در یک نظم جهانی چندقطبی، توانایی تأمین لجستیک، سوخترسانی و امنیت این خطوط دریایی، سریلانکا را برای هر ابرقدرتی، از ایالات متحده و چین گرفته تا قدرتهای منطقهای مانند هند، ضروری میکند.
• تقریباً تمام تجارت بین اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام باید از فاصله چند مایلی سواحل سریلانکا عبور کند.
• مناطق کوهستانی، آب و هوا را تنظیم میکنند و عمق دفاعی طبیعی ایجاد میکنند.
• بنیانهای اساسی جغرافیایی، زیستمحیطی و استراتژیک سریلانکا نه تنها دستنخورده، بلکه بینظیر باقی ماندهاند.
سریلانکا موقعیتی را در نقشه جهانی اشغال کرده است که با اندازه فیزیکی آن متناسب نیست. اغلب به عنوان «قطره اشک» در سواحل هند توصیف میشود، اما یک ارزیابی استراتژیکتر نشان میدهد که این کشور «ناو هواپیمابر غرقنشدنی» اقیانوس هند است. در حالی که این کشور اخیراً طوفانهای ورشکستگی اقتصادی و تحولات سیاسی را پشت سر گذاشته است، بنیانهای اساسی جغرافیایی، زیستمحیطی و استراتژیک آن نه تنها دستنخورده، بلکه بینظیر باقی مانده است. برای درک اینکه چرا سریلانکا میتواند تقریباً در هر شرایط جهانی دوام بیاورد و چرا پتانسیل پیشی گرفتن از غولهای اقتصادی خاورمیانه را دارد، باید فراتر از ترازنامههای فعلی و به داراییهای دائمی زمین و دریا نگاه کرد. برخلاف مناظر خشک خاورمیانه، که در آن بقا یک نبرد مداوم علیه کمبود آب و گرمای شدید است، سریلانکا یک قلعه بیولوژیکی است. تابآوری این جزیره ریشه در مناطق آب و هوایی متنوع و مهندسی هیدرولوژیکی باستانی و پیشرفته آن دارد.
استقلال هیدرولوژیکی:
خاورمیانه میلیاردها دلار برای نمکزدایی آب هزینه میکند: سریلانکا آب خود را از آسمان دریافت میکند. این جزیره توسط دو باد موسمی تغذیه میشود و منبع دائمی آب ایجاد میکند که توسط شبکهای از هزاران "مخازن" (wewas) و دریاچههای ساخته دست بشر جمعآوری میشود. این سیستم "لولههای آبی" که قدمت برخی از آنها به بیش از دو هزار سال پیش برمیگردد، تضمین میکند که حتی در منطقه خشک، زندگی و کشاورزی ادامه یابد. این امنیت آب غیرمتمرکز دلیل اصلی این است که هیچ قدرت خارجی نمیتواند به راحتی ملت را "از گرسنگی" بکشد.
فراوانی کشاورزی و پوشش گیاهی:
خاک سریلانکا به طرز استثنایی حاصلخیز است. تقسیم به مناطق مرطوب و خشک امکان برداشت مداوم محصولات متنوع را فراهم میکند. از چای و کائوچوی پرمحصول کوهستان گرفته تا نارگیل و برنج مقاوم دشتها، امنیت غذایی یک محصول جانبی طبیعی آب و هوا است. فراوانی جک فروت "غذای وحشی"، نان فروت و سیبزمینیهای بومی به این معنی است که حتی در زمان انزوای کامل اقتصادی، جمعیت میتواند سالها زنده بماند. این «غذای پنهان» لایهای از بقا را فراهم میکند که کشورهای شهرنشین یا بیابانی به سادگی از آن برخوردار نیستند.
ارتفاعات مرکزی به عنوان «برج آب» جزیره عمل میکنند. مناطق کوهستانی، آب و هوا را تنظیم میکنند و عمق دفاعی طبیعی ایجاد میکنند. این جزیره با پوشش جنگلی قابل توجه که گیاهان و جانوران منحصر به فردی را در خود جای داده است، دارای یک ریزاقلیم است که از بیابانزایی مشاهده شده در سایر مناطق گرمسیری جلوگیری میکند. این تنوع زیستی نه تنها یک دارایی زیباییشناختی، بلکه یک دارایی اقتصادی است که پایه و اساس گردشگری بومشناختی سطح بالا و اکتشاف زیستی آینده را تشکیل میدهد.
