” رهبر، مردم و مقاومت“
سخنرانی در سمینار با موضوع رهبری، مردم و مقاومت
در سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) پکن پانزده خرداد 1405
خانم وو مه جوان
معاون رئیس انجمن ارتباطات خارج از کشور جیمِی، رئیس مشترک اتحادیه شرکتهای مهاجران صد کشور جهان
سلام بر همه شما!
ابتدا، برگزاری موفقیتآمیز سمینار با موضوع ”رهبری ، مردم و مقاومت“ که به همت رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در چین برگزار شده است را صمیمانه تبریک میگویم! از تدارکات دقیق سفارت صمیمانه سپاسگزارم و به همه دوستانی که سالها در جهت تقویت روابط دوستانه چین و ایران تلاش کردهاند، ادای احترام میکنم!
امروز، جهان با تحولات شتابان و پیچیدهای در سطح منطقهای و بینالمللی روبروست و همه کشورها با چالشهای مشترکی چون حفظ ثبات، تقویت اجماع ، مقابله با مخاطرات و پیشبرد توسعه مواجه هستند. چین و ایران هر دو تمدنهای کهن هستند و ریشههای دوستی هزار سالهای دارند؛ جاده ابریشم باستانی شاهد دوستی عمیق، تعامل و همکاری مردم دو کشور بوده است و هر دو کشور همواره بر استقلال، خوداتکایی ، اتحاد و تقویت مشترک تأکید داشتهاند.
این سمینار با موضوعی روشن و معنادار، نه تنها به دغدغههای روز پاسخ میدهد، بلکه بستری مهم برای تعمیق تبادل اندیشه، تقویت تفاهم فرهنگی و پیشبرد گفتوگوی سازنده میان چین و ایران فراهم آورده است.
مردم، پایه و اساس هر کشور و منبع اصلی استحکام و پایداری جامعه هستند. اتحاد و همدلی مردم، تلاش و همبستگی آنان، پشتوانه اصلی کشور برای مقابله با مخاطرات، تثبیت توسعه و حرکت رو به جلو است و همواره آفریننده تاریخ و صاحب اصلی زمانه بودهاند.
رهبر، راهبر حرکت ملت، محور انسجام اجتماعی، تعیینکننده مسیر پیشرفت و ضامن وحدت و ثبات است. تنها با رهبری قوی میتوان اراده ملی را یکپارچه کرد، نیروی عظیم مردم را بسیج نمود و کشور را در تحولات پیچیده به سوی هدف هدایت کرد و بر مشکلات فائق آمد.
”مقاومت“ نیز نشانه عزم راسخ در دفاع از حاکمیت ملی، عزت ملت و مسیر توسعه مستقل است؛ روحیهای شکستناپذیر که در مواجهه با چالشهای خارجی، رهبر و مردم را متحد و مقاوم ساخته و از عدالت دفاع میکند؛ و همچنین پشتوانهای برای حفظ ثبات کشور و تحقق توسعه ملی است.
چین و ایران همواره به احترام متقابل و حمایت از یکدیگر پایبند بودهاند، پایههای دوستی دوجانبه مستحکم و آیندهای روشن دارند. امیدواریم این سمینار فرصتی باشد برای تبادل عمیق اندیشهها، تقویت اجماع بر سر توسعه، تداوم دوستی هزار ساله چین و ایران و ارتقای تعامل و یادگیری متقابل دو تمدن بزرگ، و بیش از پیش پایههای انسانی و فکری دوستی دوجانبه را مستحکم سازد.
خمینی: مرد بزرگ یک قرن
رئیس مرکز ایرانشناسی دانشگاه جنوب غربی
استاد جی کای یون
خمینی در خانوادهای از علما و بزرگان دینی به دنیا آمد. از کودکی تحت تأثیر آموزشهای مذهبی سختگیرانه، سنتی و کامل شیعه قرار گرفت و مطالعات عمیق و دیدگاههای منحصر به فردی نسبت به قرآن، احادیث، تاریخ اسلام و به ویژه تاریخ شیعه ایران داشت. او از کودکی سختیهای زندگی را تجربه کرد. پدرش توسط دیگران مورد آزار قرار گرفت و کشته شد و او تحت سرپرستی مادر و عمهاش بزرگ شد. از کودکی با بی عدالتی و نابرابری اجتماعی آشنا شد و تصمیم گرفت بی عدالتی و نابرابری را از بین ببرد. بعدها، خمینی شاهد تاریخ سلسله پهلوی شد و به خوبی به ضعفهای شاهان آن دوره، غربزدگی، تسلیم و خیانت به کشور پی برد. همچنین شاهد شکاف طبقاتی در جامعه ایران بود و به طور عمیق سختیهای مردم فقیر و عادی ایران را درک کرد و ارزش استقلال و آزادی ایران را فهمید. در عرصه سیاست خارجی، پهلویها با آمریکا و اسرائیل همدست بودند و در داخل کشور در برابر کارشناسان آمریکایی سر تعظیم فرود میآوردند. خمینی ضعفهای جامعه پهلوی را دید و به همین دلیل اثر بزرگ ”حکومت اسلامی“ را نوشت. خمینی نه تنها یک عالم دینی بزرگ بود، بلکه مردی بود که ایران، مردم ایران، تاریخ ایران و فرهنگ سنتی ایران را عمیقاً دوست داشت. او از ضعفهای پهلوی آگاه بود و ایده تأسیس جمهوری اسلامی ایران و نظریه ولایت فقیه را مطرح کرد و با انقلاب اسلامی ایران این ایده را به عمل و نظام تبدیل کرد. پس از تأسیس جمهوری اسلامی ایران، خمینی شجاعت و درایت سیاسی بزرگی از خود نشان داد و مردم ایران را در جنگ ایران و عراق به پیروزی رساند و هدف دفاع از کشور را محقق ساخت. تا سال 1989 پیش از درگذشت خمینی، ایران به استقلال و آزادی واقعی دست یافت و مردم ایران با افتخار در صحنه بینالمللی ظاهر شدند .
