قطب شاهیان
قطب شاهیان یا سلطنت گلکنده نام سلسلهای است از سلاطینی که در گلکنده یا "غلکنده" و سپس در حیدرآباد در منطقه دکن در جنوب کشور هند از سال ۹۱۸ تا ۱۰۹۸ هجری قمری حکومت کردند و به دست امپراتوران گورکانی هند منقرض شدند. سلاطین قطب شاهی شیعه بودند و از نوادگان قراقویونلوها بهشمار میروند آنها پادشاهی قدرتمندی در دکن داشتند و حامیان خوبی برای اشاعه فرهنگ فارسی بودند و فرهنگهای منطقهای دکن را نیز توسعه دادند. آنها زبان تلگو که زبان محلی ایالت آندرا پرادش هند است را نیز ترویج کردند. قطبشاهیان ابتدا گلکنده و بعد از آن حیدرآباد را به عنوان پایتخت برگزیدند، و هر دو شهر توسط آنان توسعه و آبادانی یافت.
سلسله بهمنیها یکی از مهمترین سلسلههای حاکم در دکن بود در اوایل سده دهم هجری قمری منقرض شد اما پیش از آن سلسله «قطب شاهیان» از درون این سلسله شکل گرفت. مؤسس این سلسله سلطان قلی قطبشاه همدانی بود که از همدان ایران و از ترکهای بهارلو و از اعقاب قرایوسف و اسکندر، از پادشاهان قراقویونلو به شمار میرفت. او از نوادگان میرزا جهانشاه قراقویونلو و نوادگان دختری علی شکربیگ بود. سلطان قلی همراه عمویش «الله قلی» به دکن مهاجرت کرد و از سرداران بزرگ محمد شاه سوم بهمنی یا محمد شاه لشکری شد و در سال ۸۴۲ شمسی موفق به سرکوب شورش منطقه تلنگانا در دکن گردید و به دنبال آن پس از چندی، همزمان با پادشاهی شاه اسماعیل اول صفوی، با لقب «قطبالملکی» استقلال خود را در گلکنده اعلام و سلسله قطبشاهیان را تأسیس کرد. او گلکنده را مرکز حکومت خود قرار داد و در آن مساجد و قصرها و باغهای با شکوهی بنا کرد. پس از آنکه خبر رسید که شاه اسماعیل صفوی بر تخت سلطنت ایران نشستهاست سلطان قلی قطبشاه که او را مرشدزاده خود میدانست در خطبههای نماز نام مرشد خود را مقدم بر اسم خود گردانید و نام «خلفای سهگانه» را به تدریج از خطبه حذف کرد.
مذهب رسمی قطبشاهیان تشیع بود و ایشان در ترویج مذهب شیعه و دین اسلام در منطقه کوشیدند. بسیاری از علمای شیعه در این دوران از ایران به دکن مهاجرت کردند. از همین رو آداب و رسوم شیعه از جمله اعیاد و نیز عزاداری امام حسین (ع) در دکن رواج یافت. به ویژه عبدالله قطبشاه در این مورد کوشش بسیاری میکرد و خود در اکثر مراسم مذهبی یعنی اعیاد یا عزاداریهای مختلف شرکت میکرد. افزونبر برگزاری جشن زاد روز مهدی موعد، جشن نیمه شعبان ـ که مسلمانان شبه قاره آن را «شب برات» مینامند ـ نیز به ویژه در دوره سلطان عبدالله قطبشاه با جلال و شکوه هرچه تمام تر برگزار میشد.
سلاطین قطبشاهی با توجه به سابقه قومی و علائق مذهبی، روابط بسیار نزدیکی با دربار ایران و شاهان صفوی برقرار کرده بودند و صفویان در برابر دشمنان به آنان یاری میرساندند. افزون بر آن بیشتر وزرا و مقامات عالیرتبه قطب شاهیان از میان ایرانیان مهاجر که شخصیتهای علمی و فرهنگی بهشمار میرفتند برگزیده میشدند و مقام «میرجملگی» و «پیشوایی» یا وزارت اعظم و نیز «دبیری» و منصب «سرخیلی» که نیابت وزیر اعظم شمرده میشد، اغلب در اختیار ایرانیان حیدرآباد و گلکنده بود. از جمله این افراد میتوان از شاه میرزای اصفهانی طباطبایی، وزیر ابراهیم قلی قطب شاه، میر محمد مؤمن استرآبادی، وزیر معروف محمد قلی قطب شاه، و میرزا محمد سعید میرجمله، وزیر مقتدر عبداله قطبشاه نام برد. همچنین بسیاری از ایرانیان مهاجر از جمله میرزا روزبهان صفاهانی، میر فصیحالدین محمد تفرشی، سید عبداله مازندرانی و میر محمد سعید اردستانی در زمان عبداله قطبشاه به منصب پراعتبار «سرخیلی» رسیدند.
