مقالات و مطالب ارائه شده در سمینار «زن، فرهنگ دینی و جهان نوین»

به مناسبت روز جهانی زن، نشست «زن، فرهنگ دینی و جهان نوین»به میزبانی انجمن"زنان خلاق و فعال" صربستان و همکاری رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در صربستان و انجمن زنان سوسیالیست در تاریخ 7 مارس 2023 برابر 17 اسفند 1402 درکتابخانه شهر بلگراد برگزار شد.

در این سمینار خانم ها مونا یوسف اسپاهیچ، کارشناس ارشد علوم اسلامی و رئیس انجمن «زنان خلاق و فعال»،سوتلانا پروشفسکی، رئیس «انجمن قدرت و پیشرفت زنان (سسلای -CESLAJA )»، دانیلا مارکوویچ، الهیات شناس مسیحی و عضو انستیتوی مطالعات فرهنگ و مسیحیت و دکتر لیلا کریمی متخصص بهداشت باروری و عضو هیات علمی دانشگاه بقیه ا (عج) به ایراد سخن پرداختند.

سخنان خانم سوتلانا پروشفسکی، رئیس «انجمن قدرت و پیشرفت زنان (سسلای -CESLAJA )»

زن از قدیم الایام نماد تولد و بقای جهان، جرقه هستی و نور، مبارز برای حفظ حیات بوده است. زن، مادر، همسر، خواهر، زن قهرمان، او با زحمت از کانون خانواده محافظت می کرد، فرزندان را بزرگ  می کرد، از همه افراد خانواده مراقبت و سعی می کرد تکیه گاه آنها باشد. کاری که او امروز هم انجام می دهد. او قرن‌ها را در سایه مردان، بی‌حقوق زندگی می کرد و به او آموخته بودند که خوب و بد را با عزت تحمل کند. زنان در طول تاریخ، در کنار مردان و در مزارع، کارخانه‌ها، بیمارستان‌ها و مدارس، شرافتمندانه قدم برداشتند. در شرایط جنگی، دلیرانه در سرنوشت مردم خود سهیم شدند و به یاری مدافعان آزادی پرداختند و یاران شایسته رزمندگان در جبهه ها بودند.

بنابراین، یک روز در تقویم به احترام خرد، قدرت، توانایی، انسانیت و قهرمانی ما به ما زنان اختصاص دارد. این جشن هر سال در 8 مارس جشن گرفته می شود و نماد مبارزه برای حقوق بشر زنان و برابری زنان و مردان در تمام عرصه های زندگی است. ما همچنین مبارزه خاموش همه زنان جهان را که تاریخ را تغییر دادند و دستاوردهای بزرگ و غیرقابل انکار در سیاست، اقتصاد و علم به ارمغان آوردند، جشن می گیریم.

روز جهانی زن روزی است که در آن از دستاوردهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زنان تجلیل می شود و از ضرورت دستیابی به برابری کامل در جامعه سخن گفته می شود. قدرت همه زنان جهان فارغ از تفاوت های نژادی، قومی، فرهنگی و سیاسی در احقاق حقوق زنان تنیده شده است. مبارزه برای حقوق زنان بیش از صد سال است که در پس زمینه های مختلف، تریبون ها، گردهمایی های علمی و... قرار دارد.

برای یادآوری، اولین روز زن در 28 فوریه 1909 در ایالات متحده آمریکا بر اساس اعلامیه ای که توسط حزب سوسیالیست آمریکا صادر شد جشن گرفته شد. در دومین کنفرانس بین المللی زنان سوسیالیست که در 8 مارس 1910 در کپنهاگ به ابتکار کلارا زتکین، رهبر سوسیالیست های آلمان و جنبش کارگری زنان برگزار شد، 8 مارس نیز تعطیل شد.

ایده اصلی جشن گرفتن روز زن اساساً یادآور لحظه ای بود که همه زنان جهان در یک هدف مشترک متحد شدند. برای مبارزه برای برابری اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جنسیت ها، برای داشتن حق صدا، بدون سکوت و پنهان کاری! لحظه ای که زنان در مبارزه با بی توجهی، بی احترامی، احساس حقارت و خشونت روانی و جسمی متحد می شوند.

