قوم اعوان یکی از اقوام شناختهشده و اثرگذار در تاریخ اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شبهقاره هند و بهویژه مناطق خیبرپختونخوا، پنجاب، کشمیر و بخشهایی از پاکستان امروزی است. نام این قوم در متون تاریخی، شجرهنامههای خانوادگی، روایتهای شفاهی و پژوهشهای معاصر بارها تکرار شده و همواره با مسئله نسب، خاستگاه و هویت تاریخی همراه بوده است.
در این چارچوب، قوم اعوان جایگاه ویژهای دارد. اعوانها هرچند هرگز بهطور رسمی مدعی خاستگاه پَتانی نبودهاند، اما بخش بزرگی از آنان دوزبانهاند و زبان پشتو در کنار دیگر زبانها در میانشان رواج دارد. افزون بر این، جمعیت قابل توجهی از اعوانها در سرزمینهای موسوم به «پَتانلَند» ساکن بودهاند و از دیرباز با پتانها و سرزمین پختونخوا پیوندهای عمیق اجتماعی و تاریخی داشتهاند.
از منظر تاریخی، برخی شاخهها و طوایف اعوان بهسبب ارتباط نزدیک و دیرینه با پتانها، در منابع کهن مورد توجه خاص قرار گرفتهاند. در آثار قدیمی شرقی مانند «مخزن افغانی»، «خلاصه الانساب»، «حیات افغانی»، «سولت افغانی»، «تواریخ خورشید جهان» و «تاریخ مرصع» و نیز در پژوهشهای نویسندگان غربی که بر پایه این تبارنامهها نگاشته شدهاند، به این قبایل اشاره شده است. این امر نشان میدهد که اعوانها، دستکم از منظر تاریخی–اجتماعی، بخشی از فضای فرهنگی و سیاسی پختونخوا محسوب میشدهاند.
تاریخ اعوان در بستر تحولات گستردهتر شبهقاره بررسی میشود؛ از دوران اولیه اسلام و شکلگیری هویتهای قومی–دینی گرفته تا دورههای سلطنتهای محلی، امپراتوری مغول، استعمار بریتانیا و نهایتاً شکلگیری دولت پاکستان. در کنار این سیر تاریخی، دیدگاههای مختلف درباره نسب اعوان، بهویژه انتساب علوی آنان، بهصورت یکپارچه و تحلیلی مطرح میشود.
تحولات، نام، ریشه و پراکندگی جغرافیایی قوم اعوان
واژه «اعوان» در روایتهای تاریخی و محلی بهصورتهای گوناگون تبیین شده است. برخی پژوهشگران بر این باورند که این نام از واژه «عون» گرفته شده و در گذر زمان، تحت تأثیر تحولات زبانی و اجتماعی، به شکل جمعی «اعوان» درآمده است. در سنتهای محلی، همانگونه که نامهای فردی به عناوین و نامهای قومی تبدیل شدهاند، نام عون نیز بهعنوان ریشه نام اعوان مطرح شده است.
در بررسی تاریخ اعوان، نمیتوان آنان را جدا از تحولات کلی شبهقاره مطالعه کرد. با گسترش اسلام در منطقه و شکلگیری حکومتهای اسلامی، اقوام مسلمان نقش مهمی در تثبیت نظم جدید ایفا کردند. اعوانها نیز در این چارچوب، بهعنوان قومی مسلمان، در ساختارهای نظامی، اداری و اجتماعی حضور یافتند.
در دورههای بعدی، بهویژه در عصر سلطنتهای محلی و سپس امپراتوری مغول، اعوانها در قالب زمینداران، سرداران محلی و نیروهای نظامی ایفای نقش کردند. این حضور، نهتنها به تقویت جایگاه اجتماعی آنان انجامید، بلکه موجب شد نام اعوان در حافظه تاریخی منطقه باقی بماند. بسیاری از خاندانهای اعوان در این دورهها بهعنوان حامیان نظم سیاسی یا مدافعان مناطق خود شناخته میشدند.
