سرزمین پاکستان حامل هزاران سال تاریخ، فرهنگ و سنتهای ریشهدار است؛ و در میان این میراث کهن، یکی از زیباترین و اصیلترین نمادها، خانههای گِلی در روستاهای این سرزمیناند. این خانههای ساختهشده از خاک، تنها محل سکونت نیستند، بلکه آینههایی از تاریخ، ذوق زیباشناختی، سبک زندگی، پیوندهای اجتماعی و روح فرهنگی مردم ما هستند. سخن مشهور لئو تولستوی همچنان حقیقت زندگی ما را بیان میکند: روح هنر و زیبایی را در زندگی مردمی میتوان یافت که در پیوند با طبیعت زندگی میکنند—و همان سادگی و صداقت در خانههای روستایی ما متجلی است.
ارزش فرهنگی و معنوی خانههای گِلی
در این خانهها سنتهایی زندگی میکنند که نسل به نسل منتقل شدهاند؛ از نظام خانوادهٔ گسترده و فرهنگ مهماننوازی گرفته تا رسم جرگه، حجره، آیینهای شادی و سوگ. ساکنان این خانهها در هماهنگی با طبیعت زندگی میکنند و شعر، هنر و رفتارشان جلوهای از خلوص، سادگی و پیوندهای انسانی است. همین فضاهای ساده، آموزههایی چون محبت، ایثار، صداقت و شیرینی روابط انسانی را پروراندهاند؛ آموزههایی که بخش مهمی از معنویت و هویت فرهنگی ما را شکل دادهاند.
تغییرات زمان و فشار شهرنشینی
جهان امروز به سرعت به سوی شهرنشینی پیش میرود و این تحول انسان را از طبیعت دور کرده است. ساختمانهای بلندِ سیمانی، فضاهای مملو از فناوری و محیطهای مصنوعی، آرامش، عطر و پیوند انسانی را که ویژگی خانههای گِلی بود، از میان بردهاند. امروز وقتی میگوییم «فصلها تغییر کردهاند»، حقیقت آن است که فصلها تغییر نکردهاند؛ بلکه احساس ما، معیارهای ما و توان ما برای تجربهٔ طبیعت دچار دگرگونی شده است. ما دیگر خورشید، ماه، باران و ستارگان را آنگونه که پیشتر حس میکردیم، تجربه نمیکنیم؛ زیرا زندگی ما در میان صفحهنمایشها و دستگاهها محصور شده است.
تعصب اجتماعی و سوءبرداشتهای فرهنگی
متأسفانه، ساکنان خانههای گِلی گاه «پاییندست» یا «نامتمدن» شمرده میشوند، در حالیکه این خانهها مراکز بزرگ ارزشهای انسانی، خوشاخلاقی، سادگی و همبستگی خانوادگیاند. مردمی که در این خانهها بزرگ شدهاند، با وجود اختلافها، اتحاد را آموختهاند؛ کمک کردن در سختیها را سنت کردهاند و نمونههایی از انساندوستی نشان دادهاند که در محیطهای شهری کمتر دیده میشود.
این تصور که «خانهٔ سیمانی نشانهٔ تمدن و خانهٔ گِلی نشانهٔ عقبماندگی است» تنها یک سوءبرداشت اجتماعی است و با حقیقت فرهنگی ما فاصلهٔ بسیار دارد. خانههای گِلی بخشی از هویت اصیل این سرزمیناند.
مدرنیت، نیاز و رقابتهای تمدنی
بدیهی است که افزایش جمعیت، ضرورتهای اقتصادی و امکانات زندگی مدرن، مردم را به سوی خانههای سیمانی و آپارتمانها سوق داده است. اما فرهنگ تنها به جنس ساختمان وابسته نیست؛ بلکه به اندیشه، رفتار و ارزشهای مشترک بستگی دارد. ساخت خانههای جدید نادرست نیست، اما گسستن از سنتها و هویت فرهنگی، موضوعی نگرانکننده است.
در بسیاری از مناطق، مردم به دلیل شرایط اقتصادی همچنان در خانههای گِلی زندگی میکنند. تحقیر شیوهٔ زندگی آنان، نهتنها غیرانسانی است، بلکه نوعی بیوفایی به تاریخ و ریشهٔ فرهنگی ما نیز هست.
پیامدهای دوری از طبیعت
امروز رابطهٔ ما با طبیعت تنها از طریق صفحهنمایشها برقرار است. ما بدون شنیدن خشخش برگها، آوای پرندگان، بوی باران و عطر خاک، زندگی را میگذرانیم. هنگامی که انسان دیگر با خاک زندگی نکند، محبت به خاک وطن نیز کمکم در او کمرنگ میشود. این پرسش اساسی مطرح است:
آیا ما بهتدریج خود را به موجوداتی ماشینی تبدیل نمیکنیم؟
نتیجهگیری
خانههای گِلی تنها سکونتگاههای روستایی نیستند، بلکه تجسم روح جمعی ما، زیباییشناسی ما، محبت و سنتها و تاریخ زندهٔ ما هستند. زندگی مدرن ارزش خود را دارد، اما فراموش کردن هویت، ریشهها و عطر خاکی که ما را تعریف کرده است، نشانهٔ آغاز زوال فرهنگی است. ضروری است که هر جا زندگی میکنیم—در خانههای سیمانی، آپارتمانها یا بناهای مدرن—دست از ریشهها، ارزشها و میراث فرهنگی خود برنداریم.
خانهٔ روستایی پاکستان نمادی است از سادگی، حقیقت، عشق و پیوند جاودانه با خاکی که به ما هویت بخشیده است.
https://www.express.pk/story/2787352/thatched-houses-guardians-of-our-culture-and-history-2787352
نظر شما