مقدمه
پس از دهه ها مبارزه، مقاومت، رنج، و تلاش بی وقفه مردم فلسطین، سرانجام جهانیان شاهد تحقق رؤیایی بودند که سالها در دل امت اسلامی زنده نگه داشته شده بود: غزه پیروز شد. این پیروزی نه تنها یک تحول ژئوپلیتیک درمنطقه خاورمیانه محسوب میشود، بلکه نماد پیروزی اراده ملت ها بر اشغالگری، تبعیض و استعمار نوین است. آزادی فلسطین تنها یک رخداد جغرافیایی یا نظامی نیست؛ بلکه نقطه عطفی در تاریخ معاصر بشر است که پیام آن، بیداری مستضعفان و سقوط سلطهگران است. این رویداد بیانگر آن است که اراده ملتها، هرچند در ظاهر ضعیف و پراکنده، میتواند امپراتوریهای رسانهای، نظامی و اقتصادی را به زانو درآورد. فلسطین آزاد خواهد شد؛ نه با قدرت زر و زور، بلکه با ایمان، فداکاری، ایثار شهیدان، اشک مادران و ایستادگی بیپایان نسلهایی که در زیر بمباران، محاصره و تحریم، رویای آزادی را زنده نگه داشتند. این واقعه تاریخی همچنین نشان داد که حمایت واقعی ملت های مسلمان و آزادگان جهان، هرچند به ظاهر پراکنده و خاموش، در لحظههای حساس میتواند طوفانی عظیم بیافریند. غزه پیروز شد؛ اما این تنها آغاز راه است. اکنون مسئولیت بزرگتری بر دوش جهان اسلام نهاده شده است: حفظ این دستاورد، بازسازی کرامت انسانی در سرزمین مقدس، و الگوسازی برای سایر ملتهای دربند . فلسطین، قلب تپنده جهان اسلام، دیگر از بند اشغال آزاد خوهد گشت و قدس شریف، نهتنها پایتخت ملت فلسطین، بلکه نماد عزت و بازگشت امت اسلامی به هویت اصیل خویش است.
اهمیت موضوع فلسطین در جهان اسلام و جامعه جهانی
مسئله فلسطین از دیرباز نهتنها یک موضوع منطقهای، بلکه یکی از مهمترین و محوریترین مسائل جهان اسلام به شمار می رود. فلسطین سرزمینی مقدس برای پیروان ادیان ابراهیمی است و مسجدالاقصی بهعنوان قبلهگاه نخست مسلمانان، جایگاهی بیبدیل در وجدان دینی، تاریخی و سیاسی امت اسلامی دارد. هرگونه تعرض به این سرزمین، بهویژه قدس شریف، تعرضی به هویت و کرامت امت اسلامی تلقی میشود.
اما اهمیت فلسطین تنها در بُعد مذهبی خلاصه نمیشود. این سرزمین، بهویژه پس از اشغال آن در سال ۱۹۴۸، به نماد جهانی ظلم و اشغالگری و در عین حال به الگوی مقاومت و پایداری بدل شد. برای ملت های مسلمان و آزادیخواه جهان، فلسطین صحنه تقابل دو گفتمان است: گفتمان مقاومت و عدالت در برابر گفتمان سلطه، استعمار و تبعیض . درعرصه بینالملل نیز، موضوع فلسطین آزمونی برای اعتبار و کارآمدی نهادهای حقوق بشری و سازمان های بینالمللی بوده است. دهها قطعنامه شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل درباره فلسطین صادر شده اما اغلب بدون ضمانت اجرایی باقی ماندهاند. این ناکارآمدی باعث شده مسئله فلسطین به شاخصی برای سنجش صداقت کشورهای مدعی دموکراسی، حقوق بشر و عدالت تبدیل شود .فلسطین امروز دیگر صرفاً یک جغرافیا نیست؛ بلکه وجدان بیدار ملت ها، معیار پایبندی به اصول انسانی و دینی و یکی از برجستهترین مصادیق وحدت امت اسلامی است .انتخاب عنوان « غزه شد» نه صرفاً بهعنوان یک تیتر خبری، بلکه بهمثابه بیانیهای تاریخی، روانی و اعتقادی صورت گرفته است. این عنوان پاسخی است به دهه ها سرکوب، اشغال و سکوت جهانی؛ و اعلامی صریح از تحقق وعدهای که بارها در دل ملتها و بیانات رهبران مقاومت تکرار شده بود .«فلسطین آزاد شد» یعنی دیگر نمیتوان از آن با عبارات مبهمی چون "مسئله فلسطین" یا "درگیری خاورمیانه" یاد کرد. این عبارت پایان یک دوره و آغاز فصلی جدید است؛ فصلی که در آن سرزمین مقدس از اشغال رها شده، مردمش به حق خود رسیدهاند، و هویت اسلامی و انسانی آن دوباره احیا شده است.