نسب و خاستگاه اعوان
یکی از محوریترین مباحث در تاریخ قوم اعوان، مسئله نسب و خاستگاه آنان است. در روایتهای شفاهی و مکتوب، بهطور گسترده این باور وجود دارد که اعوانها دارای نسب علوی هستند و خود را به خاندان حضرت علی کرمالله وجهه منتسب میدانند. این باور در میان بخش قابل توجهی از اعوان، بهعنوان عنصر اصلی هویت قومی پذیرفته شده است.
بر پایه برخی روایتها، اعوانها از نسل «قطب شاه» دانسته شدهاند که او را از نوادگان حضرت عباس بن علی معرفی میکنند؛ شخصیتی که گفته میشود در جریان یک لشکرکشی نظامی به خراسان آمده است. این روایت، هرچند در شماری از منابع متأخر بازتاب یافته، اما در کنار آن دیدگاههای تکمیلی و اصلاحی نیز ارائه شده است.
ملک فضلداد خان اعوان، از پژوهشگران و نویسندگان این حوزه، روایت سنتی خاستگاه اعوان را با اصلاحاتی مطرح میکند. بهنظر او، نیای دور اعوانها «عبدالله رسول میرزا» بوده است که او را از نوادگان حضرت علی میداند. بنا بر این روایت، در سده هشتم میلادی، خلیفه هارونالرشید وی را به فرماندهی سپاه مسلمانان در غور و خراسان منصوب کرد و عنوان «اعوان» را به او اعطا نمود. از آن پس، فرزندان و نوادگان او به این عنوان شناخته شدند و نام اعوان بهتدریج به نام قبیلهای آنان تبدیل شد.
این دیدگاه در پژوهشهای دانشگاهی نیز بازتاب یافته است. صبیحه شاهین، که این موضوع را در قالب پایاننامه کارشناسی ارشد خود بررسی کرده، این نظریه را قابل قبول دانسته، هرچند بهجای عبدالله رسول میرزا، قطب شاه را بهعنوان نیای اصلی اعوان معرفی میکند. بر اساس روایت او، قطب شاه در پی یورش مغولان به خراسان، همراه با گروهی اندک به شبهقاره پناه آورد و به دربار سلطان التتمش پیوست. بهگفته وی، بیشتر نوادگان او بعدها به «قطبشاهی اعوان» شهرت یافتند و این دیدگاه نزد اکثریت پژوهشگران مقبولتر واقع شده است.
در مقابل این روایتها، برخی نسبشناسان و محققان غربی همچون الکساندر کانینگهام، هریکشن کول و آرتور برندرث، منشأ عربی اعوان را مورد تردید قرار دادهاند. کانینگهام اعوانها را شاخهای از راجپوتها دانسته، در حالی که کول آنان را یا از جاتها یا از راجپوتها میشمارد و استدلال میکند که واژه «اعوان» در زبان سانسکریت به معنای «مدافع» یا «نگهبان» است و این عنوان بهسبب دفاع مؤثر آنان از دژها و قلمروهایشان به ایشان داده شده است. برندرث نیز نظری متفاوت ارائه کرده و اعوانها را بازماندگان یونانیان باختری دانسته است.
با این حال، این دیدگاهها عمدتاً بر مبنای شباهتهای آوایی، ملاحظات جغرافیایی و قرائن ظاهری شکل گرفته و فاقد تأیید در سنتهای شفاهی و شجرهنامههای مورد قبول بزرگان اعوان بودهاند. به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران این نظریهها را در حد فرضیههایی غیرقطعی ارزیابی کردهاند.
در برابر این دیدگاهها، پژوهشگرانی چون اس. دورنینگ تصریح کردهاند که اعوانها از نظر قومی با جاتها و راجپوتها متمایز هستند و بدین ترتیب، نظریههای فوق را رد کردهاند. همچنین جان هنری هاتن درباره اعوانها مینویسد که آنان قومی کاملاً مسلماناند و به احتمال زیاد از نوادگان برخی از مهاجمان مسلمان سده دهم میلادی یا حتی پیش از آن هستند.