خمینی یک سیاستمدار بزرگ بود که پس از رسیدن به مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران، همچنان سادهزیست، و در خوراک و زندگی خود هم ساده بود و برای خانوادهاش نیز مقررات سختی وضع کرد. او قدرت را در دست داشت، اما از آن برای منافع شخصی استفاده نکرد، بلکه قدرت را در خدمت مردم ایران قرار داد. در اصلاح قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در سال1989 شجاعت و درایت واقعگرایانه بزرگی از خود نشان داد.
در سال 1989 جمهوری اسلامی ایران اصلاحات بزرگی را به انجام رساند: اول، شرط مرجعیت دینی برای رهبری را کاهش داد تا افراد با درایت و شجاعت سیاسی بتوانند رهبر شوند؛ دوم، پست نخستوزیری را حذف کرد و قدرت اجرایی کشور را در دست رئیس جمهور متمرکز ساخت؛ سوم، مجمع تشخیص مصلحت نظام را تأسیس کرد تا نخبگان حاکمیتی ایران متحد و همدل شوند و کارآمدی اداره کشور را افزایش دهند و اداره کشور را در سایه دموکراسی مشورتی به وحدت برسانند. بنابراین، خمینی انسانی با اخلاق والا بود که هم به سنت پایبند بود و هم از سنت عبور کرد. او کسی بود که در برابر مشکلات واقعی، شجاعت اصلاحات داشت وازخرد و شجاعت سیاسیبالایی برخوردار بود .
اندیشه خمینی بسیار غنی و عمیق است. باید عشق به مردم ایران، توجه به تودهها و هوشیاری نسبت به تسلیم و خیانت را از اندیشه خمینی بیاموزیم و بیش از همه باید درایت و شجاعت سیاسی ناشی از تلفیق واقعگرایی و آرمانگرایی را که در آثار بزرگ خمینی متجلی است بیاموزیم تا مردم ایران را متحد ساخت و ایران را به کشوری مستقل، خودکفا و متحد تبدیل کرد.
خمینی وارث بزرگ تمدن ایران و خالق جدیدی برای تمدن ایران بود. او در تاریخ خاورمیانه، تاریخ اسلام، تاریخ شیعه و تاریخ ایران یک شخصیت تاریخی شایسته و قابل احترام بود .
یادبود حضرت امام خمینی، گشودن فصل جدید در دوستی ایران و چین
لو ییمینگ
حقوقدان، فعال اجتماعی
ابتدا از دعوت گرم رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در چین صمیمانه تشکر میکنم. به دلیل برنامهریزی کاری، متأسفانه نتوانستم شخصاً در مراسم بزرگداشت امروز حضور یابم و از این بابت بسیار متأسفم. بدین وسیله با این پیام کتبی، همراه با شما سیوهفتمین سالگرد درگذشت امام خمینی(ره) را گرامی میدارم و صمیمانهترین احساسات خود را نسبت به مردم ایران ابراز میدارم .
امام خمینی رهبر بزرگ انقلاب اسلامی ایران و راهنمای معنوی مورد احترام مردم ایران است. او مردم ایران را به آغاز فصل جدیدی از استقلال، عزت و توسعه کشور هدایت کرد و پایه های مهمی برای حفظ حقوق ملی ایران و پیمودن مسیر توسعه متناسب با شرایط کشور خود بنا نهاد. اراده استوار، احساسات مذهبی عمیق و دفاع قاطع او از حاکمیت ملی تا امروز همچنان بر سیمای معنوی جامعه ایران تأثیر عمیقی دارد.
همچنین چیزی که برای ما قابل ارجگزاری است این است که امام خمینی در زمان حیات خود اهمیت زیادی برای توسعه روابط دوستانه با چین قائل بود. در موضوعات مهم بینالمللی و منطقه ای مانند مبارزه مشترک با هژمونیسم، دفاع از حقوق مشروع کشورهای در حال توسعه و تقویت همکاریهای جنوب – جنوب؛ او اعتماد صادقانه خود به چین و دوراندیشی نسبت به دوستی ایران و چین را نشان داد. تلاشهای مشترک رهبران نسل گذشته دو کشور، از جمله امام خمینی، پایههای محکمی برای مشارکت راهبردی جامع ایران و چین بنا نهاد. امروز، درخت دوستی ایران و چین ریشهای عمیق و شاخههایی گسترده دارد که بدون آبیاری و پرورش تاریخی ممکن نبود .
چین همواره به سیاست خارجی توسعه مسالمت آمیز پایبند بوده و به اصل عدم مداخله در امور داخلی و احترام به انتخاب مسیر توسعه همه کشورها پایبند بوده است. ما دوستی سنتی خود با ایران را گرامی می داریم، از ایران در حفظ حاکمیت ملی و تمامیت ارضی حمایت می کنیم و با هرگونه یک جانبه گرایی و دخالت خارجی مخالفیم. همان طور که امام خمینی یک بار تأکید کرد، مفهوم استقلال و خودمختاری ”نه شرقی- نه غربی“ شباهت معنوی با سیاست خارجی چین در زمینه استقلال و صلح دارد - یعنی هر کشور حق دارد سرنوشت خود را بر اساس شرایط ملی و اراده مردم خود تعیین کند .
در حال حاضر ، تحولات صدساله جهان در حال شتاب گرفتن هستند و مسائل داغ منطقه ای پیچیده و درهم تنیده شده اند. ما مایلیم با ایران همکاری کنیم تا سنت های دوستی ایجاد شده توسط نسل قدیمی رهبران دو کشور را به ارث ببریم و ادامه دهیم، اعتماد سیاسی متقابل را عمیق تر کنیم، همکاری های عملی را گسترش دهیم، در مجامع بین المللی و چندجانبه از یکدیگر حمایت کنیم منافع مشترک کشورهای در حال توسعه را به طور مشترک حفظ کنیم و ساختن جامعه ای با آینده مشترک برای بشریت را ترویج دهیم .
