بحران سوئز جدید؟ جنگ ایران و نشانه‌های افول هژمونی آمریکا

متن بحران ۱۹۵۶ سوئز را با تنش‌های ۲۰۲۶ میان آمریکا، ایران و اسرائیل مقایسه می‌کند و نشان می‌دهد که هر دو رویداد می‌توانند نقطه عطفی در افول یک قدرت جهانی و انتقال تدریجی هژمونی به قدرتی دیگر باشند. همان‌طور که بحران سوئز به تضعیف جایگاه بریتانیا و تقویت آمریکا انجامید، جنگ اخیر نیز می‌تواند به تضعیف موقعیت جهانی آمریکا و تقویت نقش چین منجر شود. تحلیلگران معتقدند جنگ ایران، اعتبار راهبردی آمریکا در کنترل نظم جهانی و امنیت انرژی را زیر سؤال برده است. این جنگ، مانند عراق و افغانستان، نشانه‌ای از سوءمدیریت و کاهش توان هژمونیک آمریکا تلقی می‌شود. هم‌زمان، سیاست‌های دولت ترامپ—به‌ویژه در زمینه انرژی و تغییر اقلیم—باعث عقب‌نشینی آمریکا از رهبری جهانی در حوزه اقلیم شده و فرصت بیشتری برای چین و دیگر بازیگران ایجاد کرده است. در حوزه انرژی و اقتصاد، تمرکز بر سوخت‌های فسیلی، لغو پروژه‌های انرژی پاک و افزایش استخراج نفت، مسیر سیاست آمریکا را تغییر داده و پیامدهای بلندمدت جهانی ایجاد کرده است. در مقابل، چین با مشاهده این عقب‌نشینی‌ها موقعیت خود را تقویت می‌کند. در مجموع، متن استدلال می‌کند که این جنگ ممکن است مانند بحران سوئز، آغازگر انتقال قدرت از آمریکا به چین باشد و نقش آمریکا در رهبری نظم جهانی را کاهش دهد.

آقای شاهد جاوید برکی وزیر سابق دارای در دولت موقت و همچنین نایب رئیس سابق بانک جهانی:

تحلیلگران و تاریخ‌نگاران در حال یافتن شباهت‌هایی میان بحران سوئز در اکتبر ۱۹۵۶ به رهبری نخست‌وزیر بریتانیا آنتونی ایدن و اقدام ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ درباره ایران هستند. در آن زمان، بریتانیا و فرانسه به مصر حمله کردند تا کانال سوئز را برای عبور کشتی‌های خارجی باز نگه دارند.اقدام سال ۱۹۵۶ در حالی رخ داد که رئیس‌جمهور آمریکا دوایت دی. آیزنهاور تنها چند روز بعد با انتخابات روبه‌رو بود. این اقدام برای بریتانیا فاجعه‌بار شد؛ نخست‌وزیر آنتونی ایدن استعفا داد، در حالی که جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور مصر، به قهرمان ضد استعمار تبدیل شد.

بحران سوئز به نمادی از لحظه‌ای تبدیل شد که بریتانیا، خسته از جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹۱۹۴۵)، جایگاه خود را به‌عنوان یک قدرت جهانی به ایالات متحده واگذار کرد. این بار ممکن است چین جایگزین آمریکا به‌عنوان مهم‌ترین قدرت جهانی شود.آتش‌بس دو هفته‌ای که با میانجی‌گری چین و پاکستان برقرار شد، جمهوری اسلامی ایران را در جای خود حفظ کرده و همچنان کنترل آینده تنگه هرمز را در اختیار دارد؛ در حالی که موضوع برنامه هسته‌ای و موشکی این کشور همچنان حل‌نشده باقی مانده است.

«جنگ ایران، استدلال واشنگتن مبنی بر اینکه برتری جهانی آن برای امنیت تجارت بین‌المللی و نظم جهانیِ پس از جنگ جهانی دوم حیاتی است را به چالش کشیده است.» این را استیون ارلانگر در تحلیلی منتشرشده در نیویورک تایمز در ۱۰ آوریل ۲۰۱۶ نوشت.او به نقل از برونو ماکائس، وزیر پیشین امور اروپایی پرتغال، افزود که برای بقیه جهان، این جنگ «در حال تبدیل شدن به یک شکست نظامی جدی‌تر از عراق و افغانستان» است و «افسانه قدرت مطلق آمریکا اهمیت خود را از دست می‌دهد، در حالی که این باور که آمریکا یک هژمون جهانی است و باید جریان نفت را باز نگه دارد و تنگه‌ها را کنترل کند، در حال فروپاشی است.« او گفت: «مبنای راهبردی حضور نظامی آمریکا در منطقه به شدت آسیب دیده است.» استفن ورتهایم، پژوهشگر ارشد اندیشکده کارنگی در واشنگتن، نیز گفت که قیاس سوئز مناسب است، زیرا جنگ ایران در یک رویداد واحد، «خطر سوءمدیریت و قضاوت ضعیف آمریکا» را نشان داد.