افزون بر این، جایگاه اعوانها در ساختار نظامی پاکستان نیز بهعنوان یکی از شاخصهای هویت تاریخی آنان مورد توجه قرار گرفته است. گزارشهای متعدد نشان میدهد که قوم اعوان یکی از پرشمارترین قبایل جذبشده در ارتش پاکستان بوده و افراد بسیاری از این قوم به ردههای عالی نظامی دست یافتهاند. بهگفته برخی پژوهشگران غربی، اعوانها از جمله قبایلی هستند که بیشترین سهم را در ساختار ارتش پاکستان داشتهاند.

در نهایت، باید به این نکته نیز اشاره کرد که شماری از طوایف اعوان، بهویژه آنهایی که پس از تقسیم هند از پنجاب شرقی به پاکستان مهاجرت کردند، عنوان «علوی» یا «علوی اعوان» را برگزیدهاند؛ هرچند همه کسانی که خود را علوی مینامند، الزاماً از قوم اعوان نیستند. این امر بار دیگر نشاندهنده پیچیدگی و چندلایگی هویتهای نسبی و قومی در شبهقاره است.
با این حال، درباره مسیر دقیق این انتساب، دیدگاههای مختلفی مطرح شده است. برخی روایتها، اعوان را از نسل حضرت عباس بن علی میدانند، در حالی که روایت غالبتر، آنان را به محمد بن حنفیه، فرزند حضرت علی کرمالله وجهه، منتسب میکند. این اختلاف نظرها، زمینهساز شکلگیری مباحث گسترده در میان مورخان و نسبشناسان شده است.
محمد بن حنفیه و روایت غالب نسب اعوان

در بسیاری از شجرهنامههای خانوادگی اعوان، نام محمد بن حنفیه بهعنوان حلقه اصلی اتصال نسبی دیده میشود. محمد بن حنفیه، بهعنوان یکی از فرزندان حضرت علی، جایگاه ویژهای در تاریخ اسلامی دارد و انتساب به او، برای بسیاری از خاندانها بهمعنای پیوند مستقیم با خاندان علوی است.
روایت انتساب اعوان به محمد بن حنفیه، در طول زمان توسط بزرگان این قوم تقویت شده و در شجرهنامههای مکتوب ثبت شده است. خاندانهایی چون نوابهای کالاباغ، که در تاریخ سیاسی و اجتماعی منطقه نقش مهمی داشتهاند، شجره نسب خود را به محمد بن حنفیه میرسانند و از این طریق، هویت علوی اعوان را برجسته میسازند.
انتساب به حضرت عباس بن علی

در کنار روایت غالب، دیدگاهی نیز وجود دارد که اعوانها را از نسل حضرت عباس بن علی میداند. این دیدگاه، هرچند در برخی متون متأخر مطرح شده، اما در منابع کهن عربی و آثار نسابههای اولیه بازتاب گستردهای ندارد. همین امر موجب شده است که بسیاری از پژوهشگران معاصر، این انتساب را فاقد پشتوانه تاریخی کافی بدانند.
بحث پیرامون این دو دیدگاه، نشاندهنده پیچیدگی علم انساب و تأثیر عوامل اجتماعی و هویتی در شکلگیری روایتهای نسبشناختی است. در مورد اعوان نیز، بهنظر میرسد روایت انتساب به محمد بن حنفیه از انسجام تاریخی و پذیرش اجتماعی بیشتری برخوردار بوده است.

اعوان در دوره استعمار بریتانیا
با ورود استعمار بریتانیا به شبهقاره هند، ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی منطقه دستخوش تغییرات بنیادین شد. در این دوره، بسیاری از اقوام محلی ناگزیر شدند خود را با نظم جدید استعماری تطبیق دهند. قوم اعوان نیز از این قاعده مستثنا نبود و در چارچوب ساختارهای نوین اداری، نظامی و اقتصادی جایگاهی برای خود تعریف کرد.
در دوره استعمار، بریتانیا برای اداره مؤثر مناطق وسیع پنجاب و شمال هند، به همکاری نخبگان محلی و زمینداران متکی بود. اعوانها که پیشتر نیز در ساختارهای محلی قدرت نقش داشتند، در این دوره بهعنوان زمینداران، مأموران محلی و گاه نیروهای نظامی مورد توجه قرار گرفتند. این همکاری، اگرچه گاه با منافع متقابل همراه بود، اما به تثبیت جایگاه اجتماعی اعوان در نظم جدید انجامید.