این عنوان، در عین سادگی، بار عاطفی و معنایی عظیمی دارد. برای نسلهایی که با اشغال قدس بزرگ شدند، برای مادرانی که فرزندانشان را در راه مقاومت از دست دادند، و برای آزادگان جهان، این جمله پژواک تحقق یک آرمان است؛ آرمانی که سرانجام به واقعیت پیوست. این جمله کوتاه گواهی است بر پیروزی ایمان بر استکبار و سندی است برای تاریخ که نشان میدهد اشغال نمیماند، ظلم پایدار نیست و ملتها هرچند دیر، اما روزی طعم آزادی را خواهند چشید.
تاریخ خونین اشغال و مقاومت
تاریخچه مبارزه از زمان اشغال فلسطین در سال ۱۹۴۸ و اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی، مردم فلسطین هرگز در برابر اشغال سرزمین خود سکوت نکردند. آنان با اشکال مختلفی از مقاومت، اعم از مسلحانه، مدنی، سیاسی و فرهنگی، در برابر پروژه صهیونیسم جهانی ایستادگی کردند. موج اول مهاجرت یهودیان به سرزمین فلسطین و تبعید هزاران فلسطینی به اردوگاههای آوارگان، جرقهای برای آغاز یک مسیر طولانی از مقاومت شد که تاکنون ادامه یافته است. درپاسخ به این وضعیت، سازمان آزادیبخش فلسطین (PLO) در سال ۱۹۶۴ با حمایت کشورهای عربی، بهویژه در جریان کنفرانس سران عرب در قاهره، تأسیس شد. این سازمان به عنوان نماینده رسمی ملت فلسطین در مجامع بینالمللی، مسئولیت هماهنگی تلاشهای سیاسی، دیپلماتیک و نظامی را بر عهده گرفت. یاسر عرفات، رهبر کاریزماتیک این سازمان، با سخنرانی معروف خود در سازمان ملل در سال ۱۹۷۴، بار دیگر صدای فلسطین را به گوش جهانیان رساند . ساف نهتنها در جبهه دیپلماسی بینالمللی نقش داشت، بلکه شاخههای نظامی متعددی را نیز در کشورهای همسایه فلسطین راهاندازی کرد. این سازمان بهتدریج تبدیل به ستون فقرات جنبش مقاومت ملی فلسطین شد و پایههای مشروعیت مبارزه فلسطینیان را در سطح جهانی تقویت کرد. واکنش جهان اسلام به تشکیل این سازمان عمدتاً مثبت و حمایتی بود. علما، روشنفکران، و رهبران اسلامی از سرتاسر جهان، با صدور فتاوا، بیانیهها و گردهماییهای حمایتآمیز بر مشروعیت جهاد ملت فلسطین تأکید کردند.
انتفاضه اول و دوم؛ نقش مردم در مقاومت مدنی و مسلحانه
یکی از مهمترین مراحل مقاومت مردم فلسطین، انتفاضه های مردمی بود که نشان داد ملت فلسطین با دستان خالی نیز میتوانند معادلات میدانی و سیاسی را تغییر دهند. انتفاضه اول که در سال ۱۹۸۷ آغاز شد، نوعی قیام مدنی و مردمی بود که عمدتاً با پرتاب سنگ، اعتصابات عمومی، دیوارنویسی و نافرمانی مدنی همراه بود. این حرکت بهصورت خودجوش از دل مردم برخاست و رژیم اشغالگر را در برابر موج عظیمی از اعتراضات بیوقفه قرار داد. انتفاضه دوم که در سال ۲۰۰۰ و در پی ورود آریل شارون به مسجدالاقصی آغاز شد، ماهیتی پیچیدهتر و گستردهتر داشت. دراین دوره علاوه بر مبارزات مدنی، مقاومت مسلحانه نیز وارد میدان شد. عملیاتهای شهادتطلبانه، درگیری های مستقیم با نظامیان صهیونیست، و تشکیل هستههای مقاومت در شهرها و اردوگاهها، صحنه جدیدی از مبارزه را رقم زد. این دو انتفاضه نقش بسزایی در جلب توجه جهانیان به مظلومیت ملت فلسطین داشت و رژیم صهیونیستی را در عرصه رسانهای و حقوق بشری به چالش کشید.