در نهایت، بار دیگر مایلم احترام خود را به جناب امام خمینی ابراز کنم. باشد که دوستی میان چین و ایران تا ابد پایدار بماند و برای مردم ایران آرزوی رفاه خوشبختی و سلامتی داشته باشیم. برای رویداد یادبود امروز، آرزوی موفقیت کامل دارم .
پرفسور وو چِنگ
دانشکده مارکسیسمِ دانشگاه حمل و نقل رود خانه زرد
برادران و خواهران عزیز :
عصر همگی به خیر!
37 سال پیش، امام خمینی بزرگ برای همیشه از میان ما رفت. درخشندگی اندیشه او که بر محرومان تکیه داشت، پایداریاش بر آرمانها و ایمان، هماهنگی گفتار و کردار و جذابیت شخصیتیِ یکرنگ و صادقِ او، همواره راه پیشِ روی مردم را روشن می کند .
در فوریه 1983، زمانی که جمهوری اسلامی ایران تازه چالشِ مخالفان داخلیِ نمایندگیشده توسط ”مجاهدین خلق“ را علیه حکومت نوپا درهم شکسته بود و جنگ تجاوزکارانهای که صدام علیه ملت ایران به راه انداخته بود هنوز ادامه داشت، امام خمینیِ سالخورده برای پیشگیری از حوادث ناگوار، وصیتنامه سیاسی خود را نوشت امروز، هنگامی که جهان در وضعیت سردرگمی قرار دارد و نمی داند چه باید بکند چند بند از وصیتنامه آن بزرگوار را نقل می کنیم تا ببینیم یک رهبر بزرگ چه بینشی تاریخی داشته است .
او در وصیتنامه میگوید ” آمریکا، این تروریستِ خودسر و قانونگریز، رژیمی است که در سراسر جهان آتشافروزی میکند. همدستِ آن صهیونیسم بینالمللیِ یهودی است . برای برآورده کردنِ امیالشان، صهیونیسم مرتکب جنایتهای عظیمی خواهد شد که نوشتنشان بر بامبو نمی گنجد. صهیونیستهایی که رؤیای اسرائیل بزرگ را در سر می پرورانند، همراه با تروریستها همه گونه جنایتهای هولناک را مرتکب خواهند شد“ ( صفحه 10 روزنامه پیشگام مومن) امروز، هنگامی که با ویرانههای سراسر غزه و خرابیهای دلخراش جنوب لبنان، و ردّ زخمهای غیرانسانی که در سوریه و ایران و دیگر کشورها بر جای گذاشته اند... روبه رو هستیم، حتی متحدانی که همواره در برابر آن سکوت می کردند و حتی مردمِ خودِ همان کشورها نیز ناچار شدهاند اعتراض کنند. در 20 اکتبر 2023 حدود ،850 کارمند اتحادیه اروپا بهطور مشترک نامهای به فون درلاین رئیس کمیسیون اروپا نوشتند و به مجموعه ای از مواضع جانبدارانه او از اسرائیل اعتراض کردند .۴ نوامبر، دهها هزار نفر از مردم آمریکا در اطراف کاخ سفید گرد آمدند و در اعتراض به اینکه بایدن با مسامحه و تشویق ” نسلکشی “ اسرائیل علیه فلسطینیان را ممکن می سازد، شعارهای حمایت از فلسطین سر دادند. در جنگ تجاوزکارانه علیه ایران، چه در آمریکا و چه در اسرائیل، مردمِ این کشورها شاهد راهپیماییها، تظاهرات و اعتراضهایی بودهاند که در آنها از دولتها خواسته می شد کشتار را متوقف کنند.
امام خمینی در وصیتنامه خود نوشت: «اتهاماتی که رسانههای بینالمللی و دستگاههای تبلیغاتی به ما میزنند، چیزی جز رفتار یاغیانهای نیست که به دستورِ قدرتهای بزرگِ سلطهگرِ غرق در جنایت صورت می گیرد.» (صفحه 11 روزنامه پیشگام مومن) «ابزار پیچیده تبلیغات بینالمللی -ــ دشمنان ما و بلندگوهای آنان و شاخههای پراکندهشان در همه جا- ــ با تمام توان در حال پخش شایعات و پراکندن دروغهای تفرقه افکنانهاند و برای یک هدفِ کاملاً آشکار، صدها میلیون دلار هزینه میکنند.» (صفحه 14 روزنامه مومن) «با آنکه آمریکا ماشین جنگی و رژیمهای دستنشاندهاش را در اختیار دارد، ثروتِ کشورهای جهان را غارت میکند و رسانه های تبلیغاتی بینالمللی را کنترل می کند، اما در برابر مردمِ مقاومِ ایران و آیینِ عظیمِ ائمه شکست خورد و آنچنان عقلش را از دست داد که نمیداند باید به سوی چه کسی برود.» (صفحه 11 روزنامه پیشگام مومن) رسانههای آمریکا که برای رسیدن به هدف از هیچ وسیله ای پرهیز ندارند، از هیچ میآفرینند و دروغ پشتِ دروغ می سازند.کِنوئی اینوساکا کارشناس مسائل خاورمیانه ژاپن، در مقالهای با عنوان «وضعیت خلیج فارس در سال 1988» که در شماره ژانویه1988 مجله «پژوهشهای نظامی» ژاپن منتشر شد، نوشت: به دلیل گزارشهای رسانههای غربی، «در گذشته، شایعه فوت (امام) خمینی بارها در سراسر جهان پخش شده است». در این زمینه، رسانههای غربی به رهبری آمریکا «نقش غیرقابل انکاری داشتهاند». در فوریه 1982، رسانههای غربی شایع کردند که او فوت کرده است و او مجبور شد شایعه را تکذیب کند و گفت: «آن کسی که شما کشتید، حرفهای شما را شنید و خندید.» در 10 ژوئن 1988، خبرگزاری یونایتد پرس به نقل از یک مقام آمریکایی اعلام کرد که خمینی ممکن است حداکثر تا پنج روز دیگر فوت خواهد شد. دقیقاً در همین گزارشهای تحریفآمیز درباره کشورهای جهان سوم است که مردم ناتوانی امپریالیسم و سلطهطلبی را در برابر پیشرفت و توسعه بشریت مشاهده می کنند. شگفت آنکه امام خمینی بیش از 40 سال پیش این را دیده بود: رسانههای شرور نه میدانند چگونه خواننده را جذب کنند و نه میدانند چگونه دروغِ بعدی را بسازند، زیرا مردمِ آگاه دیگر به دروغ علاقه ای ندارند.
