرتهای اقتصادی، شوکهای سیاسی-امنیتی نیز در سالهای اخیر بهطور مستقیم بر ساختار خانواده اثر نهادهاند. پس از تشدید درگیری در سپتامبر ۲۰۲۳، ارمنستان پذیرای موج بزرگ آوارگان از قرهباغ کوهستانی/آرتساخ شد؛ منابع عملیاتی UNHCR و سایر نهادهای بینالمللی از ورود بیش از ۱۱۵ هزار نفر در این موج خبر میدهند. این جابهجایی گسترده، نه فقط یک رخداد انسانی، بلکه یک «رخداد جمعیتی-خانوادگی» است که میتواند الگوهای سکونت، اشتغال، وابستگیهای بیننسلی و شبکههای حمایتی را در کوتاهمدت و میانمدت دگرگون کند.
در چنین بستری، مفهوم «خانوادههای فراملی» اهمیت بیشتری مییابد. در این الگو، اعضای خانواده در فواصل جغرافیایی گسترده پراکندهاند و پیوندهای خویشاوندی از طریق ارتباطات فرامرزی، گردش منابع مالی و شبکههای دیاسپورایی حفظ میشود. مطالعات مردمنگارانه نیز نشان میدهد مهاجرتهای اجباری—بهویژه در مورد ارامنه آرتساخ—میتواند به بازآرایی نقشها درون خانواده و بازتعریف کارکردهای حمایتی بینجامد (Ivanyan 2024). در این زمینه، هرچند برخی مطالعات ژنتیکی نشان میدهد تحرکات تاریخی جمعیت الزاماً به تغییرات معنادار در ساختار ژنتیکی منجر نشدهاند (Harutyunyan & Khudoyan, 2009)، اما پیامدهای اجتماعی این جابهجاییها برای خانواده-از حیث انسجام، مراقبت و انتقال سرمایه فرهنگی-عمیق و قابلملاحظه است.
یکی از پیامدهای مستقیم مهاجرتهای کاری/اجباری، افزایش خطر «گسست مراقبتی» در خانواده است. غیبت والدین-بهویژه پدران مهاجر-میتواند به پدیدهای نزدیک به «یتیمی اجتماعی» بینجامد؛ وضعیتی که در آن کودکان علیرغم زنده بودن والدین، از مراقبت مستقیم و حضور روزمره محروم میشوند و این امر بر مسیرهای رشد، انتقال سرمایه فرهنگی و انسجام خانوادگی اثر میگذارد. همزمان، سالمندشدن جمعیت و فاصلهگیری جغرافیایی شبکههای خویشاوندی، نظام حمایت غیررسمی خانواده را تضعیف میکند. دادههای بانک جهانی نشان میدهد سهم جمعیت ۶۵ سال و بالاتر در ارمنستان در سالهای اخیر رو به افزایش بوده است. در سطح فضایی نیز، پژوهشهای جغرافیای انسانی درباره «قطبیشدن سرزمینی» در ارمنستان نشان میدهند الگوهای جابهجایی و کاهش/افزایش جمعیت در شهرها و مناطق مختلف یکسان نیست و این ناهمگونی فضایی میتواند فشار نامتقارنی بر خانوادهها ایجاد کند (از جمله تمرکز فرصتها در مراکز شهری و تضعیف ظرفیتهای حمایتی در پیرامون)
بنابراین، تحولات جمعیتی در ارمنستان را باید در پیوند با شهرنشینی و مهاجرت-بهویژه در شرایط شوکهای سیاسی-امنیتی-صورتبندی کرد. در این چارچوب، خانواده ارمنی با دو روند همزمان مواجه است: از یک سو کاهش باروری و افزایش اهمیت انتخابهای فردی در تشکیل خانواده، و از سوی دیگر افزایش فشارهای مهاجرتی و فضایی که به پراکندگی نسلها و پیچیدهتر شدن کارکردهای حمایتی خانواده میانجامد. این وضعیت، زمینه شکلگیری الگوهای متنوعتری از خانواده (از جمله خانوادههای فراملی و خانوارهای آسیبپذیرتر در برابر شوکهای اقتصادی–اجتماعی) را فراهم میکند و ضرورت بازنگری در سازوکارهای حمایتی و سیاستهای اجتماعی را برجسته میسازد.
