حوزه نجف و بازتولید ثبات در عراق؛ تحلیل جایگاه مهم مرجعیت  در مهار بحران های راهبردی عراق"

، عراق در شرایطی پیچیده و چند لایه قرار دارد، شرایطی که نشانه ‌های فرسایش سیاسی، اضطراب اجتماعی، بحران اعتماد عمومی و افزایش فشارهای خارجی در آن آشکار است. در چنین فضایی، بار دیگر این پرسش تاریخی مطرح می‌شود که آیا مرجعیت نجف خواهد توانست همانند گذشته، عراق را از مرحله ‌ای بحرانی عبور دهد و نقشی تعیین‌کننده در بازگرداندن ثبات و تعادل ایفا کند؟

مقدمه

تاریخ تشیع، تاریخ عبور از بحران ‌های ممتد و تهدید های پیوسته است، تاریخی که در آن، جامعه شیعه همواره در معرض سرکوب، حذف، جنگ، تبعید و فروپاشی قرار داشته، اما در عین حال توانسته با اتکا به ساختار مرجعیت و نظام رهبری دینی خود، از این گردنه‌ های دشوار عبور کند. در این میان، حوزه علمیه نجف اشرف نه ‌تنها به‌ عنوان یک مرکز علمی و فقهی، بلکه به ‌مثابه ستون اصلی حفظ هویت و موجودیت سیاسی ـ اجتماعی شیعیان ایفای نقش کرده است. از دوران مبارزه با استعمار تا مواجهه با رژیم بعث، از مقابله با جریان‌ های ایدئولوژیک رقیب تا مدیریت بحران اشغال و تروریسم، نجف همواره در لحظات حساس تاریخی، به نقطه اتکای جامعه شیعی تبدیل شده است.

 امروز، عراق در شرایطی پیچیده و چند لایه قرار دارد، شرایطی که نشانه ‌های فرسایش سیاسی، اضطراب اجتماعی، بحران اعتماد عمومی و افزایش فشارهای خارجی در آن آشکار است. در چنین فضایی، بار دیگر این پرسش تاریخی مطرح می‌شود که آیا مرجعیت نجف خواهد توانست همانند گذشته، عراق را از مرحله ‌ای بحرانی عبور دهد و نقشی تعیین‌کننده در بازگرداندن ثبات و تعادل ایفا کند؟

بدون تردید، فهم این مسئله نیازمند درک جایگاه تاریخی مرجعیت نجف در مدیریت بحران ‌های جامعه شیعه است، جایگاهی که در طول یک قرن اخیر، بارها خود را در لحظات سرنوشت ‌ساز نشان داده است.

تعدد نقش ‌ها، جامعه شیعه را در طول قرن‌ ها حفظ کرده است، گویی سنتی تاریخی و تدبیری پنهان، ساختار مرجعیت و رهبری شیعه را به‌گونه ‌ای سامان داده که حتی در شدید ترین شرایط، امکان بقای تشیع از میان نرود. حوزه نجف نیز هیچ ‌گاه از مسئولیت تاریخی خود در برابر ظلم و بحران فاصله نگرفته است. تبعید علما پس از انقلاب ۱۹۲۰، فشارها و کشتارهای رژیم بعث علیه روحانیت شیعه، و مقاومت مستمر حوزه در برابر پروژه‌ های حذف و سرکوب، همگی بیانگر آن است که نجف همواره بخشی از معادله دفاع از هویت شیعی بوده است. در دوره گسترش جریان کمونیستی در عراق نیز، زمانی که این جریان به پروژه‌ای فراگیر برای جذب جوانان شیعه تبدیل شد، محمدباقر صدر و شاگردانش تلاش کردند با ارائه یک بدیل فکری و سیاسی اسلامی، از فروپاشی هویتی جامعه شیعه جلوگیری کنند. پس از اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ نیز مرجعیت نجف نقش مهمی در جلوگیری از تثبیت ساختارهای تحمیلی ایفا کرد و اجازه نداد قانون اساسی موقت به چارچوب دائمی نظم سیاسی عراق تبدیل شود.

جایگاه مهم مرجعیت در مهار بحران های راهبردی عراق

در ادامه، با ظهور داعش و تهدید موجودیتی علیه عراق، مرجعیت نجف بار دیگر وارد میدان شد و با صدور فتوای جهاد کفایی، زمینه شکل‌گیری یکی از مهم‌ ترین بسیج ‌های اجتماعی و امنیتی تاریخ معاصر عراق را فراهم کرد. این تجربه نشان داد که مرجعیت نجف، صرفا نهادی فقهی نیست، بلکه در لحظات فروپاشی، توانایی تبدیل شدن به عامل بازسازی انسجام ملی و اجتماعی را نیز دارد.

