ممنوعیت آموزش و مهاجرت اجباری؛ زنان چگونه به ترک افغانستان فکر می‌کنند؟

تعدادی از خانواده‌ها به‌دلیل اعمال محدودیت‌ها و ناامیدی در افغانستان، مجبور به مهاجرت شده‌اند. برخی از این خانواده‌ها به‌منظور ادامه تحصیل و آموزش دختران‌ خود به کشورهای همسایه و منطقه پناه برده‌اند و تعدادی دیگر، دختران‌شان را برای ادامه تحصیل فرستاده و هزینه‌های هنگفتی را متحمل شده‌اند.

تعدادی از خانواده‌ها به‌دلیل اعمال محدودیت‌ها و ناامیدی در افغانستان، مجبور به مهاجرت شده‌اند. برخی از این خانواده‌ها به‌منظور ادامه تحصیل و آموزش دختران‌ خود به کشورهای همسایه و منطقه پناه برده‌اند و تعدادی دیگر، دختران‌شان را برای ادامه تحصیل فرستاده و هزینه‌های هنگفتی را متحمل شده‌اند. در این گزارش با تعدادی از این خانواده‌ها و دختران گفت‌وگو شده است. آنان تأکید کرده‌اند که دیگر امیدی به آینده آموزشی و با ثبات در افغانستان ندارند و حذف بیش‌تر از نیمی از جامعه از تمام عرصه‌های زندگی، فضای ماندن در افغانستان را غیرقابل تحمل کرده است. این دختران تأکید می‌کنند که آینده زنان در افغانستان زیر سلطه طالبان تاریک است و آن‌ها نمی‌توانند به آرزوهای خود برسند و به‌عنوان انسان‌های آزاد از حقوق و آزادی‌های مدنی و جمعی خود بهره‌مند شوند. آن‌ها می‌گویند که باوجود مشکلاتی که در مهاجرت متحمل شده‌اند، ترجیح داده‌اند به‌جای خانه‌نشینی و محرومیت از حقوق انسانی، بیش‌تر از قبل برای حقوق خود مبارزه کنند. یافته‌های گزارش نشان می‌دهد که ماهانه هزاران دلار از افغانستان برای ادامه تحصیل به خارج از کشور ارسال می‌شود. پیش‌تر نیز یوناما اعلام کرده بود که بیش از ۵۰۰ بازرگان هر ماه بین ۱۰ تا ۱۵ هزار دلار برای ادامه آموزش دختران‌شان به خارج از کشور می‌فرستند.

شماری از خانواده‌ها می‌گویند به‌دلیل محدودیت‌های آموزشی و تحصیلی از سوی طالبان، مجبور به مهاجرت شده‌اند. آنان تأکید می‌کنند هزاران دلار هزینه کرده‌اند تا دختران‌شان بتوانند در کشورهای همسایه و منطقه به درس و تحصیل خود ادامه دهند. هم‌زمان، تعدادی از این خانواده‌ها می‌گویند دختران‌شان را به‌تنهایی برای ادامه تحصیل به خارج از افغانستان فرستاده‌اند.

بهشته وزیری، یکی از دانش‌آموختگان دانشکده خبرنگاری دانشگاه کابل، به‌دلیل محدودیت‌ها و چالش‌های فراوان تحصیلی و شغلی تصمیم به مهاجرت گرفته است. او می‌گوید ترک افغانستان تصمیمی بسیار دشوار بود؛ زیرا پیش از سلطه طالبان چندین بار فرصت مهاجرت برایش فراهم شده بود، اما ترجیح داد بماند. با این حال، پس از تسلط طالبان و اعمال محدودیت‌های گسترده بر دختران و زنان، دیگر هیچ راهی برایش باقی نمانده بود و ناگزیر همراه خانواده کشور را ترک کرد.

وزیری می‌افزاید: «نه‌تنها من، بلکه خواهرانم که دانش‌آموز بودند، آینده‌ روشنی برای خود نمی‌دیدند. در نهایت تصمیم گرفتیم کشور را ترک کنیم و به روسیه برویم. وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، دلم برای روزهایی می‌سوزد که با تمام توان درس خواندم تا در دانشگاه کابل، در رشته مورد علاقه‌ام یعنی خبرنگاری، موفق شوم. اما متأسفانه حتی یک روز هم در این بخش کار نکرده‌ام.»

این بانوی جوان درباره چالش‌هایی که در مهاجرت با آن روبه‌رو شده، چنین می‌گوید: «زبان نخستین مانع بود. وقتی وارد محیط تازه‌ای می‌شوید، درست مثل کودکی هستید که هیچ نمی‌داند و باید همه‌چیز را از نو یاد بگیرد. در روسیه، هر واژه و هر جمله برایم مثل کوهی بود که باید از آن بالا بروم. در کنار زبان، تفاوت‌های فرهنگی نیز چالش بزرگی بود؛ از نوع پوشش گرفته تا آداب و رفتار مردم، همه‌چیز برایم تازه و گاه گیج‌کننده بود. باید زبان بیاموزم، فرهنگ جدید را بشناسم و دوباره خودم را بسازم. گاهی خسته می‌شوم، اما به خودم یادآوری می‌کنم که راه دیگری نداشتم و تنها امیدم به آینده‌ای روشن‌تر همین مسیر است.»