تأثیر فرهنگ غرب و جهانیشدن هنجاری بر خانوادههای ارمنی و چالشهای ناشی از آن
نفوذ «فرهنگ غرب» در جامعه ارمنی را میتوان دقیقتر بهعنوان فرآیند جهانیشدن هنجاری و «انتقال نرمِ ارزشها» فهم کرد؛ فرآیندی که از مسیر رسانهها، آموزش، تماسهای فرامرزی، برنامههای همکاری با نهادهای بینالمللی و پیوندهای دیاسپورایی عمل میکند. در این چارچوب، تغییرات معمولاً بهصورت جایگزینی کامل ارزشها رخ نمیدهد، بلکه به شکل بازآرایی تدریجی نگرشها درباره نقشهای جنسیتی، سبک زندگی، و ارزشهای تربیتی ظاهر میشود. شواهد پیمایشی مرتبط با World Values Survey در ارمنستان نشان میدهد برخی ارزشهای تربیتی مانند «مدارا و احترام نسبت به دیگران» در میان زنان و در برخی گروهها برجستهتر گزارش میشود؛ الگویی که میتواند با گرایشهای مدرنتر در جامعهپذیری خانوادگی همراستا تلقی شود.
بااینحال، جهانیشدن هنجاری در ارمنستان پدیدهای بیهزینه نیست و میتواند به قطبیشدن ارزشی پیرامون خانواده منجر شود؛ یعنی همانقدر که برخی گروهها از فرصتهای جدید (آموزش، مشارکت اجتماعی، و افزایش اختیار فردی) استقبال میکنند، برخی دیگر این تغییرات را تهدیدی برای انسجام خانواده و هویت فرهنگی میبینند. یکی از میدانهای اصلی این تنش، سیاستها و گفتمانهای مرتبط با جنسیت و حفاظت از خانواده است؛ بهویژه آنجا که استانداردهای اروپایی در حوزه پیشگیری از خشونت خانگی و حمایت از قربانیان وارد دستورکار میشود. مناقشات داخلی پیرامون کنوانسیون استانبول نمونهای روشن از این دوگانگی است: از یک سو چارچوب حقوقیِ ضدخشونت و از سوی دیگر نگرانیهای هویتی/هنجاری درباره پیامدهای فرهنگی آن. بر اساس گزارش رسمی شورای اروپا (۲۰۲۵)، ارمنستان کنوانسیون را در ۲۰ ژانویه ۲۰۱۸ امضا کرده اما هنوز تصویب نکرده و در عین حال در مسیر همسوسازی قانونی و نهادی گامهایی برداشته است؛ امری که نشان میدهد موضوع، صرفاً «فنی-حقوقی» نیست و عمق منازعه اجتماعی-هنجاری دارد.
از منظر نهادی، پیوند با برنامههای منطقهای و بینالمللی میتواند به تقویت چارچوبهای سیاستگذاری در حوزه جنسیت و خانواده بینجامد، اما همین روند ممکن است در فضای عمومی بهصورت «تحمیل بیرونی» بازنمایی شود و واکنش محافظهکارانه تولید کند. برای نمونه، «پروفایل جنسیتی ارمنستان ۲۰۲۴» (EU4Gender Helpdesk) گزارش میکند که ارمنستان در سال ۲۰۲۳ «راهبرد برابری جنسیتی و برنامه اقدام ۲۰۲۴–۲۰۲۸» را تصویب کرده است؛ این نوع سیاستگذاریها معمولاً در تقاطعِ مطالبات مدرنسازی، تعهدات بینالمللی و حساسیتهای فرهنگی قرار میگیرند و در نتیجه میتوانند هم ظرفیت اصلاح نهادی ایجاد کنند و هم به قطبیسازی کمک کنند-بسته به اینکه چگونه در افکار عمومی توضیح داده و اجرا شوند.
افزون بر این، دیاسپورا و شبکههای مهاجرتی نقش کلیدی در انتقال نرم هنجارها ایفا میکنند؛ انتقالی که صرفاً اقتصادی نیست و میتواند حتی فرهنگی نیز محسوب شود. پژوهش Galstyan (2024) در نشریه Diaspora دقیقاً به پیچیدگی مبادلات اجتماعی-سیاسی-فرهنگی میان مهاجران ارمنی و جامعه مبدأ میپردازد و نشان میدهد چگونه انتقال تجربه زیسته، ارزشها و سبکهای کنش اجتماعی میتواند در کنار انتقال منابع مالی عمل کند. همزمان، ادبیات مربوط به پیامدهای حواله های ارزی بر خانوادهها در ارمنستان نشان میدهد مهاجرت کاری میتواند هم «حمایت مالی» ایجاد کند و هم هزینههای اجتماعی–روانی و تنشهای بینفردی در خانواده به همراه بیاورد—که در نهایت میتواند بر نقشها، اقتدار و سبک فرزندپروری اثرگذار باشد.