قطعنامههای مهم شورای امنیت و سازمان ملل (مثل قطعنامههای ۲۴۲، ۳۳۸، ۱۹۴)
جامعه جهانی بارها از طریق نهادهای بینالمللی تلاش کرده تا مسئله فلسطین را از راه دیپلماتیک حلوفصل کند، اما بسیاری از این تلاشها به دلیل عدم اجرای واقعی و فقدان اراده سیاسی قدرتهای بزرگ ناکام ماندهاند. از جمله مهمترین قطعنامهها میتوان به قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت سازمان ملل اشاره کرد که پس از جنگ ۱۹۶۷ صادر شد و خواستار عقبنشینی رژیم صهیونیستی از سرزمینهای اشغالی و به رسمیت شناختن حق حاکمیت کشورها شد. قطعنامه ۳۳۸ که در سال ۱۹۷۳ صادر گردید، ضمن تأکید بر اجرای قطعنامه ۲۴۲، خواهان آتش بس فوری و آغاز مذاکرات برای صلحی عادلانه شد. اما یکی از مهمترین اسناد در ارتباط با حق بازگشت آوارگان فلسطینی قطعنامه ۱۹۴ مجمع عمومی سازمان ملل است که در سال ۱۹۴۸ صادر گردید. این قطعنامه صراحتاً بر حق بازگشت آوارگان به خانه و کاشانه خود تأکید دارد؛ حقی که تاکنون رژیم صهیونیستی آن را نقض کرده است. این قطعنامه ها هرچند از منظر حقوقی بسیار مهم هستند، اما به دلیل نداشتن ضمانت اجرایی و وتوهای مکرر قدرت های حامی رژیم صهیونیستی، عملاً به ابزاری تبلیغاتی تبدیل شدهاند. مقاومت فلسطینیان در دهه های نخست با تکیه بر جنبشهای چریکی و اقدامات مردمی آغاز شد. سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) در دهه ۶۰ میلادی تشکیل شد و به یکی از نمادهای مبارزه سیاسی و نظامی تبدیل گردید. در دهههای بعد، با وقوع انتفاضه اول (۱۹۸۷) و انتفاضه دوم (۲۰۰۰)، مردم فلسطین صحنهای تازه از مقاومت مدنی، مردمی و سازمانیافته را رقم زدند. کودکان سنگ بهدست، تصویر نمادین این دوران شدند که در برابر تانک های اشغالگر میایستادند.
در دهههای اخیر به ویژه پس از سال ۲۰۰۶ گروههای مقاومت در غزه با سازماندهی دقیق نظامی و توسعه توانمندی های موشکی و اطلاعاتی شکل جدیدی از مبارزه را رقم زدند. عملیات های پاسخسریع، نبردهای نامتقارن، تونل های مقاومت و شبکههای مخفی ارتباطی، ساختار نظامی رژیم اشغالگر را با چالش جدی مواجه ساخت. همزمان فلسطینیان در صحنه دیپلماسی نیز فعال شدند. از تلاش برای عضویت در سازمانهای بینالمللی گرفته تا ارائه شکایات حقوقی در دیوان کیفری بینالمللی، مبارزه از سنگر کلمات و اسناد نیز ادامه یافت. در کنار این تلاشها، حمایت کشورهای محور مقاومت ، به عنوان پشتیبان اصلی این مبارزه، نقش راهبردی در حفظ روحیه و توان عملیاتی مقاومت ایفا کرد. لبنان، سوریه، عراق و گروههای مقاومت منطقهای همواره بازوی معنوی و عملیاتی ملت فلسطین بودهاند.