ذکیه عبادی، دختر جوان دیگری است که برخلاف بهشته، ناگزیر شد مسیر مهاجرت را به‌تنهایی بپیماید. او می‌گوید پس از سلطه طالبان، زندگی در افغانستان برایش بسیار دشوار شد؛ زیرا ادامه تحصیل و کار ممکن نبود. به چند کشور اروپایی درخواست پناهندگی داد و در نهایت، فرانسه درخواستش را پذیرفت.

بانو عبادی می‌گوید: «مهاجرت شبیه آغاز دوباره زندگی است. باید زبان و فرهنگ تازه‌ای را بیاموزم و با دلتنگی و غربت کنار بیایم. با این حال، هدفم ادامه تحصیل و رسیدن به آزادی است. می‌دانم مشکل افغانستان فقط طالبان نیست؛ سنت‌ها و باورهای ریشه‌دار هم سد راه زنان هستند. اما باور دارم روزی زنان حق انسانی خود را به دست خواهند آورد. هنوز با خانواده و دوستانم در ارتباطم و هر قدر بتوانم تلاش می‌کنم حمایتی برای‌ آنها باشم.»

سونیا، مادر یکی از دانشجویان، می‌گوید دخترش سه سال است که در مالزی و در یکی از دانشگاه‌های این کشور مشغول تحصیل است. سونیا که در یکی از مدارس دولتی آموزگار است، می‌گوید پس از سلطه طالبان، دخترش شدیداً دچار افسردگی و مشکلات روانی شده بود. او می‌افزاید: «دخترم از کلاس یازدهم برای کنکور آماده می شد و خیلی دوست داشت مانند خواهرانش در دانشگاه کابل درس بخواند. اما پس از وضع ممنوعیت آموزش برای دختران، نتوانستم شکسته شدنش را پیش چشمم ببینم و برای یکی از بورسیه‌های تحصیلی درخواست دادیم. هرچند پس از مدت طولانی، اما موفق شد به رؤیاهایش برسد.»

این آموزگار تأکید می‌کند: «رفتن دخترم کار ساده‌ای نبود. ما زندگی بسیار ساده و متوسط داشتیم. حتی پول رفتن دخترم به کشور دوم را نداشتیم، چون پرواز مستقیم ممکن نبود و باید از ایران می‌رفت. از دامادهایم و دوستان و نزدیکان قرض گرفتم. در کنار مشکلات اقتصادی، آنچه بیش‌تر برایش مبارزه کردم، فرهنگ و سنت منطقه‌ای بود. مردم هر چیز می‌گفتند، اما من توجه نمی‌کردم.» سونیا می‌افزاید که در روند خروج دخترش، ممنوعیت سفر زنان بدون محرم نیز به چالشی جدی تبدیل شده بود؛ اما در نهایت با همکاری یکی از دوستان شوهرش که در فرودگاه نفوذ و شناخت داشت، دخترش توانست افغانستان را ترک کند.

فرحناز نیک‌فر (مستعار)، بانوی دیگری که با سرنوشت مشابهی روبه‌رو شده، می‌گوید دانش‌آموخته رشته روابط بین‌الملل است. او بیان می کند که پس از پایان دوره کارشناسی، خود را در این جغرافیا محدود و محصور می‌دید و آینده‌ای برای خود متصور نبود، جز این‌که ازدواج کند. به همین دلیل تصمیم گرفت برای ادامه تحصیلاتش راهی مسکو شود. این بانو می‌گوید: «از منطقه سفیدچهر پنجشیر هستم و خویش‌وقوم ما همه مخالف درس‌خواندن و سفر رفتن دختران بدون همراه بودند. وقتی افغانستان را به مقصد روسیه ترک کردم، در ابتدا این موضوع را از خانواده پدری‌ام پنهان کردیم. وقتی خبر شدند، هم متعجب و هم عصبانی بودند؛ فکر می‌کردند مادر و پدرم دروغ می‌گویند و من فرار کرده‌ام یا اتفاق دیگری افتاده است. خلاصه، تا چندین ماه با پدرم حرف نمی‌زدند. خانواده مادرم، به‌ویژه خاله‌هایم، همواره می‌گفتند روسیه بزرگ‌ترین مافیاها را دارد و حتی می‌گفتند بدون شوهر ماندن خوب نیست. مرا نزد ملا نیز برده بودند تا ببینند آیا این کار به خیرم است یا نه! وقتی نتوانستند مرا قانع کنند، مدتی طولانی با من صحبت نکردند.»