قطبشاهیان مانند دیگر حکمرانان و سلاطین اسلامی هندوستان از زبان و ادب فارسی و از هنرمندان و دانشمندان ایرانی بهشدت استقبال میکردند از همین رو در زمان قطبشاهیان بسیاری از رجال سیاسی، علمی، ادبی و دیگر قشرها مردم از ایران به حیدرآباد مهاجرت کردند. در حیدرآباد مراکز مهمی برای تدریس زبان فارسی تأسیس شد که مورد حمایت اشراف محلی و ایرانیان قرار گرفت. در این هنگام فارسی، زبان رسمی منطقه دکن بود و تمامی نامهها و فرمانهای حکومتی به زبان فارسی نوشته میشد. بر فراز بیشتر بناها و عمارتهای تاریخی این دوره، کتیبههای فارسی به چشم میخورد. اکثر پادشاهان قطبشاهی نیز، خود اهل شعر و ادب بودند و از همین رو علما، شعرا و اهل ادب در دربار آنان جایگاه ویژهای داشتند. همین امر سبب شد که شهر حیدرآباد به عنوان مرکز فرهنگی ـ اسلامی در جنوب هند دارای بزرگترین کتابخانههای کتب خطی فارسی و عربی گردد به طوری که حتی امروز پس از گذشت چند قرن دهها کتابخانه کتب خطی و صدها هزار کتاب مرجع و دستنوشته خطی در این شهر وجود دارد که کماکان محققین سراسر جهان را به حیدرآباد محتاج مینماید.
پیشرفت زبان و ادبیات فارسی در زمان محمد قلی قطبشاه به اوج رسید تا حدی که برخی معتقدند محیط ادبی دکن در آن دوران از اصفهان نیز ممتازتر بوده است. برخی از پادشاهان این سلسله مانند محمد قلی و جمشید قلی خود به زبان فارسی شعر میسرودند.
معماران ایرانی شهر حیدرآباد تلاش نمودند تا شهر حیدرآباد را مشابه شهر اصفهان بنا کنند و از همین رو نام دوم شهر حیدرآباد «اصفهان نو» است زیرا سبک معماری اصفهان در آن به چشم میخورد. آرامگاههای سلاطین قطبشاهی در حدود یک کیلومتری بیرون از دیوار گلکنده واقع شده؛ این بناها با حجاریهای شگرفی بر روی سنگ ساخته شده و چشمانداز جذابی از باغهای زیبایی دارد که آنها را احاطه کرده است. ورود به این آرامگاهها برای عموم آزاد و محل گردشگری بسیاری از بازدیدکنندگان است.
فرهنگ معماری قطب شاهیان همچون معماری سایر سلسلههای مسلمان هند سرشار از اصلاحات و تعبیرات فارسی است و بناهای مختلف و قسمتهای گوناگون آنها همگی با واژگان و اصطلاحات فارسی شناخته میشد. برای مثال در نامگذاری بخشهای مختلف قلعه گلکنده و شهر حیدرآباد از کلماتی مانند جمعه مسجد، بالا حصار، سلاح خانه، عاشورخانه، چهار منار، چهار کمان، عزا خانه، دیوان خاص، دیوان عام، دولت خانه، ابرایم باغ، باغ گلشن، باغ عام، کوه طور و صدها کلمه فارسی دیگر استفاده میشد.
بیشتر اصطلاحات اداری و اجتماعی و مدنی در این زمان به زبان فارسی بوده است و حتی اصطلاحات موسیقی نظیر پرده، مقام، خسروانی، بربط، عود، دف، سرنا و غیره در دکن رواج داشته است. همچنین آداب و رسوم ایرانی که در جشنها و سوگواریها مرسوم است نیز در فرهنگ مردم منطقه دکن وارد و مرسوم شده بود.
بسیاری از کتب و همچنین اسناد مالکیت که در منطقه دکن و به ویژه در شهر حیدرآباد در حال حاضر نیز موجود است به زبان فارسی به ویژه دست نویس از زمان زمانداری قطب شاهیان در شهر حیدرآباد می باشد و این باعث شده است که بسیاری برای توانایی خوانش این اسناد که بعضاً اسناد مالکیت بسیار ارزشمندی است به آموزش و فراگیری زبان و ادبیات فارسی تمایل پیدا کنند.
منابع:
نظر شما