آیا یک تمدن احیاشده، نئوامپریالیسم غرب را تضعیف کرده است؟
پس از دههها (و حتی اگر از دوران استعمار حساب کنیم، قرنها) که ایرانِ پارس توسط رهبران پیاپی ایالات متحده «وحشی»، «شرور» و «غیرمتمدن» نامیده میشد، هفته گذشته جهان ناگهان شنید که «رهبر کنونی جهان آزاد» از ایران بهعنوان یک تمدن یاد کرد. تناقض تلخ در آن پیام مشهور (و در عین حال افشاگرانه) رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، این است که ایالات متحده درست در لحظهای که ایران را به نابودی عامدانه و نسلکشی تهدید میکند، سرانجام به اعتبار فرهنگی آن اذعان کرده است.
اکنون جهان نفس در سینه حبس کرده است، زیرا ایران و آمریکا ظاهراً دیروز گفتوگوهای خود در بالاترین سطح طی چند دهه اخیر را در اسلامآباد متوقف کردند. رئیس هیئت آمریکایی، معاون رئیسجمهور جی. دی. ونس، و رئیس هیئت ایرانی، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، هر دو به پایتختهای خود بازگشتهاند، اما دولت میزبان پاکستان تأکید دارد که روند مذاکرات پایان نیافته است.
با این حال، خود رئیسجمهور ترامپ بهنظر میرسد فضایی ایجاد میکند تا این وقفه در درگیریها ادامه یابد، آنجا که روز جمعه به رسانهها گفت برایش اهمیتی ندارد که توافقی با ایران حاصل شود یا نه. او گفت: «ما در هر صورت برندهایم. ما آنها را از نظر نظامی شکست دادهایم.»
پس از آنکه بهطور ناگهانی بمباران ایران را متوقف کردند، آیا اکنون ائتلاف آمریکا و اسرائیل حملات را از سر خواهد گرفت؟ آیا آنها میتوانند حتی با تلافیهای کوچک ایران کنار بیایند؟
پس از مقاومت در برابر یکی از شدیدترین تهاجمات نظامی تاریخ بشر و وادار کردن بلوک قدرت غربی به رهبری آمریکا به مذاکره، آیا ایران «متمدن» میتواند از نظر نظامی و اقتصادی این ایستادگی پرشور در برابر امپریالیسم احیاشده غرب را ادامه دهد؟ آیا این موج تهاجمی واپسین از یک امپراتوری استعماری رو به افول اروپایی، دستکم در حال حاضر، مهار خواهد شد؟
پاسخ به این پرسش تاریخی تا حدی در اذعان فرهنگی دیگری از سوی هژمون امپریالیستی کنونی نهفته است: ایران نهتنها یکی از کهنترین تمدنهای بشری است، بلکه یکی از بادوامترین امپراتوریهای جهان نیز بهشمار میرود. در واقع، پارس مجموعهای از پادشاهیها و یک امپراتوری بود که از ایلامِ عصر برنز آغاز شد؛ هزار سال پیش از آنکه امپراتوری کوتاهعمر اسکندر مقدونی برای مدتی کوتاه آن منطقه وسیع و پررونق را فتح کند. ایرانِ پارس در هزارههای بعدی بر تمام مهاجمان غربی چیره شد.
و اکنون، شاید بدزبانترین رهبر ملی جهان، در حالی دم از پیروزی میزند که همزمان به مذاکره با قربانی مورد نظر خود برای پروژهای امپریالیستی و نسلکشانه ادامه میدهد.
هفته گذشته، جهان با نوعی بازی خطرناک و عجیب روبهرو شد، زمانی که رئیسجمهور آمریکا بهطور رسمی تهدید کرد که یک تمدن کامل را نابود خواهد کرد؛ اشاره او به ایران بود، کشوری که نیروهایش طی یک ماه گذشته بهشدت آن را هدف حمله قرار دادهاند. اکنون ناگهان سلاحها خاموش شدهاند و آمریکا و ایران به دعوت دولت پاکستان یکی از قدیمیترین دولتهای وابسته به آمریکادر اسلامآباد در حال مذاکره هستند.
در حالی که میلیاردها انسان فقیر در جهان امیدوارند ناامنی غذایی و معیشتی ناشی از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران کاهش یابد، بهجز این وقفه موقت در حملات غرب، تردیدهای زیادی وجود دارد که آیا این مذاکرات واقعاً بیش از دو هفته توقفی که واشنگتن و تلآویو پذیرفتهاند، ادامه خواهد یافت یا نه.
