جنگی فراتر از منطقه
تشدید حملات هماهنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران را نمیتوان صرفاً در چارچوب رقابتهای خاورمیانه تحلیل کرد. این جنگ، در واقع تسریعکننده یک روند تاریخی است: گذار از نظم تکقطبی به نظمی چندقطبی و نامطمئن.
رفتار سیاستمدارانی مانند دونالد ترامپ نیز در این چارچوب قابل درک است؛ نه بهعنوان یک استثنا، بلکه بهعنوان نشانهای از بحران درون نظم آمریکامحور. این دیدگاه با نظریههایی همسو است که معتقدند جهان در حال عبور از سلطه غرب به سمت نظمی متنوعتر و چندمرکزی است.
فروپاشی هژمونی آمریکا
یکی از مهمترین پیامدهای این جنگ، فرسایش سریع هژمونی سیاسی و اخلاقی ایالات متحده است. این فرسایش فقط به قدرت نظامی مربوط نمیشود، بلکه مشروعیت آمریکا در سطح جهانی را نیز هدف قرار داده است.
در نگاه بسیاری از کشورهای جهان، بهویژه در «جنوب جهانی»، این جنگ نه یک اقدام دفاعی، بلکه نشانهای از شکست دیپلماسی و بازگشت به سیاست زور است. مفاهیمی مانند حقوق بشر، حقوق بینالملل و مذاکره، که زمانی پایههای نظم جهانی محسوب میشدند، اکنون بیش از پیش تضعیف شدهاند.
جنگ و بحران نظم بینالملل
جنگ ۲۰۲۶ علیه ایران تأثیرات گستردهای بر اقتصاد و سیاست جهانی گذاشته است. از جمله:
- افزایش شدید قیمت نفت و انرژی
- اختلال در تجارت جهانی
- بیثباتی بازارهای مالی
- افزایش خطر رکود و تورم جهانی
بسته شدن تنگه هرمز، که یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است، بهتنهایی میتواند بخش بزرگی از اقتصاد جهانی را دچار بحران کند.
این تحولات نشان میدهند که جنگ، تنها یک درگیری نظامی نیست، بلکه محرکی برای تغییرات ساختاری در کل نظام جهانی است.
ظهور نظم جدید جهانی
در حالی که قدرت آمریکا در حال کاهش است، بازیگران دیگری در حال تقویت موقعیت خود هستند. کشورهایی مانند چین، روسیه و حتی قدرتهای منطقهای، نقش فعالتری در شکلدهی به نظم آینده ایفا میکنند.
این روند نشاندهنده حرکت به سمت جهانی است که در آن:
- قدرت میان چند قطب تقسیم شده
- تصمیمگیریها دیگر فقط در غرب انجام نمیشود
- کشورهای جنوب جهانی نقش پررنگتری دارند
در چنین نظمی، ائتلافها سیالتر، رقابتها پیچیدهتر و آینده کمتر قابل پیشبینی خواهد بود.
تناقض قدرت و ناکامی استراتژیک
یکی از نکات کلیدی در این جنگ، تناقض میان قدرت نظامی و ناکامی سیاسی است. با وجود حملات گسترده، اهداف سیاسی آمریکا بهطور کامل محقق نشدهاند.
تجربههای مشابه در کشورهایی مانند ایران، ونزوئلا و کوبا نشان دادهاند که:
- تغییر رژیم از طریق فشار خارجی بهسادگی ممکن نیست
- ساختارهای داخلی کشورها در برابر مداخله مقاوم هستند
- استفاده از زور، لزوماً به نتایج سیاسی مطلوب منجر نمیشود
این مسئله، محدودیتهای قدرت نظامی را در دنیای امروز برجسته میکند.
بحران مشروعیت و واکنش جهانی
یکی دیگر از پیامدهای مهم جنگ، افزایش بیاعتمادی جهانی نسبت به نظم غربی است. بسیاری از کشورها این جنگ را نشانهای از استانداردهای دوگانه در سیاست بینالملل میدانند.
در نتیجه:
- تمایل به ایجاد ائتلافهای جدید افزایش یافته
- حمایت از نظمهای جایگزین بیشتر شده
- نقش نهادهای بینالمللی تضعیف شده است
این روند میتواند به شکلگیری بلوکهای جدید قدرت منجر شود که در برابر نفوذ غرب قرار میگیرند.
جمعبندی: جهانی در آستانه تغییر
جنگ با ایران را نمیتوان صرفاً یک درگیری نظامی دانست. این جنگ نمادی از پایان یک دوره تاریخی و آغاز دورهای جدید در نظم جهانی است.
ویژگیهای این دوره جدید عبارتند از:
- افول هژمونی آمریکا
- تضعیف قواعد سنتی نظم بینالملل
- افزایش نقش قدرتهای غیرغربی
- بیثباتی و عدم قطعیت بیشتر در سیاست جهانی
به بیان ساده، جهان وارد مرحلهای شده که در آن نظم قدیم در حال فروپاشی است، اما نظم جدید هنوز شکل نگرفته؛ و همین «بینابینی بودن» منشأ بسیاری از بحرانهای امروز است.
نویسنده : گامینی کراولا
منبع: وبسایت «The Island»
تاریخ انتشار: بخش اول: ۸ آوریل ۲۰۲۶- بخش دوم: ۹ آوریل ۲۰۲۶ –
بخش دوم: ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
https://island.lk/war-with-iran-and-unravelling-of-the-global-order-i/
https://island.lk/war-with-iran-and-unravelling-of-the-global-order-ii/?utm_source
نظر شما