گرچه مفهوم سیاسی و ریسمان عقیدتی این جشن به مرور زمان رنگ باخته است، اما امروز 8 مارس، روزی است که مردان به همه زنان توجه می کنند و به آنها هدایایی به عنوان نشانه توجه، گل، عطر می دهند و برای شام بیرون می روند، این وظیفه مرد است که هر روز به زن خود یادآوری کند که او محبوب و ارزشمند است و 8 مارس را با او جشن بگیرد.

اما پیشینه 8 مارس را نباید فراموش کرد! ما نباید رنج و سرکشی، غرور و شجاعت زنان برای مبارزه برای خود را فراموش کنیم. 8 مارس روز پیروزی زنان است!

امروزه بسیاری از زنان جهان می توانند به خود ببالند و بگویند که از جایگاه خود در جامعه راضی هستند، اما زنانی هستند که از پس این رضایت برنمی آیند. ما نباید گریه های آن زنان را فراموش کنیم، زیرا مبارزه هنوز ادامه دارد. بسیاری از سازمان ها با سخنرانی ها و تظاهرات های فراوان سعی در بهبود حقوق زنان در کشورهای توسعه نیافته و توسعه یافته جهان دارند.همانطور که گفتم، 8 مارس تنها یک روز از سال است که ما از مبارزه برای حقوق زنان یاد می کنیم، اما هرگز نباید فراموش کنیم که مبارزه هنوز ادامه دارد.

اگرچه ما باید هر روز به برابری جنسیتی پافشاری کنیم، 8 مارس تاریخ مهمی است و باید یادآور این باشد که چرا 8 مارس را جشن می گیریم و این تاریخ به چه معناست.

از منظر امروزی، پذیرفتن این واقعیت که نیمی از جمعیت اکثر کشورهای جهان تا قرن گذشته محروم بودند، دشوار است. به همین دلیل است که بسیاری از تاریخ که توسط مردان نوشته شده است، نیاز به بازنگری و بازنویسی دارد، زیرا زنان به سادگی در آن گنجانده نشده‌اند و این تصور به وجود می‌آید که آنها حتی در آن شرکت نکرده‌اند، و تنها با بچه‌دار شدن ومراقبت از خانواده کمک کرده‌اند.. دقیقاً به همین دلیل است که برخی از درس ها باید سال به سال تکرار شوند.

یادآوری این نکته ضروری است که حقوق تضمین شده توسط قانون هنوز فقط برای کارمندان بخش دولتی است، در حالی که بخش خصوصی بسیار نادیده گرفته شده است، هیچ کس کارفرمایان را کنترل نمی کند، کارگران کسی را ندارند که به آنها مراجعه کنند (یا فقط روی کاغذ). و غیره. زنان نیز در محیط کار مشکلات خاصی دارند، به خصوص در مورد تنظیم خانواده، اما همچنان در پست های مدیریتی کمتر از مردان مطلوب تلقی می شوند.

اگر زمینه 8 مارس را به عنوان مبارزه برای برابری و حقوق برابر درک کنیم، مهم است که به یاد داشته باشیم که از آن بسیار دور شده ایم. امروز همه چیز در ظاهری از برابری پیچیده شده است. ظاهراً ما همه طرفدار حقوق هستیم، اما اکثریت قریب به اتفاق ما حاضر نیستیم بجنگیم، بلکه داریم حساب می کنیم که چه زمانی ازدواج می کنند و در پاسخ به یک سوال حرام به کارفرمای خود چه می گویند و آیا بچه دار می شوند یا خیر. در حالی که منتظر استخدام دائمی است، در حالی که نگران این است که چه کسی در صورت رفتن به کار از آن بچه ها مراقبت می کند، اما سخت ترین و بدترین چیز این است که تعداد زیادی از زنان جوان آماده هستند تا بدون هیچ گونه سؤالی امتیاز بدهند و دستکاری کنند. تعادل بین خواسته ها و نیازها، بی توجهی به حقوقی که دارند.