قرن بیستم، دورهای سرنوشتساز در تاریخ شبهقاره بود. جنبشهای استقلالطلبانه، شکلگیری هویتهای ملی و نهایتاً تقسیم هند و تشکیل پاکستان، ساختارهای اجتماعی و سیاسی را دگرگون کرد. در این تحولات، اعوانها نیز همانند دیگر اقوام مسلمان، نقش فعالی ایفا کردند.
بسیاری از اعضای قوم اعوان در جنبشهای سیاسی مسلمانان حضور داشتند و از ایده تشکیل کشوری مستقل برای مسلمانان حمایت کردند. پس از تشکیل پاکستان، اعوانها در سطوح مختلف سیاسی، اداری و نظامی کشور جدید به فعالیت پرداختند و برخی از آنان به مناصب مهم دولتی دست یافتند. این حضور، به تقویت هویت ملی آنان در چارچوب دولت پاکستان انجامید.
ساختار اجتماعی و فرهنگی قوم اعوان
ساختار اجتماعی اعوان، همچون بسیاری از اقوام منطقه، بر پایه خانوادههای گسترده، پیوندهای خویشاوندی و احترام به بزرگان استوار است. شجرهنامهها در این ساختار نقش مهمی ایفا میکنند و بهعنوان ابزار حفظ حافظه تاریخی و هویت جمعی بهکار میروند.
از نظر فرهنگی، اعوانها در شکلگیری و تداوم سنتهای اسلامی و محلی نقش داشتهاند. آیینهای مذهبی، بزرگداشت اولیای دین و احترام به علما و مشایخ، جایگاه ویژهای در زندگی فرهنگی این قوم دارد. این عناصر فرهنگی، به انسجام اجتماعی اعوان کمک کرده و هویت مشترک آنان را تقویت نموده است.
یکی از ابعاد مهم هویت اعوان، پیوند آنان با سنتهای مذهبی و تصوف است. در تاریخ منطقه، شماری از شخصیتهای مذهبی و صوفی به قوم اعوان نسبت داده شدهاند و این امر به تقویت وجهه مذهبی این قوم انجامیده است. ارتباط با تصوف، نهتنها بعد معنوی، بلکه نقش اجتماعی مهمی نیز ایفا کرده و موجب گسترش نفوذ فرهنگی اعوان در مناطق مختلف شده است.
در دهههای اخیر، توجه به تاریخ و هویت اقوام محلی در پاکستان افزایش یافته است. در این میان، قوم اعوان نیز موضوع پژوهشهای متعددی قرار گرفته است. نهادهایی چون «اداره تحقیق الاعوان پاکستان» با گردآوری اسناد، شجرهنامهها و روایتهای تاریخی، تلاش کردهاند تصویری مستند از تاریخ اعوان ارائه دهند.
این پژوهشها، علاوه بر بازخوانی منابع قدیمی، به بررسی انتقادی روایتهای متأخر نیز پرداخته و کوشیدهاند با روشهای علمیتر، به پرسشهای مربوط به نسب و خاستگاه اعوان پاسخ دهند. فعالیت این نهادها نشاندهنده تداوم اهمیت مسئله هویت و تاریخ در میان اعوان است.
نخستین نکته برجسته در تاریخ اعوان، پیوند عمیق هویت آنان با مسئله نسب و خاستگاه علوی است. این پیوند، صرفاً یک ادعای تاریخی یا نسبنامهای نیست، بلکه عنصری هویتساز است که در شکلگیری خودآگاهی جمعی اعوان نقشی اساسی داشته است. باور به انتساب به خاندان حضرت علی کرمالله وجهه، بهویژه از طریق محمد بن حنفیه، در طول زمان بهعنوان روایت غالب پذیرفته شده و در شجرهنامهها، روایتهای شفاهی و پژوهشهای معاصر بازتاب یافته است.
