سال تغییر سرنوشتِ مردم چه زمانی فرا می‌رسد؟

در آستانه سالی تازه، در حالی که جهان در گرداب بحران‌های سیاسی و امنیتی فرو رفته و پاکستان با چالش‌های جدی داخلی و خارجی روبه‌ روست، این پرسش اساسی پیش روی مردم قرار دارد: آیا سال ۲۰۲۶ می‌تواند نقطه آغاز تغییر واقعی در سرنوشت ملت باشد؟

سال تغییر سرنوشت مردم چه زمانی فرا می‌رسد؟

در آغاز سال جدید، در حالی که پاکستان با تهدیدهای داخلی و خارجی روبه‌ روست، تهاجم‌گری ایالات متحده نیز صلح جهانی را وارد بحرانی تازه کرده است. حمله به ونزوئلا، روایت دونالد ترامپ درباره «متوقف کردن جنگ‌ها» را به‌ شدت خدشه‌ دار کرده است. پس از ناکامی در دستیابی به جایزه نوبل، ترامپ با اقدام آشکار تروریستی در ونزوئلا، حاکمیت یک کشور مستقل را به چالش کشید. هم‌ زمان، او بار دیگر تهدید کرد که در صورت ادامه فعالیت‌های هسته‌ای، ایران را با فاجعه‌ای بزرگ روبه‌ رو خواهد کرد و هشدار داد اگر حماس از خلع سلاح خودداری کند، باید بهای آن را بپردازد.غبار سنگینی که امروز بر افق سیاست جهانی نشسته، صرفاً نتیجه شعارها یا اظهارنظرهای مقطعی نیست، بلکه نشانه بحرانی عمیق است که نظام کنونی جهان با آن دست‌به‌گریبان است. وضعیت غزه با وجود توافق‌ها بهبود نیافته و در این چشم‌انداز جهانی، نهادی چون سازمان     ملل متحد عملاً کارآمدی خود را از دست داده است. یک‌ جانبه‌گرایی قدرت‌های بزرگ، ضعف این نهاد را به‌ وضوح آشکار کرده و نقش آن به صدور بیانیه‌های محکومیت محدود شده است. در ماجرای اقدام علیه رئیس ‌جمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو، چین، روسیه، آلمان و بریتانیا نیز تنها بر حل مسالمت‌آمیز اختلافات و احترام به قوانین بین‌المللی تأکید کردند و هیچ کشوری راهبردی روشن در این زمینه اعلام نکرد.وضعیت کشورهای مسلمان نیز متفاوت نیست؛ کشورهایی که خود قربانی توطئه‌های جهانی شده‌اند و در عین حال به جان یکدیگر افتاده‌اند. یمن، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، ایران، سوریه و افغانستان همگی درگیر نوعی بحران‌اند. در چنین شرایطی، پاکستان باید نهایت احتیاط را به خرج دهد. پس از ناکامی و شکست هند در جنگ، در سطح جهانی به اهمیت و توان دفاعی پاکستان اذعان شده است. تردیدی نیست که دیپلماسی موفق پاکستان پس از پیروزی در جنگ با هند و جهت‌دهی هوشمندانه روابط با قدرت‌های جهانی، شایسته تحسین است. روابط عمیق با چین، شراکت با جهان عرب و اتخاذ رویکردی واقع‌گرایانه در برابر غرب، جهان را وادار کرده است پاکستان را به‌عنوان کشوری مسئولیت‌پذیر ببیند.همین امر موجب ناامیدی هند، اسرائیل و افغانستان شده و آن‌ها بار دیگر با شدت تمام نه ‌تنها درگیر توطئه علیه پاکستان هستند، بلکه از طریق حمایت از عناصر تروریستی، در برخی مناطق این کشور دست به اقدامات خونین می‌ زنند؛ تأسف‌ بارتر آن ‌که برخی از عوامل داخلی نیز در نقش مأموران آنان ظاهر شده‌اند. افغانستان کشوری بداقبال است که سال‌هاست طعم ثبات را نچشیده و همواره قربانی تجاوز خارجی بوده است. بدبختانه نخبگان این کشور با هر متجاوزی کنار می‌آیند، در حالی که مردم هرگز حاکمیت بیگانگان را نپذیرفته‌اند. پاکستان همواره در حد توان خود به مردم افغانستان خدمت کرده است؛ چه در دوران تجاوز شوروی و چه در زمان اشغال آمریکا، با پذیرش میلیون‌ها پناهجو سال‌ها میزبانی آنان را بر عهده داشت. با این حال، حاکمان افغانستان هرگز موجودیت پاکستان را از صمیم قلب نپذیرفتند و حتی در دشمنی با پاکستان، هند را دوست خود قرار دادند.