«کشورهای اسلامی نباید در برابر آمریکا و دیگر قدرتهای خارجی سر فرود آورند؛ زیرا چنین رویکردی به تشدید منازعات دامن میزند و کشورهای اسلامی را در برابر یکدیگر قرار میدهد. هرگاه کشوری اسلامی قدرتمند میشود، مسلمانان باید شادمان باشند؛ قدرت ما، قدرت شماست».
این دیدگاهها را منوچهر متکی، وزیر امور خارجه وقت ایران، در سال ۲۰۱۰ طی یک مراسم بیان کرده بود.
هرگاه ایران با آمریکا و اسرائیل دچار تنش میشود، بر هویت اسلامی خود تأکید میکند؛ با این حال، این هویت هنوز آنچنان فراگیر نشده است که کشورهای اسلامی منافع ملی خود را بر هویت دینی ترجیح ندهند. پس از انقلاب ۱۹۷۹، ایران تنها کشور منطقه بوده که بهطور مستمر نظم مبتنی بر سلطه آمریکا را به چالش کشیده است. در مقابل، بسیاری از کشورهای اسلامی دیگر متحدان نزدیک آمریکا هستند و همین امر وضعیت را پیچیدهتر کرده است.
ایران به چین و روسیه نزدیک است، اما هر دو کشور از درگیری مستقیم نظامی با آمریکا پرهیز میکنند. ترکیه، با وجود عضویت در ناتو، در ظاهر در مناقشات با آمریکا از ایران حمایت کرده است، اما منافع منطقهای آن همواره با ایران در تعارض بوده است. بدون حمایت ترکیه، پایان یافتن حکومت نزدیک به ایرانِ بشار اسد در سوریه ممکن نبود. با این همه، گهگاه درخواستهایی برای کنشگری بر مبنای هویت اسلامی مطرح میشود و برخی نیز بحران کنونی ایران را از همین زاویه تفسیر میکنند.
الکساندر دوگین، تحلیلگر سیاسی روس، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «جهان اسلام بیش از هر زمان دیگری دچار تفرقه است؛ هیچ چشمانداز مشترک، راهبرد واحد یا سازوکار تصمیمگیری منسجمی وجود ندارد. این وضعیت بازتاب فریبکاری نخبگان این کشورهاست. میان آنها هیچ اتحادی دیده نمیشود.»
به گفته یک مقام ارشد ایرانی، تهران از متحدان منطقهای آمریکا خواسته است واشنگتن را از حمله به ایران بازدارند. وی افزود که ایران بهصراحت به کشورهایی چون عربستان سعودی، امارات متحده عربی و ترکیه هشدار داده است که در صورت حمله آمریکا به ایران، پایگاههای آمریکایی مستقر در خاک آن کشورها هدف قرار خواهند گرفت.
آمریکا در بسیاری از کشورهای خاورمیانه پایگاه نظامی دارد؛ از اینرو، انتظار اینکه در صورت حمله آمریکا به ایران، دیگر کشورهای منطقه صرفاً به دلیل اسلامیبودن در کنار ایران بایستند، واقعبینانه به نظر نمیرسد.
موضع کشورهای اسلامی
سال گذشته، زمانی که آمریکا به تأسیسات هستهای ایران حمله کرد، ۲۱ کشور اسلامی با صدور بیانیهای این اقدام را محکوم کردند. در میان آنها کشورهایی چون عربستان سعودی، ترکیه، پاکستان، امارات متحده عربی، عمان، مصر، سودان، سومالی، برونئی، چاد، بحرین، کویت، لیبی، الجزایر و جیبوتی حضور داشتند.
دکتر فضلالرحمان، کارشناس مسائل خاورمیانه و پژوهشگر ارشد اندیشکده «شورای امور جهانی هند»، میگوید: «کشورهایی که این حمله را محکوم کردند، در واقع میخواستند نشان دهند که در معادلات جهانی اهمیتی دارند. آنها در پی حفظ اعتبار خود بودند، زیرا کشورهای اسلامی برای وجهه عمومیشان بیانیه صادر میکنند».
گزارشی از مجله بریتانیاییThe Spectator نیز تصریح کرد که موضع کشورهای اسلامی یا آنچه «اتحاد اسلامی» خوانده شد، صرفاً نمایشی بوده است. بسیاری از این کشورها روابط دیپلماتیک خوبی با اسرائیل دارند. حتی مقامات لبنانی پس از حمله اسرائیل، حزبالله را از اقدام نظامی علیه اسرائیل بازداشتند.
در سوریه، بشار اسدِ نزدیک به ایران برکنار شد و اکنون دولتی به رهبری احمد الشرع در قدرت است؛ دولتی که در مقایسه با حکومت اسد، موضعی کمتر تهاجمی در برابر اسرائیل دارد.

جایگاه ایران در منطقه
ایران کشوری با اکثریت شیعه است و تنش میان شیعه و سنی پدیدهای تازه نیست. از زمان انقلاب ۱۹۷۹، بیاعتمادی کشورهای سنی نسبت به ایران افزایش یافته است. کشورهای خلیج فارس که نظامهای پادشاهی را ترجیح میدهند، نسبت به گسترش جنبشهایی مشابه انقلاب ایران محتاطاند. ایران متهم است که در کشورهایی مانند بحرین به شورشهای شیعی علیه حاکمان سنی دامن میزند و همچنین به بیثباتسازی حکومتهای سنی در عراق و یمن متهم بوده است.
با وجود تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای، هنگامی که اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هستهای ایران حمله کردند، واکنش قابلتوجهی از سوی کشورهای اسلامی مشاهده نشد.