در کنار این مسئله نسبشناختی، تاریخ اجتماعی اعوان نیز اهمیت ویژهای دارد. اعوانها در دورههای مختلف تاریخی، از حکومتهای محلی گرفته تا دوران امپراتوری مغول و سپس استعمار بریتانیا، همواره در ساختارهای قدرت محلی حضور داشتهاند. این حضور، گاه در قالب نقشهای نظامی و دفاعی و گاه در شکل زمینداری و مدیریت محلی بروز یافته است. چنین نقشی موجب شده است که اعوانها نهتنها تابع تحولات سیاسی باشند، بلکه در بسیاری از موارد، خود از عوامل شکلدهنده این تحولات محسوب شوند.
دوره استعمار بریتانیا نقطه عطف مهمی در تاریخ اعوان بهشمار میرود. در این دوره، ساختارهای سنتی قدرت با نظام اداری مدرن جایگزین شد و اقوام محلی ناگزیر به بازتعریف جایگاه خود شدند. اعوانها با بهرهگیری از موقعیت اجتماعی پیشین و شبکههای محلی خود، توانستند در چارچوب نظم استعماری نیز نقشآفرین باقی بمانند. این تجربه تاریخی، آنان را برای ورود به دوران دولت–ملت و جامعه مدرن آمادهتر ساخت.
پس از تشکیل پاکستان، اعوانها همچون دیگر اقوام مسلمان، وارد مرحله جدیدی از تاریخ خود شدند. در این مرحله، هویت قومی آنان در تعامل با هویت ملی پاکستان قرار گرفت. بسیاری از اعوانها در ساختارهای سیاسی، نظامی، اداری و آموزشی کشور جدید به فعالیت پرداختند و این امر به تثبیت جایگاه آنان در جامعه معاصر انجامید. در عین حال، حفظ پیوندهای قومی، شجرهنامهها و سنتهای فرهنگی نشان میدهد که هویت قومی اعوان در دل هویت ملی حل نشده، بلکه در کنار آن تداوم یافته است.
بُعد فرهنگی و مذهبی تاریخ اعوان نیز نقش مهمی در ماندگاری این قوم داشته است. احترام به علما، مشایخ و شخصیتهای مذهبی، ارتباط با سنتهای تصوف و حضور در آیینهای دینی، به تقویت انسجام اجتماعی اعوان کمک کرده است. این عناصر فرهنگی، نهتنها به حفظ هویت درونی قوم انجامیده، بلکه جایگاه معنوی آنان را در میان دیگر جوامع منطقه نیز ارتقا داده است.
در مجموع، میتوان گفت که قوم اعوان نمونهای گویا از چگونگی شکلگیری و تداوم هویت قومی در بستر تحولات تاریخی است. پیوند نسبی با خاندان علوی، نقش فعال در تحولات سیاسی و اجتماعی، توانایی سازگاری با نظمهای گوناگون و حفظ سنتهای فرهنگی و مذهبی، همگی عواملی هستند که تاریخ اعوان را به روایتی چندبعدی و قابل تأمل تبدیل کردهاند.
نویسنده: ریاض احمد رضوی، خانه فرهنگ ایران در پیشاور
منابع:
تحقیق الاعوان تالیف ایم خواص خان گولره اعوان (1966) ص 156،
تاریخ الاعوان تالیف ملک شیرمحمداعوان آف کالاباغ،
تذکرۃ الاعوان تالیف ملک شیرمحمداعوان آف کالاباغ،
تاریخ علوی اعوان تالیف محبت حسین اعوان ایدیشن 1999 ص 347 و 752،
حقیقت الاعوان تالیف صوبیدارمحمدرفیق اعوان چکوال،
تحقیق الانساب جلداول تالیف محمدکریم خان اعوان،
تحقیق الانساب جلد دوم ص 224،
تاریخ قطب شاهی علوی اعوان تالیف محمدکریم خان اعوان سنگوله راولاکوت آزادکشمیروملک مشتاق الهی اعوان مردوآل وادی سون سکیسر ص 6،
مختصرتاریخ علوی اعوان، حیدر علوی، ص 4
تاریخ اعوان - آزاد دائرۃ المعارف، ویکیپیدیا
قطب شاهی اعوان - آزاد دائرۃ المعارف، ویکیپیدیا
https://www.nawaiwaqt.com.pk/11-Aug-2021/1396343
https://www.awans.com.pk/wp-content/uploads/2015/12/Tareekh-Tehqeeq-Awan-by-Shah-Dil-Awan.pdf
نظر شما