واکنش جهان اسلام و تشکیل سازمان آزادیبخش فلسطین (PLO)
با اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ و آغاز اشغال رسمی سرزمین فلسطین، موجی از خشم، اندوه و اعتراض در سراسر جهان اسلام برانگیخته شد. ملت های مسلمان بهویژه در کشورهای عربی، این اقدام را نه تنها اشغال یک سرزمین، بلکه توهین آشکاری به هویت اسلامی و قداست مسجدالاقصی دانستند. اعتراضات مردمی، قطع روابط دیپلماتیک، و حمایتهای نمادین از ملت فلسطین در همان سالها آغاز شد، اما بهتدریج به سمت ساختارهای سازمانیافتهتر سوق یافت.
روند آزادی
سیر تحول مقاومت فلسطین تا پیروزی نهایی
تغییر راهبرد مقاومت از سنگ به موشک مقاومت فلسطین در دهههای نخست عمدتاً مبتنی بر تظاهرات خیابانی، اعتصاب، سنگپراکنی و عملیاتهای چریکی بود، اما با گذشت زمان و افزایش تجربههای نظامی، مقاومت وارد مرحلهای نوین شد. جنگ ۲۲ روزه غزه در سال ۲۰۰۸ نقطه عطفی بود که نشان داد گروههای مقاومت دیگر محدود به تاکتیکهای سنتی نیستند. موشکهای ابتدایی جای خود را به موشکهای میانبرد و نقطهزن داد و بازدارندگی در برابر تجاوزات دشمن ایجاد شد.
تشکیل گروههای مقاومت نوین (حماس، جهاد اسلامی و...) با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و الهام بخشی آن، فضای فکری و اعتقادی جدیدی در میان فلسطینیان ایجاد شد. در این فضا گروههایی نظیر حماس (1987)، جهاد اسلامی فلسطین، کمیته های مقاومت مردمی و دیگر گروههای وابسته به جناحهای اسلامی و ملیگرا شکل گرفتند. حماس با تأکید بر مقاومت مسلحانه، شبکه های اجتماعی مردمی و خدماترسانی در غزه، تبدیل به نیروی اصلی در تحولات نظامی و سیاسی فلسطین شد. جهاد اسلامی نیز با ساختار نظامی متمرکز، حملات موشکی دقیق و عملیاتهای شهادتطلبانه به کابوسی برای اشغالگران تبدیل شد.
عملیاتهای بزرگ و مؤثر از ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۵ از جنگ ۲۲ روزه غزه (۲۰۰۸-۲۰۰۹)، جنگ ۵۱ روزه (۲۰۱۴)، عملیات «شمشیر قدس» (۲۰۲۱) گرفته تا نبرد سرنوشت ساز «طوفان الاقصی» در سال ۲۰۲۳ و نهایتاً جنگ رهاییبخش ۲۰۲۵، همه و همه نشاندهنده جهش مقاومت در سطح برنامهریزی، هدفگیری و هماهنگی بودند. در این عملیاتها، نهتنها تلآویو و حیفا زیر آتش قرار گرفتند، بلکه زیرساخت های نظامی و امنیتی دشمن بهصورت بیسابقهای دچار آسیب شد. این سلسله نبردها ستونهای اقتدار رژیم اشغالگر را یکییکی فرو ریخت. در سالهای اخیر، قدرت نظامی مقاومت در نوار غزه و کرانه باختری به طرز چشمگیری افزایش یافت. پهپادها، موشک های نقطهزن، عملیات اطلاعاتی پیچیده و افزایش هماهنگی میان گروههای مقاومت موجب شد تا رژیم صهیونیستی به شدت تضعیف شود. این تحولات، بهویژه پس از عملیاتهای مشترک گروههای مقاومت، سبب شد جبهه نظامی اشغالگران دچار فرسایش شود و قدرت بازدارندگی آنها عملاً از میان برود. در کنار این پیروزی های میدانی، فروپاشی تدریجی داخلی رژیم صهیونیستی بهواسطه بحرانهای سیاسی بیسابقه، شکاف های اجتماعی عمیق میان اقوام و مذاهب مختلف درون اسرائیل، و فشارهای جهانی ناشی از بایکوت، تحریم و اعتراضات مردمی در سراسر دنیا، به روند افول آن سرعت بخشیده است . شکاف میان دولت و ارتش، بحران مشروعیت در بین یهودیان مهاجر، و بحران اقتصادی ناشی از هزینههای سنگین جنگ، پایههای لرزان این رژیم را متزلزلتر از همیشه ساخت.