به جای آن که گفته شود امام خمینی تغییرات امروز جهان را پیشبینی کرده بود، بهتر است بگوییم او طمع سلطه طلبی منطقه ای، سلطه طلبی جهانی و امپریالیسم سرمایهداری را دیده بود. نتیجهای که این طمع در نهایت به بار آورد همان سرانجامی است که امروز میبینیم. از نظر امام خمینی، مردم صلحدوست برای جلوگیری از ادامه یافتن چنین رخدادهایی، نخست باید با نگاهی عقلانی به تغییرات کنونی بنگرند و با ایمانی استوار متحد شوند تا منافع خود را تضمین کنند. دوم، باید بی هیچ تردیدی با سلطه طلبی و سیاست زور مخالفت کنند. در نهایت، همانگونه که امام خمینی گفته است، باید همه صلحدوستان را آموزش داد و هدایت کرد تا با تکیه بر توان خود به امپریالیسم و سیاست زور پایان دهند.
امپریالیسم و سیاست زور ممکن است به طور موقت روند توسعه صلحآمیز بشر را سد کند، اما چرخ تاریخ با شتاب به پیش میرود و متوقف کردنی نیست؛ عدالت سرانجام جای شر را خواهد گرفت.
باشد که خواهران و برادران ایرانی بیش از پیش بکوشند و شکوه را ادامه دهند!
روح امام خمینی جاودان باد!
سپاس از همه!
دیدگاه تمدنی امام خمینی (ره) و اهمیت آن برای یادگیری متقابل تمدنی در جهان معاصر
جیائو گوانگ چینگ
استاد دانشکده هواچیائو دانشگاه وین جو
مایه افتخار بزرگی است که امروز در مراسم بزرگداشت سیوهفتمین سالگرد رحلت حضرت روح الله خمینی حضور دارم و درباره موضوع ”دیدگاه تمدنی امام خمینی (ره)و اهمیت آن برای یادگیری متقابل تمدنی درجهان معاصر“ سخنرانی می کنم.
بدون تردید، امام خمینی یکی از تأثیرگذارترین شخصیتهای سیاسی و فکری قرن بیستم بود. اما اهمیت ایشان تنها به رهبری یک انقلاب سیاسی محدود نمیشود. امام خمینی در عین حال اندیشمندی بود که تلاش کرد جایگاه تمدن اسلامی را در جهان معاصر بازتعریف کند. مسئله اصلی او صرفاً تغییر حکومت نبود، بلکه این پرسش بود که جهان اسلام چگونه میتواند در برابر بحران هویت، سلطه فرهنگی و چالشهای مدرنیته، بار دیگر به اعتماد به نفس ِ تمدنی دست یابد. به همین دلیل، برای درک واقعی اندیشه های خمینی ، نباید فقط در سطح سیاسی متوقف شد ، بلکه باید به ساختار عمیق نگرش او به تمدن وارد شود.
ازنظر امام خمینی، اسلام نه تنها مجموعه ای از عبادات دینی فردی است، بلکه یک نظام تمدنی کامل به شمار می آید. تمدن اسلامی در طول تاریخ نه تنها زندگی دینی را شکل داده ، بلکه به علم، حقوق، اخلاق، آموزش وساختار های سازمانی اجتماعی نیزتأثیر عمیقی گذاشته است. بنابراین، بحران جهان اسلام در دوران معاصر صرفاً ناشی از ضعف اقتصادی یا نظامی نبود، بلکه ریشه در تضعیف هویت فرهنگی و اعتماد به نفس تاریخی مسلمانان داشت. امام خمینی بارها تأکید میکرد که استعمار جدید تنها از طریق سلطه سیاسی و اقتصادی عمل نمیکند، بلکه مهمتر از آن از راه نفوذ فرهنگی و بازسازی ارزش ها باعث می شود که جوامع تحت سلطه به تدریج هویت خود را از دست بدهند . زمانی که یک ملت شروع به پذیرش ارزشهای بیگانه به عنوان تنها معیار می کند ، وابستگی سیاسی و اقتصادی نیز به دنبال آن شکل میگیرد. از این رو، او استقلال فرهنگی را پایه استقلال سیاسی می دانست و انقلاب اسلامی ایران را نوعی بیداری تمدنی تلقی میکرد.
البته نقد امام خمینی نسبت به غرب به معنای مخالفت با علم، فنّاوری و توسعه نبود. او با پیشرفت علمی مخالفتی نداشت، بلکه انتقاد اصلی او متوجه تقلید کورکورانه از الگوهای غربی و فراموشی هویت فرهنگی بود. امام خمینی معتقد بود که جهان اسلام میتواند از دستاوردهای علمی و فنّاورانه جهان معاصر بهره ببرد، بدون آنکه استقلال فرهنگی و معنوی خود را از دست بدهد. در این معنا ، او نوعی ” مدرنیته بومی شده “ را بررسی می کند ؛ یعنی حفظ تداوم فرهنگی و استقلال ارزشی در چهار چوب دولت مدرن و نظام جهانی . این مسئله نه تنها برای ایران ، بلکه برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز اهمیت فراوانی دارد، زیرا آنها همچنان با پرسش نسبت میان سنت، مدرنیته و جهانیشدن روبهرو هستند.
