کشور قزاقستان که حدود دویست سال در حاکمیت روسیه بوده و نزدیک هفتاد سال رژیم بی دینی را از سر گذرانده است، پس از دستیابی به استقلال خود، به دین نیاکان خود روی آورده است. اما با تحولات سیاسی در جهان موضوع دینداری به یک دغدغه ی بزرگی تبدیل شده و کارشناسان و متخصصان به پژوهشهای جامعه‌شناسی با هدف تعیین میزان دینداری کشور پرداخته اند.

خلاصه:  کشور قزاقستان که حدود دویست سال در حاکمیت روسیه بوده و نزدیک هفتاد سال رژیم بی دینی را از سر گذرانده است، پس از دستیابی به استقلال خود، به دین نیاکان خود روی آورده است. اما با تحولات سیاسی در جهان موضوع دینداری به یک دغدغه ی بزرگی تبدیل شده و کارشناسان و متخصصان به پژوهشهای جامعه‌شناسی با هدف تعیین میزان دینداری کشور پرداخته اند.

مقدمه: جمهوری قزاقستان به طور رسمی کشور سکولار است. دولت سکولار رسما موضع بی طرفی نسبت به دین دارد.  این بدان معناست که نه از دین و نه از بی دینی حمایت می کند و یک مذهب رسمی ندارد. و هر شهروند آزادی انتخاب هر مذهبی یا بی دینی  را دارد و دولت حق ندارد در این مسئله مداخله کند. در قزاقستان نیز این اصول به شدت پی گیری می شود و به منظور تنظیم روابط دولت با سازمان های دینی، آمار واقعی از وضعیت دینداری جمعیت کشور ضروری می باشد.

گزارش: بر اساس داده های سرشماری عمومی اخیر، تقریباً از هر ده قزاق، 9 نفر مؤمن هستند. آیا این رقم معتبر است؟ به هر حال، اگر این داده ها را در نظر بگیریم، معلوم می‌شود که ما در گروهی از کشورهایی قرار می‌گیریم که دین نقش بسیار زیادی در زندگی جامعه ایفا می‌کند و بدون آن تصور زندگی سهم بزرگی از جمعیت غیرممکن است. اما آیا این امر با واقعیت تطبیق دارد؟ البته در طول سی سال استقلال، تعداد افرادی که در قزاقستان به دین روی آورده اند، به طور قابل توجهی افزایش یافته است، اما بعید است تا این حد افزایش یافته باشد.

در دوره اتحاد جماهیر شوروی، مسئله نگرش نسبت به مذهب تنها در طی یک سرشماری سراسری مطرح شد، سرشماری که در سال 1937 برگزار شد، اما سپس ناموفق شناخته شد زیرا رهبران اتحاد جماهیر شوروی نتایج آن را نپسندیدند که فاصله قابل توجهی در شاخص های جمعیتی واقعی نسبت به شاخص های برنامه ریزی شده  را نشان داد. داده‌های به‌دست‌آمده طبقه‌بندی شده بود، اما در دوران پرسترویکا (بازسازی)، آنها از انبارهای مخفی استخراج شدند و دریافتند که بیش از نیمی (56.7 درصد) از ساکنان در سن 16 سال و بالاتر، خود را مؤمن معرفی می‌کنند. متأسفانه، آمار به طور جداگانه برای قزاقستان ارائه نشده است. از آنجایی که ما در مورد زمانی صحبت می کنیم که دولت به طور فعال علیه دین مبارزه می کرد و حتی سیاست الحاد ستیزه جویانه را اجرا می کرد، کارشناسان بر این باورند که در آن زمان، در سال 1937 بسیاری جرات نکردند پاسخ صادقانه ای بدهند، به این معنی که رقم واقعی به احتمال زیاد بالاتر بود.

