قبیله نیازی از شاخه لودی پشتونها محسوب میشود. نیازیها از نوادگان شاه حسین غوری و بیبی متو بهشمار میآیند. آنان در آغاز در ناحیه میان غور و غزنی سکونت داشتند. قبیله نیازی در قالب اتحادیههای قبیلهای در سپاه سلطان محمود غزنوی در لشکرکشیهای او به شبهقاره شرکت داشت. سپس در کنار سلطان شهابالدین غوری جنگیدند و بعدتر در سلسله خلجی، سلسله لودی، دوران شیرشاه سوری و نیز در عهد مغولان خدمت کردند. در سلطنت سوری، عیسیخان نیازی عالیرتبهترین امیر در دهلی بود و برادرش هیبتخان نیازی والی ملتان و از قدرتمندترین حاکمان تاریخ ملتان بهشمار میرفت. محمدخان نیازی نیز در دوره بابر فرماندهای در سپاه مغول بود. بعدها خان زمانخان نیازی از عیسیخیل در نبرد پانیپت تحت رهبری شاه ولیالله و احمدشاه ابدالی شرکت کرد. منبع این مطالب کتاب «تاریخ قبایل نیازی» نوشته اقبالخان نیازی (تاجاخیل) است.
در سلسلهمراتب قبایل پشتون، نیازی یکی از قبایل بسیار محترم محسوب میشود. نیازیها در پاکستان عمدتاً در بهکر، بنو، لکی مروت، ناحیه چکوال، صوابی، مردان، هنگو، بلوچستان، کوهات و میانوالی زندگی میکنند. با این حال، شمار زیادی از این قبیله همچنان در بخشهایی از افغانستان، بهویژه در قلعه نیازی، قندهار، غزنی، گردیز، لوگر و ولایت پکتیا سکونت دارند. جمع قابل توجهی نیز در کراچی و دیگر شهرهای بزرگ پاکستان مانند لاهور، اسلامآباد و پیشاور مستقر شدهاند. افزون بر این، گروهی از نیازیها در ترکیه نیز حضور دارند. در بریتانیا نیز اعضای این قبیله در عرصههای سیاست و تجارت بهخوبی جذب جامعه شده و موفق بودهاند. اعضای قبیله نیازی در افغانستان و نیز ساکنان مناطق هنگو، کوهات، صوابی، مردان، لکی مروت، بنو و میانوالی به زبان پشتو سخن میگویند. اما پشتونهایی که در شرق کوهات و برخی از ساکنان پنجاب زندگی میکنند، زبان نیاکانی خود را حفظ نکرده و به گویش سرائیکی ـ که از پشتو تأثیر پذیرفته است ـ تکلم میکنند. نیازیها بهطور جدی از آیین شرف و نظام اخلاقی معروف به «پشتونوالی» پیروی میکنند.

تاریخ نیازی ها:
قدیمیترین اثری که درباره منشأ و ریشههای قبیله نیازی اطلاعاتی ارائه میدهد، کتاب مخزنِ افغانی (Makhzani-i-Afghani) تألیف سال ۱۶۱۰ میلادی است که به قلم نعمتالله و تحت حمایت خان جهان لودی، از بزرگان افغان در دربار امپراتور مغول، جهانگیر، نگاشته شده است. در مخزن افغانی نسبنامه قبیله نیازی به شرح زیر آمده است: «خدای متعال به لودی سه پسر عطا کرد: نیازی، سیانی و دوتانی.
نیازی سه پسر داشت: باهی، جام و خاکو.
جام هفت پسر داشت: بندر، سمبل، خانخیل، دولتخیل، اسحاقخیل، مرهل و هایکی.
مرهل دو پسر داشت: حمیم و نایلی.
خاکو پنج پسر داشت: عیسی، موسی، مهیار، اسد و خضر.
عیسی دو پسر داشت: علا و گوندی.
علا دو پسر داشت: سود و سهرانگ.
سود دو پسر داشت: جام و سوری.
