عصر روز سوم ژانویهٔ ۲۰۲۶، به فرمان رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، حملهای نظامی با خشونتی تکاندهنده به پایتخت کشور مهم آمریکای جنوبی، یعنی ونزوئلا (کاراکاس)، صورت گرفت؛ صحنهای که مشاهدهٔ آن دل را میلرزاند. در این یورش نظامی، صدها کماندوی آمریکایی با بهرهگیری از پیشرفتهترین بالگردها وارد پایتخت ونزوئلا شدند، به کاخ ریاستجمهوری یورش بردند و رئیسجمهور این کشور، نیکلاس مادورو، را بههمراه همسرش سیلیا فلورس بازداشت کردند.
بر اساس گزارشها، این زوج اکنون تحت بازداشت به ایالات متحده منتقل شدهاند. رئیسجمهور آمریکا با لحنی آمیخته به غرور و تکبر اعلام میکند که این «زوج بازداشتشده» در دادگاهی در نیویورک محاکمه خواهند شد. حملهٔ آمریکا به ونزوئلا بار دیگر این واقعیت تلخ را آشکار ساخت که در جهان امروز، قدرت بر قانون غلبه دارد.
در چنین جهانی، اصول، ضوابط و قوانین بینالمللی عملاً فاقد اعتبار شدهاند. ونزوئلا در حال حاضر فاقد حاکمیت واقعی است. این کشورِ غنی از منابع معدنی و ذخایر عظیم نفتی، واقع در سواحل دریای کارائیب، عملاً به اشغال آمریکا درآمده است. تمامی چاههای نفت آن اکنون در اختیار ایالات متحده قرار دارد و رئیسجمهور متکبر آمریکا بیهیچ شرمی اعلام میکند: «هر زمان که بخواهیم، ادارهٔ ونزوئلا را به یک نهاد (بهاصطلاح) منتخب واگذار خواهیم کرد» و نیز اینکه «از این پس، شرکتهای آمریکایی دربارهٔ نفت ونزوئلا تصمیم خواهند گرفت».
رئیسجمهور ۶۳ سالهٔ برکنارشدهٔ ونزوئلا اگرچه رسماً «بازداشت» شده است، اما در حقیقت توسط آمریکا ربوده شده است. جهان با بهت و سکوت، این صحنهٔ دلخراش را نظاره میکند، اما توان اعتراض ندارد. برخی کشورها تنها به محکومیتی کمرنگ بسنده کرده و خاموش ماندهاند. در برابر قدرت نظامی آمریکا، نه جسارت ایستادگی وجود دارد و نه توان آن. روسیه و چین که تا حدی بهسبب منافع اقتصادی و تجاری از دوستان ونزوئلا بهشمار میرفتند، پس از این رویداد، آنها نیز سکوت اختیار کردهاند.
این صحنه، تجسم واقعی ضربالمثل «دیدم و دم نزدم» است. این دومین بار در زندگی ماست که آمریکا با توسل به قدرت نظامی، یک حکومت مستقر را سرنگون و رئیسجمهور آن را بازداشت میکند. در سال ۲۰۰۳ نیز آمریکا با حملهٔ نظامی حکومت صدام حسین را در عراق ساقط کرد و چند هفته بعد، وی را از یک مخفیگاه زیرزمینی در نزدیکی بغداد، به شکلی تحقیرآمیز دستگیر نمود. سپس دادگاهی به میل خود تشکیل داد، قضات و اتهامات را خود تعیین کرد و در نهایت، صدام حسین را به دار آویخت؛ و جهان در برابر این ظلم نیز سکوت اختیار کرد.