یکی دیگر از ویژگیهای مهم دیدگاه تمدنی امام خمینی(ره)، تأکید بر ارزشهای معنویت، نظام اخلاق و عدالت اجتماعی به عنوان محور های اصلی تمدن است. در جهان امروز، پیشرفت فنّاوری و رشد اقتصادی با سرعت زیادی رخ می دهد ، اما هم زمان مشکلات مانند پوچی معنوی ، فردگرایی افراطی ، تضعیف ساختار خانواده و بحرانهای اخلاقی نیز وجود دارد. امام خمینی(ره) معتقد بود که تمدن حقیقی نه تنها بر قدرت مادی ، بلکه باید بر کرامت انسانی، عدالت اجتماعی و نظم اخلاقی بنا شود . از نگاه او، اگر تمدن صرفاً بر مادیگرایی و مصرفگرایی بنا شود، در نهایت به بیگانگی انسان و عدم تعادل اجتماعی منجر خواهد شد.
در همین چارچوب، مفهوم ” مستضعفین“ در اندیشه امام خمینی(ره) جایگاه مهمی داشت. او جهان را تنها از منظر رقابت قدرتهای بزرگ تحلیل نمی کرد، بلکه تأکید داشت که تمدن باید نسبت به سرنوشت ملتهای محروم و تحت فشار نیز مسئولیت داشته باشد. از نظر او ، حمایت از فلسطین، مخالفت با سلطه طلبی و تأکید بر عدالت جهانی، نه فقط مواضع سیاسی، بلکه بیان اخلاقی و تمدنی است. او باور داشت که تمدن واقعی باید از کرامت انسان و استقلال ملتها دفاع کند.
امروز، بازخوانی اندیشه امام خمینی(ره) نیاز به نگاهی رویکردی باز ، علمی و مبتنی بر گفتوگو است. تمدنهای مختلف مسیر های تاریخی متفاوتی دارند و در زمینه رابطه دین و سیاست ، شیوه های مدرنیته سازی و ساختارهای حکومتی تفاوت های زیادی وجود دارد . معنای تعادل تمدن ها در یکسان سازی راه ها نیست ؛ بلکه درک تفاوت ها ، احترام به تفاوت ها و یادگیری متقابل در دل این تفاوت هاست. در جهان امروز که بحران هویت، برخوردهای فرهنگی ، افراط گرایی، تنشهای ژئوپلیتیکی درهم تنیده اند،جامعه بشر بیش از هر زمان دیگری به گفتوگوی تمدنی نیاز دارد. در چنین اوضاعی، اندیشه امام خمینی (ره) درباره استقلال فرهنگی، کرامت تمدنی و معنویت میتواند به عنوان بخشی از تلاش گستردهتر برای فهم دیدگاههای غیرغربی درباره مدرنیته و نظم جهانی مورد توجه قرار گیرد.
به عنوان یک پژوهشگر چینی، معتقدم گفتوگوی تمدنی میان چین و ایران دارای اهمیت ویژهای است. تمدن چین و تمدن ایران هر دو تمدنهای کهن و دیرینه هستند که بر تداوم تاریخی ، نظم اخلاقی وانتقال فرهنگی تأکید دارد .این دو تمدن از طریق جاده ابریشم مدتها با یکدیگر تعامل داشتهاند و در زمینه اندیشه، هنر و فنّاوری، پیوندهای عمیقی برقرار کردهاند. در عصر جهانی شدن، این گفتوگوی تمدنی نه تنها اهمیت دوجانبه دارد، بلکه معنایی فراتر و جهانی نیز دارد.
تمدنها نباید به سوی تقابل بروند، بلکه باید به سوی تعامل و همزیستی حرکت کنند. هیچ تمدنی به تنهایی نمی تواند همه مشکلات پیش روی بشر را حل کند. پیشرفت واقعی از یادگیری متقابل و توسعه مشترک میان تمدنهای مختلف حاصل می شود. از این منظر، اندیشه های خمینی(ره) درباره استقلال فرهنگی و هویت تمدنی ارزش الهامبخشی مهمی دارند و به ما یادآوری میکنند که جهانی شدن نباید به همسانسازی فرهنگی منجر شود و نوسازی نیز نباید به بهای از میان رفتن تفاوتهای تمدنی باشد.
امروز و در سی و هفتمین سالگرد درگذشت امام خمینی، بازنگری در دیدگاه تمدنی او نه فقط مرور یک شخصیت تاریخی، بلکه اندیشیدن به این است که جهان آینده چگونه میتواند به همزیستی تمدنی و همکاری جهانی دست یابد.
در پایان، صمیمانه از دعوت سفارت جمهوری اسلامی ایران در چین تشکر میکنم و امیدوارم دو کشور ایران و چین بتوانند در حوزه فرهنگ و علم بیش از پیش تعامل داشته باشند و سهم بیشتری در پیشبرد تعامل تمدنی و صلح جهانی ایفا کنند.
از توجه شما سپاسگزارم.
یاد و خاطرهٔ بزرگان پیشین/ پایبندی به استقلال و خود اتکایی
پروفسور یائو جیده
مرکز مطالعات ایران دانشگاه یون نان
سفیر محترم جناب دکتر حمانی فضلی!
رایزن محترم فرهنگی جناب دکتر ایرانزاده، و دوستان گرامی!
بعدازظهر همگی بخیر!