  کلارا زتکین، انقلابی آلمانی، در کنگره انترناسیونال سوسیالیست در کپنهاگ گفت که او پیشنهاد کرد که زنان در سراسر جهان هشتم مارس را به عنوان نمادی از مبارزه برای حق رای برابر، حمایت در محل کار، لغو تجارت بردگان سفید و حمایت از فرزندان اعلام کنند.  کسی که به سرمایه‌داران اجازه سرکوب کارگران را می‌دهد، به مردان نیز اجازه می‌دهد به زنان ظلم کنند. آنها تا زمانی که از نظر اقتصادی مستقل نشوند مظلوم خواهند ماند. اگر هدف این است که زن به یک انسان آزاد تبدیل شود، نباید حق کار را از او سلب کرد، ساعت کارش را کوتاه نکرد و زمینه هایی را که می تواند در آن کار کند محدود شود.من معتقدم که اگرچه جایگاه زنان امروز به مراتب مساعدتر از گذشته است، اما این روز همچنان باید وجود داشته باشد تا زمانی که در محیط طبیعی، زنان عضوی برابر باشند.

تعطیلات یک واقعیت است. چرا باید خودمان را از تعطیلاتی که اساسا نمادین است محروم کنیم.همه روزها مال ماست و این همان روزی است که «روز زن» به حساب می آید. اگر قبلاً باید به عنوان یک زن به دنیا می آمدیم، آن را تا زمانی که حتی یک زن قربانی خشونت شود و تا زمانی که در هر بخش از زندگی کاملاً به عنوان موجودی برابر با او رفتار شود، علامت گذاری می کنیم.دوستان عزیزم امیدوارم هر روز سال که متأسفانه فقط در 8 مارس به نمایش گذاشته میشه محبت و احترام داشته باشید.

اگر 8مارس روزی است که اهمیت و موفقیت زنان برجسته می شود، پس بزرگترین دستاورد یک جامعه و خانواده، دیدن زنی راضی، خندان و با اعتماد به نفس است.روز زن بر ما مبارک - روزی که هدایا مهم نیستند، کمی توجه و یک تشکر بزرگ کافی است! و بقیه را مثل همیشه خودمان حل می کنیم!

سخنان خانم مونا یوسفسپاهیچ

هنگامی که خداوند خواست مردی را بیافریند، به فرشتگان دستور داد که یک مشت خاک سیاه و سفید و سرخ، نرم و سخت جمع کنند. سپس خداوند آبی از بهشت ​​را به این مخلوط اضافه کرد، آدم از آن مخلوط متولد شد. این سرزمین چند رنگ به معنای نمادین نشان دهنده همه نژادهای روی زمین است که در انسان اول جمع شده اند. ما همه از آدم هستیم و آدم از زمین. این که فارغ از رنگ پوست، نژاد، جنسیت، در ماده و عنصر آفرینش منحصر به فرد هستیم.اینکه دارای یک ریشه و یک پدر و مادر هستیم.قرآن در دستورات خود تا حد زیادی بر روابط بین فردی متمرکز شده است.به طور خاص در مورد رابطه زن و مرد از طریق سه مفهوم صحبت می کند.

اولین مفهوم برابری است که قرآن آن را زوجیت می نامد. دوم شراکت، و سوم حفاظت است.

وقتی از برابری صحبت می کنیم، خداوند در اولین آیه از سوره نساء به ما خبر می دهد و به ما می آموزد: ای مردم از پروردگارتان که شما را از نفس واحدی آفرید و جفتش را [نیز] از او آفرید و از آن دو مردان و زنان بسیاری پراکنده کرد پروا دارید. این نقل قول می گوید که زن و مرد هر دو به یک اندازه مهم هستند و از طریق نقش های جنسیتی آنها این رابطه کامل می شود.یک جنسیت همانطور که خداوند می فرماید با دیگری آرام می شود که به هدف اساسی یعنی ثبات کل جامعه می انجامد زیرا همانطور که می دانیم خانواده اساس جامعه است پس اگر کل خانواده سالم باشد پس جامعه سالم است.

