پسری از بالای یک خودرو که تصاویر رهبران پیشین و کنونی ایران، آیتالله علی خامنهای و پسرش مجتبی خامنهای، بر آن نصب شده است، در جریان جشن استقبال از آتشبس دو هفتهای میان ایالات متحده و ایران در بغداد، پرچم عراق را تکان میدهد. خبرگزاری فرانسه.
گفته میشود که حقیقت، نخستین قربانی جنگ است. اما زمانی که افرادی فاقد صداقت جهان را رهبری میکنند، حقیقت حتی در زمان صلح نیز قربانی میشود. فریب، آتشبس ۱۴ روزهای را که بامداد چهارشنبه اعلام شد، در هالهای از ابهام فرو برده است؛ تنها چند ساعت پیش از ضربالاجلی که رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، با هشداری نسلکُشانه تعیین کرده بود: «یک تمدن کامل امشب خواهد مرد» مگر اینکه ایران با توافقی برای پایان دادن به جنگ و رفع محاصره تنگه هرمز موافقت کند.
ایران که دو بار فریب خورده است، به دولت ترامپ اعتماد ندارد؛ دولتی که در زمانی که دیپلماسی در حال نتیجه دادن بود، به جنگ متوسل شد — در ژوئن سال گذشته و در فوریه امسال. ایران با بیاعتمادی کامل وارد مذاکرات در اسلامآباد شد. نگرانی از اینکه آمریکا و اسرائیل ممکن است از این آتشبس برای تجدید قوا و آغاز حملهای دیگر استفاده کنند، از نظر آنان پنهان نمانده است.
آمریکا زمانی به خاطر پایبندی به سخن خود مورد احترام بود؛ دیگر چنین نیست. همانند اسرائیل، آمریکا امروز به یک دولت یاغی تبدیل شده است — یک زورگوی متکبر، متجاوز، ناقض حقوق بینالملل و نامتناسب با کشورهایی که ادعای رفتار متمدنانه در روابط بینالملل دارند.
بدیهی است که آتشبس با چنین دولتی ناپایدار است. به همین دلیل ایران اصرار داشت که معاون رئیسجمهور آمریکا، جی.دی. ونس، که در ابتدا با جنگ مخالف بود، مذاکرات در اسلامآباد را هدایت کند.
این آتشبس اکنون بهطور خطرناکی بر دو رشته ظریف آویزان است — سرنوشت لبنان و عبور آزاد کشتیها از تنگه هرمز.اگرچه این آتشبس بهعنوان مسیری بهسوی صلح معرفی میشود — که موجب آسودگی جهانی شده که در ۴۰ روز گذشته از پیامدهای تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران رنج برده — اما در واقع نه جنگ است و نه صلح. از زمان اعلام آتشبس، جنگ بیشتر از صلح بوده است. لبنان بهطرزی بیرحمانه توسط رژیم صهیونیستی در حال ویران شدن است؛ رژیمی که هیچ تردیدی در آغاز یک نسلکشی دوم پس از غزه ندارد. آیا لبنان بخشی از آتشبس است؟ ایران میگوید بله. پاکستان، بهعنوان میانجی، میگوید بله. اما نخستوزیر جنگطلب اسرائیل، بنیامین نتانیاهو — خرابکار آتشبس — اصرار دارد که لبنان شامل این آتشبس نمیشود. او با افتخار از رکورد هولناک انجام ۱۰۰ حمله در عرض ده دقیقه علیه غیرنظامیان بیدفاع لبنان در روز چهارشنبه سخن میگوید. او در تلاشی آشکار برای الحاق بخشی از لبنان است.
ترامپ، پس از تأیید بیانیه پاکستان مبنی بر اینکه لبنان در آتشبس گنجانده شده است، بهمحض اینکه نتانیاهو گفت چنین نیست، موضع خود را تغییر داد — بار دیگر وابستگی چاپلوسانه آمریکا به اسرائیل را آشکار کرد.
