۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۳۰

معرفی قبایل پشتون - مَروَت

آشنایی با قبیله مَروَت
معرفی قبایل پشتون - مَروَت

قبیله مَروَت شاخه‌ای از بخش لوحانی قبیله لودی است که عمدتاً در منطقه لکی مروت در ایالت خیبر پختونخوا یافت می‌شوند. گفته می‌شود که نسب آنان به نُوح و همسر اول او ماشیره(مشهور به شیری)می‌رسد. این قبیله به چهار زیرشاخه مُوسی خیل، تپی، نُونَ خیل و سالار تقسیم می‌شود. بر اساس کتاب مخزن‌افغانی(تألیف ۱۶۱۳ میلادی): نام اصلی لوحانی، نُوح بود. او دو همسر داشت؛ اولی توری و دومی شیری. از همسر اول پنج پسر داشت: مَمیَه، میا، تَتّر، پَتخ و هُد. شیری، همسر دوم لوحانی، یک پسر داشت که او را مروت نامید. نوادگان او مَروَت‌خیل نامیده می‌شوند.1

در ابتدا، مَروَت‌ها و دیگر قبایل لوحانی بین فلات غزنی و دِرَجات کوچ می‌کردند و همچنین در سده پانزدهم میلادی، سکونتگاه‌های دائمی در کَتَوَز، وَانا و سرزمین مَهسود در وزیرستان داشتند. به نظر می‌رسد مَروَت‌ها که ساکنان اولیه منطقه کنونی وزیرستان جنوبی بودند، به کشاورزی نیز اشتغال داشتند. اِولین هاوِل می‌نویسد: در سراسر وزیرستان هیچ چیز شگفت‌انگیزتر از ردپاهای زمین‌های پلکانی نیست که نشان می‌دهند زمانی در اینجا، جایی که امروز کشت و کاری نیست، غله می‌کاشتند. در هر صورت، در وزیرستان سنت محلی یکپارچه حکایت از آن دارد که در روزگار مروت‌ها یا اُرمَرها این زمین‌ها زیر کشت بود و عمدتاً تمامی کانال‌های آبی با اندازه و طول قابل توجهی که هنوز پابرجاست، حفر شد.2

در حدود اواسط سده پانزدهم میلادی، مروت‌ها در یک درگیری با سلیمان‌خیل غَلزی‌ها منطقه کَتوز را از دست دادند. اختلافی بین مروت‌ها و سلیمان‌خیل‌های غلزی بر سر بازپس‌گیری پسر سلیمان‌خیلی‌ای بروز کرد که دختری از قبیله خود را ربوده و نزد مروت‌ها پناه گرفته بود. با خودداری مروت‌ها از استرداد او، سلیمان‌خیل‌ها با کمک دیگر قبایل غلزی، مروت‌ها را از کتَوَز بیرون راندند.3

در زمان بابُر، شاخه دولتَ خیل از لوحانی‌ها درگیر یک دشمنی با پَرَنگی‌ها شد که در زمین‌های حاصلخیز ناحیه تَنگ ساکن بودند. شاه‌باز خان مشهور به خان‌زمان خان دولتَ خیل از خویشاوندان خود، دیگر قبایل لوحانی در آن منطقه، درخواست کمک کرد. مروت‌ها از دولتَ خیل‌ها پشتیبانی کردند. جنگ به حدی شدید بود که پَرَنگی‌ها تقریباً نابود شدند و بازماندگان به خویشاوندان خود در هند پیوستند. خان‌زمان خان قلمرو به دست آمده از ناحیه تَنگ را به چهار سهم مساوی بین چهار قبیله لوحانی که در جنگ علیه پرنگی‌ها شرکت کرده بودند، تقسیم کرد. گفته می‌شود قبایل لوحانی بعداً بر سر زمین‌های گرفته شده از پرنگی‌ها بین خود اختلاف کردند، اما در نهایت همگی در مناطقی که اکنون در اختیار دارند ساکن شدند.. مروت‌ها در منطقه لَکی مَروَت؛ دولتَ خیل و تَتّورها در تَنگ؛ و میان‌خیل‌ها در دِرَبان و مُصاح‌زَی در تَحصیل کولاچی در منطقه دیره اسماعیل خان.

