ربایش رئیس‌جمهور ونزوئلا؛ بازنمایی سیاست‌های قرن نوزدهم در قرن بیست‌ویکم

نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در دادگاهی در نیویورک تأکید کرد که بی‌گناه است و هیچ کشور خارجی حق ندارد او را ربوده و به خاک خود منتقل کند. اقدام آمریکا در آغاز سال جدید، بحث گسترده‌ای درباره مداخله آشکار در امور کشورها و مقایسه با سیاست‌های استعمارگران قرن نوزدهم به راه انداخته است.

قرن بیست‌ویکم و احیای سیاست‌های ۱۸۵۷

«من بی‌گناه هستم، من انسانی متمدن هستم. هیچ جرمی مرتکب نشده‌ام و هیچ کشور خارجی حق ندارد به این شکل رئیس‌جمهور یک کشور را برباید و به خاک خود منتقل کند.»
این اظهارات نیکلاس مادورو گوئرا، رئیس‌جمهور ۶۳ ساله ونزوئلا، در دادگاهی در نیویورک، به‌گونه‌ای مدیریت کنونی ایالات متحده را در برابر افکار عمومی جهان رسوا کرده است. در همه کشورها این بحث در جریان است که آیا یک کشور خارجی چنین حقی دارد که به این شکل آشکار و تهاجمی در امور کشور دیگر مداخله کند.این اقدام تروریستیِ آشکار علیه کشوری دیگر، در سومین روز سال جدید رخ داد. آیا حتی می‌توان در قرن بیست‌ویکم چنین عملی را تصور کرد؟ با این حال، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در توهم برتری‌جویی، این کار را انجام داد. بسیاری از مدعیان پرحرف سکوت اختیار کرده‌اند. کارشناسان دیپلماسی، طرفداران جمهوریت سلطانی و مدافعان حاکمیت ملی کشورها، تنها بیانیه‌هایی بسیار محتاطانه و کم‌رمق صادر می‌کنند. در شورای امنیت، جلسه‌ای اضطراری برگزار شده اما روند آن کاملاً تشریفاتی است. چین، روسیه و ترکیه از حامیان رئیس‌جمهور مادورو هستند، اما از سوی آنان نیز هیچ اقدام فوری و قاطعی دیده نمی‌شود.نظام قضایی آمریکا همواره به اجرای عدالت شهرت داشته است، اما کارشناسان حقوق بین‌الملل متحیّر ‌اند که قاضی دادگاه نیویورک چگونه این پرونده را برای رسیدگی پذیرفته است. آیا کاخ ریاست‌جمهوری ونزوئلا نیز در حوزه صلاحیت دادگاه نیویورک قرار گرفته است؟ مأموران امنیتی‌ای که رئیس‌جمهور و بانوی اول را با دستبند و پابند همچون مجرمان عادی به دادگاه آوردند، آیا مطابق قوانین آمریکا و قوانین بین‌المللی عمل کردند؟اگر این رویه به عرف بدل شود، آیا ملت‌های کوچک در برابر همسایگان قدرتمند، کشورهای ثروتمندتر و دولت‌های دارای قدرت نظامی برتر، در امان خواهند بود؟ این همان شیوه‌ای است که اسرائیل از سال ۱۹۴۸ علیه فلسطینیان در پیش گرفته، یا همان وحشیانه که برخی حاکمان توسعه‌طلب هند در کشمیر، بوتان و حیدرآباد دکن به نمایش گذاشته‌اند. رئیس‌جمهور آمریکا نیز همان اقدامات تهاجمی نهروها، مودی‌ها و نتانیاهوها را تکرار کرده است. این نشانه‌ای آشکار از افول شکوه و عظمت آمریکاست.آیا روشنفکران، نویسندگان، روزنامه‌نگاران، استادان دانشگاه و پژوهشگران آمریکایی در برابر مداخله در حاکمیت ونزوئلا سکوت خواهند کرد؟ حتی اگر رئیس‌جمهور کشوری با تقلب به قدرت رسیده باشد، یا غاصب و فاسد باشد، چگونه ممکن است کشوری خارجی بدون اجازه نهادهای مقتدر و مستقل آن کشور، با اتکا به نیروی نظامی و پیشرفته‌ترین تسلیحات، از مرزها عبور کند و رئیس‌جمهور کشوری دیگر را برباید؟ آیا اختیارات کنگره و سنا یکسره بی‌معنا شده است؟ آیا نهادهایی که حاصل قرن‌ها اندیشه، مبارزه و گفت‌وگو هستند ـ سازمان ملل، مجمع عمومی، شورای امنیت و کمیسیون حقوق بشر ـ فقط باید نظاره‌گر بمانند؟چگونه ممکن است رئیس‌جمهور آمریکا مدعی شود که از این پس امور ونزوئلا را ایالات متحده اداره خواهد کرد؟ آمریکا زمانی به‌خاطر ارزش‌های دموکراتیک، اخلاق انسانی، قانون‌مداری و عدالت شهرت داشت و مدعی گسترش آزادی و دموکراسی در جهان بود، اما در قرن بیست‌ویکم، همان شگردهای استعماری قرن هجدهم و نوزدهم را تکرار می‌کند.تاریخ مرا به سال ۱۸۵۷، به مقبره همایون در دهلی می‌برد؛ جایی که استعمارگران انگلیسی آخرین امپراتور مغول، بهادرشاه ظفر، را بازداشت کردند، علیه او پرونده شورش گشودند و در مارس ۱۸۵۸ وی را ربوده و به رانگون منتقل کردند. آیا انگلیسی‌ها و آمریکایی‌هایی که خود را متمدن می‌دانند، در هر قرن به همین شکل به تحقیر انسانیت ادامه خواهند داد؟تقلب انتخاباتی در بسیاری از کشورها رخ می‌دهد، قاچاق مواد مخدر ادامه دارد و سرکوب مردم نیز جریان دارد؛ برای همین سازمان ملل و دادگاه‌های بین‌المللی وجود دارند. چرا درِ این نهادها کوبیده نمی‌شود؟ آیا رئیس‌جمهور آمریکا به این نهادهای بین‌المللی ـ که خود آمریکا در ایجادشان نقش داشته ـ هیچ اعتمادی نداشت که شخصاً دست به چنین اقدامی زد و دستاورد قرن‌ها اندیشه و پژوهش روسای جمهور پیشین، مورخان و اندیشمندان را به باد داد؟آیا جهان در قرن بیست‌ویکم این غرور و نخوت را به‌سادگی تحمل خواهد کرد؟ آیا اتحادیه اروپا همچنان سکوت خواهد کرد؟ روسیه، چین و ترکیه در انتظار چه لحظه‌ای هستند؟ گفته می‌شود آمریکا سال‌هاست همین رفتار را با ملت‌های کوچک در پیش گرفته است؛ مگر در آفریقا، آسیا، آمریکای جنوبی و خاورمیانه، ارتش آمریکا و ناتو ویرانی به بار نیاورده‌اند؟آیا سرنوشت محمد مصدق، نخست‌وزیر ایران، را فراموش کرده‌ایم؟ آیا پاتریس لومومبا از یاد رفته است؟ شرکت‌کنندگان کنفرانس سران کشورهای اسلامی در سال ۱۹۷۴ چگونه یکی پس از دیگری از صحنه روزگار حذف شدند؟ میزبان کنفرانس، ذوالفقار علی بوتو، و مهمانانی چون ملک فیصل، انور سادات، شیخ مجیب‌الرحمن و معمر قذافی چگونه به قتل رسیدند؟ رئیس‌جمهور مادورو دست‌کم خوش‌شانس است که زنده مانده و محاکمه می‌شود.بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، نیز یک جنایتکار جنگی است و دادگاه‌های بین‌المللی او را محکوم کرده‌اند. اگر کشوری مسلمان او را به همین شیوه برباید و محاکمه کند، آیا آمریکا و اتحادیه اروپا با همین سکوت واکنش نشان خواهند داد؟تاریخ بارها هشدار می‌دهد که ربایش رئیس‌جمهور ونزوئلا و همسرش، یکی از خطرناک‌ترین فجایع قرن بیست‌ویکم است. شورای امنیت سازمان ملل جلسه‌ای تشکیل داده، اما به‌جای تشریفات، باید فوراً اقدام کند. مجمع عمومی سازمان ملل نیز باید تشکیل جلسه دهد. کنگره و سنای آمریکا نیز باید رئیس‌جمهور خود را بابت این اقدام مورد بازخواست قرار دهند.سازمان همکاری اسلامی (OIC) نیز باید نشست وزیران خارجه را برای بررسی اوضاع برگزار کند، زیرا کشور اسلامی ایران نیز تهدید شده و شرایط آن لحظه‌به‌لحظه وخیم‌تر می‌شود. پاکستان نیز باید جلسه پارلمان خود را تشکیل دهد، چرا که همسایه ما ایران نیز با تهدید مداخله‌ای مشابه روبه‌روست و هرگونه اقدام در ایران، بر پاکستان نیز تأثیر خواهد گذاشت.اگر در برابر این اقدام فردمحور و خودسرانه اکنون اعتراض نشود، اشغال کشمیر توسط هند و جنایات اسرائیل علیه فلسطینیان نیز مشروع جلوه داده خواهد شد. راه مداخله قدرت‌های بزرگ در امور ملت‌های کوچک هموار می‌شود و سازمان ملل عملاً فلج خواهد شد.

عنوان: قرن بیست‌ویکم و احیای سیاست‌های ۱۸۵۷

[1]نویسنده: محمود شام

ترجمه: دکتر محمد عسکری

[2]منابع: روزنامه جنگ https://jang.com.pk/news/1544735

 

[1] شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و تحلیل‌گر سیاسیِ پاکستانی

کد خبر 25963

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 6 =