در حالی که زمین «بهشت» است، آینده واقعی رفاه سریلانکا در آب نهفته است. به عنوان یک کشور جزیرهای، قلمرو سریلانکا به ۶۵۰۰۰ کیلومتر مربع زمین محدود نمیشود. منطقه اقتصادی انحصاری (EEZ) و فلات قاره آن تا اقیانوس هند امتداد دارد و به آن حق حاکمیت بر یک قلمرو دریایی عظیم را میدهد.
اقتصاد آبی:
یک «اقتصاد آبی» بر استفاده پایدار از منابع اقیانوسی برای رشد اقتصادی تمرکز دارد. برای سریلانکا، این به معنای موارد زیر است:
• استخراج معادن اعماق دریا: ذخایر بالقوه مواد معدنی و عناصر خاکی کمیاب در بستر دریا.
• شیلات پایدار: حرکت از ماهیگیری دستی به ناوگانهای صنعتی پایدار و با فناوری پیشرفته که میتوانند منطقه را تغذیه کنند.
• انرژی تجدیدپذیر: استفاده از انرژی باد و موج فراساحلی برای دستیابی به استقلال کامل انرژی، شاهکاری که خاورمیانه در حال حاضر از طریق سرمایهگذاریهای عظیم خورشیدی در تلاش برای دستیابی به آن است.
انتقال به اقتصاد آبی، سریلانکا را از یک «جزیره با بدهی» به یک «قدرت دریایی با مازاد» تبدیل میکند.
جاذبه ژئوپلیتیکی: محور اقیانوس هند
موقعیت سریلانکا بزرگترین دارایی ژئوپلیتیکی و بزرگترین ریسک آن است. این کشور در نقطه میانی شلوغترین خطوط دریایی جهان قرار دارد و خاورمیانه غنی از انرژی را به مراکز تولیدی شرق آسیا متصل میکند.
کنترل خطوط دریایی:
عملاً تمام تجارت بین اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام باید از فاصله چند مایلی سواحل سریلانکا عبور کند. این امر به این جزیره قدرت نفوذ عظیمی میدهد. در یک نظم جهانی چند قطبی،
توانایی تأمین لجستیک، سوخترسانی و امنیت این خطوط دریایی، سریلانکا را برای هر ابرقدرتی، از ایالات متحده و چین گرفته تا قدرتهای منطقهای مانند هند، ضروری میکند.
دسترسی استراتژیک:
اندازه جمعوجور و «دسترسی» بالای این جزیره به این معنی است که زیرساختها، در صورت مدیریت صحیح، میتوانند هر نقطهای از ساحل را در عرض چند ساعت به داخل کشور متصل کنند. این امر کل جزیره را به یک منطقه ویژه اقتصادی (SEZ) بالقوه تبدیل میکند، جایی که جابجایی کالا و مردم بدون مشکل انجام میشود.
پارادوکس انسانی: چشمانداز در مقابل مدیریت
همانطور که اشاره شد، تراژدی اصلی سریلانکا، عدم ارتباط بین ثروت طبیعی و مدیریت سیاسی آن است. با وجود نرخ بالای سواد و سابقه تعالی دانشگاهی، روحیه «جنگجوی محقق» اغلب توسط پوپولیسم کوتاهمدت و فقدان چشمانداز ملی بلندمدت به حاشیه رانده شده است.
زنگ بیدارباش ورشکستگی:
اعلام ورشکستگی یک رکود تاریخی بود، اما بهبود بعدی، تابآوری ذاتی این کشور را نشان داد. این ثابت کرد که حتی با اندکی «رهبری دوراندیش» و مدیریت منظم، این کشور میتواند خود را تثبیت کند. با این حال، ثبات با رفاه یکسان نیست.