یعنی اولویت ما باید همسران و روابط آنها در درون آن سلول اجتماعی باشد حالا بیایید به روابط خانوادگی در دنیای مدرن نگاه کنیم چقدر پایدار هستند؟ آرامش کجا رفت؟

اصل دوم مشارکت است. خداوند در سوره توبه می فرماید. و مؤمنان دوست یکدیگرند.

به ما می آموزد که جنسیت بالاتر یا پایین تر وجود ندارد. بلکه در تربیت خانواده و جامعه با هم همکاری می کنند... زن و شوهر با هم شریک هستند یعنی همان طور که ​​زن در تربیت خانواده نقش دارد مرد هم نقش دارد این اصل تارتنراتوا اصل است همانطور که زن نقش و مسئولیت دارد، مرد نیز شریک است.هر کدام در حوزه و نقش خود.بیایید به حدیث زیبا که پیامبر یکی از شرکا را با مقایسه او توصیف کرده است نگاه کنیم.

مثال مومنان در مهربانی و ارتباط و همکاری با هم، مانند نسبت بدن به همه ی اعضای آن می باشد که چون عضوی از آن به درد آید، سایر اعضا با درد و رنج آن همنوا می شوند و در پیامدهای آن مانند بی خوابی و تب شریک می گردند.

  اصل سوم اصل حفاظت است در سوره نساء می فرماید: الرجال  قوامون عن النساء.

مردان سرپرست زنانند به دلیل آنکه خدا برخی از ایشان را بر برخی برتری داده و [نیز] به دلیل آنکه از اموالشان خرج می‌کنند پس زنان درستکار فرمانبردارند در اسلام، مرد نسبت به زن نقش دارد، همانطور که زن نسبت به شوهرش نقش دارد، مرد موظف است مراقب حال او، سلامتی، سلامت روانی و وضع مالی او باشدو نقش زن این است که به همان اندازه مراقب او باشد، او را به همان اندازه خشنود کند.

ما باید در نظر داشته باشیم که زنی که می خواهد خودش را هم به عنوان یک مادر و هم به عنوان یک شغل حرفه ای برآورده کند، باید زمان خود را متعادل کند.مادران مضطرب و کودکان افسرده بیشتر می شوند، علت چیست، زن ستون است، اوست که خانواده می سازد،و اگر ستون خسته و ترک خورده باشد، و بنابراین جامعه نیز چگونه آن را خواهند ساخت.

این بسیار مهم است که برای هر چیزی در زندگی مرزهایی وجود داشته باشد و از آنها عبور نشود. مرزها در روابط شریک زندگی، مرزهایی در کار با کودکان هستند و این مرزها مانع از آن می شود که نقش یکدیگر را بپذیریم. این مرزها از بین رفته اند.بیایید به این فکر کنیم که نه تنها ما زنان، بلکه به عنوان یک جامعه، کجا اشتباه کردیم؟ از چه چیزی غافل شدیم؟ از نگاه کردن به یکدیگر به عنوان رقیب، دست برداریم.

در پایان به خود و به شما می گویم:

بیایید از تعقیب پروانه ها دست برداریم، زیرا آنها را نمی گیریم. بیایید شروع به کاشت باغچه هایمان کنیم، پروانه ها خودشان خواهند آمد

خانم دانیلا مارکوویچ، کارشناسی ارشد در رشته الهیات و دین شناسی موسسه مطالعات فرهنگ و مسیحیت زنان گذشته به عنوان الگویی برای عصر حاضر

با تشکر از برگزارکنندگان جلسه و خوش آمدگویی به میهمانان محترم و ارجمند، باعث افتخار است که فرصت سخنرانی در جمع شما نصیبم شد.اسامی را که امشب ذکر می‌کنم به نام های خانم سوتا لیدیا و خانم کسِنیا آتاناسیویچ - هر دو از دوران های گذشته دور و کمی نزدیک هستند، که می‌توانند الگویی برای زنان امروز باشند.