متعاقباً این موضوع در سرشماری‌ها مطرح نشد، اما کسانی که در اواخر اتحاد جماهیر شوروی زندگی می‌کردند می‌توانند گواهی دهند که سطح دینداری تا آن زمان به میزان قابل توجهی کاهش یافته بود. و نه حتی به دلیل آزار و اذیت مؤمنان بود زیرا در دهه 1970 و 1980، مقامات به طور خاص آنها را مورد آزار و اذیت قرار ندادند، آنها را از رفتن به مساجد و کلیساها، خواندن نماز در مراسم عزاداری و غیره منع نکردند. بیشتر ترس از دست دادن عضویت در حزب کومسومول و سپس چشم اندازهای شغلی، جلوی اظهار احساسات دینی توسط جمعیت را گرفته بود. و البته به اصطلاح اقدامات ایدئولوژیک و آموزشی نقش خود را ایفا کرد که در همه سطوح، از مهدکودک گرفته تا گروه های کارگری، نفوذ کرد.

پس از فروپاشی ایدئولوژی بلشویکی و سپس فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، یک رنسانس واقعی مذهبی در کشورهای تازه استقلال یافته آغاز شد و وضعیت کاملا تغییر کرد. اکنون کلمه ایمان تقریباً به بالاترین ارزش تبدیل شده است، در حالی که کلمات "بی خدا" و حتی "آگنوستیک" تقریباً توهین آمیز شده اند. چنین تغییرات چشمگیری در آگاهی عمومی در نتایج سرشماری قزاقستان در سال 2009 منعکس شد، زمانی که از ساکنان این کشور خواسته شد به سؤالی در مورد وابستگی دینی خود پاسخ دهند. باید گفت که قزاقستان به عنوان اولین کشور در میان کشورهای مشترک المنافع و سومین کشور در کل فضای پس از شوروی (پس از استونی و لیتوانی) بود که این موضوع را در پرسشنامه های سرشماری گنجانده است.

بر اساس داده‌های به‌دست‌آمده، کارشناسان داخلی به این نتیجه رسیدند که در آن زمان 96.7 درصد از ساکنان قزاقستان مؤمن بودند و تنها 2.8 درصد غیر مؤمن بودند (نیم درصد بقیه از پاسخ دادن خودداری کردند). یعنی این تصور ترسیم می شد که قزاقستان در کنار افغانستان، سومالی و دیگر کشورهای غیر سکولار به یکی از مذهبی ترین کشورهای جهان تبدیل شده است.

با این حال، کارشناسان توجه خود را به فرمول نا صحیح این سؤال جلب کردند: به جای اینکه ابتدا از شهروندان بپرسند که آیا اعتقاد دارند یا نه، از آنها خواسته شد که مذهب خود را نام ببرند. اما در قزاقستان، به طور مرسوم تصور می شود که اگر فردی قزاق باشد حتما مسلمان است، اگر یک روسی یا آلمانی است، قطعاً مسیحی است (این که آیا واقعاً اعتقاد دارد یا نه چندان مهم نیست). در این راستا، به یاد می‌آید که چگونه در آن سال‌ها مفتیات این کشور، در درخواست‌های خود در مورد عید قربان، به حضور ده میلیون مسلمان در قزاقستان اشاره کرد. آنها تمام نمایندگان گروه‌های قومی را که به طور سنتی معتقد به اسلام هستند، به عنوان پیروان دین خود معرفی کردند.

در عین حال باید اذعان داشت که در میان گزینه های پاسخ پرسشنامه موارد زیر نیز وجود داشت: «غیر مؤمن»، «از پاسخ دادن امتناع می کنم». با این حال، تنها تعداد کمی از این گزینه ها استفاده کردند - به ترتیب 2.8 و 0.5 درصد. آیا با توجه به این امر می توان گفت که نسبت کسانی که از هر گونه اعتراف در کشور فاصله گرفته اند در آن زمان اینقدر کم بوده است؟