اگر به وضعیت داخلی خود بنگریم، در اینجا نیز بهبود و ثبات چشمگیری دیده نمی‌شود. با وجود همه تلاش‌ها، آفت تروریسم مهار نشده، بحران سیاسی در حال تشدید است و در شبکه‌های اجتماعی، کارزارهای ضد نهادها و ضد کشور همچنان ادامه دارد. کشور نیازمند ثبات اقتصادی، کنترل تورم، حل بحران انرژی و آرامش سیاسی است؛ اموری که مستلزم اصلاحات ساختاری، افزایش سرمایه‌گذاری خارجی و ارائه تسهیلات واقعی به مردم عادی است. برای مقابله با چالش‌هایی چون تورم افسارگسیخته، بدهی‌ها و کمبود انرژی، به سیاست‌های اقتصادی قاطع نیاز داریم.ایجاد ثبات سیاسی از طریق گفت‌وگو و تفاهم میان دولت و مخالفان، کاهش فشار مالیاتی بر مردم، ارزان‌سازی مواد غذایی و خدمات درمانی از الزامات اساسی است. سیاست‌های محکم، هماهنگی سیاسی و اقدامات عملی برای مقابله با چالش‌های اقتصادی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر به شمار می‌رود. ثبات سیاسی تأثیر مثبتی بر تلاش‌ها برای سامان دادن به اقتصاد خواهد داشت؛ اقتصادی که هنوز از بحران خارج نشده است. درست است که صندوق بین‌المللی پول از ورشکستگی کشور جلوگیری کرده، اما پرسش اساسی این است که چه زمانی از وابستگی به این نهادهای مالی جهانی رهایی خواهیم یافت؟متأسفانه حاکمان و سیاست‌مداران چندان نگران آینده کشور نیستند. طرز فکر ما تغییر نکرده و نخبگان تنها در اندیشه افزایش ثروت خود هستند. برای ایجاد فضای مناسب سرمایه‌گذاری، باید تنش‌های سیاسی کاهش یابد. در شرایط کنونی، پرسش ملت این است که آیا در سال جاری ثمرات واقعی دموکراسی را خواهند دید؟ آیا سرنوشت، مسیر و نظام کشور دگرگون خواهد شد؟ آیا بازی‌های کهنه سیاسی کنار گذاشته می‌شود و اندیشه‌ای نو، رهبری تازه و کاهش آشوب سیاسی و افزایش ثبات پدید می‌آید؟آیا سیاست را نه از سر احساسات، بلکه با عشق به کشور دنبال خواهیم کرد؟ آیا در زمینه درآمد، ذخایر ارزی و اشتغال بهبود ایجاد می‌شود و با راه‌اندازی صنایع جدید، فرصت‌های تازه و احیای بخش‌هایی چون آب، برق، کشاورزی و فناوری اطلاعات، چرخ اقتصاد به‌ درستی به حرکت درمی‌آید؟ ۲۵ کُرور پاکستانی امیدوارند که سال ۲۰۲۶ برای آنان متفاوت از گذشته باشد؛ سالی که در آن، تقویت نهادهای امنیتی کشور، افزایش امنیت داخلی و کاهش آشوب و ناآرامی تحقق یابد. مردم در این سال انتظار نظام قضایی بهتر، رفاه اقتصادی و حکمرانی پاک و شفاف را دارند، با این امید که این تحولات، پایه‌گذار تصمیم‌های دهه آینده کشور باشد.

[1]عنوان: سال تغییر سرنوشت مردم چه زمانی فرا می‌رسد؟

[2]نویسنده: سیّد ضیاء عباس

[3]ترجمه: دکتر محمد عسکری

[4]منابع: https://jang.com.pk/news/1544229

 

[1]

[2] روزنامه ‌نگار/تحلیل‌ گر پاکستانی

[3]

[4] روزنامه جنگ:قدیمی ترین و پرتیراژترین روزنامه کشور پاکستان می باشد.

کد خبر 25916

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 11 =