چرا نام آنها را عنوان می کنم و ویژگی آنها به چه لحاظ است؟ پیام آنها برای امروز چیست؟

برای تفکیک آنها از یکدیگر بهتر است مقایسه ای میانشان داشته باشیم. کمی کنکاش نشان می دهد که آیا مکمل یکدیگرند یا متمایز از هم، البته این تفکیک باید منطقی باشد.

با توجه به مبحث نشست قبلی در مورد مدرنیسم و ​​سنت گرایی و تضاد آنها بود که در نهایت با بیان اختلافات میان آنها خاطر نشان شدیم که هیچ یک در مسیر تاریخ نمی توانند مستقل باشند و یکی مکمل دیگری است، و اما در گفت گوی امروزمان، خیلی ساده با انتخاب شخصیت هایی از دو قطب دنیای زنان خانم کسِنیا آتاناسیِویچ به لحاظ هوش و تحصیلات و بانوی مقدس لیدیا از نظر شهامت و شجاعت، نشان خواهیم داد که با این حال، این دو تنها به صفات و ویژگی های ذکر شده محدود نمی شوند، بلکه نام این دو شخصیت توصیفی است از تحصیلات، هوش، موفقیت، آرامش، پشتکار، استقامت، فداکاری و غیره که هم در مورد یکی و هم در مورد دیگری صادق است.

حالا چرا و به چه دلیل آنها برای عصر حاضر اهمیت دارند؟آنها یا زنانی مانند آنها چه شاهکارهای معنا داری انجام داده اند؟

شاید زنان امروز نقش های غیرضروری را ایفا می کنند و درگیر مشغله هایی هستند که زندگی آنها را بیش ازحد تحت شعاع قرارداده است، که نباید!، مشغله هایی که هم زنان و هم مردان را درگیر خود کرده است. یک زن مدرن به مشارکت نیاز دارد، به معنویت و نوعی احقاق معنوی نیاز دارد. امروزه زنان زیر بار دستاوردهای زیبایی‌شناختی، الزام زیبایی و کمالات فیزیکی، کمالات بدنی و غیره اسیر هستند، در حالی که از چیزی که بسیار مهمتر است غافل شده اند.

در اینجا به معرفی زنان یاد شده می پردازیم که نمونه ها و الگوهای خوبی هستند، زنانی که  زندگیشان وقف ارزش های جاودانه در علم، هنر و دین بود. البته سخن از رشد معنوی آنها است!

امروزه خیلی چیزها به سادگی نادیده گرفته می شوند. اما انسان به سهولت نمی تواند همه چیز را انجام دهد. امروز ما نقش های زیادی را بر دوش داریم، نقش های گوناگون، اما آگاهی واقعی از این نداریم که می توانیم در همه چیز بهترین باشیم. اینکه در همه عرصه ها و در همه نقش ها می توانیم بسیار موفق باشیم.نگاه به کسی که قدیس شده است یا فردی که در تاریخ علم و هنر به یادگار مانده، گواه از اهمیت جمع آوری و تمرکز انرژی بر یک هدف و یک نقش والا است.من شخصا معتقدم که این مشکل عمومی همه انسانهاست، مخصوصاً جنس مؤنث - که نقش های زیادی را متقبل می شود و بعد به یکباره از هم می پاشد و شخصیتش در انبوه نقش ها گم می شود.

خیلی مهم است که اهمیت بر یک نقش داده شود، یک کار بسیار مهم، و آن نقش، نقشی معنوی باشد که حامل همه زیرگروه‌های دیگر نقش‌ها باشد – مهم‌ترین مسئله همان چیزی است که شخصیت فرد را شکل می دهد.