در نهایت، با شکست کامل ارتش اشغالگر درآخرین جنگ که با نام «نبرد وعده نهایی» شناخته خواهد شد، و عقبنشینی از تمامی سرزمینهای اشغالی، از جمله قدس شریف، و با فروپاشی ساختار سیاسی رژیم صهیونیستی، آزادی کامل فلسطین در سال های آتی تحقق خواهد یافت. این پیروزی نهفقط حاصل عملیات نظامی، بلکه نتیجه دههها مقاومت، فداکاری، هوشمندی راهبردی و همبستگی امت اسلامی است؛ لحظهای که تاریخ، آن را نقطه عطفی در مسیر بیداری ملتها و پایان پروژه اشغال نام خواهد گرفت.
عوامل فروپاشی رژیم صهیونیستی
رژیم صهیونیستی در سالهای اخیر با مجموعهای از بحرانهای ساختاری، نظامی، جمعیتی و بینالمللی روبرو شده است که آیندهی آن را با ابهامات جدی مواجه ساخته است. بررسی دقیق این بحرانها، نشانگر روند تدریجی فرسایش درونی این رژیم است.
بحرانهای درونساختاری: فساد، نژادپرستی داخلی و چنددستگی سیاسی
یکی از مهمترین دلایل تزلزل رژیم صهیونیستی، بحران های درونی ساختار قدرت است. فساد گسترده مالی و سیاسی، اعتماد عمومی را به شدت کاهش داده است. مقامات عالیرتبهای چون بنیامین نتانیاهو با پروندههای متعدد فساد مالی، چهرهای از انحطاط اخلاقی در ساختار حاکم ارائه دادهاند .درکنار فساد، نژادپرستی داخلی نیز به عامل مهمی در تفرقه داخلی بدل شده است. جامعهی صهیونیستی از اقوام گوناگون تشکیل شده اما برتریطلبی اشکنازیها (یهودیان اروپاییتبار) بر سفاردی ها (یهودیان شرقیتبار) و فلاشاها (یهودیان آفریقاییتبار)، نارضایتیهای گستردهای را پدید آورده است. این شکاف ها به بحرانهای اجتماعی و سیاسی دامن زده و انسجام ملی را به چالش کشیده است.
از سوی دیگر، چنددستگی شدید سیاسی و ناکارآمدی نظام پارلمانی رژیم اسرائیل، با برگزاری پیدرپی انتخابات و ناتوانی در تشکیل دولتهای پایدار، نشاندهنده بیثباتی مزمن ساختار حکمرانی است.
شکست های نظامی مکرر در برابر محور مقاومت
در دهههای اخیر، رژیم صهیونیستی نتوانسته در مقابل محور مقاومت (شامل حزبالله لبنان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین) به پیروزی قطعی دست یابد. جنگ ۳۳ روزه با حزبالله در سال ۲۰۰۶، جنگهای مکرر در غزه، بهویژه در سالهای ۲۰۰۸، ۲۰۱۲، ۲۰۱۴ و ۲۰۲۱، همگی با هزینههای هنگفت انسانی و نظامی برای رژیم صهیونیستی همراه بوده و در نهایت به شکست یا دستکم بنبست راهبردی منجر شدهاند. این شکستها نه تنها توان بازدارندگی ارتش اسرائیل را زیر سؤال بردهاند، بلکه روحیه اجتماعی جامعه صهیونیستی را تضعیف و اعتماد عمومی به قدرت نظامی را مخدوش کردهاند. رژیم صهیونیستی در سطح بینالمللی با چالش فزایندهای در زمینه مشروعیت مواجه است. افزایش آگاهی جهانی نسبت به جنایات اسرائیل علیه مردم فلسطین، بهویژه پس از حملات گسترده به غزه و کرانه باختری، موجی از محکومیتهای بینالمللی را برانگیخته است. جنبشهای جهانی مانند «BDS» (تحریم، عدم سرمایهگذاری و تحریم کالاها) نیز جایگاه این رژیم را در عرصه جهانی تضعیف کردهاند. تصویب قطعنامههای مکرر علیه اقدامات اسرائیل در سازمان ملل، مخالفت کشورهای متعدد با شهرک سازیهای غیرقانونی، و بهرسمیت نشناختن اورشلیم بهعنوان پایتخت اسرائیل از سوی اکثریت دولتها، نشانههایی از این بحران مشروعیت است. رژیم صهیونیستی که موجودیت خود را بر پایه مهاجرت یهودیان از سراسر جهان بنیان نهاده، در سال های اخیر با پدیده معکوسی بهنام «مهاجرت معکوس» مواجه شده است. بسیاری از یهودیان، بهویژه از جوامع روسی تبار و اروپایی، به دلیل ناامنی، افراطگرایی دینی، و وضعیت اقتصادی نامناسب، از سرزمینهای اشغالی مهاجرت کردهاند.