اطلاعات متفرقه:

1. لَکی شهرستانی در منطقه لکی مروت است. واژه"لَکَئی" در پشتو به معنای "دم، پایان، منتهی‌الیه، قسمت عقب" و نظایر آن است. این مکان پیشتر در تصرف قوم سارَنگ از قبیله نیازی افغان‌ها بود. هنگامی که خوشحال خان ختک در زمان پدرش، شاه‌باز خان، بر منطقه چوتَره حکمرانی می‌کرد، از آنجا به سارَنگ‌های لَکَئی یورش برد.4

2. سید غلام محمد، نقشه‌بردار هندی، در سال ۱۷۸۰ از منطقه مروت گذر کرد و گزارش زیر را درباره سرزمین و مردم مروت ارائه داد:

افغان‌های مروت بخش یا قبیله‌ای فرعی از قبیله بزرگ نُهَرنی هستند. بخش مروت متشکل از حدود ۴۰٬۰۰۰ خانواده است که بیشتر آنها زندگی کوچ‌نشینی دارند، اما بسیاری‌شان سکونتگاه‌های ثابت اختیار کرده و به کشت خاک پرداخته‌اند. در حال حاضر دو سردار یا رئیس در این قبیله وجود دارند: یکی، نورخان از پَهَر خیل که پیشتر به عنوان رئیس برحق اشاره شد، و دیگری، گُل‌رنگ خان از خفیظ‌خیل. نورخان در پَهَر خیل ساکن است و گُل‌رنگ خان، رئیس رقیب، در پَتان‌کوت. بین این روسای رقیب توافقی وجود ندارد. هر دو مطیع تیمورشاه صادوزی، پادشاه کابل هستند و هر یک ۵۰۰۰ روپیه به عنوان عشریه به خزانه او می‌پردازند و هر یک ۲۰۰ سوار برای ارتش پادشاه تأمین می‌کنند. ثروت اصلی آنان در دام‌هاست؛ همچنین گله‌های فراوان گوسفند و شتر دارند. در فصل زمستان به نواحی گرمسیر یا بخش‌های گرم در نواحی شرقی کوه‌ها به سمت رود بزرگ می‌آیند، اما در ماه‌های تابستان به سردسیر یا نواحی خنک در کوهستان‌ها پناه می‌برند.

سرزمین آنان که پیش از ورودشان به آن با نام هندوی "تَهَل" شناخته میشد، از شرق به غرب حدود پنجاه کروَه درازا و از شمال به جنوب چهل کروَه پهنا دارد. مکان اصلی و مرکز حکومت، لَکَئی نامیده میشود که شهری با اندازه ای قابل توجه است، اما خانهها صرفاً از نی ساخته شده و با علف که بر شاخههای درختان گذاشته شده، پوشانده شدهاند. از آنجا که این ناحیه عمدتاً متشکل از زمینهای شنی و بیابان است، همانطور که نامش نشان میدهد، و از همه طرف در فاصلههای کمتر یا بیشتر با کوهها احاطه شده، بسیار خشک و گرم است؛ و از آنجا که درختان بزرگ و علف بلند در این حوالی نمیروید، ساکنانش اقامتگاهها یا مسکن دیگری جز چنین سکونتگاههای ناپایدار ندارند. رود گَمبیله و رود کُرمه از میان قلمرو مروت میگذرند؛ و در دو طرف این رودخانهها زمین بسیار حاصلخیز بوده و محصولات عالی تولید میکند. گَمبیله، همانطور که پیشتر اشاره شد، از منطقه کوهستانی کرنیگرام سرچشمه میگیرد و با گذر از شمال شهر لَکَئی، سه چهار کروَه آنسوتر با رود کُرمه و شاخههای فرعی متعدد آن یکی میشود. جریانهای متحد سپس از بخش پایینتر سرزمین عیسیخیل عبور کرده، برخی جریانهای فرعی از کوههای آن ناحیه را دریافت کرده و در نهایت به اباسین(رودخانه) سند میپیوندند.