در اینجا به شخص دیگری اشاره می کندم – خانم بوسیلیکا لونچار در فیلم "ارثیه" اثر ایوان یوویچ که چند هفته پیش فرصت دیدن آن را داشتم. زنی که هر آنچه را که مغرورانه نیست در خود جمع کرده و هر آنچه انسانیت است را در خود تعالی بخشیده است. چهره ای که در بهبوحه اتفاقات دهه 90 ایستادگی کرد. با اینکه بارها مورد آزار واقع شد لیکن بانویی شجاع بود که با چهره ای پیروزمندانه، موجودی عروج یافته، نه زن بلکه مرد زندگی بود. او نه در نقش یک قربانی بلکه در نقش یک موجود پیروز بر مرگ صحبت می کند. بدون هیجان و محکوم سازی دیگران، عروج شخصی او باعث نجات خانواده ها شد، دائماا از ایمان صحبت می کرد و می گفت، ایمان می تواند بر جنگ و یا جنگها غلبه کند. ماجرای خلاصه شده در دو ساعت فیلم، تماما تأکید بر شور و نشاط و آرامش و شادی داشته، جذابیت خاصی داشت.  او امیدش به خدا و همچون چراغی برای راه مردمش بود. عزم او برای نجات برادر کوچکترش، زندگی اش، جمع کردن خانواده، حفظ ایمانش، تصمیم گیری بصورتی تحسین برانگیزانه خانواده‌اش را نجات داد و خانواده‌های زیادی را به به زندگی امیدوار ساخت و به آنها عشق به زندگی اهدا کرد بدون ذره ای عصبانیت و خشونت در قبال تبعیدات بی‌معنایی که برای او قائل شده بودند.

توّهم در واقع گرایش انسان مدرن به سوی همه کاره بودن است.

در مبحث پزشکی، ما در حال حاضر متخصص برای همه اعضای بدن داریم، برای تمامی جنبه های زیبایی شناسی (صورت، پا، ناخن، و غیره)، روانپزشک و غیره، که با مراجعه به همه اینها این توهم در ما ایجاد می شود که با کمک همه آنها می توانیم شخصیت کاملی برای خود ایجاد کنیم، یک شخصیت همه فن حریف که همه توانایی ها را دارد و در این میان خصوصا بانوان خیلی عمیق تر در ماشین دنیا گرفتار شده اند. این چیزیست که سطحی نگری و فقدان معنویتی و فقدان شخصیتی را در نوعی رقابت برای به تکامل ظاهری و جسمی رسیدن برای ما به ارمغان می آورد.

اینجاست که شخصیت از بین می رود، شخصیت انسان در یک دریای کم عمق غرق و نابود می شود.انسان بودن و انسان کامل بودن در انجام همه کارها و همه فن حریف بودن به دست نمی آید، بلکه یا با رنج (بی اختیار) یا با انتخاب، فداکاری، گذشت و تعهد به دست می آید.دو چهره یاد شده دلیلی بر این واقعیت هستند که اگر می خواستند همه کاره شوند، پیشرفتی حاصلشان نمی شد.

در تئوری لاکانسکی، واژه‌ای زمخت مشاهده می شود و آن "وصله زدن" است.در طول تاریخ زنان در دوخت و دوز و وصله زدن و یا ترمیم لباس اشتغال داشتند اما اینجا صحبت از معانی دیگر آن است، یعنی جبران و کامل کردن خلأ های وجودی به معنای ترمیم روان. نکته این است که وقتی انسان چیزی بزرگ و با ارزش را قربانی می کند، عظمت شخصیتی او برابر است با عظمت هدفی که دنبال می کند، این هدف می تواند بخشش باشد، می تواند حفظ کرامت انسانی در شرایط غیرانسانی باشد، فائق شدن بر خشم، غرایز حیوانی، کینه توزی و پرخاشگری باشد. زنی که دوستان و تفریحات و خوشی های ظاهری زندگی را کنار می گذارد و مجدانه به علم و دین و دعا روی می آورد. زندگیش معنی عمیق تری پیدا می کند و رنگ معنوی به خود می گیرد. اگر زندگی را وقف هدفی والاتر کنیم، در نگاه اول چیزهای زیادی را ازدست می دهیم. اما در نهایت معجزه و طعم میوه آن را خواهیم چشید. البته شفای شخصیت کار یک عمر است نه یک یا دوروز

بازگشت از زمان گذشته به حال

زن اگر از مسائل زودگذر دوران جوانی غفلت کند، اشتباه نکرده است. مهم است که توجه کند به مسائل آموزشی و پرورشی و چیزی که ارزش والاتری دارد. همچون زنان روحانی و مقدسه ی ما که با هدفی والاترمسیری روحانی را در پی گرفتند.