این جنگ، جنگ ایالات متحده نبود. ترامپ، جنگ اسرائیل را پیش برد. بر اساس مقالهای در روز سهشنبه در نیویورک تایمز، نتانیاهو در جریان سفر خود به واشنگتن چند هفته پیش از آغاز جنگ، یک راهبرد چهارمرحلهای خوشبینانه برای شکست ایران به ترامپ ارائه کرد. هیچ رئیسجمهور آمریکایی پیش از این در دام اسرائیل نیفتاده بود، اما ترامپ — همانند کالیگولا — افتاد. راهبرد نتانیاهو شامل حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل برای کشتن رهبر عالی ایران، آیتالله علی خامنهای، فلج کردن توان موشکی ایران، تشویق قیام مردمی علیه حکومت دینی و ایجاد تغییر رژیم با رهبری سکولار بود.
هیچ میزان از تلاش برای منصرف کردن، توسط رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، جان راتکلیف، وزیر امور خارجه، مارکو روبیو، یا رئیس ستاد مشترک ارتش، ژنرال دن کین، نتوانست ترامپ را متقاعد کند. او کاملاً فریب نتانیاهو را خورده بود. توجیه جنگ، امنیت اسرائیل بود، اما به مردم آمریکا گفته شد که ایران تهدیدی برای ایالات متحده است — دروغی که شکست خورد. این جنگ در میان آمریکاییها بسیار نامحبوب بود و موقعیت حزب جمهوریخواه را پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر تضعیف میکرد.
برخلاف طرح نتانیاهو، واکنش ایران شگفتآور بود. ایران با سرسختی مقاومت کرد؛ مقاومتی که آمریکا، اسرائیل و متحدان خلیج فارس آنها را غافلگیر کرد. بسیاری از مخالفان ایرانی که جبهه جنگ آمریکا و اسرائیل روی آنها برای تغییر رژیم حساب کرده بود، در کنار دولت قرار گرفتند؛ حتی در حالی که رهبران یکی پس از دیگری در دولت و ارتش کشته شدند و زیرساختهای غیرنظامی ایران در حملات آمریکا و اسرائیل نابود شد.
برای پوشاندن این شکست، آمریکا با توسل به زبان وارونه و تبلیغاتی اعلام کرد که به هدف تغییر رژیم دست یافته است، در حالی که چنین نشده بود. بهطور متناقض، درخواستها برای تغییر رژیم در خود آمریکا افزایش یافت؛ جایی که کارشناسان حقوقی، سیاستمداران و فعالان از مشاهده قصد ارتکاب جنایت جنگی در هشدار نهایی ترامپ — که گفته بود کل تمدن ایران «امشب خواهد مرد» — شوکه شدند. آنها معتقد بودند زمان آن رسیده که متمم بیستوپنجم قانون اساسی برای برکناری ترامپ اجرا شود؛ فردی که هشدار نسلکُشانهاش پاپ، دبیرکل سازمان ملل و رهبران جهان را شوکه کرد.
هیچکس نمیتوانست پیشبینی کند که رئیسجمهوری که تعادل خود را از دست داده، چه جنایات وحشتناکی ممکن است مرتکب شود. در آمریکا، درخواستها افزایش یافت تا ارتش در صورت صدور دستور حمله هستهای به ایران، از ترامپ سرپیچی کند.
با افزایش فشارها در داخل آمریکا، از جمله از سوی پایگاه حامیان ترامپ، او سرانجام عقبنشینی کرد. طرح تهدیدشده حضور نیروهای زمینی عملاً بیاثر از آب درآمد. هر اقدام محدودی که روز یکشنبه برای نجات دو خلبان آمریکایی انجام شد، به از دست رفتن چندین جنگنده آمریکایی انجامید. همچنین فشار از سوی کشورهای خلیج فارس افزایش یافته بود؛ کشورهایی که از تشدید جنگ بیم داشتند.