تنشهای نژادی بین اشکنازیها و سفاردیها
ساختار اجتماعی رژیم صهیونیستی بهشدت طبقاتی و نژادمحور است. اشکنازیها که غالباً پستهای حساس سیاسی، نظامی و اقتصادی را در اختیار دارند، نسبت به سایر اقلیت های یهودی، بهویژه سفاردی ها و فلاشاها، تبعیض قائل می شوند. این تبعیض نژادی نهتنها موجب تضعیف انسجام اجتماعی شده، بلکه احساس بیعدالتی و طردشدگی را در بین اقشار غیر اشکنازی افزایش داده است. اعتراضات مردمی درگیری های داخلی و حتی برخی جنبش های مدنی که درسالهای اخیر شکل گرفتهاند، ریشه در همین نارضایتیهای نژادی دارند. در مجموع، مجموعهای از عوامل ساختاری، نظامی، بینالمللی، جمعیتی و نژادی دست به دست هم دادهاند تا رژیم صهیونیستی را در وضعیت شکنندهای قرار دهند. این عوامل، نه صرفاً تهدیداتی بیرونی، بلکه بیشتر بحرانهایی درونیاند که از عمق ساختار این رژیم برمیخیزند و نشانههای جدی از روند فروپاشی تدریجی آن را نمایان ساختهاند.
نقش جمهوری اسلامی ایران در حمایت از فلسطین
جمهوری اسلامی ایران از بدو شکلگیری، حمایت از ملت فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی را به عنوان یکی از اصول بنیادین سیاست خارجی و گفتمان انقلابی خود قرار داده است. این حمایت در ابعاد گوناگون سیاسی، فرهنگی، رسانهای و دیپلماتیک دنبال شده و ایران را به عنوان ستون اصلی جبهه مقاومت در منطقه تثبیت کرده است. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از زمان امام خمینی (ره) تا به امروز بر پایه دفاع از مظلومان، به ویژه ملت فلسطین استوار بوده است. با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، دکترین سیاست خارجی ایران دچار تغییر بنیادین شد. امام خمینی (ره) از نخستین روزهای انقلاب، فلسطین را مسئله اول جهان اسلام معرفی کرده و اعلام کردند: «اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود» و «قدس باید آزاد گردد». بستن سفارت رژیم صهیونیستی و واگذاری آن به نمایندگی سازمان آزادی بخش فلسطین نخستین اقدام رسمی جمهوری اسلامی درحمایت از فلسطین بود. همچنین نامگذاری آخرین جمعه ماه رمضان به عنوان روز جهانی قدس، بستری مهم برای بسیج افکار عمومی جهان علیه صهیونیسم فراهم آورد. جمهوری اسلامی ایران همواره از دیپلماسی عمومی برای تبیین مسئله فلسطین و افشای ماهیت رژیم صهیونیستی بهره برده است. این دیپلماسی شامل برگزاری همایشها و کنفرانسهای بینالمللی دردفاع از فلسطین، دعوت از نخبگان و فعالان رسانهای کشورهای اسلامی، ایجاد شبکههای فرهنگی، رسانهای و دانشگاهی با محوریت مقاومت، و تأسیس نهادهایی مانند مجمع جهانی بیداری اسلامی، مرکز مطالعات فلسطین و کمیته حمایت از انتفاضه فلسطین است. این اقدامات سبب شده ایران به صدای رسای جهان اسلام در حمایت از مردم فلسطین تبدیل شود و الگویی برای ملتها در مبارزه با اشغالگری و استعمار باشد . درمجموع نقش جمهوری اسلامی ایران درحمایت از مقاومت، تنها به یک سیاست خارجی محدود نمیشود، بلکه بخشی از هویت و راهبرد کلان انقلاب اسلامی است. با حضور مؤثر در میدان های رسانهای، دیپلماتیک و فرهنگی ایران توانسته است «مسئله فلسطین» را زنده نگه دارد، توازن قدرت را درمنطقه تغییر دهد و الگویی برای ایستادگی و عزت در برابر سلطهگران ارائه دهد.