زمین‌های لَلمی یا زمین‌های دیم عمدتاً غیرمولد هستند. در فصل سرما، با این حال، باران و نیز برف فراوان می‌بارد، اما در فصل گرم، گرما بسیار شدید است. در این کشور مرسوم نیست چاه حفر کنند و مردم از آب رودخانه برای آشامیدن استفاده می‌کنند. محصولات اصلی شامل گندم، جو، جَوَر، باجره و مُتَّـه به فراوانی است، اما تولید نیشکر، برنج و پنبه اندک است. بازرگانان باید مالیات بپردازند.

لَکَئی تقریباً در فاصله‌ای یکسان از رشته‌کوه‌های احاطه‌کننده آن واقع شده، به طوری که از هر کدام حدود بیست کروَه فاصله دارد، به جز آن‌هایی که در جهت بَنّو و تَک قرار دارند که دورترند.

زبان مردم سرزمین مروت فقط پشتو است، مگر در چند مورد که زبان‌های بلوچی و پنجابی نیز توسط افرادی از نژادی متفاوت تکلم می‌شود.5

۳- آقا عباس شیرازی در سال ۱۸۳۷ از منطقه مروت گذر کرد و گزارش زیر را درباره این قبیله ارائه داد:

سوم ذی‌الحجه  به سمت مروت به روستای لَکی حرکت کردیم. کشت و زرع وابسته به باران است. این شهر اصلی مروت است. بخش کوچکی از رود کُرَّم برای کشاورزی استفاده می‌شود. مروت‌ها سه قبیله دارند:

بهْرَم، تحت ریاست فیروزخان و مُحَبّت‌خان، ساکن غُزنی‌خیل؛ تعداد مردان جنگی دو هزار.

دِرِپلَره، تحت ریاست نوره‌خان و الهیارخان، ساکن سَنگوخیل و آسک‌خیل؛ تعداد مردان جنگی دو هزار.

مُوسیخیل، تحت ریاست حیدرخان، ساکن آدمزَی، و کشمیرخان، ساکن والی؛ تعداد مردان جنگی هزار و پانصد.

میزان پیشین مالیات مَروَت در زمان صادوزی‌ها ۱۸۰۰۰ روپیه و در زمان نواب‌های دیره ۵۰۰۰۰ روپیه بود.

شهر لَکی در بخش بهرَم واقع شده؛ اما هر سه بخش درباره ادعاهای خود نسبت به آن اختلاف دارند. مالک‌های لَکی چهار نفرند: دیوانه‌خان، گوهرخان، جهان‌خان و عالم‌خان. شهر لَکی متشکل از چهارصد خانه و بیست مغازه، سه رنگرز و دو آهنگری است. آنان اکنون مطیع رنجیت‌سینگ هستند، اما اجباری، و مالیات‌شان تنها توسط گروه‌های جدا شده از نیروهای سیک جمع‌آوری می‌شود. آنان دوست بنّووال‌ها و دشمن وزیری‌ها هستند.6

نویسنده: ریاض احمد رضوی، خانه فرهنگ ایران در پیشاور

منابع:

۱- تاریخ افغان‌ها نوشته ب. دورن، جلد دوم، ص ۵۱

۲- مِژ نوشته اِولین هاوِل، ص ۹۷

۳- تاریخ پَتان‌ها نوشته هارون رشید، ص ۴۰۸

۴- یادداشت‌هایی درباره افغانستان و بخشی از بلوچستان نوشته اچ. جی. راورتی، ص ۳۲۲

۵- همان، صص ۳۲۲-۳۲۳

۶- روزنامه سفر از بخش‌هایی از پنجاب و افغانستان در سال ۱۸۳۷؛ ترجمه شده توسط سرگرد آر. لیچ.

معرفی قبایل پشتون - بخش هشتم

    نوعی از مروت، حدود ۱۹۰۹ میلادی. منبع: «در میان قبایل وحشی مرز افغان» نوشته تی. ال. پِنل.

معرفی قبایل پشتون - بخش هشتم

کد خبر 26185

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =