تردیدی وجود ندارد که اوضاع اقتصادی، سیاسی و آزادیهای اجتماعی در ایران مطلوب نیست و فشارهای معیشتی و اجتماعی، زندگی بخش بزرگی از مردم را دشوار کرده است. این واقعیت انکارناپذیر است؛ اما در عین حال، تجربههای تاریخی نشان داده که تخریب، خشونت و آسیب رساندن به اماکن عمومی و زیرساختهای کشور نهتنها راهی بهسوی بهبود نمیگشاید، بلکه هزینههای سنگینتری بر دوش مردم و آینده این کشور تحمیل میکند و مسیر اصلاح را پیچیدهتر و پرخطرتر میسازد. سخن گفتن از آزادی، حمایت از مردم و دفاع از حقوق بشر، سالهاست به بخش ثابتی از ادبیات سیاسی آمریکا تبدیل شده است؛ اما تجربه ملتهای مختلف نشان میدهد که میان این شعارها و واقعیت میدانی، شکافی عمیق وجود دارد. مردم افغانستان نمونهای آشکار از این حقیقت هستند؛ مردمی که نزدیک به ۲۰ سال فریب وعدههای پرزرقوبرق آمریکا را خوردند، اما در نهایت با کشوری ویران، اقتصادی فروپاشیده، میلیونها آواره، گرسنگی گسترده و آیندهای مبهم رها شدند. واقعیت این است که در سیاست خارجی آمریکا، جان انسانها و سرنوشت ملتها در اولویت نیست؛ منافع راهبردی و اقتصادی حرف آخر را میزند. هرجا این منافع تأمین شود، حمایت ادامه مییابد و هرجا هزینهها بالا برود، عقبنشینی صورت میگیرد؛ بیآنکه سرنوشت مردم اهمیتی داشته باشد. نگاهی به سرنوشت لیبی، عراق، افغانستان، سوریه و لبنان بهروشنی نشان میدهد که مداخلههای خارجی، حتی اگر با شعار «نجات مردم» آغاز شوند، اغلب به بیثباتی، جنگ داخلی، فروپاشی ساختارهای ملی و سالها رنج و عقبماندگی منجر شدهاند. این کشورها امروز شاهد آن هستند که وعدههای خارجی نهتنها مشکلات را حل نکرد، بلکه بحرانهای عمیقتری را بر آنان تحمیل کرد.
در عین حال؛ دادخواهی، مطالبه حقوق قانونی و اصلاحات، حق مسلم مردم ایران است و این حق نباید نادیده گرفته شود؛ اما تجربه تاریخی نشان میدهد که تخریب، خشونت و درگیری با نیروهای دولتی، نه راهحل مشکلات است و نه کمکی به بهبود وضعیت میکند؛ بلکه میتواند آینده این کشور را با آسیبهایی جدی و جبرانناپذیر مواجه سازد. از سوی دیگر، مسئولیت مهمی نیز بر دوش سران و تصمیمگیران کشور ایران قرار دارد. خویشتنداری، شنیدن صدای مردم، پرهیز از برخوردهای تنشزا و حرکت واقعی بهسوی اصلاحات ساختاری، اقتصادی و اجتماعی، میتواند جامعه را به سمت آرامش و رضایتمندی هدایت کند. اعتماد عمومی تنها زمانی بازسازی میشود که مردم احساس کنند مطالباتشان دیده میشود و مسیر اصلاح از درون کشور و با ارادهای واقعی در حال شکلگیری است. جمعبندی تجربههای منطقه روشن است:
هیچ قدرت خارجی دلسوز ملتها نیست. آینده کشورها نه با وعدههای بیرونی، بلکه با عقلانیت داخلی، اصلاحات تدریجی، گفتوگو، پرهیز از خشونت و مسئولیتپذیری همزمان حاکمان و مردم ساخته میشود. هوشیاری در برابر وعدههای فریبنده و درس گرفتن از سرنوشت تلخ دیگر ملتها، مهمترین سرمایه برای حفظ ثبات، استقلال و آینده ایران است.
منبع: خبرگزاری افق
لینک:
https://ufuqnews.com/archives/271900
نظر شما