در مجموع، چالش اصلی را نباید با برچسب کلی «غربیشدن» توضیح داد؛ صورتبندی دقیقتر این است: مدیریت تعارض میان سازگاریهای مدرن و استمرار هنجارهای سنتی در سطح خانواده و سیاستگذاری عمومی. در سطح خرد، این تعارض معمولاً به شکل شکاف نسلی در نگرش به ازدواج، استقلال فردی، و نقشهای خانوادگی بروز میکند؛ و در سطح کلان، به شکل منازعه بر سر چارچوبهای حقوقی-فرهنگی و «تعریف مشروع از خانواده» ظاهر میشود. همین وضعیت، اهمیت رویکردهای سیاستیِ حساس به فرهنگ را برجسته میکند: سیاستهایی که هم بتوانند از خانواده در برابر آسیبهای واقعی (مثل خشونت خانگی و فرسایش شبکههای حمایتی) حمایت کنند و هم از تبدیل اصلاحات اجتماعی به منبع قطبیسازی پایدار جلوگیری نمایند.
نتیجهگیری
تحول خانوادههای ارمنی را باید حاصل برهمکنش پیچیده شهرنشینی، تغییرات هنجاری و تحولات جمعیتی دانست؛ برهمکنشی که هم در سطح سازمان خانواده (از نظر الگوی سکونت و اقتصاد خانوار) و هم در سطح روابط قدرت و ارزشها (بهویژه در حوزه جنسیت و بیننسلی) اثرگذار بوده است. شهرنشینی، بهویژه در کانونهایی چون ایروان، با محدودیتهای فضایی مسکن، گسترش آپارتماننشینی و اتکای روزافزون به کار مزدی، امکان استمرار شکل سنتی «گردستان» را کاهش داده و در نتیجه به تثبیت نسبی خانواده هستهای در مناطق شهری انجامیده است. با این حال، این گذار یکدست و خطی نبوده و بسته به زمینههای روستایی/شهری و ظرفیت شبکههای خویشاوندی، اشکال تعدیلشدهای از خانواده گسترده و کارکردهای حمایتی آن در برخی فضاها همچنان تداوم یافته است.
در سطح هنجاری و جنسیتی، یافتهها نشان میدهد شهرنشینی و توسعه فرصتهای آموزشی–شغلی، مشارکت زنان را افزایش داده و برخی الگوهای سنتی تقسیم کار جنسیتی را به چالش کشیده است؛ اما این تغییر به معنای دگرگونی کامل نظام اقتدار و کار مراقبتی درون خانواده نیست. شواهد سیاستی و پیمایشی نشان میدهد بارِ کار مراقبتیِ بدون مزد همچنان به شکل نامتوازن بر دوش زنان قرار دارد و کلیشههای جنسیتی میتواند به بازتولید نابرابری در قالبهای جدید منجر شود. در کنار این، تغییرات هنجاری در حوزه ازدواج و انتخاب همسر-همراه با افزایش وزن انتخاب فردی و تفاوتهای نسلی-نشان میدهد خانواده ارمنی در مسیر بازآرایی ارزشها و قواعد درونی است، نه در مسیر حذف کامل سنتها یا تثبیت کامل آنها.
در سطح جمعیتی، کاهش باروری، مهاجرتهای درونزا و برونزا، سالمندشدن جمعیت و شوکهای ناشی از جابهجاییهای اجباری، الگوهای خانواده را پیچیدهتر کرده و بر ظرفیت شبکههای حمایتی فشار وارد آورده است. دادههای بینالمللی از استمرار باروری پایینتر از سطح جایگزینی حکایت دارد و همزمان، رخدادهای مرتبط با جابهجاییهای اجباری-بهویژه موج ورود گسترده آوارگان از آرتساخ در ۲۰۲۳-میتواند به شکلگیری یا تشدید الگوهای «خانوادههای فراملی» و پراکندگی نسلها دامن بزند. این روندها، در کنار قطبیشدن فضایی و تمرکز فرصتهای اقتصادی در شهرها، فشار مضاعفی بر خانوادهها وارد میکند و خطر فرسایش پشتیبانیهای غیررسمی در مراقبت از کودکان و سالمندان را افزایش میدهد.
از این منظر، تحولات مشاهدهشده بیش از آنکه نشانه «فروپاشی» خانواده ارمنی باشند، بیانگر نوعی سازگاری تطبیقی با شرایط مادی، فضایی و اقتصادی جدید هستند. با این حال، سازگاری تطبیقی الزاماً به معنای کاهش آسیبپذیری نیست: بازتولید عناصر پدرسالارانه در قالبهای نو، فشار مراقبتی بر زنان، و شکنندگی شبکههای حمایتی در اثر مهاجرت و سالمندشدن، میتواند کانونهای جدیدی از تنش و نابرابری تولید کند.
