در پاکستان، هنرهای نمایشی غالباً نه بهسبب حمایت، بلکه بهواسطه اصرار و پافشاری زنده میمانند. تئاتر و سینما، بهویژه در فضاهای آموزشی، هنوز هم اغلب بهعنوان فعالیتهایی حاشیهای و مزاحمِ برنامههای درسی تلقی میشوند، نه بهمثابه کنشهایی جدیِ فکری و فرهنگی. با این حال، در جامعهای که از نااطمینانی اقتصادی، سلسلهمراتب اجتماعی و سکوتهای عاطفی شکل گرفته است، هنرهای نمایشی نقش آینهای ضروری را ایفا میکنند؛ آینهای که امکان طرح گفتوگوهای دشوار درباره طبقه، قدرت، جنسیت و بقا را فراهم میسازد.
برای دانشجویان، مشارکت در فعالیتهای خلاقانهای چون تئاتر و فیلمسازی، شکلی از آموزش انتقادی بهشمار میآید. این فضاها ذهنهای جوان را میآموزند تا واقعیتهای اجتماعی را دقیقتر مشاهده کنند، آنچه عادیسازی شده است را به پرسش بگیرند و تجربههای زیسته را با حساسیت روایت کنند. هنرهای نمایشی تفکر تحلیلی، کار گروهی و سواد عاطفی را پرورش میدهند؛ و مهمتر از همه، به دانشجویان اعتمادبهنفسِ سخن گفتن، مخالفت کردن و تصور بدیلها را میبخشند—مهارتی حیاتی در جامعهای که در آن همنوایی غالباً بیش از کنجکاوی پاداش میگیرد.
دانشگاه کامستس اسلامآباد نمونهای قابلتوجه است؛ نهادی که عمدتاً بهعنوان دانشگاهی علم و فناوریمحور شناخته میشود و ادبیات و هنرهای نمایشی معمولاً با هویت آن پیوندی ندارند. با این همه، از رهگذر «انجمن فیلم و تئاتر کامستس»، دانشجویان زیر نظر استادان راهنما فضایی برای روایتگری، اجرا و فیلم یافتهاند. این انجمن بهتدریج فرهنگی خلاق پرورانده است که در آن آثار دانشجویی با عمق و بلوغ، بازتابدهنده واقعیتهای اجتماعیاند.
فیلم کوتاه «قرض» تجلی روشن این تلاش خلاقانه است. این اثر با بودجهای تقریباً ناچیز، منابع محدود و بدون پشتوانه تجاری ساخته شده و اتکای اصلیاش بر تعهد و استعداد دانشجویان است. روایت فیلم فوری و از نظر عاطفی ریشهدار احساس میشود.
کارگردانی محمد بلال، تلاشی خلاقانه و منسجم را رقم میزند که هدفمند به نظر میرسد. در مرکز اثر، موسی شفیق با بازیای واقعگرا در نقش «جواد» میدرخشد و همزمان در هدایت فیلمنامه، آهنگسازی، ترانهها و زیرنویسها نیز مشارکت دارد؛ امری که به پروژه صدایی خلاقانه و یکپارچه میبخشد.
بازیگران به اثر اعتبار و توازن عاطفی میبخشند. مهید اظهار در نقش «اسد» شدت و خویشتنداری را توأمان عرضه میکند؛ در حالی که مهین اشتیاق در نقش «زارا» لنگر عاطفیِ ظریفی فراهم میآورد. عدنان حیدر با ایفای نقش «خالد» هسته دراماتیک فیلم را تکمیل میکند. فیلمنامه، نوشته احمد عباس، موجز و شخصیتمحور است و پشت صحنه نیز با حضور عباس بهعنوان دستیار کارگردان استحکام مییابد.
«قرض» که در دوران همهگیری کووید-۱۹ میگذرد، داستان خانوادهای از طبقه پایینِ متوسط را روایت میکند که در چرخهای از بدهی، بیماری و سازشهای اخلاقی گرفتار شدهاند. روایت با آزادی جواد از زندان آغاز میشود و بلافاصله تضادی میان حبس فردی و جامعهای که خود در بند قرنطینه و هراس است برقرار میسازد. مشاهده او مبنی بر اینکه گویی جهان در غیابش زندانی شده، لحن روایتی را میسازد که عمیقاً درگیر مفاهیم آزادی، عاملیت و بقاست.
در مرکز داستان، بارِ بدهی قرار دارد. زندانی شدن جواد نتیجه وام گرفتن برای حمایت از تحصیل خواهرش و درمان پزشکیِ خواهرزادهاش است—کنشهایی برآمده از مسئولیت، نه نیت مجرمانه. خیانت وامدهنده واقعیتی خشن را عیان میکند: در نظامهایی که فقر بر آنها سایه افکنده، اخلاق اغلب امتیازی لوکس است. برادر بزرگتر، اسد، بهعنوان تنها نانآور خانواده، در میان بیکاری و بیماری برای حفظ انسجام خانواده دستوپنجه نرم میکند.
یکی از وجوه اثرگذار فیلم، پرداخت آن به سکوت است—بهویژه سکوتی که بر زارا تحمیل میشود. با وجود نقش محوری او در فداکاریهای خانوادگی، بارها از تصمیمگیریها کنار گذاشته میشود. با آشکار شدن حقیقت، زارا خود را نه بهعنوان ناظری منفعل، بلکه بهمثابه عاملی فعال مطرح میکند که عاملیتِ سرکوبشدهاش مسیر روایت را مختل میسازد. اوج فیلم که به کنشی خشونتآمیز میانجامد، عمداً از داوریهای اخلاقیِ سادهانگارانه پرهیز میکند. حالات پایانی زارا—میان اندوه و عزم—تماشاگر را ناآرام میگذارد و او را به تأمل درباره گناه، عدالت و توانمندسازی فرامیخواند.
هرچند «قرض» از کاستیهای روایی خالی نیست، جاهطلبی عاطفی و جدیتِ مضمونی آن بر محدودیتها غلبه دارد. فیلم نه آسایش میبخشد و نه پایانی آرام ارائه میدهد؛ بلکه نشان میدهد فقر چگونه روابط را میفرساید و بدهی چگونه به شکلی از خشونت خاموش در درون خانواده بدل میشود.
اهمیت «قرض» تنها در داستان آن خلاصه نمیشود، بلکه در شرایط تولیدش نیز نهفته است. در کشوری که کار خلاق—بهویژه ابتکارات دانشجویی—بهسبب کمبود منابع مالی و محیطی عموماً نامساعد با دشواری روبهروست، چنین تلاشهایی شایسته دیدهشدناند. این فیلم نشان میدهد اگر فرصت فراهم شود، روایتهای معنادار راه خود را برای گفتهشدن خواهند یافت.
نظر شما