رئیسجمهور ترامپ در تهدید صریح خود در حساب رسمیاش در شبکه اجتماعی، برای نابودی فیزیکی کل ملت ایران، که معمولاً به اظهارات مبهم و اغراقآمیز مشهور است، اینبار بسیار قاطعتر بهنظر میرسید تا تعهد فعلی واشنگتن به ادامه مذاکرات.
او در تاریخ هفتم آوریل در حساب خود نوشت، در حالی که خواستار بازگشایی فوری تنگه هرمز از سوی ایران بود (که آن را با لفظی رکیک خطاب کرده بود) : «یک تمدن کامل امشب خواهد مرد و هرگز بازنخواهد گشت. من نمیخواهم چنین شود، اما احتمالاً خواهد شد.»ایالات متحده، همانطور که جهان میداند، کاملاً قادر به انجام چنین کاری است؛ زیرا در پایان جنگ جهانی دوم، با استفاده از تنها یک بمب اتمی برای هر شهر، شهرهای بزرگ هیروشیما و ناگازاکی ژاپن را در عرض چند ثانیه نابود کرد. در واقع، همین سطح از نابودی کامل شهرها یا مناطق وسیع، با استفاده از تسلیحات متعارف نیز در جنگ جهانی دوم و در جنگهای بعدی در ویتنام و عراق رخ داده است.
نوار غزه و افغانستان پیشتر اثرات ویرانگر بمبهای عظیم متعارف آمریکا را تجربه کردهاند و اکنون ایران نیز با همین وضعیت مواجه است. این مهمات دارای قدرتی از یک تن تا بیش از ده تن هستند.
با از کار افتادن نیروی هوایی کوچک و فرسوده ایران در برابر برتری قاطع نیروهای هوایی آمریکا و اسرائیل، و تضعیف سامانههای پدافند هوایی آن، تنها آمریکا مدعی انجام بیش از یازده هزار مأموریت تهاجمی طی چهار هفته گذشته علیه ایران است. اسرائیل نیز از تعداد مأموریتهایی اندکی کمتر سخن میگوید.
با چنین برتری هوایی، این دو کشور مهاجم اکنون مدعی نابودی بیش از دوازده پل اصلی راهآهن (از جمله بزرگترین پل ایران) و همچنین بسیاری از پلهای جادهای هستند. رئیسجمهور ترامپ همچنین در پیامهای دیگر خود در هفته گذشته تهدید کرده بود که کل زیرساختهای جادهای و ریلی ایران را بهطور کامل هدف قرار خواهد داد.
در واقع، این دو متحد مهاجم—با استفاده از خدمات مختلف بسیاری از سیودو کشور عضو پیمان آتلانتیک شمالی و همچنین هشت پادشاهی منطقه خلیج فارس—بهشدت به اقتصاد و زیرساخت اجتماعی ایران آسیب زدهاند. آنها با افتخار از تخریب دو کارخانه بزرگ فولاد، کارخانههای داروسازی، دانشگاهها، کتابخانهها، مساجد و مراکز فرهنگی خبر میدهند. میتوان استدلال کرد که نابودی تمدن ایرانی تا حدی از پیش تحقق یافته است.
در واقع، تهدید هولناک رئیسجمهور آمریکا درباره نابودی یک تمدن کامل که هفته گذشته مطرح شد، باید نوعی اغراق حسابشده و بیرحمانه تلقی شود که واقعیت تلخی را پنهان میکند. این پیام، با جلب توجه جهانی به یک تهدید فراگیر، در واقع پوششی برای پیشرفت جزئی همان پروژه نسلکشانه است.
اما افزون بر تابآوری تمدنی ایران، چه عوامل دیگری در این توقف فعلی حملات آمریکا نقش دارند؟
تحلیلگران اشاره میکنند که فرسایش ناشی از مقاومت ایران و تلافی—even اگر محدود—باعث شده دولتهای واشنگتن و تلآویو با کاهش محبوبیت جدی مواجه شوند. اسرائیلیها بهتدریج از شرایط واقعی جنگ و تلفات دچار هراس شدهاند و جنبشهای ضدجنگ در حال تقویت هستند.