نمونه های روشن امروز به عنوان الگوهای فردا

در این مبحث، سخن از بانوانی به میان می آید که از آنها به عنوان پاسداران فرهنگ ملی و فرهنگ شخصیتی در مسیر علمی و روحانی یاد می شود. زنانی که فرهنگ امروز را به آیندگان انتقال خواهند داد، چهره های برجسته ای همچون: الکساندرا پاویچویچ، ساندرا شوپانوویچ، ایرینا درتیچ، ماریا یفتیمیویچ میخایلوویچ، مونیا یوویچ، میلیکا راکیچ، و ...

آیا ما امروز "روز زن" را به سخره می گیریم، یک زن در این چنین روزی چه نقشی ایفا می کند و واقعاً چه چیزی را برای ابدیت به ارمغان می آورد؟

باید در نظر داشت که معنویت فقط خانواده نیست، معنویت خلاصه در شغل نیست، معنویت کتاب در دست گرفتن نیست، حتی اگر این کتاب کتاب دینی باشد. زندگی برای جاودانگی در ناملایمات، معنویت است و بطور کل زندگی خود نوعی معنویت است.

تکامل شخصیت وتمامیت آن در آن واحد غیرممکن است. ما نمی‌توانیم در یک بازه زمانی در همه جا باشیم و همه چیز همزمان امکان پذیر نیست. این صرفاً ارتباط دارد با محدود بودن انسان. نقش های مختلف را نمی توان همزمان ایفا کرد. نمی توان همزمان تفریح ​​کرد و وقت گذاشت و مطالعه کرد و به علم، دین، خانواده، شغل و غیره اختصاص داد.اما می توان یکی یکی به آنها پرداخت – پس تکامل شخصیتی، به مرور و در درطول زمان انجام پذیر است. زیبایی از بعد معنوی زندگی نشات می گیرد.

برای اینکه زیبایی شناختی شخصیت انسان رنگ معنوی بگیرد باید یک مسیر سیر صعودی معنوی وجود داشته باشد، یعنی همین محور زمانی، و آنچه که عنوان شد، به تکامل خود در طول زمان بپردازیم، باید بتوانیم کاری را به بعد موکول کنیم یا اگر ارزشمند نیست، آن را برای همیشه به تعویق بیندازیم. و خلا حاصل از آن با چیزی وصله می شود، با برخی الگوها، با برخی از وصله هایی که زیبا هستند و با ثبات و تأثیر گذار بر زمان های آینده.رچیزهایی که ما را در آتی به شرمندگی دچار نمی کنند و مایه سرافرازی و افتخار هستند. اگر چیزهای متفرقه و سطحی که فاقد ثبات هستند، دائما بار گرانی بر دوشمان باشند عاقبت به پوچی خواهیم رسید.

مدرنیته یعنی شتاب و ما در مسیر آن واقع شده ایم و نمی توانیم با سرعت وقوع آن برابری کنیم. انقلاب صنعتی دیگری در راه است و همراهی با آن معضلی است.افراد با ایمان باید با صدای بلندتر از همیشه در مورد تطبیق پذیری روحانی انسان صحبت کنند، تا انسان بتواند از میان انبوهی اطلاعات، مسیر معنوی خود را بیابد. او نیازمند نشانه ها، کلام ها و تشخیص مناسب، دید مناسب، فکر و دعا و ایمان است. تا بتواند در مسیر جهان مدرنیته معیارهای عاشقانه خود را تشخیص داده و خود را در مسیر اعتلای واقعی حفظ کند.

مقالات و مطالب ارائه شده در سمینار «زن، فرهنگ دینی و جهان نوین»

1403/01/03

کد خبر 18963

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 8 =