شکاف رهبری:
«اکثریت جمعیت» از نظر تاریخی فاقد دانش استراتژیک برای انتخاب رهبران بر اساس شایستگی تکنوکراتیک به جای لفاظیهای احساسی بودهاند. برای تبدیل شدن به «مروارید آسیای جنوب شرقی»، سریلانکا نیاز به یک انقلاب مدیریتی دارد. این به معنای فاصله گرفتن از سیاستهای سنتی و حرکت به سمت یک مدل حکومتی است که با دولت به عنوان یک بنگاه اقتصادی استراتژیک رفتار میکند که داراییهای خود را به حداکثر میرساند، از حاکمیت خود محافظت میکند و در سرمایه انسانی سرمایهگذاری میکند.
مسیر پیش رو: پیشی گرفتن از خاورمیانه
چرا سریلانکا میتواند از خاورمیانه پیشی بگیرد؟ خاورمیانه بر روی یک دارایی «شکننده» ساخته شده است: نفت. با گذار جهان به انرژی سبز، این کشورها باید به شدت تنوع ایجاد کنند یا با بیاهمیتی روبرو شوند. سریلانکا بر روی داراییهای «دائمی» ساخته شده است: آب، زمین حاصلخیز و یک موقعیت استراتژیک که تا زمانی که تجارت جهانی وجود دارد، مرتبط باقی خواهد ماند.
یک استراتژی برای آینده:
یکپارچهسازی فناوری: استفاده از هوش مصنوعی و دادههای ماهوارهای برای مدیریت منطقه انحصاری اقتصادی و بهینهسازی بازده کشاورزی در مناطق مرطوب و خشک.
آموزش استراتژیک: برنامههای درسی باید به سمت «اقتصاد امنیت ملی» تغییر کنند - به نسل بعدی آموزش دهند که چگونه موقعیت جزیره را به قدرت اقتصادی تبدیل کنند.
زیرساخت هدفمند: زیرساخت نباید فقط مربوط به جادهها باشد، بلکه باید به اتصال «لولههای آب» به آبیاری مدرن و اتصال بنادر به مراکز تولیدی پیشرفته بپردازد.
نتیجهگیری:
سریلانکا کشوری است که طبیعت آن را با هر ابزاری برای بقا به ارمغان آورده است. این کشور آب و هوای لازم برای تغذیه خود، کوهها برای آبیاری خود و اقیانوس برای غنیسازی خود را دارد. هیچ قدرت منطقهای یا ابرقدرتی نمیتواند واقعاً آن را «نابود» کند، زیرا ریشههای آن در خاک حاصلخیز بسیار عمیق است و موقعیت آن برای جهان بسیار حیاتی است که از دست بدهد.
این ملت به یک ناجی نیاز ندارد؛ به یک مدیر بزرگ نیاز دارد. با چشماندازی که «بهشت» زیستمحیطی آن را با «جاذبه» ژئوپلیتیکیاش همسو میکند، سریلانکا نه تنها زنده خواهد ماند، بلکه رهبری نیز خواهد کرد. این پتانسیل برای همه وجود دارد که ببینند: یک نیروگاه انعطافپذیر، سبز و آبی که به عنوان پایه و اساس واقعی و ضروری اقیانوس هند پابرجاست.
(نویسنده، محقق، نویسنده و تحلیلگر برجسته بینالمللی با بیش از ۳۶ سال خدمت در ارتش سریلانکا، از جمله ۲۰ سال حضور در نبرد فعال است. سرلشکر (بازنشسته) دکتر بونیفاس پریرا، یک افسر پیاده نظام باتجربه، دارای مدرک دکترا در رشته اقتصاد است و ۱۷ کتاب و بیش از ۲۰۰ مقاله تحقیقاتی نوشته است. تخصص چندوجهی او شکاف بین امنیت ملی، سیاست جهانی و استراتژی اقتصادی را پر میکند. او به عنوان یک کارآفرین و تحلیلگر بینالمللی، بینشهای استراتژیکی در مورد تقاطع سیاست امنیتی و اقتصادی ارائه میدهد.
نظر شما