امروز ما در سفارت جمهوری اسلامی ایران در پکن گرد هم آمدهایم تا به طور باشکوه سیوهفتمین سالگرد رحلت رهبر بزرگ انقلاب اسلامی ایران، حضرت آیتالله العظمی امام خمینی(ره) را گرامی بداریم. گرامیداشت خدمات سترگ ایشان برای زنده نگه داری روحیه او و تأثیر بر جامعه از اهمیت بسیار برخوردار است . از اینکه برای حضور در این مراسم باشکوه دعوت شدهام، عمیقاً احساس افتخار میکنم. امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، و یکی از تأثیرگذارترین اندیشمندان و رهبران انقلابی خاورمیانهٔ معاصر بود؛ تجربهٔ انقلابی و منظومهٔ فکری او سرنوشت ملی ایران را بازآفرینی کرد و بر روند تاریخی استقلال ملی و خوداتکایی در برابر سلطهطلبی در جهان اسلام معاصر تأثیری ژرف بر جای گذاشت. من به عنوان یک پژوهشگر چینی که سالهاست در زمینهٔ تاریخ خاورمیانه و فرهنگ ایران پژوهش می کنم،چهار نکته را عرض میکنم :
نخست، انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره)، رویدادی شاخص در جنبشهای رهایی بخش ملی و توسعهٔ مستقل در جهان اسلام ِ خاورمیانه در اواخر قرن بیستم بود و جایگاهی تعیین کننده و سرنوشتساز در تاریخ دارد. ایشان مردم ایران را در سرنگونی دودمان پهلوی رهبری کرد ، تحولات عمیق سیاسی و اجتماعی را به انجام رساند و بهطور کامل دخالت و کنترل نیروهای خارجی بر امور داخلی ایران را پایان داد. این تحول، بیداری همهجانبهٔ مردم ایران بود و به ایران امکان داد حاکمیت ملی، عزت ملی و ابتکار عمل در توسعه را در دست گیرد و با موفقیت راه توسعه ای را در پیش گیرد که با تاریخ، دین و واقعیتهای اجتماعیِ خاص ِ خود ایران سازگار بود؛ و بدینسان، تجربهای تاریخی و ارزشمند برای کشورهای در حال توسعه در جستوجوی الگوهای توسعهٔ مستقل و خودمختار فراهم آورد .
دوم، امام خمینی(ره) دارای اخلاقی والا و اندیشهای ژرف بود و در ایران و جهان اسلام از جذابیت شخصیتی منحصر به فرد و جایگاه تاریخی برخوردار است.ایشان به عنوان یکی از اندیشمندان برجستهٔ اسلامی در عصر حاضر، در طول دهه ها تبعید هرگز از آرمان خود دست نکشید و تمام عمر خویش را وقف استقلال ملی و عدالت اجتماعی کشور کرد و با نظریهٔ انقلاب اسلامیِ خود نظام فکری ژرفی را بنا نهاد که با حکمرانی ملی ایران سازگار بود. روحیهٔ استقامتناپذیر او در مبارزه منش والای او در دلسپردگی به میهن و مردم، و موضع قاطع او در مخالفت با هژمونی غرب، سالهاست که به هستهٔ مهم روح ملی معاصر ایران ارتقا یافته و احترام گستردهٔ مردم ایران و جهان اسلام را برانگیخته است .
سوم، تجربهٔ موفق انقلاب اسلامی ایران برای جهان اسلام معاصر از ارزش الگویی مهمی برخوردار است. در حال حاضر، بسیاری از کشورهای جهان اسلام در خاورمیانه همچنان با دشواریهای مشترکی چون مداخلهٔ خارجی، رقابتهای ژئوپلیتیکی بی صدایی تمدنی، و عدم توازن در توسعه روبهرو هستند. جوهرهٔ اساسی تجربهٔ انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) ، پایبندی به استقلال ملی، پاسداری از خودمختاری تمدنی، عدالت اجتماعی و مخالفت با امپریالیسم است. این ارزشهای محوریِ فکری برای کشورهای جهان اسلام در گشودن گرههای متعدد موجود در روند توسعهٔ کنونی، الهامهای مهمی فراهم میآورد .
چهارم، اندیشه های محوریِ یادشده ی امام خمینی، برای مقاومت کنونیِ سراسر ایران در برابر تهاجم نظامیِ آمریکا و اسرائیل و برای پاسداری از حقوق ملی و کرامتِ ملت، رهنمود فکریِ مهمی فراهم کرده است. وضعیت ژئوپلیتیکیِ خاورمیانه همچنان آشفته و ناپایدار است، و ریشه ی جنایتبارِ آن هژمونی طلبیِ آمریکا و غرب و حمایت آنان از رژیم صهیونیستیِ اسرائیل در یورش ِ بی محابا برای بلعیدن و اشغالِ سرزمین فلسطین است. در 47 سال گذشته، آمریکا مدتهاست که به طور یکجانبه علیه ایران تحریم اعمال کرده، محاصره ژئوپلیتیکی، تخریبِ افکار عمومی و بازدارندگیِ نظامی را به کار گرفته، و به طور مستمر در امور داخلیِ ایران دخالت کرده و فضای زیستِ ایران را به نهایت فشرده است. از 28 فوریه امسال تا کنون، آمریکا و رژیم اسرائیل همدست و همپیمان، بی اعتنا به اصول بنیادین حقوق بینالملل، گستاخانه این جنگِ آشکارا ناعادلانه تجاوزکارانه علیه ایران را آغاز کردند؛ جنگی که به مردم ایران خسارتهای سنگین وارد کرده و برای صلح جهانی فاجعه ای تازه به بار آورده است. اما مایه دلگرمی آن است که ما همراه با مردم ِ کشورهای گوناگون ِ جهان که صلحدوست و عدالتطلب اند، شاهد روحیه بیباکانه و قهرمانانه و استقامتِ سترگِ دولت و ملت ایران در این جنگِ میهن برای پاسداری از کرامت ملی و قومی بودهایم! ماهیت این روحیه، تجلی زنده اندیشه محوریِ امام خمینی(ره) یعنی «ضدّ هژمونی، پاسداری از استقلال، حمایت از عدالت، و ارج نهادن به همبستگی» است؛ و همین سرچشمه روحیه امروزِ ایران است که در آن همه ملت یکدل و یکصدا، بیهراس از زورگویی، در برابر تجاوز خارجی ایستاده و از کرامت ملی و قومی پاسداری میکنند.
عالی جناب سفیر محترم، دوستان گرامی!
