پس از حمله آمریکا به ونزوئلا و ربودن نیکلاس مادورو و همسرش، اکنون روشن شده است که هدف واقعی مداخله آمریکا در ونزوئلا نه مقابله با قاچاق مواد مخدر و برقراری دموکراسی، بلکه تسلط بر ذخایر نفتی این کشور بوده است. اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر اینکه اکنون مدیریت ونزوئلا را خود آمریکا بر عهده خواهد گرفت و بر نفت و درآمد آن تصمیمگیری خواهد شد، این تصور را ایجاد کرده که ترامپ عملاً رئیسجمهور موقت ونزوئلا خواهد بود. پیشتر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا گفته بود که ما به نفت ونزوئلا نیاز نداریم، اما نمیخواهیم رقبای ما از این نفت بهرهبرداری کنند. این اظهارات آشکارا نشان میدهد که هدف اصلی آمریکا از اقدامات خود علیه ونزوئلا، تصرف و کنترل ذخایر نفتی این کشور بوده است. توقیف دو کشتی روسی حامل نفت ونزوئلا نیز نشانه روشنی است که آمریکا نمیخواهد نفت این کشور به دست کشورهای رقیب برسد.
ونزوئلا بزرگترین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد؛ ذخایری بالغ بر ۳۰۳ میلیارد بشکه که ارزش آن بیش از ۲۲ تریلیون دلار برآورد شده است. بر اساس آمار اوپک، پس از ونزوئلا، عربستان سعودی با ۲۶۷ میلیون بشکه و ایران با ۲۰۸ میلیون بشکه در رتبههای بعدی قرار دارند. پیش از حمله آمریکا، ونزوئلا روزانه یک میلیون بشکه نفت تولید میکرد که ۸۰۰ هزار بشکه آن به چین صادر میشد؛ یعنی ۸۵ درصد صادرات نفتی این کشور، و درآمد سالانه آن از نفت بیش از ۱۸ میلیارد دلار بود. پس از ونزوئلا، تمرکز سیاست نفتی آمریکا به سمت ایران، سومین دارنده بزرگ ذخایر نفتی جهان، معطوف شده است. دیدار بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل با رئیسجمهور آمریکا در واشنگتن و اظهارات ترامپ مبنی بر اینکه مردم ایران برای آزادی به آمریکا چشم دوختهاند، موجب تشدید اعتراضات در ایران شده و گمانهزنیها درباره احتمال مداخله نظامی آمریکا و تحقق رویای دیرینه تغییر رژیم افزایش یافته است. در صورت تحقق این سناریو، آمریکا نه تنها حکومت مورد علاقه خود را در ایران، یعنی رضا پهلوی را به قدرت خواهد رساند، بلکه بر ذخایر نفتی این کشور نیز مسلط خواهد شد. بدین ترتیب، آمریکا بر دو کشور بزرگ دارنده ذخایر نفتی جهان، یعنی ونزوئلا و ایران کنترل پیدا خواهد کرد.
تغییر رژیم در ایران، تهدیدی جدی برای پاکستان خواهد بود، زیرا حکومت احتمالی رضا پهلوی احتمالاً طرفدار اسرائیل و هند خواهد بود که میتواند امنیت ملی پاکستان را به خطر اندازد. در چارچوب سیاستهای نفتی، آمریکا همچنین در اطراف عربستان، یمن و سومالی اقدام به محدود کردن مسیرهای تردد نفتکشها کرده است تا در صورت نیاز، جریان نفت به چین را مختل کند. واقعیت آشکار این است که تضعیف اقتصاد چین پس از به قدرت رسیدن ترامپ جزو اولویتهای او بوده است. پس از ناکامی در کاهش قدرت اقتصادی چین از طریق تعرفههای تجاری، آمریکا اکنون قصد دارد با کنترل عرضه جهانی نفت، رشد اقتصادی چین را مختل کند.
بر اساس تحلیل گران، در صورت موفقیت آمریکا، این کشور بیش از نیمی از ذخایر نفت جهان را تحت کنترل خواهد گرفت و تصمیم خواهد گرفت که چه کشورهایی به نفت دسترسی داشته باشند و بر کدام کشورها تحریم اعمال شود. با توجه به وابستگی اقتصاد چین به نفت، کنترل خطوط عرضه نفت توسط آمریکا تأثیرات گستردهای بر منطقه خواهد داشت که بر کسی پوشیده نیست. آمریکا در این سناریو، بدون شلیک حتی یک گلوله و بدون آغاز جنگ رسمی، قصد دارد اقتصاد و امنیت چین را تضعیف کند. وضعیت کنونی، صحنهای خطرناک در سیاست جهانی ایجاد کرده است، جایی که برای قدرتهای بزرگ، سلطه بر کشورهای ضعیف و منابع آنان دیگر امری غیرعادی نیست. این وضعیت تهدیدی جدی برای صلح جهانی است و جهان امروز در آستانه جنگ نفتی قرار دارد. اگرچه پیشتر گفته میشد جنگهای آینده بر سر آب خواهد بود، شرایط کنونی نشان میدهد که جنگهای آینده بر سر منابع نفت و انرژی خواهد بود؛ موضوعی که یقیناً جای تأمل و نگرانی دارد.[1]
منابع:
نظر شما