آزمون سرنوشت ساز آقای اچکزئی
این اطلاعیه فقط دربارهٔ محمود خان اچکزئی نیست. تعیین آقای اچکزئی بهعنوان رهبر اپوزیسیون در مجلس ملی به این معناست که تلاش خواهد شد ساختار کنونی حکومت بدون تغییر چهرههای کلیدی، به کار خود ادامه دهد. دوستان تحریک انصاف حق دارند بگویند که اپوزیسیونلیڈر شدن اچکزئی یک پیروزی مهم برای عمران خانِ زندانی در اڈیاله است، زیرا نام او برای این سمت، از سوی «زندانی شماره ۸۰۴» از داخل زندان پیشنهاد شده است.در مقابل، صاحبان اختیار در مسلم لیگ (ن) در جلسات دربسته با رضایت میگویند که عمران خان کار آنان را آسان کرده است؛ چرا که اگر رهبر اپوزیسیون از تحریک انصاف میآمد، همان رویکردی را در پیش میگرفت که عمر ایوب خان در پیش گرفته بود. میان عمر ایوب خان و حکومت صرفاً شکاف ارتباطی وجود نداشت، بلکه نوعی ناپسندی شدید متقابل حاکم بود. دلیل آن هم این بود که عمر ایوب خان از مسلم لیگ (ن) جدا شده بود و افزون بر آن، بهشدت از مداخلهٔ نهادی که پدر و پدربزرگش به آن تعلق داشتند در سیاست انتقاد میکرد؛ انتقادهایی که برای صاحبان اختیار آزاردهندهتر بود، زیرا عمر ایوب خان نوهٔ نخستین دیکتاتور نظامی پاکستان، ژنرال ایوب خان، است. یک سال پیش نیز «تحریک تحفظ آئین» در خانهٔ اسلامآباد ژنرال ایوب خان تشکیل شد. در همان خانه، محمود خان اچکزئی بارها به اعضای تحریک انصاف توضیح داده بود که برای حفاظت و احیای قانون اساسی باید راه گفتوگو با همهٔ ذینفعان، از جمله آصف علی زرداری و نواز شریف، گشوده شود.آقای اچکزئی بارها از تریبون «تحریک تحفظ آئین» بر ضرورت گفتوگوی ملی فراگیر تأکید کرد و گفت که نواز شریف باید بهعنوان یک بزرگتر نقشی ایفا کند. او با بزرگتر خواندن نواز شریف، بارها هواداران عمران خان را ناراضی کرد، اما در عین حال، در مسلم لیگ (ن) این احساس بهوجود آمد که حتی اگر اچکزئی کاملاً با آنان همراه نشود، دولت گاهبهگاه میتواند با او قدمی بردارد. نواز شریف و شهباز شریف به دلیل رفاقتهای قدیمی، امروز نیز احترام زیادی برای او قائلاند. نواز شریف چگونه میتواند فراموش کند که در دوران ژنرال پرویز مشرف، اتحاد سیاسیای که در لندن تشکیل داد، محمود خان اچکزئی نهتنها به آن پیوست، بلکه پس از آن نیز در کنار نواز شریف ایستاد.
در سال ۲۰۱۴، هنگامی که عمران خان با اشغال دیچوک اسلامآباد برای مدت طولانی تحصن کرد، او بارها در آن تجمع، چادر محمود خان اچکزئی را به تمسخر گرفت. علت آن بود که برادر بزرگ اچکزئی، محمد خان اچکزئی، استاندار بلوچستان بود. عمران خان ده سال بعد به اشتباه خود پی برد؛ اما آن زمان دیگر دیر شده بود. در سال ۲۰۲۴، عمران خان محمود خان اچکزئی را نامزد ریاستجمهوری خود کرد. همه میدانستند که آصف علی زرداری بهراحتی بار دیگر رئیسجمهور خواهد شد، اما عمران خان با این کار در واقع کفارهٔ خطای خود در دیچوک ۲۰۱۴ را پرداخت. اچکزئی در سال ۲۰۱۴ نیز در کنار قانون اساسی ایستاده بود و امروز هم چنین است. میتوان در بسیاری از مسائل با او اختلاف نظر داشت، اما در هر دورهٔ سرکوب، او بیش از توان خود پایداری نشان میدهد.
با رسیدن او به مقام رهبر اپوزیسیون در مجلس ملی، دشوارترین آزمون زندگی سیاسیاش آغاز شده است. دولت تلاش خواهد کرد با دادن این سمت به او، فراخوان اعتراض ۸ فوریه را لغو کند. شایان ذکر است که فراخوان اعتصاب سراسری و فلجکننده در ۸ فوریه نه از سوی تحریک انصاف، بلکه از سوی «تحریک تحفظ آئین» صادر شده است. هیچ امکانی برای لغو این فراخوان وجود ندارد، زیرا پارلمانی که در آن به محمود خان اچکزئی سمتی داده شده، پیش از این نه ۲۶، بلکه ۲۷ ضربه به اعتبار خود زده است. سیاست از پارلمان خارج شده و بهسوی خیابانها در حرکت است.
