از شرایط، منافع استخراج می‌شود

سقوط ارزش پول ملی ایران و نوسانات اقتصادی، تنها یک بحران داخلی نیست؛ این شرایط به ابزاری برای فشار سیاسی و دخالت خارجی تبدیل شده است. تجربه پاکستان در حفظ توازن روابط با قدرت‌های بزرگ و همکاری‌های منطقه‌ای، نمونه‌ای روشن از اهمیت سیاست چندجانبه‌گرایی در عصر کنونی است.

از شرایط، منافع استخراج می‌شود.

در جریان ناامنی‌های ناشی از مشکلات ارزش پول ملی در ایران، دو بار فرصت گفتگوی مجازی با شهروندان ایرانی برایم فراهم شد. «مؤسسه امام خمینی برای آموزش و پژوهش»، «شورای عالی انقلاب فرهنگی» و «کلیر پاته» به ‌طور جداگانه و انحصاری مرا به‌عنوان سخنران در موضوع «رویکردها در علوم سیاسی» برای دانشجویان چندین دانشگاه ایرانی دعوت کرده بودند. برنامه دوم، کنفرانس سالانه‌ای با محور «اقتصاد مقاومتی»، نظم در حال تغییر جهانی و همکاری‌های دوجانبه پاکستان و ایران بود که در قالب یک نشست تخصصی برگزار شد.در هر دو نشست، ضمن ارائه دیدگاه‌هایم عرض کردم که سیاست خارجی پاکستان، علی‌رغم همه مشکلات، بر اصل چندجانبه‌گرایی متمرکز بوده و این کشور تلاش کرده است پس از پایان جنگ سرد، به‌جای پیوستن به هرگونه بلوک فرضی، روابط خود را با همه قدرت‌ها تا حد امکان بهبود بخشد. برای نمونه، پاکستان روابط نزدیکی با چین برقرار کرده و همکاری‌های دفاعی و اقتصادی دو کشور به‌شدت افزایش یافته است؛ پروژه بزرگی مانند «کریدور اقتصادی چین–پاکستان (CPEC)» در حال اجراست. در عین حال، پاکستان کوشیده است روابط خود با ایالات متحده را نیز بهبود بخشیده و حفظ کند و تراز تجاری ما با آمریکا، به‌جای کسری، مثبت است.این البته مربوط به سیاست قدرت‌های بزرگ است، اما پاکستان در جهان اسلام نیز این توازن را حفظ کرده است. پاکستان اخیراً با عربستان سعودی یک توافق دفاعی راهبردی امضا کرده، در حالی که هم‌زمان پارلمان ایران نیز با شعارهای قدردانی از پاکستان طنین‌انداز بود. در همین چارچوب، سفیر ایران اعلام کرد که برای افزایش تجارت با پاکستان، بازارهایی را از سوی ایران ایجاد کرده‌اند. همچنین آغا مسعودی، مدیرکل خانه فرهنگ ایران در لاهور، اظهار داشت که در عصر کنونی، کشورهایی موفق‌اند که به همسایگان خود اعتماد می‌کنند؛ نباید اقتصاد را جدا از فرهنگ دید و باید همکاری‌های منطقه‌ای را به‌عنوان جایگزینی مؤثر برای وابستگی پرهزینه و نامطمئن به مناطق فرامنطقه‌ای تقویت کرد.این سخن کاملاً درست است؛ چرا که پاکستان در محل تلاقی جنوب آسیا، آسیای مرکزی، غرب آسیا و خاورمیانه قرار دارد و نقش پلی ارتباطی را ایفا می‌کند. ازاین‌رو، انتظار اینکه پاکستان تنها به یک سمت گرایش داشته باشد، بیهوده است. محدود کردن اعتراضات اخیر ایران صرفاً به نوسانات ارزی نیز تحلیلی ناقص خواهد بود. برای درک بهتر این وضعیت، بررسی تاریخ معاصر ونزوئلا اهمیت فراوانی دارد؛ به‌ویژه آنکه اقدام اخیر رئیس‌جمهور آمریکا برای «چک» گرفتن ونزوئلا، ابعاد موضوع را روشن‌تر کرده است.