جام دو پسر داشت: نایکو و میچن.» [1]
کتاب خلاصه الانساب اثر حافظ رحمت خان (۱۷۰۸–۱۷۷۴) درباره قبیله نیازی چنین گزارش میدهد:
«نیازی، که نوادگان او شامل موسیخیل، اسحاقخیل، سمبل و سهرانگ هستند و همگی در مجموع نیازی خوانده میشوند؛ آنان در اطراف شهر مخد، در کنار رود سند، تا حدود دیره اسماعیل خان سکونت دارند.» [2]
کتاب حیات افغانی (تکمیلشده در سال ۱۸۶۷ میلادی) نیز چنین مینویسد: «شاخههای قبیله نیازی از نسل باهی، پرهیزگارترینِ سه پسر نیازی، پسر لودی، هستند. نخستین محل سکونت شناختهشده آنان در اطراف غزنی بوده است و هنوز هم تعداد اندکی از آنان در آنجا یافت میشوند. در روزگار سلطان بهلول، بسیاری از آنان به هندوستان مهاجرت کردند و در زمان شیرشاه سوری، هیبتخان نیازی با لقب اعظم همایون به عنوان صوبهدار لاهور منصوب شد و بسیاری از نیازیها به مناصب بلندپایه و مقامهای پرافتخار دست یافتند. احساس قدرت و نفوذ، در دوران سلیمشاه سوری، نیازیها را به شورش واداشت که سرانجام به نابودی آنان انجامید. امروزه، بهجز شاخههای اسحاقخیل، مشانی و سهرانگ، هیچ طایفه مهمی از این گروه در افغانستان یافت نمیشود. آنان اکنون در گستره وسیعی از سرزمینها پراکندهاند و در همهجا در وضعیتی ضعیف و فروکاسته به سر میبرند. برخی در بنگش و توغ، عدهای اندک در قندهار، غزنی، ناحیه شیونکی، اطراف کابل، کوهگار و بخشهای مختلف هندوستان زندگی میکنند. مرهل نیازی، کندی و متی بازرگانان کوچنشیناند و ثروتی گرد آوردهاند، اما در مجموع میتوان گفت میزان شکوفایی گذشته این قبیله در هندوستان، امروز به همان اندازه نشانه افول آنان در افغانستان است.»[3]
اطلاعات تاریخی پراکنده درباره نیازیها
۱. آرامگاه ابراهیم سور (پدربزرگ شیرشاه سور) در نارناوُل (هاریانا، هند) تحت نظارت ابوبکر کندی، از نیازیها، ساخته شد. کتیبههای فارسی موجود بر این مقبره چنین اطلاعات تاریخی را ارائه میدهد: اگر کسی از تو بپرسد سازنده این بنا که بوده است، اگر راز آن را میدانی، پاسخ بده: این گنبد که بنیادش همسنگ بلندترین آسمان است، به فرمان پادشاه کشور، شیرشاه، فرمانروای پیروز، بنا شد؛ سرور سروران، مالک هفت اقلیم، که شمشیرش از درخشش آذرخش فراتر است. فرید، پسر حسن سور، پسر ابراهیم، فرمان داد تا بر مزار پدربزرگش طاقی زیبا ساخته شود. اگر از من بپرسی ناظر این بنا که بود، میگویم ابوبکر، پسر شیخ احمد، نیازی. اگر بهطور کلی بگویم، او را نیازی میخوانم، اما اگر بهطور خاص سخن بگویم، باید او را کندی بنامم و این خود نشانه شرافت و پاکی سرشت اوست.» [4]
۲. پیش از پایان قرن شانزدهم میلادی، نیازیها مالک پرگنه خوشاب از سرکار سند–ساگر (پنجاب، پاکستان) بودند. طبق آئین اکبری، ساکنان خوشاب شامل عیسیخیل و دیگر افغانهای نیازی بودند که مبلغ ۲٬۷۰۲٬۵۰۹ دام مالیات میپرداختند و توان تأمین ۵۰۰ سوارهنظام و ۷۰۰۰ پیادهنظام برای امور نظامی را داشتند. [5]

آرامگاه ابراهیم سور، نارنول.