تحولات سریع جهانی نیز دولت را وادار کرده تا در سیاستهای خود تجدیدنظر کند. تا مدتی پیش، رئیسجمهور آمریکا، ترامپ، و صاحبان اختیار ما کاملاً همسو بهنظر میرسیدند. در شرمالشیخ، چنان در ستایش ترامپ اغراق شد که برخی آمریکاییها از شدت احساسات اشک ریختند، اما بسیاری از پاکستانیها با دیدن آن ستایشها خون گریستند. سپس پاکستان دو تصمیم گرفت که ضربهٔ سیاسی مستقیمی به ترامپ وارد کرد: نخست، خودداری از اعزام ارتش پاکستان به غزه؛ دوم، صدور بیانیهٔ محکومیت در سازمان ملل دربارهٔ بازداشت رئیسجمهور ونزوئلا. در پاسخ، آمریکا پاکستان را در فهرست ۷۵ کشوری قرار داد که روند صدور ویزای مهاجرتی برای شهروندانشان متوقف شده است.
تصمیمگیران پاکستانی نقش مشترک آمریکا و اسرائیل در ایران را از همهٔ زوایا بررسی میکنند. آنان نهتنها بیم، بلکه یقین دارند که پس از تغییر حکومت در ایران، هدف بعدی پاکستان خواهد بود. آمریکا در پاکستان خواهان آشوب سیاسی گسترده نیست، اما اسرائیل خواهد کوشید پاکستان و آمریکا را رودرروی هم قرار دهد. نهادهای آمریکایی مدتهاست در پی یافتن راههایی برای محدود کردن برنامهٔ هستهای پاکستان هستند. این روزها بنیامین نتانیاهو میکوشد روابط ترامپ و نارندرا مودی را بهبود بخشد؛ و اگر این تلاش موفق شود، هدف بعدی آنان استفاده از ترامپ علیه برنامهٔ هستهای پاکستان خواهد بود.
دیگر پنهان نیست که پشت ناآرامیهای خشونتبار اخیر در ایران، سازمان اطلاعاتی اسرائیل (موساد) قرار داشت. در فضای آکنده از توطئه در اسلامآباد، این نگرانی مطرح است که همان نوع آشوب سیاسی که در ایران ایجاد شد، ممکن است در پاکستان نیز تکرار شود تا دولت پاکستان وادار گردد دستکم در موضوع ایران، در کنار آمریکا بایستد.هفتهٔ گذشته، بلاول بوتو زرداری، رئیس حزب مردم پاکستان، در ایوان ریاستجمهوری در برابر دیپلماتها و خبرنگاران خارجی، پروندهٔ سند را مطرح کرد؛ پروندهای که در واقع دفاع از اصلاحیهٔ هجدهم قانون اساسی نیز بود. پس از پایان برنامه، در زمان صرف چای، یکی از دیپلماتها از من پرسید: آیا در پاکستان هم هرگز اعتراضهایی شبیه آنچه این روزها در ایران میبینیم رخ داده است؟ من از این پرسش شگفتزده شدم و پرسیدم منظور شما چیست؟ دیپلمات گفت: آیا در پاکستان برای تغییر رژیم، از اعتراضهای سیاسی استفاده شده است؟من با تکان دادن سر پاسخ مثبت دادم و گفتم کتاب «If I Am Assassinated» (اگر ترور شدم) اثر ذوالفقار علی بوتو را بخوانید؛ کتابی که او در زندان نوشت و در آن تصریح کرد که جنبش سال ۱۹۷۷ علیه دولتش با دلارهای آمریکایی پشتیبانی میشد و حتی شواهدی ارائه داد. دیپلمات پرسید این کتاب را از کجا میتوان تهیه کرد؟ نام یک کتابفروشی در اسلامآباد را به او گفتم، اما اضافه کردم که در پاکستان، تغییر رژیم تا زمانی ممکن نیست که میان رهبری سیاسی و رهبری نظامی بدبینی متقابل ایجاد نشود.اکنون آزمون محمود خان اچکزئی این است که هم خود را از دام محبت حکومت حفظ کند و هم حرکت اپوزیسیون را از هرگونه دستورکار خارجی دور نگه دارد. قانون اساسی پاکستان نهتنها هدف نیروهای غیردموکراتیک داخلی، بلکه هدف برخی قدرتهای خارجی نیز هست؛ موضوعی که اچکزئی باید آن را بهروشنی برای مردم بیان کند.
عنوان: آزمون سرنوشتساز آقای اچکزئی
[1]نویسنده: حامد میر
ترجمه: دکتر محمدعسکری
[2]منابع: روزنامهٔ جنگ یک روزنامهٔ معتبر و قدیمیِ اردوزبانِ پاکستان.
نظر شما