نیک‌فر تصریح می‌کند: «از لحاظ مالی مشکلات داشتیم و مجبور شدیم برای پرداخت هزینه‌ها و مقدمات اولیه سفر قرض بگیریم، که پدرم آن را حل کرد. در کنار آن، یکی از شوهرخاله‌هایم که در لندن زندگی می‌کند، مسئولیت ارسال پول ماهانه را برعهده گرفت.»

فرشته، مادر ۳۸ ساله از ولایت کاپیسا، می‌گوید دیگر هیچ امیدی به آینده در افغانستان ندارد. او تأکید می‌کند که نمی‌خواهد دخترانش بی‌سواد بمانند. این بانو می‌افزاید که به‌جز ماندن در افغانستان، هر کشوری را که بتواند، برای رفتن انتخاب خواهد کرد.

فرشته می‌گوید: «قسم می‌خورم هرجایی که ممکن شود می‌روم؛ به‌جز ماندن در افغانستان، هر جای دنیا که باشد. دیگر هیچ امیدی باقی نمانده. وسایل خانه را فروختم و مقداری طلایی را که سال‌ها جمع کرده بودم نیز فروختم. تنها یک چیز در ذهنم است: دخترانم مانند من بی‌سواد نمانند.» او که تا کلاس نهم درس خوانده و همیشه آرزو داشته دخترانش باسواد شوند، پس از بسته‌شدن مدارس به روی دختران احساس کرد همه زحمت‌ها و آرزوهایش در حال نابودی است.

این بانو می‌گوید: «چطور می‌توانم تماشا کنم که دخترانم در خانه بمانند؟ من هم قربانی شرایط شدم، بی‌سواد ماندم، ازدواج کردم و نتوانستم به آرزوهایم برسم؛ اما اجازه نمی‌دهم دخترانم به سرنوشتی مشابه گرفتار شوند.» او تأکید می‌کند: «کشور مهم نیست؛ مقصد باید جایی باشد که دخترانم بتوانند درس بخوانند، چه اروپا باشد، چه حتی یک شهر کوچک و دورافتاده… فقط جایی که دخترهایم درس بخوانند.»

این در حالی است که پیش‌تر دفتر هیات معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در گزارشی اعلام کرده بود که بیش از ۵۰۰ بازرگان برای تامین هزینه‌های آموزش دختران خود، مجبور شده‌اند هزاران دلار به خارج از افغانستان ارسال کنند. در این گزارش آمده است که این بازرگانان هر ماه بین ۱۰ تا ۱۵ هزار دلار برای خانواده‌های‌شان در خارج می‌فرستند تا دختران‌شان بتوانند به تحصیل ادامه دهند.

یوناما با استناد به یافته‌های بانک جهانی، تأکید کرده است که ممنوعیت آموزش دختران و زنان بالاتر از کلاس ششم سالانه ۱.۴ میلیارد دلار به اقتصاد افغانستان آسیب می‌زند. به گفته این سازمان، این ضرر اقتصادی علاوه بر کاهش فعالیت‌های اقتصادی، می‌تواند آسیب‌های گسترده‌ای به نظام اقتصادی کشور وارد کند.

طالبان در بیش از چهار سال گذشته زنان و دختران را از همه عرصه‌های آموزشی، تحصیلی و کاری محروم کرده‌اند. براساس گزارش‌های معتبر نهادهای بین‌المللی حقوق بشری، طالبان بیش از ۱۰۰ فرمان منع‌کننده علیه زنان و دختران در افغانستان وضع کرده‌اند که آن‌ها را به‌صورت سیستماتیک از تمام عرصه‌های زندگی جمعی حذف کرده است.

علاوه بر این، کاهش حقوق کارمندان زن، تصویب قانون «امر به معروف و نهی از منکر» و ممنوعیت نشان دادن صدا و صورت زنان، از دیگر محدودیت‌هایی بود که جایگاه زنان را به‌شدت تضعیف کرد و آن‌ها را از حضور فعال در جامعه محروم ساخت.

با این حال، سازمان عفو بین‌الملل نیز اعلام کرده است که طالبان با حذف زنان و دختران تقریباً از تمام عرصه‌ها، زندگی را برای آنان غیرقابل تحمل کرده‌اند. به گفته این سازمان، طالبان با وضع محدودیت‌های شدید، حقوق و کرامت انسانی زنان را به‌گونه‌ای نظام‌مند سلب کرده‌اند.

این نهاد افزوده است که محدودیت‌های وضع شده از سوی طالبان علیه زنان، سبب شده دسترسی آنان به خدمات بهداشتی  به شدت کاهش یابد.

منبع: روزنامه هشت صبح

لینک:

https://8am.media/fa/ban-on-education-and-forced-migration-how-do-women-think-about-leaving-afghanistan/

کد خبر 26014

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 3 =