در آخرین سرشماری که در سال 2021 انجام شد، سؤال در مورد نگرش نسبت به دین به روشی مشابه بیان شد: "مذهب خود را مشخص کنید." و در گزینه های پاسخ، صرفاً در گزینه "مسیحیت" سه شاخه اصلی آن را یعنی "کاتولیک"، "پروتستانیسم" و "ارتدکس" اضافه کردند. این بار، نسبت قزاقستانی هایی که خود را غیرمومن توصیف کردند از 2.8 به 2.3 درصد کاهش یافت، اما سهم کسانی که از پاسخ به این سؤال خودداری کردند به طور قابل توجهی افزایش یافت - از 0.5 به 11.1درصد. بر این اساس، سهم کسانی که خود را به هر دینی نسبت می دهند، از 96.7 به 86.6 درصد کاهش یافته است. اما به نظر می رسد که حتی این رقم نیز به وضوح بیش از حد برآورد شده است.

داده های مطالعات انجام شده توسط مراکز و موسسات جامعه شناسی به حقیقت نزدیکتر است. بله، داده های آنها متفاوت است، اما به طور کلی تصویر به شرح زیر است: 66-68 درصد، یا دو سوم از جمعیت کشور، خود را مؤمن می دانند (کمتر از نیمی از آنها مقررات دینی را رعایت می کنند، در حالی که بقیه فقط به طور رسمی از برخی مقررات دینی پیروی می کنند.)، 23-25 جمیعت آگنوستیک ها  هستند و  9-10 درصد از جمعیت بی دین هستند. تفاوت بین دو مورد اخیر، به بیان ساده، در این خلاصه می شود: آتئیست وجود خدا را انکار می کند، در حالی که آگنوستیک معتقد است که اثبات درستی یا نادرستی ایده وجود خدا غیرممکن است.

نشریه معتبر بریتانیایی تلگراف وضعیت قزاقستان را تقریباً به همان روشی ارزیابی کرد. این نشریه تدوین رتبه بندی سیاره ای را  بر اساس نتایج نظرسنجی‌های انجام‌شده در سال‌های 2008-2015 توسط شبکه تحقیقاتی مستقل جهانی WIN/Gallup International (هر پاسخ‌دهنده باید به این سؤال که آیا خود را مذهبی می‌داند، «بله» یا «نه» پاسخ می‌داد) هدف گذاری کرد.

به گزارش تلگراف، در قزاقستان میزان دینداری جمعیت 64 درصد است. این میزان کمتر از روسیه (70 درصد) و قرقیزستان (72 درصد) است، اما بالاتر از مثلاً ازبکستان (51 درصد) است که بسیار عجیب به نظر می رسد. گروهی از کشورهایی که به گفته این نشریه انگلیسی، نسبت دینداران پایین است، عمدتاً شامل اعضای سازمان همکاری اقتصادی و توسعه است که توسعه یافته ترین کشورهای جهان (اروپا غربی، ژاپن، کره جنوبی، اسرائیل، استرالیا، نیوزلند) و همچنین چین، هنگ کنگ را متحد می کند.  کوبا و ویتنام در اینجا "بیگانه" به نظر می رسند، اما به احتمال زیاد این کشورها در رتبه بندی مذکور در صف کشورهای توسعه یافته به این دلیل قرار گرفتند که کمونیستی و در نتیجه الحادی هنوز در آنجا حاکم است.

در میان کشورهای پس از شوروی، به استثنای کشورهای بالتیک، تلگراف بلاروس ، در کمال تعجب، آذربایجان را به عنوان غیرمذهبی ترین کشورهای جهان رتبه بندی کرد. به نوبه خود، در میان کشورهای عضو OECD، ایالات متحده آمریکا، ایتالیا و لهستان با سنت های مذهبی عمیق خود هستند. با این حال، همچنین کارشناسانی که به این موضوع می پردازند، اشاره کردند، در آمریکا در سال های اخیر، تعداد افرادی که نسبت به دین بی تفاوت هستند، به ویژه در میان جوانان رو به افزایش بوده است. و بالاترین سهم مؤمنان (90 درصد یا بیشتر) برای فقیرترین و عقب مانده ترین کشورهای آسیا و آفریقا است.