می خواهم به طور ویژه تأکید کنم که چین و ایران هر دو از کشورهای باستانیِ تمدنساز و قدرتهای بزرگِ تمدنیِ جهان اند؛ استقلال و عزتنفس، نهراسیدن از زورگویی، عدالت و انصاف، عشق به صلح، برابری و مدارای فراگیر و گفتوگوی تمدنها، ژن تاریخی و معنوی ای است که در رگهای دو ملت بزرگ ما جاری است. از اینرو، ما امروز در اینجا با شکوه به بزرگداشت و یادبود عمیقِ امام خمینی(ره) و دستاوردهای تاریخیِ او میپردازیم تا بار دیگر جذابیت والای شخصیت و ارزش ژرف اندیشههای او را بازخوانی کنیم، به انتخاب تاریخی و مسیر توسعه مردم ایران احترام بگذاریم، به آرمان عدالت و انصاف پایبند بمانیم، این جنگ تجاوزکارانهای را که آمریکا و اسرائیل به راه انداختهاند، قاطعانه محکوم کنیم، و برای تحقق هرچه زودتر صلح پایدار و شکوفایی مشترک در خاورمیانه یاری رسانیم. در چین ضرب المثلی کهن هست که می گوید: «کسی که بر حق است، یاران بسیار دارد؛ و کسی که از حق دور شود، یاوران اندک دارد.» در این جنگ کنونی، عدالت از آنِ مردم ایران است؛ ما همچنان استوار در کنار مردم ایران خواهیم ایستاد، با هم از صلحِ جهان و عدالت و انصاف پاسداری خواهیم کرد، و با هم از اهداف منشور ملل متحد و حرمتِ حقوق بینالملل دفاع خواهیم نمود.
من عمیقاً ایمان دارم: عدالت و انصاف پیروز خواهد شد، مردم ایران پیروز خواهند شد، و صلح جهانی پیروز خواهد شد!
از همه سپاسگزارم!
پیروزی ” عملیات وعده واقعی“ یکی از دستاوردهای مهم انقلاب ایران است
جین لیانگشیانگ
رئیس مرکز مطالعات خاورمیانه مؤسسه مطالعات بینالمللی شانگهای
یک ، ”عملیات وعده واقعی“ ضربهای سیستماتیک به هژمونی آمریکا وارد کرد
هژمونی جهانی آمریکا یک نظام کامل است که از ساختار راهبردی جهانی آمریکا ،هژمونی اقتصادی و مالی و همچنین ارزشهای ”آزادی و دموکراسی“ تشکیل شده است. در تاریخ، آمریکا بارها پس از گرفتار شدن در باتلاق جنگها و بحرانها به سرعت هژمونی خود را بازیابی کرده است؛ دلیل اصلی این بود که شکستهای قبلی تنها به یک جنبه آسیب میزدند، اما ”عملیات وعده واقعی“ ضربهای همهجانبه و سیستماتیک به هژمونی آمریکا وارد کرده است. حتی اگر طرفین بر اساس ”آتشبس شکننده“ فعلی به آتشبس دائمی دست یابند، آمریکاهمچنان به سبب این جنگ هزینههای سنگین راهبردی، اقتصادی و سیاسی خواهد پرداخت. چه برسد به اینکه ممکن است آتش جنگ هر لحظه دوباره شعلهور شود و آمریکا هزینههای بیشتری بدهد و در نتیجه نتواند هژمونی خود را به طور اساسی بازیابی کند.
چه جنگ ویتنام، چه جنگ افغانستان و چه جنگ عراق، آمریکا اگرچه از نظرنظامی آسیب دید، اما نظام متحدانش همچنان قوی باقی ماند و ارزشهای ”آزادی و دموکراسی“ همچنان در جهان مورد استقبال کورکورانه قرار گرفتند؛ بنابراین آمریکا توانست با غارت منابع متحدان و ”جاذبه سیاسی“ خود هژمونیاش را بازیابی کند. دلیل اینکه آمریکا توانست از بحران مالی 2008جان سالم به در ببرد ،این بود که نه تنها کشور های متحدان ، بلکه گروه اعضای 20 G با در نظر گرفتن جهانی شدن ، حاضر شدند به امریکا ”خونرسانی “ کنند.
1.ضربه به ساختار راهبردی جهانی آمریکا. اروپا، آسیا-وآقیانوس و خاورمیانه اجزای اصلی راهبرد جهانی آمریکا هستند که در این جنگ به شدت آسیب دیدهاند. ناتو یکی از ستونهای راهبردی مهم برای حفظ نفوذ راهبردی آمریکا و هژمونی جهانی آن است، اما در سالهای اخیر، سیاستهای آمریکا در زمینه تقسیم هزینههای دفاعی، امتناع از پذیرش مسئولیت بیشتر در بحران روسیه-اوکراین و همچنین وعده ترامپ برای الحاق کانادا وجزیره گرینلند، نارضایتی شدید اروپاییها را برانگیخته و اختلافات داخلی ناتو به شدت افزایش یافته است. آمریکا و اسرائیل جنگ علیه ایران را آغاز کردند، ترامپ از عدم حمایت متحدان اروپایی ناتو ناراضی بود و متحدان اروپایی نیز از اینکه ترامپ بدون مشورت با آنها جنگ را آغاز کرد، ناراضی بودند؛ اختلافات میان دو طرف بیشتر شد. تفاوت میان بی احترامی آمریکا به متحدان ناتو و انتظار متحدان ناتو برای احترام آمریکا، یکی از نمودهای اصلی اختلافات داخلی ناتو است که در ”عملیات وعده واقعی“ کاملاً برجسته شد. در آینده، حتی اگر ناتو منحل نشود، حفظ انسجام داخلی آن دشوار خواهد بود .
فراتر از اروپا، حضور راهبردی آمریکا در سایر مناطق نیز آسیب خواهد دید.بسیاری از پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه به شدت آسیب دیدهاند و چون نه تنها نتوانست برای کشورهای خلیج فارس امنیت ایجاد کند، بلکه خود به بار امنیتی این کشورها تبدیل شد، مشروعیت حضورش به شدت تضعیف خواهد شد.کشورهای خلیج فارس نیز از درخواست آمریکا برای پرداخت هزینههای جنگ به شدت ناراضی هستند. پس از جنگ، حتی اگر حضور نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه حفظ شود، به سختی به سطح قبل از جنگ خواهد رسید. برای مقابله با این جنگ، آمریکا برخی منابع راهبردی منطقه آسیا--اقیانوس را به خاورمیانه منتقل کرد و در نتیجه حضور راهبردی آمریکا در آسیا-اقیانوس تضعیف شد و موقعیت برتر آن نسبت به چین کاهش یافت؛ چارچوب راهبردی هند--اقیانوس آمریکا نیز ضربهای فروپاشنده خواهد دید.