موضع کنونی کشورهای اسلامی چیست؟
بر اساس گزارش شورای روابط خارجی (CFR)، سقوط حکومت اسلامی در ایران میتواند منافع قابلتوجهی برای کشورهای خلیج فارس داشته باشد. عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر از اواخر دسامبر در قبال اعتراضات ایران سکوت اختیار کردهاند. قطر روابط دیرینه و مثبتی با ایران دارد، در حالی که عربستان و امارات پس از سالها خصومت، روابط خود با تهران را بهبود بخشیدهاند؛ هرچند همچنان به ایران اعتماد کامل ندارند و از حمایت تهران از گروههای مسلح در منطقه ناخشنودند.
عمان در منطقه بهعنوان میانجی شناخته میشود و پلی برای گفتوگو میان آمریکا و ایران به شمار میآید. در ۱۰ ژانویه، وزیر خارجه عمان در تهران با همتای ایرانی خود دیدار کرد و طرفین بر افزایش همکاری و پرهیز از سیاستهای تنشزا تأکید کردند؛ پیامی ضمنی به آمریکا مبنی بر آمادگی ایران برای مذاکره.
با این حال، خصومت میان عربستان سعودی و ایران بهطور کامل پایان نیافته است؛ اختلافاتی که از شکاف شیعه و سنی تا تقابل پادشاهی سعودی با انقلاب اسلامی ایران امتداد دارد. جمهوری آذربایجان نیز با وجود اکثریت شیعه، روابط نزدیکی با اسرائیل دارد و اختلافاتش با ایران آشکار است.
زمانی که آمریکا به عراق حمله کرد و صدام حسین اعدام شد، ایران مخالفتی علنی با این اقدام نشان نداد. همچنین در سال ۱۹۷۹، همزمان با انقلاب اسلامی ایران، مصر اسرائیل را به رسمیت شناخت و روابط دیپلماتیک برقرار کرد؛ اردن نیز در سال ۱۹۹۴ چنین کرد. در سال ۲۰۲۰، امارات، بحرین، مراکش و سودان نیز روابط دیپلماتیک با اسرائیل برقرار کردند.

چالشهای پیشروی کشورهای اسلامی
دکتر فضلالرحمان معتقد است که وقوع جنگ میان آمریکا و ایران، چالشی تازه برای کشورهای اسلامی خواهد بود. به گفته او، «کشورهای مسلمان خواهان روابط خوب با آمریکا هستند و در عین حال میخواهند اعتبار خود را حفظ کنند. بهویژه کشورهای عربی روابط نزدیکی با آمریکا دارند و توان برهمزدن این روابط را ندارند».
او میافزاید که در صورت اقدام نظامی، آمریکا میتواند از پایگاههای خود در کشورهای مسلمان منطقه استفاده کند و جلوگیری از این امر برای این کشورها بسیار دشوار خواهد بود. ترکیه در سال ۲۰۰۳ اجازه استفاده از پایگاههایش برای حمله آمریکا به عراق را نداد، اما شرایط کنونی بهمراتب پیچیدهتر شده است. به گفته فضلالرحمان، سال گذشته نیز آشکار شد که آمریکا از همین پایگاهها برای حمله به ایران استفاده کرده است؛ از اینرو، این کشورها در وضعیت فعلی توان مخالفت مؤثر با واشنگتن را ندارند.

موضع احتمالی پاکستان
پاکستان از پایان جنگ سرد تاکنون متحد نزدیک آمریکا بوده و حتی دونالد ترامپ را برای دریافت جایزه نوبل صلح نامزد کرده است. ایران و پاکستان نیز گاهوبیگاه حملاتی در خاک یکدیگر انجام دادهاند؛ بنابراین دشوار است گفت پاکستان در صورت حمله آمریکا، بیقیدوشرط از ایران حمایت خواهد کرد.
روزنامه انگلیسی اکسپرس تریبون گزارش داده است که اسلامآباد خواهان بیثباتی در ایران نیست و تغییر حکومت در این کشور را فاجعهبار میداند؛ چراکه دو کشور حدود ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارند که از ایالت ناآرام بلوچستان پاکستان میگذرد.
آصف درانی، سفیر پیشین پاکستان، گفته است هرگونه تغییر در ایران—چه داخلی و چه خارجی—بر پاکستان تأثیر خواهد گذاشت. به گفته او، پاکستان در گذشته نیز برای کاهش تنش میان ایران و غرب نقشآفرینی کرده و حتی سفارت پاکستان در آمریکا منافع ایران را مدنظر داشته است.
ظهور سلیم، دبیرکل پیشین وزارت خارجه پاکستان، نیز تصریح کرده است که در مناقشه قبلی ایران و اسرائیل، پاکستان بهروشنی از تمامیت ارضی و حاکمیت ایران حمایت کرد؛ اما به باور او، درگیری نظامی ایران را تضعیف کرد. وی افزود: «آنچه امروز شاهد آن هستیم، نتیجه همان بیثباتی سیاسی است و هرگونه مداخله خارجی—چه تحریم اقتصادی و چه اقدام نظامی—اوضاع ایران را وخیمتر خواهد کرد».
نظر شما