در سال 2013، گروهی از دانشمندان آمریکایی نتایج یک متاآنالیز (تحلیل ترکیبی یا پیچیده) از بیش از شصت مطالعه علمی در مورد وابستگی متقابل بین ایمان و عقل را منتشر کردند. بر اساس یافته های آنها، از 63 مورد مطالعه، 53 مورد مطالعه بین هوش و دینداری همبستگی منفی را نشان دادند (در 35 مورد، چنین همبستگی زیاد بود)، در حالی که تنها 10 مورد مطالعه دارای همبستگی مثبت بودند. در نتیجه، دانشمندان به این نتیجه رسیدند: احتمال وجود فرد باهوش‌تر در بین ملحدان، بیشتر از میان مؤمنان است و عامل تعیین‌کننده در اینجا، تعلق به اعتراف مشخصی نیست بلکه در اندازه درجه دینداری است.

شاید به همین دلیل است که اروپای غربی، ژاپن، کره جنوبی، اسرائیل، چین در خط مقدم پیشرفت فنی و فناوری قرار دارند؟ شاید این کشورها به رهبران اقتصادی جهان تبدیل شده اند، دقیقاً به این دلیل که بخش عمده ای از جمعیت آنها تنها به ذهن و توانایی های خود متکی هستند، بدون اینکه به برخی از موجودات ماوراء طبیعی متوسل شوند؟ در این زمینه سوالات دیگری نیز مطرح می شود. آیا ارزش دارد که وجود تعداد زیادی از مؤمنان در قزاقستان را به عنوان یک دستاورد، به عنوان نوعی خیر، معرفی کنیم؟ آیا زمان آن نرسیده است که تصویری واقعی از میزان دینداری جمعیت خود بسازیم؟ زیرا  از نظر تئوری، برای پیگیری سیاست های دولتی در این زمینه، لازم است که از تصویر واقعی دینداری جمعیت استفاده شود. و وقتی نتایج سرشماری یک چیز می گوید، داده های مطالعات جامعه شناسی چیزی کاملاً متفاوت ارائه می دهد، آیا چنین سیاستی می تواند شایسته و مؤثر باشد؟ در نهایت، آیا زمان آن نرسیده است که هم در سطح دولتی و هم در سطح روابط اجتماعی، به بازپروری الحاد معمولی و سازنده بپردازیم  نه جنگ طلبی که زمانی مطرح بوده است؟

منبع: https://kazislam.kz/mozhno-li-nazvat-kazahstan-religioznoj-stranoj/

نتیجه گیری: امروزه قزاقستان در مسیر توسعه و گسترش حرکت می کند و در سال های استقلال خود به پیشرفت های بزرگی دست یافته است. موضع بی طرفی که قزاقستان در عرصه سیاسی و دینی دنبال می کند، باعث شده است این کشور با تمام کشورهای جهان روابط مثبت و دوستانه برقرار کند. موضوع تشخیص میزان دینداری کشور صرفا به منظور انجام تحقیقات دینی و تعیین سیاست های داخلی در حوزه روابط مذهبی مطرح می شود و به هیچ عنوان بر اصل سکولاریسم این کشور تاثیر نخواهد گذاشت. تشخیص میزان دینداری جمعیت کشور و ارائه نتایج دقیق در حال حاضر به دلیل پایین بودن سواد دینی مردم بسیار سخت است. تا زمانی که نمایندگان ادیان سنتی کشور، سواد دینی مردم را افزایش ندهند که برای افراد عادی امکان تشخیص دیندار بودن و یا نبودن  خود را فراهم می سازد، ارائه نتایج صحیح در این زمینه دچار مشکل خواهد شد.  

تاریخ : 15/2/1402

کد خبر 15205

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 6 =