2. ضربه زدن به سلطه مالی آمریکا. سلطه مالی آمریکا در اوایل پایان جنگ جهانی دوم شکل گرفت و بر پایه قدرت اقتصادی آمریکا استوار بود؛ در سالهای اخیر، با افول قدرت اقتصادی آمریکا، سلطه مالی آمریکا ناچار شده با تکیه بر قدرت نظامی آمریکا حفظ شود. اما با "عملیات وعده واقعی" که حباب قدرت نظامی آمریکا را ترکاند، پایههای سلطه مالی آمریکا به شدت تضعیف خواهد شد.
علاوه بر این، یکی دیگر از پایههای مهم سلطه مالی آمریکا، دلار نفتی است. از آنجا که نفت یکی از مهمترین کالاهای عمده در تجارت بینالمللی است و کشورهای خلیج فارس مانند عربستان سعودی متعهد شدهاند نفت را با دلار بفروشند و در مقابل آمریکا امنیت آنها را تضمین کند، این موضوع یکی از پایههای مهم سلطه دلار است. از آنجا که کشورهای خلیج فارس میدان اصلی این جنگ هستند و تنگه هرمز که محل صادرات نفت این کشورهاست، مسدود شده، نگرانیهای امنیتی ناشی از این وضعیت تاثیرات عمیقی بر دلار نفتی خواهد داشت: اول اینکه سهم صادرات نفت کشورهای خلیج فارس به شدت کاهش خواهد یافت؛ دوم اینکه قدرت اقتصادی کلی این کشورها کاهش خواهد یافت؛ سوم اینکه جایگاه نفت در ساختار مصرف انرژی جهان نیز کاهش خواهد یافت؛ چهارم اینکه به دلیل ناتوانی آمریکا در تأمین امنیت کشورهای خلیج فارس، انگیزه این کشورها برای ادامه تسویه نفت با دلار بیشتر کاهش خواهد یافت.
3. ضربه زدن به نفوذ سیاسی آمریکا. "دموکراسی آزاد" آمریکایی زمانی به عنوان "چراغ راهنمای جهان" تلقی میشد و در بسیاری از کشورهای جهان مورد استقبال کورکورانه قرار گرفته بود. اما بی توجهی آمریکا به فاجعه انسانی فلسطین و ادامه سیاست حمایت افراطی از اسرائیل، تصویر دروغین آن به عنوان "مدافع حقوق بشر و انسانیت" را به شدت خدشهدار کرده است؛ اقدامات دولت ترامپ مانند جنگ تعرفهای، تلاش برای الحاق جزیره گرینلند، ربودن رهبر کشور دارای حاکمیت و آغاز جنگ علیه ایران، تصویر بینالمللی آمریکا را به شدت تخریب کرده است. در "عملیات تعهد واقعی"، آمریکا با بهانه مذاکره جنگ را آغاز کرد، به مراکز غیرنظامی حمله کرد و بارها مرزهای اخلاقی و قانونی را زیر پا گذاشت؛ پس از "عملیات تعهد واقعی"، تصویر اخلاقی آمریکا دیگر وجود نخواهد داشت.
دو ، پیروزی ایران یکی از دستاوردهای مهم انقلاب است
الهامبخشی انقلاب منبع مهمی برای روحیه مقاومت ایران است. ساختار قدرت پس از انقلاب نیز منبع مهمی برای توان مقاومت ایران به شمار میآید.
ایجاد نظام حکومتی باثبات و ساختار بسیج مردمی، کلید پشتیبانی از عملکرد نظامی ایران در دوران جنگ بر اساس اندیشههای امام خمینی(ره) است. نظام سیاسی ای که امام خمینی(ره) بنیان گذاشت، ایمان معنوی را با اداره کشور و بسیج اجتماعی به طور عمیق پیوند داد و یک سازوکار اجرایی بسیار منسجم برای کشور ایجاد کرد. برخلاف نظامهای غربی که در زمان جنگ با مشکلاتی مانند تفرقه افکار عمومی و ناهماهنگی در اجرای دستورها مواجه میشوند، ایران با تکیه بر این نظام، در اوضاع بحران ناشی از فقدان ناگهانی رهبری عالی، به سرعت انتقال قدرت را انجام داد و کل کشور به سرعت به حالت آمادهباش جنگی درآمد. همچنین، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بر اساس اندیشههای امام خمینی(ره) پرورش یافته است، هم وفاداری و هم توان رزمی نظامی را داراست و به نیروی اصلی عملیات ضدحمله تبدیل شد. دقیقا همین ساختار نظاممند و مستحکم بود که باعث شد ایران پس از ضربات سهمگین، دچار آشوب اجتماعی یا فروپاشی حکومت نشود، بلکه برعکس، نیروی مقاومت ملی را بسیج کند و برای واکنش تاکتیکی و تثبیت اوضاع جنگ، پشتوانهای محکم فراهم آورد.
سه ، ما باید از اندیشههای امام خمینی(ره) درباره روابط چین و ایران استخراج و جمعبندی کنیم
اندیشههای انقلابی امام خمینی(ره) بسیار عمیق و گسترده است و به نظر من، در آن مطالب زیادی درباره پیشبرد روابط چین و ایران وجود دارد. دانش من اندک است و در این زمینه پژوهش کافی نکردهام، اما معتقدم پژوهشگران ایرانی میتوانند در این زمینه تحقیقات خود را تقویت کنند. در حال حاضر، روابط چین و ایران در بهترین دوران تاریخی خود قرار دارد و ما نیازمند آن هستیم که از سخنان و آثار بنیانگذاران نظام ایران شواهد و پشتوانه نظری بیشتری بیابیم.
نظر شما