برابری جنسیتی و حقوق زنان در پاکستان

علما و دانشمندان اسلامی معتقدند که مفهوم برابری جنسیتی در اسلام مبتنی بر کرامت انسانی و عدالت الهی است. زن و مرد در حوزه‌های مربوط به خود، مسئولیت ‌های یکسانی در برابر خداوند دارند و اسلام به زنان در زمینه ‌های آموزش، ارث و ازدواج، حقوق برابری داده است، اما برابری جنسیتی به این معناست که زنان و مردان فرصت ‌های برابری برای ابراز استعدادهای خود و زندگی با عزت خود داشته باشند، نه اینکه وظایف کاری آنها یکسان باشد. هر کس در حوزه مربوط به خود از حقوق فردی و اجتماعی برخوردار است و این تقسیم ‌بندی به هیچ وجه به معنای نابرابری جنسیتی نیست. به عنوان مثال، تفاوت سهم ارث مردان از زنان یا تفاوت پوشش بدن آنها نباید خلاف برابری جنسیتی تلقی شود، بلکه الزام به رعایت آن در محدوده خود، در واقع برابری جنسیتی است.

   برابری جنسیتی و حقوق زنان از مهم‌ترین موضوعات اجتماعی، اخلاقی و انسانی در دنیای امروز به شمار می‌روند. پیشرفت، ثبات و شکوفایی هر جامعه به این بستگی دارد که تا چه اندازه زنان و مردان از حقوق، فرصت‌ها و احترام برابر برخوردار باشند. برابری جنسیتی به این معنا نیست که زن و مرد کاملاً یکسان هستند، بلکه مقصود آن است که هر دو بتوانند از فرصت‌های برابر برای بروز توانایی‌ها، رشد و داشتن یک زندگی با کرامت بهره‌مند شوند. متأسفانه در بسیاری از جوامع جهان هنوز زنان از حقوق اساسی خود محروم‌اند که این امر نه تنها به زیان زنان بلکه به ضرر کل جامعه است. منظور از برابری جنسیتی، وجود توازن و عدالت در حقوق، مسئولیت‌ها و فرصت‌ها میان زنان و مردان است. این مفهوم حوزه‌هایی مانند آموزش، بهداشت، اشتغال، سیاست، اقتصاد و زندگی اجتماعی را دربر می‌گیرد. برابری جنسیتی بر این اصل استوار است که زن و مرد هر دو اعضای برابر جامعه‌اند و بدون مشارکت هر دو، توسعه ممکن نیست. این دیدگاه با برتری‌طلبی یک جنس مخالف است و عدالت، برابری و کرامت انسانی را ترویج می‌کند.

از نظر تاریخی، زنان برای مدت طولانی از حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی محروم بوده‌اند. در جوامع باستانی، زنان ضعیف، تابع و حتی در حکم دارایی مردان تلقی می‌شدند. آنان از حق تحصیل، مالکیت، رأی دادن و مشارکت در تصمیم‌گیری محروم بودند. اما به مرور زمان، زنان برای دستیابی به حقوق خود مبارزه کردند. در قرن نوزدهم و بیستم، جنبش‌های زنان در سراسر جهان شکل گرفت و در نتیجه آن، زنان به حق رأی، آموزش و فرصت‌های شغلی دست یافتند. اسلام چهارده قرن پیش حقوقی را برای زنان مقرر کرد که در آن زمان در هیچ نظام دیگری وجود نداشت. در اسلام به زن عزت، احترام داده شد و از او حمایت کرد. حقوقی مانند ارث، رضایت در ازدواج، آموزش، مالکیت دارایی و جایگاه اجتماعی به‌طور روشن برای زنان تعیین شده است. آموزش، پایه اصلی حقوق زنان است. زن تحصیل‌کرده نه تنها آگاه و مستقل می‌شود، بلکه در تربیت خانواده و جامعه نیز نقش مهمی ایفا می‌کند. با این حال، در برخی مناطق کشور ما هنوز دختران از تحصیل محروم می‌مانند. فقر، فشارهای اجتماعی، ازدواج زودهنگام و نگرش‌های سنتی از موانع بزرگ آموزش دختران است. برای تحقق برابری جنسیتی، لازم است فرصت‌های آموزشی برابر برای دختران و پسران فراهم شود.