در همین زمینه، در مقاله پیشین خود نوشته بودم که وقتی دونالد ترامپ در آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش درباره کانادا، گرینلند و کانال پاناما اظهارنظر کرد، این صرفاً ناشی از خلق‌وخوی متغیر او نبود، بلکه آمریکا در حال بازتعریف یا اعلام دوباره اولویت‌های خود بود؛ تازه‌ترین نمود آن را اکنون در ونزوئلا می‌بینیم. پیش از رئیس‌جمهور کنونی که «چک» شد، زمانی که هوگو چاوز در سال ۱۹۹۸ به قدرت رسید، پس از مدتی به اندیشه‌های چپ‌گرایانه گرایش پیدا کرد و به ملی‌سازی صنایع پرداخت. در نتیجه، برای برکناری او در آوریل ۲۰۰۲ کودتای نظامی‌ای طراحی شد که تنها پس از چند روز شکست خورد.در این باره، آلن وودز در کتاب «انقلاب ونزوئلا: یک چشم‌انداز مارکسیستی» می‌نویسد که طرح این کودتا در آمریکا شکل گرفت و پرورش یافت. دولت بوش که خواهان دیدن چاوز در زنجیر بود، می‌کوشید از راه‌های پنهانی بر صنعت نفت ونزوئلا مسلط شود و قصد داشت به دولت تازه‌تشکیل‌شده در کاراکاس به نام «کمک» یاری برساند، آن هم به بهانه صنعت نفت. اما پیش از آن، برای تضعیف دولت چاوز، از طریق مدیریت شرکت نفت دولتی PDVSA اعتصابات گسترده‌ای سازمان‌دهی شد. هدف اصلی این اعتصابات، بازگرداندن تولید نفت به سطح پیشین و تبدیل دوباره ونزوئلا به بزرگ‌ترین تأمین‌کننده نفت آمریکا بود.اگر این وضعیت را با شرایط کنونی ایران مقایسه کنیم، به‌روشنی می‌توان دید که سقوط ارزش پول ملی—که خود واقعاً یک مشکل جدی است به ابزاری برای ایجاد بی‌ثباتی سیاسی در ایران تبدیل شده و این موضوع نه به‌صورت پنهانی، بلکه آشکارا و همراه با تهدید به مداخله نظامی، آن هم بدون هیچ مجوزی از نهادهای به‌اصطلاح بین‌المللی مانند سازمان ملل، مطرح می‌شود.ایران نیز باید با آرامش کامل، مسائل داخلی خود را از نو مورد بازنگری قرار دهد. فشار شرایط همواره وجود دارد، اما آنچه اهمیت دارد، توان مقابله و جسارت گفتن «نه» است. زمانی که اقدام نظامی علیه بشار اسد آغاز شد، قدرت‌های جهانی و برخی کشورهای مسلمان از آن حمایت می‌کردند، اما در همان زمان نواز شریف آشکارا با سیاست سرنگونی حکومت‌ها از طریق زور مخالفت کرد. سپس در جنگ یمن نیز تلاش شد پاکستان به‌زور وارد درگیری شود، اما دولت نواز شریف کشور را از این بحران دور نگه داشت و تحولات بعدی نشان داد که این تصمیم تا چه اندازه درست بوده است.پس از آن، قطر و عربستان سعودی وارد اختلافات متقابل شدند و آنچه امروز میان امارات متحده عربی و عربستان جریان دارد، بر کسی پوشیده نیست. ازاین‌رو، در نظم جهانی کنونی، سیاست چندجانبه‌ای که کشورها را از درگیری‌ها دور نگه دارد، تنها رویکرد صحیح است؛ در غیر این صورت، شرایط به ابزاری برای استخراج منافع تبدیل می‌شود.

عنوان: از شرایط، منافع استخراج می‌شود.

[1]نویسنده: سید محمد مهدی

ترجمه:دکتر محمد عسکری

[2]منابع: روزنامه جنگ https://jang.com.pk/news/1544455

 

[1] نویسنده و روزنامه نگار در پاکستان تحلیلگر سیاسی بین الملل

[2] یکی از قدیمی‌ترین و پرتیراژترین روزنامه‌های اردو زبان پاکستان

کد خبر 25952

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 8 =