بنابراین، پیامد سیاستیِ کلیدی آن است که سیاستگذاری اجتماعی، جمعیتی و فرهنگی در ارمنستان باید بر مبنای درک این پویاییهای چندلایه طراحی شود. مداخلات مؤثر، نیازمند ترکیبی از حمایتهای مسکن و رفاه شهری (برای کاهش فشارهای فضایی بر همزیستی و مراقبت)، سیاستهای خانوادهمحور در بازار کار (برای مدیریت تعارض کار-خانواده و کاهش فقر زمانی زنان)، و تقویت سازوکارهای حمایت از کودکان و سالمندان در شرایط پراکندگی جغرافیایی خانوادههاست. افزون بر این، در سطح هنجاری، مدیریت تعارض میان مدرنسازی و استمرار ارزشهای سنتی باید بهگونهای صورت گیرد که هم از خانواده در برابر آسیبهای واقعی-مانند خشونت خانگی-حمایت شود و هم سیاستها به منبع قطبیسازی پایدار تبدیل نشوند.
فهرست منابع
- Conrad, H., & Fehlings, S. (2023).
The transformation of green zones in Yerevan, Armenia: Domestication of nature, times of ruination and the idea of “new hanging gardens”.
Global Environment, 16(2) , 205–226.
https://www.liverpooluniversitypress.co.uk/doi/10.3197/ge.2023.160205 - Ghambaryan, G., Mkhitaryan, V., & Ayriyants, A. (2023).
The problem of territorial polarization in Armenia.
Bollettino della Società Geografica Italiana.
https://bsgi.it/index.php/bsgi/article/view/7586 - Harutyunyan, A., & Khudoyan, A. (2009).
Patrilocality and recent migrations have little impact on shaping patterns of genetic structure of the Armenian population.
Russian Journal of Genetics, 45(8) , 1001–1008.
https://link.springer.com/article/10.1134/S1022795409080146 - Ivanyan, A. (2024).
Home beyond borders: Anthropological insights into the forced displacement of Artsakhi Armenians.
ResearchGate Working Paper.
https://www.researchgate.net/publication/383910515_Home_beyond_Borders_Anthropological_Insights_into_the_Forced_Displacement_of_Artsakhi_Armenians - Libaridian, G. J. (2011).
Modern Armenia: People, nation, state. Transaction Publishers.
https://books.google.com/books?id=ZNyKALLaiJoC - Platz, S. (2000).
The shape of national time: Daily life, history, and identity during Armenia’s transition.
In D. Berdahl, M. Bunzl, & M. Lampland (Eds.), Altered States.
University of Michigan Press.
https://books.google.com/books?id=SWDmAy_FQBgC
شهرنشینی، خانواده و ساختار خویشاوندی
- Alford, D. (2023).
Kin and culture: Clan, household and family formation in late antique Armenia.
Oxford University Research Archive.
https://ora.ox.ac.uk/objects/uuid:80ba35a2-4ef9-4047-a594-912086924221 - Kirkland, J. R. (1984).
Modernization of family values and norms among Armenians in Sydney.
Journal of Comparative Family Studies, 15(3) , 355–372.
https://utpjournals.press/doi/10.3138/jcfs.15.3.355
جنسیت، خانواده و سیاستهای اجتماعی
- CRRC Armenia. (2022).
World Values Survey Armenia: Gender attitudes analysis.
https://crrc.am/en/research/world-values-survey-armenia/ - UNFPA Armenia. (2021).
Gender equality and unpaid care work in Armenia.
https://armenia.unfpa.org/en/publications - EU4Gender Helpdesk. (2024).
Country gender profile: Armenia.
https://eige.europa.eu/gender-mainstreaming/countries/armenia
جمعیت، مهاجرت و خانوادههای فراملی
- World Bank. (2023).
World Development Indicators – Armenia.
https://data.worldbank.org/country/armenia - UNHCR. (2023).
Armenia emergency response to displacement from Nagorno-Karabakh.
https://www.unhcr.org/armenia-emergency - Galstyan, N. (2024).
Cultural and social remittances in Armenian migration.
Diaspora: A Journal of Transnational Studies, 26(1) , 77–98.
https://www.jstor.org/stable/48675234
هنجارها، غربگرایی و منازعات فرهنگی
- Council of Europe. (2025).
Armenia and the Istanbul Convention: Status and legal alignment.
https://www.coe.int/en/web/istanbul-convention/armenia - Berdahl, D., Bunzl, M., & Lampland, M. (Eds.). (2000).
Altered States: Ethnographies of transition in Eastern Europe and the former Soviet Union.
University of Michigan Press.
https://books.google.com/books?id=SWDmAy_FQBgC
نظر شما