تمام این عوامل منجر به یک آتشبس شکننده در آخرین لحظات شد، در حالی که ترامپ با تکیه بر متخصصان تبلیغات و زبان دوپهلو تلاش کرد ادعا کند که جنگ پیروز شده است. وزیر جنگ آمریکا، پیت هگست، روز چهارشنبه گفت این یک پیروزی با «پ» بزرگ است.
در سوی دیگر، ایرانیان — که برخی از آنها خود را برای سناریوی آخرالزمانی یک حمله هستهای آمریکا آماده میکردند — با خبر آتشبس از خواب بیدار شدند و به خیابانها آمدند تا پیروزی بزرگی را جشن بگیرند؛ پیروزیای که باعث شد آمریکا و اسرائیل — دو کشور دارای سلاح هستهای — به آتشبس بر اساس شروط ایران تن دهند: یک پیشنهاد دهمادهای که شامل تمام خواستههای ایران بود. آنها میپرسند: اگر این پیروزی نیست، پس چیست؟
ترامپ بهشدت به آتشبس نیاز داشت و تسلیم شد، به گفته تحلیلگران مستقل. او پیشنهاد ایران را بهعنوان چارچوبی برای آغاز مذاکرات اسلامآباد پذیرفت. این پیشنهاد، از جمله شامل تعهد آمریکا به عدم تجاوز، ادامه کنترل ایران بر تنگه هرمز، حق غنیسازی اورانیوم، رفع تحریمها، پرداخت غرامت جنگی، خروج نیروهای آمریکا و آتشبس در همه جبههها از جمله لبنان بود.
معاون رئیسجمهور آمریکا که در مجارستان در حال حمایت از انتخاب مجدد ویکتور اوربان بود، با شرمساری تأکید کرد که این طرح دهمادهای مورد تأیید ترامپ نبوده و حتی مدعی شد طرح سومی نیز وجود دارد. در تعاملات پیچیده و فریبکارانه بینالمللی، شفافیت اغلب یک نقطه ضعف محسوب میشود. هرچه این ده ماده باشند، به نظر میرسد ایران کنترل اوضاع را در دست دارد. با اعتماد به نفس ناشی از برتری خود، زمانی که آمریکا و اسرائیل ادعا کردند آتشبس شامل لبنان نمیشود، ایران اقدام به بستن تنگه هرمز کرد؛ جایی که نیروهای حزبالله مورد حمایت ایران در برابر حمله اسرائیل مقاومت میکنند.
ایران، آمریکا و اسرائیل هرکدام ممکن است ادعا کنند که پیروز شدهاند. اگر هر دو طرف پیروز شدهاند، پس چه کسی شکست خورده است؟ بزرگترین بازندگان کشورهای خلیج فارس هستند. در نشست خبری روز چهارشنبه که توسط وزیر جنگ آمریکا و رئیس ستاد مشترک ارتش برگزار شد، از اردن و کشورهای خلیج فارس — بهجز عمان — به خاطر پیوستن به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران تقدیر شد.
این کشورها نهتنها اجازه دادند جنگندههای اسرائیلی و آمریکایی از حریم هوایی آنها استفاده کنند، بلکه به آمریکا اجازه دادند از پایگاههای خود در خاک آنها علیه ایران عملیات انجام دهد. بر اساس قطعنامه ۳۳۱۴ سازمان ملل که تجاوز را تعریف میکند، کشورهای خلیج فارس مرتکب تجاوز علیه ایران شدهاند. آنها آسیبهایی به تأسیسات انرژی و زیرساختهای خود متحمل شدند و دریافتند که دوستی با صهیونیستها و آمریکاییها امنیت آنها را تضمین نمیکند. با وجود این شکستها، به نظر میرسد هنوز درس لازم را نیاموختهاند.
منبع: دیلی میرور
نویسنده: امین عزالدین Ameen Izzadeen
تاریخ انتشار (میلادی): ۱۰ آوریل ۲۰۲۶ - تاریخ شمسی: ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
https://www.dailymirror.lk/opinion/Shaky-truce-Winners-losers-and-saboteurs/231-337656
نظر شما