توانمندسازی اقتصادی زنان نقش کلیدی در دستیابی به برابری جنسیتی دارد. زمانی که زنان به فرصت‌های شغلی، دستمزد برابر و به فعالیت های اقتصادی دسترسی داشته باشند، مستقل‌تر می‌شوند و اقتصاد جامعه نیز تقویت می‌گردد. علاوه بر این، آزار و ناامنی در محیط کار از مشکلات جدی زنان است که حل آن نیازمند قوانین مؤثر و اجرای قاطع آن‌هاست. در هر جامعه دموکراتیک، مشارکت سیاسی زنان بسیار ضروری است. هنگامی که زنان در پارلمان، شوراهای محلی و نهادهای تصمیم‌گیر حضور داشته باشند، می‌توانند مسائل زنان و کودکان را بهتر مطرح و پیگیری کنند. هرچند میزان مشارکت زنان در کشور ما رو به افزایش است، اما هنوز تعداد آنان در عرصه سیاست نسبت به مردان کمتر است. برای تحقق برابری جنسیتی باید فرصت‌ و امنیت لازم برای حضور زنان در سیاست فراهم شود.

خشونت خانگی و ستم مبتنی بر جنسیت نیز از موانع جدی در مسیر حقوق زنان است. خشونت جسمی، روانی و اقتصادی به سلامت و اعتمادبه‌نفس زنان به شدت آسیب می‌زند. بسیاری از زنان به دلیل فشار اجتماعی، ترس از بدنامی و ضعف سازوکارهای قانونی سکوت می‌کنند. برای حل این مشکل، افزایش آگاهی اجتماعی، قوانین محکم و اجرای سریع عدالت ضروری است. رسانه‌ها نیز می‌توانند نقش مهمی در ترویج برابری جنسیتی ایفا کنند. نمایش الگوهای مثبت، برجسته کردن موفقیت‌های زنان و مقابله با تبعیض جنسیتی می‌تواند نگرش جامعه را تغییر دهد. در مقابل، اگر رسانه زن را صرفاً به عنوان یک شیء یا موجودی ضعیف نشان دهد، آثار منفی به دنبال خواهد داشت. رسانه مسئول می‌تواند پایه‌گذار جامعه‌ای عادلانه و متعادل باشد.

واقعیت این است که در کشور ما قوانین و مقرراتی برای حمایت از حقوق زنان وجود دارد، اما در عمل نابرابری جنسیتی همچنان یک چالش بزرگ است. زنان در دسترسی به آموزش، بهداشت، اشتغال و عدالت با دشواری‌ روبه‌رو هستند. با این حال، افزایش حضور زنان در آموزش، سیاست و مشاغل حرفه‌ای در سال‌های اخیر نشانه‌ای امیدبخش است. لازم است قوانین به‌طور جدی اجرا شود و نگرش‌های اجتماعی نیز تغییر یابد. برابری جنسیتی و حقوق زنان مسئله یک گروه یا یک جنس نیست، بلکه با بهبود کل جامعه پیوند دارد. هنگامی که زنان به حقوق شایسته خود دست یابند، جامعه پیشرفت می‌کند، فقر کاهش می‌یابد و نظام عدالت تقویت می‌شود. ما باید به عنوان فرد و جامعه درک کنیم که توانمندسازی زنان در واقع توانمندسازی کل جامعه است. تنها از طریق آموزش، قانون، آگاهی و نگرش‌های مثبت می‌توان جامعه‌ای ساخت که در آن زن و مرد با عزت، عدالت و برابری زندگی کنند.[1]

منابع:

کد خبر 26232

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 11 =