مقدمه
تحولات سیاسی عراق پس از انتخابات، همواره در چارچوبی پیچیده از رقابت های داخلی، ملاحظات منطقه ای و مداخلات بینالمللی شکل میگیرد. در این میان، انتخاب نخستوزیر به عنوان مهم ترین منصب اجرایی کشور، بازتابی از توازن قوا میان بازیگران داخلی و خارجی است. توییت تحلیلی ویکتوریا جی تایلور، معاون پیشین دستیار وزیر خارجه آمریکا در امور عراق و ایران، تصویری معنادار از روند انتخاب "علی الزیدی" و ملاحظات مرتبط با آن ارائه میدهد. این گزارش میکوشد با رویکردی علمی، این دیدگاه را تحلیل و تبیین کند.
چارچوب مفهومی و مبنایی مساله
در تحلیل انتخاب نخست وزیر عراق، سه متغیر کلیدی قابل شناسایی است:
- توازن نیروهای داخلی، به ویژه نقش چارچوب هماهنگی به عنوان بازیگر محوری شیعی
- ملاحظات بینالمللی، خصوصاً تأثیر سیاست های ایالات متحده آمریکا
- ویژگی های فردی نامزد، شامل پیشینه سیاسی، اقتصادی و شبکه روابط
این سه سطح، مبنای تحلیل حاضر را شکل میدهند.
تحلیل دیدگاه
- ظهور غیرمنتظره نامزد
بر اساس تحلیل تایلور، "علی الزیدی" به عنوان یک نامزد غیرمنتظره وارد صحنه شده است. عدم حضور وی در فهرست اولیه نامزدها و حتی در رقابت های اخیر میان اردوگاه های سیاسی، نشان دهنده ماهیت ناگهانی و توافقی این انتخاب است. این پدیده را میتوان در چارچوب "نامزدهای مصالحهای" در نظام های چند قطبی تحلیل کرد؛ جایی که بن بست سیاسی، بازیگران را به سمت گزینه های خارج از رقابت های اولیه سوق میدهد.
2- منطق انتخاب نامزد توافقی
تایلور، انتخاب الزیدی را ناشی از عدم مخالفت بازیگران اصلی میداند، نه لزوماً اجماع کامل.
ویژگیهای کلیدی وی عبارتاند از:
- فقدان وابستگی حزبی مشخص
- پیشینه اقتصادی (تاجر بودن)
- توانایی حفظ روابط متوازن با طیفهای مختلف
این ویژگی ها در چارچوب نظری "کاهش تعارض نخبگان" قابل تبیین است؛ بدین معنا که نخبگان سیاسی در شرایط رقابت شدید، به گزینه ای با کمترین هزینه سیاسی روی میآورند.
3- نقش ایالات متحده در فرآیند انتخاب
یکی از مهم ترین محورهای تحلیل، بررسی نقش ایالات متحده آمریکا است. برخلاف برخی تحلیل ها، تایلور معتقد است انتخاب الزیدی نهتنها چالش با آمریکا نیست، بلکه بدون سیگنال های ضمنی رضایت واشنگتن اساساً امکانپذیر نبود.
در این زمینه، تجربه مخالفت دونالد ترامپ با نوری المالکی به عنوان یک نمونه پرهزینه برای نیروهای سیاسی عراق مطرح میشود. این تجربه باعث شده تا بازیگران عراقی از تقابل مستقیم با آمریکا پرهیز کنند.
4- تناقض ظاهری در موضع آمریکا
نکته مهم دیگر، تناقض میان محدودیتهای مالی اعمالشده بر الزیدی (از جمله موضوع بانک الجنوب) و احتمال پذیرش او از سوی آمریکا است. این وضعیت را میتوان با مفهوم "واقعگرایی عملگرایانه" توضیح داد؛ جایی که آمریکا به جای دنبالکردن گزینه ایدهآل، به دنبال مدیریت منافع و ثبات نسبی است.
همچنین نشانه هایی از تغییر رویکرد آمریکا نسبت به بازیگرانی مانند فائق زیدان و فاصله گرفتن از محمد شیاع السودانی مطرح شده است. این امر نشان دهنده انعطاف پذیری سیاست آمریکا در قبال تحولات داخلی عراق است.
5- چالشهای پیشروی نخستوزیر احتمالی
در صورت تصدی قدرت توسط الزیدی، تداوم در سیاست ها محتمل ارزیابی میشود. مهمترین چالشهای پیشرو عبارتاند از:
- حضور گروه های مسلح خارج از کنترل دولت
- اقتصاد وابسته به نفت و آسیبپذیر
- ساختار متورم حقوق و دستمزد دولتی
در این چارچوب، نخستوزیر آینده بیشتر در نقش "مدیر اجرایی" برای ائتلاف حاکم عمل خواهد کرد تا یک رهبر مستقل. این وضعیت، محدودیتهای ساختاری قدرت در عراق را برجسته میکند.
نتیجه گیری
تحلیل ارائه شده نشان میدهد که انتخاب "علی الزیدی" را باید در چارچوب سیاست مصالحه، مدیریت تعارض و ملاحظات بینالمللی مورد بررسی قرارداد. این انتخاب نه نشانه چالش با آمریکا، بلکه محصول نوعی سازگاری میان نیروهای داخلی و خارجی است.
در نهایت، نخستوزیر آینده صرف نظر از شخص، با محدودیت های ساختاری مشابهی مواجه خواهد بود که پیشتر نیز دولتهای عراق را با چالش مواجه کرده است. از اینرو، تغییر در افراد، لزوماً به معنای تغییر در الگوی حکمرانی نخواهد بود، مگر آنکه اصلاحات ساختاری عمیق تری در نظام سیاسی و اقتصادی عراق صورت گیرد.
نظر شما