تحلیل حقوق بینالملل و مشروعیت آزادی فلسطین
مسئله فلسطین نهتنها یک موضوع سیاسی و منطقهای، بلکه از نظر حقوق بینالملل، یکی از برجستهترین نمونههای نقض آشکار اصول و قواعد بنیادین حقوق بشری، حقوق بشر دوستانه و حقوق ملتها برای تعیین سرنوشت بهشمار میآید. بررسی وضعیت فلسطین در چارچوب اسناد بینالمللی، آشکار میسازد که آزادی سرزمین فلسطین از اشغال رژیم صهیونیستی، نهتنها مشروع، بلکه مطالبهای قانونی و مطابق با وجدان بشری است. رژیم صهیونیستی طی بیش از هفت دهه اشغال سرزمین فلسطین، مرتکب نقضهای گسترده و مستمر حقوق بشر شده است. قتل غیرنظامیان، آوارگی جمعی، تخریب خانهها، شکنجه زندانیان، بازداشت کودکان، تجاوز به حقوق مذهبی در قدس و مسجدالاقصی، محاصره نوار غزه، و استفاده از سلاحهای ممنوعه در جنگها، تنها بخشی از جنایاتی است که سازمانهای بینالمللی حقوق بشری آن را مستند کردهاند. گزارشهای نهادهایی چون شورای حقوق بشر سازمان ملل، عفو بینالملل، دیدبان حقوق بشر و صلیب سرخ بینالمللی بارها این جنایات را محکوم کردهاند. یکی از مهمترین اسناد حقوق بینالملل که نقض آن از سوی رژیم صهیونیستی به وضوح قابل اثبات است، کنوانسیون چهارم ژنو (۱۹۴۹) درباره حمایت از غیرنظامیان در زمان جنگ و اشغال است. این کنوانسیون به صراحت هرگونه انتقال جمعیتی، شهرک سازی در سرزمین اشغالی، شکنجه، مجازات جمعی و محرومیت از خدمات انسانی را ممنوع اعلام میکند. با وجود این رژیم صهیونیستی از سال ۱۹۶۷ تا امروز، با شهرکسازیهای غیرقانونی در کرانه باختری و قدس شرقی، نقض فاحش این کنوانسیون را رقم زده و حتی با تصویب قوانین داخلی خود آن را نادیده گرفته است.
همچنین، کنوانسیون حقوق پناهندگان ۱۹۵۱ و پروتکل ۱۹۶۷ آن، بر حق بازگشت آوارگان تأکید دارد. میلیونها فلسطینی که از سال ۱۹۴۸ به اجبار از سرزمین مادری خود رانده شدهاند، طبق این کنوانسیون حق دارند به خانه و کاشانه خود بازگردند. این حق در قطعنامه ۱۹۴ مجمع عمومی سازمان ملل نیز به رسمیت شناخته شده، اما تاکنون رژیم صهیونیستی از اجرای آن سر باز زده است. یکی از اصول کلیدی حقوق بینالملل معاصر، حق تعیین سرنوشت ملتها است؛ اصلی که در منشور ملل متحد، میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (ماده ۱)، و نیز در بیانیههای سازمان ملل به رسمیت شناخته شده است. ملت فلسطین نیز همانند سایر ملتها، حق دارند سرنوشت خود را بدون دخالت خارجی تعیین کنند، دولت مستقل تشکیل دهند، و از حاکمیت بر سرزمین خود برخوردار باشند. این اصل، پایهی مشروعیت حقوقی مبارزه ملت فلسطین علیه اشغال و مطالبه استقلال کامل است. نکته مهم دیگر، روند رسمیتیافتن دولت فلسطین در سازمان ملل است. در سال ۲۰۱۲، مجمع عمومی سازمان ملل با رأی اکثریت قاطع (۱۳۸ رأی موافق)، فلسطین را بهعنوان «دولت ناظر غیرعضو» به رسمیت شناخت. این اقدام گامی مهم در مسیر شناسایی بینالمللی دولت فلسطین بود که امکان عضویت در نهادهای بینالمللی مانند دیوان کیفری بینالمللی (ICC) را نیز برای فلسطینیها فراهم ساخت . هماکنون بیش از ۱۳۰ کشور عضو سازمان ملل، فلسطین را به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناختهاند. عضویت در نهادهایی چون یونسکو، دیوان بینالمللی دادگستری، کنوانسیون های ژنو، و پیوستن به معاهده رم، نشانگر پذیرش گسترده بینالمللی برای حاکمیت فلسطین است؛ مسئلهای که مشروعیت حقوقی آزادی کامل سرزمین فلسطین را تقویت میکند. در نهایت از منظر حقوق بینالملل، اشغال سرزمین فلسطین، نقض مکرر و سیستماتیک اصول بنیادین بشری و حقوق ملتها است. در مقابل، مبارزات ملت فلسطین برای آزادی، نهتنها مشروع، بلکه یک حق قانونی و انسانی تلقی میشود. جامعه جهانی وظیفه دارد بر اساس این اسناد و اصول، در جهت پایان اشغال، بازگشت آوارگان، توقف شهرکسازی و به رسمیت شناختن کامل کشور فلسطین اقدام کند.