۳. میان عبدالله نیازی رهبر جنبش مهدوی در دوران سلطنت اسلامشاه سور بود. سید محمد جونپوری (۱۴۴۳–۱۵۰۵ م)، بنیانگذار این جنبش، ادعای مهدویت داشت. میان احمد نیازی به دست اسلامشاه سور تا آستانه مرگ مورد ضربوشتم قرار گرفت. طبق آئین اکبری: «اسلامشاه [سور] در سال ۱۵۴۸ میلادی از آگرا برای
سرکوب ناآرامیهایی که برخی افغانهای نیازی در پنجاب ایجاد کرده بودند، حرکت کرد. هنگامی که به حوالی بیانَه رسید، مخدومالملک توجه پادشاه را به میان عبدالله نیازی جلب کرد؛ کسی که پس از عزیمت شیخ علایی به دکن، همراه با سیصد تا چهارصد مرد مسلح در کوههای ناحیه بیانَه [راجستان، هند] پرسه میزد و نفوذ فراوانی در میان افراد طایفه خود و در نتیجه شورشیان نیازی پنجاب داشت. اسلامشاه به حاکم بیانَه، که خود مهدوی شده بود، دستور داد میان عبدالله را نزد او بیاورد. حاکم، پیشوای دینی خود را به پنهان شدن توصیه کرد، اما میان عبدالله با جسارت در برابر پادشاه حاضر شد و به سبب بیاعتنایی به آداب درباری، اسلامشاه فرمان داد او را تا سرحد مرگ بزنند. پادشاه یک ساعت تمام سوار بر اسب نظارهگر اجرای مجازات بود و تنها زمانی رفت که میان عبدالله ظاهراً بیجان بر زمین افتاده بود. با این حال، با مراقبت بسیار دوباره به زندگی بازگردانده شد. او مدتی طولانی مخفی شد و از همه اصول مهدوی دست کشید.» [6]
۴. شیخ میچن نیازی یکی از اولیای افغان بود که در وانه، وزیرستان جنوبی، مدفون است. نام اصلی او محسن بود و گفته میشود ششمین نسل از خاکو، پسر نیازی، به شمار میرفت. شرح مختصری از زندگی او در مخزن افغانی آمده است. [7]

زیارت جد میچان، وانا، وزیرستان جنوبی
۵. از بزرگان نامدار نیازی در دوران شیرشاه سور میتوان به افراد زیر اشاره کرد:
قطبخان نیازی- سعیدخان نیازی
- شمسخان نیازی
- عیسیخان نیازی
- سیفخان نیازی
- هیبتخان نیازی
- زینخان نیازی
- سعیدخان نیازی
- فتحخان نیازی
- میرخان نیازی
- پَرَک نیازی
- دولتخان نیازی
۶. خان زمانخان نیازی در میانه قرن هجدهم میلادی رئیس نیازیها بود. احمدشاه ابدالی گردآوری کل عواید منطقه بنو و دِراجات را به او سپرد. همچنین مسئول دریافت و انتقال سهم پادشاه از درآمدهای تالپورهای سند بود. او احمدشاه ابدالی را در لشکرکشی به هند همراهی کرد و در نبرد پانیپت علیه مراتهها جنگید. احمدشاه به پاس دلاوری و شجاعت او، شمشیری مرصع به وی اهدا کرد که هنوز در اختیار خاندان اوست. در دوران تیمورشاه درانی نیز به فرمان شاه به سند رفت و شورشی را بهطور مؤثر سرکوب کرد. [8]
آرامگاه خان زمان خان نیازی در دره تنگ
۷. آرامگاه مشهور عیسیخان در دهلی به اشتباه به عیسیخان نیازی نسبت داده میشود که در دوران اسلامشاه سور بهعنوان شورشی کشته شد. کتیبه این مقبره نشان میدهد که بنا در سال ۹۵۴ هجری قمری (۱۵۴۷–۱۵۴۸ میلادی) به دست «مسندِ عالی عیسیخان، پسر نیاز آغوان» ساخته شده است (یعنی «نیاز» نام پدر او بوده، نه نام قبیلهاش). متن کتیبه چنین است:
«این مقبره که پناهگاه بهشت است، در روزگار سلطنت اسلامشاه، پسر شیرشاه ـ خداوند فرمانروایی و اقتدارش را پایدار بدارد ـ به دست مسند عالی عیسیخان، پسر نیاز آغوان، حاجبباشی اعظم، در سال نهصد و پنجاه و چهار هجری ساخته شد.» [9]
در این کتیبه حتی تصریح نشده است که مقبره متعلق به عیسیخان باشد؛ بلکه عیسیخان، پسر نیاز آغوان، نام شخصی است که این آرامگاه را بنا کرده است.
نویسنده: ریاض احمد رضوی، خانه فرهنگ ایران در پیشاور
منابع:
- «تاریخ افغانها: ترجمهشده از فارسیِ نعمتالله به قلم برنارد دورن»، جلد دوم، صفحه ۴۹.
- 2-۱. «تاریخ افغانها: ترجمهشده از فارسیِ نعمتالله به قلم برنارد دورن»، صفحه ۱۲۸.
- «افغانستان و ساکنان آن / ترجمهشده از حیات افغانی اثر محمد حیاتخان، به قلم هنری پریستلی»، صفحات ۱۹۲–۱۹۳.
- «گزارشهای انجمن آسیایی بنگال»، سال ۱۸۷۵ میلادی، صفحه ۲۲۲.
- «آئین اکبری»، جلد دوم، صفحه ۳۲۳.
- «آئین اکبری»، جلد اول، صفحه هشتم (VIII).
- «تاریخ افغانها: ترجمهشده از فارسیِ نعمتالله به قلم برنارد دورن»، جلد دوم، صفحه ۳۱.
- «تاریخ پَتانها»، تألیف هارون رشید، جلد سوم، صفحه ۳۶۵.
- «ایندیکا (Indica)»، جلد شانزدهم، صفحه ۲۰۶.
- https://www.geni.com/surnames/niazi
نظر شما