در جنگ با تروریسم، اولویت با پاکستان است
کشور در حال حاضر در نقطهای حساس ایستاده است؛ جایی که اختلافات سیاسی کنار گذاشته نمیشوند، اما بقا و حیات ملی از هر چیز مهمتر شده است. تروریسم بار دیگر سر برمیآورد و این مسئله صرف یک مشکل موقتی یا محلی نیست، بلکه یک کمپین سازمانیافته، هدفمند و با حمایت خارجی است که هدفش جمهوری پاکستان، اقتصاد، امنیت و آینده آن است. در چنین شرایطی، سوال این نیست که چه کسی در دولت است و چه کسی در اپوزیسیون، بلکه این است که آیا ما بهعنوان یک ملت در یک جبهه متحد ایستادهایم یا نه؟
بر اساس آخرین گزارشهای امنیتی، جنبههای مهمی آشکار شده است: پشت تروریسم در پاکستان، دستهای خارجی مستقیم و غیرمستقیم در کار است. از خاک هند و افغانستان به تروریسم کمک میشود. حادثه اخیر در اسلامآباد نیز بخشی از این زنجیره بود؛ مهاجم انتحاری هرچند پاکستانی بود، اما آموزشهایش در افغانستان انجام شده بود.
واقعیت تلخ این است که جوانان ما فریب داده میشوند، آموزش میبینند و سپس علیه خود ما پاکستان به کار گرفته میشوند. همچنین مشخص شد که عدم شکلگیری یک روایت ملی قوی علیه تروریسم، تا حدی نتیجه دخالت عناصر خارجی است که با تأمین مالی محیطی را ایجاد میکنند که موضعگیری روشن علیه تروریسم ضعیف شود. وقتی ملت دچار سردرگمی میشود و رسانهها و شبکههای اجتماعی روایتهای متضاد را منتشر میکنند، دشمن راحتتر به اهداف خود میرسد.بنابراین امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز است که یک روایت ملی متحد، شفاف و غیرمبهم علیه تروریسم شکل بگیرد.
دولت تصمیم خود را برای پایان دادن به تروریسم گرفته است. عملیات علیه عوامل خارجی در بلوچستان ادامه دارد و همین حین حملاتی توسط تروریستها صورت گرفته که نشان میدهد تلاشهایی برای خرابکاری در اجرای حاکمیت دولت در جریان است. تنها در سال ۲۰۲۵، ۷۵ هزار عملیات مبتنی بر اطلاعات (IBOs[1]) انجام شده که بیانگر فعالیت مستمر نهادهای امنیتی در همه جبهههاست.
گزارش CNN نیز نشان داده است که طالبان از مقادیر زیادی تسلیحات آمریکایی استفاده میکنند. نحوه رسیدن این تسلیحات به گروههای تروریستی و اهداف استفاده از آنها، موضوعی است که جامعه جهانی باید با جدیت بررسی کند. استفاده از خاک افغانستان علیه پاکستان بسیار نگرانکننده است، و مداخله پنهانی هند نیز پدیده جدیدی نیست.
در چنین شرایطی، سیاست باید محدوده خود را بشناسد. اختلاف نظر حق همه احزاب سیاسی است و بخشی از زیبایی دموکراسی به شمار میرود، اما در مقابله با تروریسم همه باید در یک جبهه متحد باشند. این موضوع محدود به دولت یا اپوزیسیون نیست، بلکه مسئله جمهوری پاکستان است.
بر اساس گزارش منابع امنیتی، همه احزاب و شخصیتها محترم شمرده میشوند و خصومت شخصی وجود ندارد. اگر دولت خیبر پختونخوا با فدرال همکاری کند، این همکاری به نفع هر دو خواهد بود، زیرا امنیت داخلی مسئولیتی مشترک است. اگر احزاب سیاسی روی عملکرد خود تمرکز کنند، جای خوشحالی دارد، اما اگر محور سیاست علیه استقرار دولت یا روایتهای مخالف کشور شود، این به زیان کل کشور خواهد بود. هرکس روایت ضد دولت بسازد، در واقع قدرت کشور را تضعیف میکند. نقد لازم است، اما سیاست مبتنی بر نفرت و تفرقه، روایت تروریستها را تقویت میکند.