نتیجهگیری
مسئله فلسطین، تنها یک بحران سرزمینی یا نزاع سیاسی نیست، بلکه نماد نبرد تاریخی میان حق و باطل، ظلم و عدالت، و اشغالگری و آزادیطلبی است. بررسی روند تاریخی اشغال فلسطین، مقاومت ملت فلسطین، نقشآفرینی جمهوری اسلامی ایران و تحولات حقوقی بینالمللی، نشان میدهد که آزادی فلسطین نهتنها ممکن، بلکه در حال تبدیل شدن به واقعیتی نزدیک است. رژیم صهیونیستی با بحران های ساختاری، فروپاشی مشروعیت، و مقاومت روزافزون مواجه است و در مقابل، محور مقاومت با روحیهای تازه، پشتیبانی مردمی و منطقهای، و مشروعیت حقوقی و اخلاقی، در حال تثبیت جایگاه خود است. فلسطین در آینده امت اسلامی جایگاهی راهبردی و الهامبخش دارد. این سرزمین مقدس، قبلهگاه اول مسلمانان و محل بعثت پیامبران، میتواند پس از آزادی به نماد وحدت امت اسلامی تبدیل شود. آزادسازی قدس نهتنها یک پیروزی نظامی یا سیاسی، بلکه نقطه عطفی در بازگشت هویت و عزت امت اسلام خواهد بود. همچون کربلا، قدس نیز میتواند محور بیداری، مقاومت و بازسازی تمدن اسلامی باشد.
نویسندگان:
- دکتر کیکی میکائیل
- دکتر سوپراتمان
- دکتر محمد رضا ابراهیمی -رایزن فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران-اندونزی
منابع:
- منشور سازمان ملل متحد، www.un.org
- قطعنامههای مجمع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل: 194 (1948)، 242 (1967)، 338 (1973)
- Amnesty International Reports on Israel and Occupied Palestinian Territories, www.amnesty.org
- Human Rights Watch Reports on Gaza and West Bank, www.hrw.org
- بیانات امام خمینی (ره)، صحیفه نور، جلدهای مختلف
- بیانات رهبر انقلاب اسلامی، پایگاه رسمی دفتر مقام معظم رهبری، www.leader.ir
- گزارشهای شبکه خبری الجزیره (Al Jazeera)
- گزارشهای شبکه المیادین و پرستیوی (Press TV)
- کتاب «دائرةالمعارف یهود، صهیونیسم و اسرائیل» اثر دکتر عبدالوهاب المسیری
- کتابها و مقالات تحلیلی دکتر رمضان عبدالله شلح درباره ساختار مقاومت فلسطین
- مقالات پایگاههای پژوهشی بینالمللی مانند Al Monitor، Middle East Eye و The Intercept
- اسناد منتشر شده توسط مرکز اطلاعات فلسطین و پایگاه مرکز مطالعات خاورمیانه (MEMRI)
- دادههای رسمی مرکز آمار فلسطین (PCBS)
- پایگاه بایکوت اسرائیل (BDS Movement), www.bdsmovement.net
- تحلیلهای مؤسسه مطالعات استراتژیک خاورمیانه در تهران، بیروت و دمشق
نظر شما