درک رفتار مرجعیت نجف بدون فهم منطق تاریخی "تقسیم نقش‌ها" در تشیع ممکن نیست. در این منظومه، همواره دو خط موازی وجود داشته است: نخست، خطی که مسئول حفظ کلیت تشیع، جلوگیری از فروپاشی اجتماعی و نگهبانی از خیمه عمومی شیعیان است و دوم، خطی که وظیفه مقاومت مستقیم، جهاد میدانی و تقابل سخت با دشمن را برعهده دارد. این دوگانه نه نشانه اختلاف، بلکه نوعی تقسیم وظیفه تاریخی برای تضمین بقای جامعه شیعه در شرایط بحران بوده است.

از همین منظر، جمله مشهور حضرت آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی ره تحت عنوانِ "نمی‌خواهم تاریخ بگوید حوزه نجف را شیخ طوسی بنا کرد و خوئی آن را از بین برد"، صرفا یک موضع شخصی نبود،  بلکه بازتاب نوعی فلسفه مدیریتی در حوزه نجف بود که حفظ ریشه ‌های مرجعیت و استمرار نهاد دینی را بر هر امر دیگری مقدم می‌دانست.

شاگرد برجسته و خلف او، حضرت آیت‌الله العظمی سید علی سیستانی حفظه الله نیز همین مسیر را ادامه داد. او در دوران پس از ۲۰۰۳ تلاش کرد عراق را از جنگ داخلی و فروپاشی سیاسی دور نگه دارد و در بحران‌ های منطقه‌ای اخیر نیز، نقش پناهگاه اخلاقی و اجتماعی برای آوارگان و جریان مقاومت را ایفا کرد. این مسئله نشان می‌دهد که مرجعیت نجف، علی‌رغم احتیاط سیاسی، هرگز نسبت به سرنوشت جامعه شیعی و تحولات منطقه‌ای بی‌تفاوت نبوده است.

با این حال، عراق امروز با وضعیتی روبه‌روست که بسیاری از شاخص ‌های آن، نشانه نوعی بیماری ساختاری در فرایند سیاسی کشور است. افزایش شکاف ‌های داخلی، گسترش نگرانی ‌های امنیتی، تشدید فشارهای خارجی و فرسایش اعتماد عمومی، عراق را در موقعیتی حساس قرار داده است. در چنین شرایطی، مسئله اصلی آن است که آیا مرجعیت نجف، پس از تشخیص این بحران، خواهد توانست همانند مقاطع تاریخی پیشین، نقشی فعال در عبور دادن جامعه عراق از این وضعیت ایفا کند؟

این پرسش در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که جهان امروز نیز با گسترش الگوهای پوپولیستی و شخصی ‌سازی قدرت مواجه است. بازگشت جریان ‌هایی متأثر از شخصیت ‌هایی چون دونالد ترامپ، نماد نوعی گرایش سیاست مرکانتیلیستی و تاجرانه و غلبه منطق سوداگری بر حکمرانی نهادی است، روندی که در کشورهای شکننده، می‌تواند به تشدید بحران ‌های داخلی و تضعیف ساختارهای دولت منجر شود.

نتیجه گیری

تجربه تاریخی عراق نشان داده است که هرگاه ساختار رسمی قدرت در مدیریت بحران ‌ها دچار ناتوانی شده، مرجعیت نجف توانسته با اتکا به سرمایه عظیم معنوی، اجتماعی و تاریخی خود، نقش "تثبیت‌ کننده نهایی" را ایفا کند. این نقش، نه صرفاً ناشی از اقتدار دینی، بلکه برخاسته از اعتماد تاریخی جامعه شیعه به نهادی است که در دشوارترین لحظات، از موجودیت و هویت آنان صیانت کرده است.

امروز نیز عراق در آستانه مرحله ‌ای حساس قرار دارد، مرحله ‌ای که عبور از آن، نیازمند عقلانیت، مدیریت بحران، کاهش تنش‌ های داخلی و جلوگیری از افتادن کشور در مسیر آشوب و فروپاشی است. در چنین فضایی، مرجعیت نجف همچنان یکی از معدود نهاد هایی است که ظرفیت ایجاد تعادل و بازگرداندن آرامش به جامعه عراق را در اختیار دارد.

از این رو، پرسش درباره اینکه "آیا نجف بار دیگر عراق را نجات خواهد داد؟ " صرفاً یک سؤال سیاسی نیست، بلکه پرسشی درباره استمرار نقش تاریخی مرجعیت شیعه در حفاظت از عراق و عبور دادن جامعه از پیچ‌ های خطرناک تاریخی است، نقشی که در طول یک قرن گذشته، بارها تکرار شده و همچنان یکی از مهم‌ ترین مؤلفه‌ های ثبات در عراق معاصر به‌شمار می‌رود.

کد خبر 26378

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 3 =