تروریسم تنها گول و باروت نیست؛ این یک جنگ ایدئولوژیک نیز هست. اگر جوانان احساس محرومیت کنند، اگر حکومت شفاف و خوب عمل نکند، و اگر فاصله میان دولت و مردم ایجاد شود، دشمن از همین ضعفها بهره خواهد برد. بنابراین حکومت خوب، شفافیت، عدالت و رفع احساس محرومیت ستونهای اصلی مقابله با تروریسم هستند. عملیات نظامی تنها کافی نیست، اصلاحات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیز ضروریاند.
طرح اقدام ملی (NAP[2]) سالها پیش تدوین شد، اما اکنون زمان آن رسیده که همه بندهای آن بهطور کامل اجرا شود: اقدامات علیه سازمانهای ممنوعه، جلوگیری از محتوای نفرتانگیز، اصلاح مدارس دینی و مهار روایتهای افراطی نباید تنها روی کاغذ باقی بمانند. دولت باید در تمام سطوح اعمال قدرت کند. نقش رسانهها و شبکههای اجتماعی نیز بسیار مهم است. خبرنگاران باید با احساس مسئولیت ملی، روایت روشن و قوی علیه تروریسم ارائه دهند. آزادی مطبوعات پایه دموکراسی است، اما در مسائل امنیت ملی، مسئولیت و احتیاط ضروری است. انتشار اطلاعات غیرموثق یا حاشیهای نه تنها روایت دولت را تضعیف میکند، بلکه به پروپاگاندای دشمن نیز کمک میکند.
پاکستان از نظر جغرافیایی اهمیت استراتژیک دارد؛ از یک سو کوههای بلند هیمالیا و از سوی دیگر دریاهای عمیق. این موقعیت مزیت و هم چالش ایجاد میکند. در چنین شرایطی، اتحاد داخلی بزرگترین قدرت ماست. حوادثی مانند ۹ می نیز به ما آموخت که هیچ کس بالاتر از قانون نیست. هر کسی که علیه اموال دولت یا امنیت ملی اقدام کند، مطابق قانون پاسخگو خواهد بود. اجرای قانون همان پایهای است که یک دولت قوی بر آن بنا میشود.
در پایان، همان سوال مطرح است: آیا ما بهعنوان ملت در برابر تروریسم در یک جبهه هستیم؟ سیاست ادامه خواهد داشت، انتخابات برگزار میشود، نقد مطرح میشود، اما در برابر تروریسم هیچ ابهامی نباید وجود داشته باشد. باید مشخص کنیم که روایت ما تنها و تنها پاکستان است. نه منافع شخصی، نه ترجیحات حزبی؛ اولویت با پاکستان است. جنگ علیه تروریسم باید با همکاری همه انجام شود: ارتش، دولت، اپوزیسیون، رسانهها، جامعه مدنی و شهروندان عادی. اگر اختلافات سیاسی کنار گذاشته شوند، حکومت خوب برقرار شود، احساس محرومیت رفع شود و طرح اقدام ملی بهطور کامل اجرا گردد، هیچ دست خارجی نمیتواند ما را تضعیف کند. زمان آن است که اختلاف را دشمنی نسازیم، سیاست را نفرتآمیز نکنیم و دولت را موضوع مناقشه قرار ندهیم. یک صدا، یک عزم و یک جبهه متحد علیه تروریسم، تضمین امنیت و رفاه پاکستان است.
عنوان: در جنگ با تروریسم، اولویت با پاکستان است
[3]نویسنده: محمد عاصم نصیر
ترجمه: دکتر محمد عسکری
[4]منابع: روزنامه پاکستان
نظر شما