۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۷
جهیزیه و سکوت

این یادداشت به نقد سنت جهیزیه در کشورهای جنوب آسیا می‌پردازد و آن را یکی از عوامل تداوم خشونت، فشار اقتصادی و تبعیض علیه زنان می‌داند. نویسنده با اشاره به آمار قربانیان خشونت‌های مرتبط با جهیزیه، نمونه‌های واقعی از پاکستان و هند و پیامدهای این رسم بر آموزش دختران و ازدواج کودکان، تأکید می‌کند که تغییر این وضعیت تنها با اجرای قانون ممکن نیست، بلکه نیازمند تحول در نگرش‌های اجتماعی و کنار گذاشتن مطالبه جهیزیه به‌عنوان یک سنت است.

عاطف محمد: "جهیزیه و سکوت"

جهیزیه از جمله رسم‌هایی هستند که هنوز هم در بسیاری از نقاط جنوب آسیا عده‌ای با جدیت از آن دفاع می‌کنند؛ و راستش همیشه برای من جای تعجب داشته است. اگر از این منطقه فراتر بروید، برای بیشتر مردم دنیا این رسم کاملاً غیرمنطقی و عجیب به نظر می‌رسد. مرد ازدواج می‌کند، اما این خانوادهٔ دختر است که باید خانهٔ او را تجهیز کند، خودرو بخرد، پول نقد، طلا، لوازم خانگی و گاهی حتی ملک در اختیارش بگذارد. با این حال، هنوز هم این رفتار را فرهنگ می‌نامند. پشت این سنت، واقعیتی نهفته است که به‌مراتب تلخ‌تر از تصاویر زیبای عروسی است که در شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم و منتشر می‌کنیم. چراغ‌ها، موسیقی و لبخندهای مهمانان هرگز فشاری را که در سکوت و پشت صحنه جریان دارد، نشان نمی‌دهند؛ پدری که برای تأمین هزینه‌ها وام‌هایی می‌گیرد که توان بازپرداختشان را ندارد، مادری که زیورآلاتی را که سال‌ها برایشان زحمت کشیده می‌فروشد، یا برادرانی که آرزوها و برنامه‌های زندگی خود را کنار می‌گذارند، زیرا ازدواج خواهرشان به جای آنکه یک پیوند انسانی باشد، به پروژه‌ای مالی تبدیل شده است.

بر اساس آمار سال ۲۰۲۴ در هند، ۵۷۳۷ زن بر اثر خشونت‌های مرتبط با جهیزیه جان خود را از دست داده‌اند. لحظه‌ای به این رقم فکر کنید؛ یعنی به طور میانگین روزانه حدود ۱۶ زن تنها به این دلیل کشته می‌شوند که عده‌ای معتقدند ازدواج بدون دریافت پول و اموال کافی نیست. در همان سال، بیش از ۱۲۰ هزار پرونده مربوط به بدرفتاری و خشونت از سوی شوهران یا بستگان آنان نیز ثبت شده است. در پاکستان آمار دقیق این پدیده به‌راحتی در دسترس نیست، و همین موضوع خود گویای بخشی از واقعیت است. با این حال، سازمان‌های حقوق بشری هر سال از هزاران مورد خشونت خانگی علیه زنان خبر می‌دهند که با مطالبات مالی و فشارهای خانوادگی در ارتباط است. نکته اینجاست که این ماجرا معمولاً با خشونت آشکار آغاز نمی‌شود، بلکه همه‌چیز با لحنی مؤدبانه شروع می‌شود: «ما چیزی نمی‌خواهیم؛ هرچه خودتان صلاح بدانید کافی است.» تقریباً بیشتر مردم جنوب آسیا این جمله را شنیده‌اند. اما پس از مدتی، گفت‌وگوهای دیگری آغاز می‌شود: مبلمان مناسب نیست، طلای داده‌شده کمتر از انتظار بوده، داشتن یک خودرو بهتر است، یا پول نقد می‌تواند مشکلی را حل کند. این درخواست‌ها پایان نمی‌یابد، زیرا طمع نیز پایانی ندارد.

