خلاصه مقاله: «آمریکای راستگرای رادیکال و ساختن فانتزی جدیدِ امپراتوریِ غرب وحشی»
این مقاله استدلال میکند که سیاست خارجی ایالات متحده در دوران سلطه راستگرای رادیکال، بهویژه در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، بر نمایش قدرت، بزرگنمایی نظامی و انحراف افکار عمومی استوار شده است، در حالی که دامنه واقعی اقدامات ژئوپولیتیکی آمریکا محدودتر از ادعاهای رسانهای و سیاسی آن است.
نویسنده با اشاره به تداوم بحران فلسطین و همزمان تمرکز رسانهای بر تهدیدهای واشنگتن علیه ایران و حتی اظهارات نمادین درباره الحاق گرینلند، این روند را بخشی از راهبرد انحراف توجه جهانی میداند. عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا بهعنوان نمونهای از این الگو معرفی میشود: تهدیدهای گسترده و آرایش نظامی پرهیاهو که در نهایت به عملیاتی کوتاهمدت و نمادین انجامید.
مقاله سپس به تغییر جهت راهبردی آمریکا بر اساس سند NSS 2025 میپردازد و تأکید میکند که تمرکز ژئوپولیتیکی واشنگتن از سلطه جهانی به کنترل کامل نیمکره غربی تغییر یافته است. در این چارچوب، ایران نه بهعنوان هدفی برای سرنگونی سیاسی، بلکه بهعنوان کشوری که باید در وضعیت فشار اقتصادی و بیثباتی کنترلشده نگه داشته شود، تصویر میشود.
نویسنده این رویکرد را در امتداد الگوی تاریخی غرب در قبال کشورهایی مانند عراق، سوریه، لیبی، یمن و سومالی تحلیل میکند؛ کشورهایی که بهزعم مقاله، پس از مداخلات خارجی به دولتهایی شکننده یا فروپاشیده تبدیل شدهاند. از نگاه نویسنده، این سیاست بازتاب دکترین ژئوپولیتیکی مبتنی بر «تضعیف بدون اشغال کامل» است.
در بخش پایانی، مقاله فرهنگ سیاسی راستگرای رادیکال آمریکا را به اسطورهی «غرب وحشی» پیوند میزند: فرهنگی که بر سلطه سرزمینی، قدرت سخت و منطق «فتح همسایگی» تکیه دارد. نویسنده معتقد است که این نگاه، دیگر در جهان بههمپیوسته قرن بیستویکم جایگاه مشروع و پایداری ندارد و بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بازتاب نوعی امپریالیسم کهنه و ناهماهنگ با نظم جهانی جدید است.
منبع:
https://dailynews.lk/2026/01/17/general-opinion/935190/radical-right-america/
تاریخ: 17 ژانویه 27 دی 1404
نظر شما