برای سرنگونی صدام حسین، آمریکا دو اتهام اصلی مطرح کرد: نخست، داشتن سلاحهای کشتار جمعی و دوم، نقض گستردهٔ حقوق بشر. اکنون برای سرنگونی رئیسجمهور ونزوئلا نیز همان دو الگو تکرار شده است: سلاحهای کشتار جمعی و قاچاق مواد مخدر. در هر دو مورد، هدف اصلی آمریکا چیزی جز تصاحب نفت نبوده است. ایالات متحده سالها برای محاصرهٔ ونزوئلا زمینهسازی کرده بود. اعطای جایزهٔ صلح نوبل به رهبر اپوزیسیون ونزوئلا، ماریا کورینا، در سال ۲۰۲۵ نیز بخشی از همین سناریو بود. پرسش تلخ اینجاست که آیا نهاد اعطاکنندهٔ جایزهٔ نوبل نیز بازیچهٔ دست آمریکا شده است؟ اکنون رسانههای جهانی گزارش میدهند که ترامپ قصد دارد قدرت را به عناصر طرفدار آمریکا واگذار کند و نام ماریا کورینا نیز در این فهرست دیده میشود. بدینسان، اهداف واقعی آمریکا آشکار و بیاساس بودن اتهامات واردشده بر ونزوئلا نمایان شده است.
با نگاهی دقیقتر، روشن میشود که رئیسجمهور آمریکا همزمان موجی از اتهامات را علیه ونزوئلا و ایران به راه انداخته است. از زمان سرنگونی حکومت شاهِ مورد حمایت آمریکا در ایران، ایالات متحده همواره در پی تغییر نظام در این کشور بوده، اما با وجود دهها سال تلاش و توطئه، هرگز در این هدف موفق نشده است. بیش از ۴۵ سال از این تلاشها میگذرد و آمریکا همواره با ناکامی مواجه شده است. انواع اتهامات، تحریمهای گسترده، و حتی تحریک اسرائیل علیه ایران، هیچیک به تحقق اهداف آمریکا نینجامیده است. در این زمینه، رهبران انقلابی ایران در چهار دههٔ گذشته شایستهٔ تحسیناند.
تردیدی نیست که تحریمهای شدید اقتصادی آمریکا زندگی مردم عادی ایران را با دشواریهای جدی اقتصادی، اجتماعی و معیشتی مواجه کرده است. با وجود تلاش دولتهای انقلابی ایران برای حمایت از مردم در چارچوب توان محدود اقتصادی، فشار تحریمها مانع از احساس آرامش و رفاه عمومی شده است.
این تحریمها بر پاکستان نیز تأثیر گذاشته، اما با وجود همهٔ مشکلات، دلهای مردم پاکستان با ملت ایران میتپد. گواه روشن آن، حمایت گستردهٔ مردم پاکستان از ایران در جریان جنگ ۱۲روزهٔ ژوئن ۲۰۲۵ و نیز پس از حملات موشکی آمریکا به تأسیسات هستهای ایران است. هرچند ممکن است اختلافات جزئی میان دو کشور همسایه وجود داشته باشد، اما قدرتهای سلطهگر نیز میدانند که در صورت حمله به ایران، افکار عمومی پاکستان در کنار ایران خواهد بود.
با این حال، نکتهٔ نگرانکننده آن است که آمریکا و شخص دونالد ترامپ از دشمنی با ایران دست برنمیدارند. تحریمهای طاقتفرسا باعث افزایش تورم، سقوط ارزش ریال، گرانی انرژی، بیکاری و کمبود شدید آب در ایران شده است. این فشارها به بروز اعتراضات اجتماعی در برخی شهرها انجامیده و آمریکا نیز در شعلهور ساختن این اعتراضات نقشآفرینی میکند. تهدید آشکار ترامپ در دوم ژانویهٔ ۲۰۲۶ نمونهای روشن از این مداخله است؛ تهدیدی که با هدف تحریک مردم علیه نظام ایران صورت گرفت و جهان اسلام بهخوبی میداند که در پس آن، اهداف ضدایرانی اسرائیل نیز نهفته است.
نمایش قدرت آمریکا در ونزوئلا میتواند هشداری غیرمستقیم به ایران نیز تلقی شود. با این حال، مایهٔ خرسندی است که رهبری جمهوری اسلامی ایران با شجاعت و استقامت به این تهدیدها پاسخ داده و تسلیم نشده است. رئیسجمهور ایران، جناب دکتر مسعود پزشکیان، با لحنی آرام اما استوار و با رویکردی حکیمانه، در پی ایجاد سدّی عقلانی در برابر هرگونه تجاوز احتمالی آمریکا به ایران است.
نویسنده: تنویـر قیصر شاهد
https://www.express.pk/story/2794701/iran-ko-dhamki-aur-venezuela-par-hamla-2794701
نظر شما