به یاد دارم درباره دختری در لاهور شنیدم که پدرش بخشی از زمین کشاورزی خود را فروخت تا آرامش زندگی مشترک دخترش حفظ شود. اما تنها یک سال بعد، درخواست‌های تازه‌ای مطرح شد. خانواده‌ای دیگر در دهلی هنگام ازدواج، مبلمان، پول نقد و طلا به داماد دادند، اما دخترشان باز هم با آثار ضرب‌وشتم به خانهٔ پدری بازگشت، زیرا خانوادهٔ داماد برای سرمایه‌گذاری در یک کسب‌وکار، پول بیشتری می‌خواستند. این داستان‌ها محدود به یک شهر یا یک خانواده نیست؛ همه جا شنیده می‌شوند. مردم هنگام نوشیدن چای آن‌ها را برای یکدیگر تعریف می‌کنند و سپس چنان از کنارشان می‌گذرند که گویی بخشی عادی از زندگی است. گاهی احساس می‌کنم ما پرسش اشتباهی مطرح می‌کنیم. همیشه می‌پرسیم آیا زنان قربانی جهیزیه هستند یا نه. شاید بهتر باشد بپرسیم چند نفر از کسانی که در ظاهر انسان‌های محترمی هستند، در سکوت به بخشی از این چرخهٔ ظلم تبدیل می‌شوند. زیرا این رسم با سکوت زنده می‌ماند؛ با خویشاوندانی که می‌گویند «کمی سازش کن»، با والدینی که از طلاق دخترشان هراس دارند، و با همسایگانی که صدای فریاد را می‌شنوند اما آن را مسئله‌ای خانوادگی تلقی می‌کنند. من شخصاً عمیقاً معتقدم مردی که توانایی تأمین هزینه‌های زندگی همسر و فرزندان خود را ندارد، شایسته نیست خود را شوهر یا پدر بنامد. ازدواج باید بر پایهٔ مشارکت و مسئولیت مشترک باشد، نه زندگی‌ای که هزینه‌های آن را خانوادهٔ عروس تأمین کنند. زن باید با عزت و احترام وارد خانهٔ همسر شود، نه مانند بسته‌ای که همراه خود لوازم خانگی، طلا و پول نقد حمل می‌کند تا ارزشش را ثابت کند.

شاید غم‌انگیزترین پیامد این سنت، تأثیری باشد که بر زندگی دختران حتی پیش از ازدواج می‌گذارد. بسیاری از خانواده‌ها به جای سرمایه‌گذاری بر آموزش فرزندانشان، سال‌ها برای هزینه‌های عروسی پس‌انداز می‌کنند. برخی دختران نیز به دلیل نگرانی والدین از مخارج ازدواج، ناچار می‌شوند تحصیل را زودتر ترک کنند. یونیسف بارها اعلام کرده است که در جنوب آسیا، ازدواج کودکان با فشارهای ناشی از سنت‌های زیان‌باری مانند جهیزیه ارتباط دارد. بنابراین، آسیب‌ها مدت‌ها پیش از روز عروسی آغاز می‌شوند. در هند و پاکستان قوانینی برای مقابله با این پدیده وجود دارد، اما تا زمانی که جامعه رفتارهای نادرست را در پشت درهای بسته توجیه یا پنهان کند، قانون به‌تنهایی کارساز نخواهد بود. تغییر واقعی زمانی آغاز می‌شود که خانواده‌ها به جای چانه‌زنی بر سر میزان جهیزیه، اصل این مطالبه را به‌طور کامل رد کنند. در غیر این صورت، همچنان وانمود خواهیم کرد که سنت از کرامت انسانی مهم‌تر است. در پایان باید از خود بپرسیم: چرا چنین رسمی، با این گستردگی، تقریباً فقط در جنوب آسیا وجود دارد و در بیشتر نقاط دیگر جهان جایگاهی ندارد؟

لینک: 

https://tribune.com.pk/story/2610233/dowry-and-silence

کد خبر 26821

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 8 =