به گفته او، خود جنگ و نتیجه نامشخص آن، نگرانی موجود در جهان درباره کاهش کیفیت حکمرانی آمریکا را تشدید می‌کند. این جنگ استدلال واشنگتن را به چالش کشیده که تنها آمریکا توان حفظ نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم را داردجهان در مورد مسیر آینده آمریکا تحت رهبری رئیس‌جمهور غیرمتعارف آن، دونالد ترامپ، دچار عدم اطمینان است.آناتول لیون از مؤسسه کوئینسی در واشنگتن اظهار داشت: «با ورود به یک جنگ انتخابی در منطقه‌ای حیاتی و با پیامدهای احتمالی برای اقتصاد نزدیک‌ترین متحدانش، دولت ترامپ مشروعیت قدرت آمریکا را از بین برده است.«

او افزود که تاریخ‌نگاران آینده، عملکرد دو دولت ترامپاول از ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ و دوم از ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۹را چنین ارزیابی خواهند کرد که او آمریکا را “دوباره بزرگ” نکرد (MAGA)، بلکه آن را کوچک‌تر ساخت و بخش‌هایی از رهبری جهانی را به اروپای غربی یا چین واگذار کرد.در حوزه تغییر اقلیم، که آمریکا در دوران اوباما و بایدن پیشگام بود، در دوره ترامپ این کشور عقب‌نشینی کرد و این عرصه را به دیگر کشورها واگذار کرد. چین از این عقب‌نشینی بیشترین بهره را برد.

طبق گزارشی از برَد پلومر در نیویورک تایمز: «از زمان بازگشت به قدرت، رئیس‌جمهور ترامپ تلاش‌های فدرال برای مقابله با تغییر اقلیم را برچیده و وعده داده است ساخت توربین‌های بادی جدید را متوقف کند. دولت او میلیاردها دلار بودجه برای فناوری‌هایی که می‌توانستند انتشار گازهای گلخانه‌ای را کاهش دهند لغو کرده و در عوض به گسترش استخراج نفت و گاز داخلی روی آورده است.«

او در جریان کمپین انتخاباتی خود شعار «حفاری کن، عزیزم حفاری کن» را سر می‌داد و شرکت‌های نفت و زغال‌سنگ را تشویق می‌کرد سوخت‌های آلاینده را از زمین استخراج کنند. همچنین پروژه‌های توربین بادی ساحلی آمریکا را لغو کرد، زیرا به گفته او منظره زمین گلفش را خراب می‌کردند.پلومر ادامه می‌دهد: «با این حال بسیاری از مدیران بخش انرژی پاک می‌گویند در حال یافتن راه‌هایی برای سازگاری هستند و برخی فناوری‌های امیدوارکننده برای کاهش گرمایش جهانی در حال پیشرفت‌اند.» شرکت‌های نوپا در تلاش‌اند بدون حمایت دولتی ادامه دهند.

برخی دیگر مانند تولیدکنندگان باتری امیدوارند از شرکت‌های هوش مصنوعی حمایت دریافت کنند. همچنین برخی صنایع مانند انرژی زمین‌گرمایی یا شرکت‌های نوپای انرژی هسته‌ای به دنبال منابع حمایتی دیگر هستند.بیش از ۳۰۰ شرکت نوپا در نشست سالانه بزرگی در حوزه انرژی در هیوستون تگزاس شرکت کردند. این نشست با حضور سرمایه‌گذاران و سیاست‌گذاران برگزار شد. الکس کیزر، معاون اجرایی «ابتکار آینده انرژی» گفت: «ما دوره‌ای از بی‌ثباتی شدید را پشت سر گذاشته‌ایم.» او افزود: «برای بسیاری از شرکت‌ها، پرسش‌های بزرگی درباره آینده وجود دارد.« با بازگشت به قیاس سوئز، در حالی که ایالات متحده از اشتباهات بریتانیا و فرانسه بهره‌مند شد، این بار احتمالاً چین به قدرت اصلی جهان تبدیل خواهد شد.به گفته راجان منون، استاد علوم سیاسی در دانشگاه شهر نیویورک: «چین با رضایت کامل نظاره‌گر است، و وقتی ترامپ برای دیدار با شی جین‌پینگ به نشست برود، بسیار تضعیف‌شده خواهد بود.«

لینک: https://tribune.com.pk/story/2602426/iran-war-trumps-suez-canal 

کد خبر 26489

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 9 =