در آمریکا نیز نوسانات شدید بازار، افزایش هزینههای زندگی و شکست آشکار دولت ترامپ در شکست سریع ایران، موجب کاهش محبوبیت شخص ترامپ و نگرانی حزب جمهوریخواه از آینده انتخاباتی شده است. اتحاد غربی، در حالی که بدون مشارکت مستقیم نظامی بهطور پنهانی از عملیات آمریکا و اسرائیل حمایت میکند—امری که بر کسی پوشیده نیست—بهدنبال پایان جنگ است تا فشارهای اقتصادی خود را کاهش دهد.
اروپا در برابر بحران انرژی و اختلال در حملونقل و تجارت بسیار آسیبپذیرتر است. در جنوب جهانی نیز هیچگاه حمایت واقعی از این جنگ وجود نداشته است، هرچند بسیاری از کشورها بهدلیل وابستگی به طرفهای درگیر سکوت کردهاند.
ممکن است جنگ از سر گرفته شود، زیرا دولتهای اسرائیل و آمریکا به رفتارهای تهاجمی و غرور غیرواقعبینانه نسبت به برتری نظامی خود شناخته میشوند. اما با توجه به همه عوامل فوق، بعید است جنگ بلافاصله از سر گرفته شود.
با وجود آتشبس، کشتیرانی در تنگه هرمز همچنان متوقف مانده و امیدها برای حل یکی از بدترین اختلالهای انرژی جهانی را کاهش داده است. طبق دادههای رهگیری کشتیها، تنها تعداد اندکی از کشتیها از این گذرگاه حیاتی عبور کردهاند، در حالی که معمولاً روزانه حدود صد و پنجاه کشتی از آن عبور میکنند.
بیش از ششصد کشتی، از جمله سیصد و بیستوپنج نفتکش، همچنان بهدلیل انسداد این تنگه در خلیج گرفتار شدهاند. این آبراه معمولاً حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان را جابهجا میکند.
هیئت مذاکرهکننده آمریکا که راهی اسلامآباد شده، شامل چهرههای آشناست: جرد کوشنر، استیو ویتکاف، مارکو روبیو و دریادار برد کوپر، فرمانده ستاد مرکزی آمریکا، که برخی از آنها پیشتر نیز در مذاکرات غیرمستقیم با ایران حضور داشتهاند. گفته میشود معاون رئیسجمهور، ونس، در آخرین لحظه به این تیم اضافه شده است. با حضور رئیس مجلس و وزیر امور خارجه ایران در هیئت ایرانی، این گفتوگوها در اسلامآباد به بالاترین سطح تماس میان دو کشور از زمان توافق هستهای دهههای گذشته تبدیل شده است.
گمانهزنیهای زیادی وجود دارد که ونس تمایل داشته ریاست این هیئت را برعهده بگیرد، زیرا امید دارد در آینده نامزد ریاستجمهوری شود. کاخ سفید این موضوع را رد کرده و نقش فشارهای داخلی را در تصمیم به مذاکره انکار کرده است. اما حزب جمهوریخواه همزمان با کاهش محبوبیت ترامپ در حال از دست دادن جایگاه خود است و انتخابات میاندورهای کنگره در ماه نوامبر نزدیک است. تمامی کرسیهای مجلس نمایندگان و نیمی از کرسیهای سنا باید به رأی گذاشته شوند و با توجه به اکثریت شکننده جمهوریخواهان، نگرانی از شکست جدی است. بنابراین، همانند همیشه، منافع داخلی تعیینکننده سیاست جهانی هستند. بدون تردید، تهران نیز از این نگرانیهای واشنگتن آگاه بوده است. ایران، در نهایت، یک تمدن کهن و پخته است. بدینگونه تمدنها با یکدیگر برخورد میکنند و سیاست جهانی پیش میرود. شاید ترامپ میبایست «بابرنامه» یا دستکم «آرتهاشاسترا» را مطالعه میکرد.
مشخصات مقاله
- نام نویسنده:Lakshman Gunasekara نام خبرگزاری / وبسایت منتشرکننده:
- Groundviews
- منبع: وبسایت گراندویوز
- لینک:https://groundviews.org/2026/04/12/iran-us-talks-has-a-resurgent-civilisation-blunted-western-neo-imperialism/
تاریخ انتشار: تاریخ میلادی:۱۲ آوریل ۲۰۲۶، تاریخ شمسی:۲۳ فروردین ۱۴۰۵
نظر شما