۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۸
حافظ و هرمز

سلطان محمد دوم بهمنی، که میان سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۷ بر دکن حکومت می‌کرد، حافظ را به پایتخت خود، گلبرگه، دعوت کرد. حافظ سفر را آغاز کرد، اما در بندر هرمز از تصمیم خود منصرف شد و شعری برای سلطان فرستاد که در آن توضیح می‌داد نمی‌تواند بوستان‌ها، شراب‌ها و دوستان محبوبش را در برابر ثروتی که سلطان وعده داده بود، ترک کند.

نویسنده: شهزاد شرجیل

منظور از «حافظ» در این نوشته، کسی جز لسان‌الغیب شیراز نیست. منطقه در گیرودار جنگ قرار دارد. پاکستان خود را به‌عنوان میانجی و صلح‌ساز مطرح کرده است. در داخل هند نیز از دولت انتقاد می‌شود که نقش تثبیت‌کننده منطقه‌ای را به کشوری واگذار کرده که آن را هم‌تراز خود نمی‌داند.

شاشی تارور، نماینده کنگره، که پس از عملیات «سیندور» برای ارائه مواضع هند به کشورهای مختلف اعزام شده بود، به‌ویژه در انتقاد از دولت حزب بی‌جی‌پی تند و صریح ظاهر شده است. آنچه مخالفان، جامعه مدنی و رسانه‌های مستقل هند به‌عنوان دودلی و سردرگمی تصویر می‌کنند، در واقع روندی منطقی برای دولتی است که آشکارا با رژیم اسرائیل ـ که متهم به کشتار و نسل‌کشی است ـ هم‌پیمان شده است.

نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند، در سفر خود به اورشلیم در کنست سخنرانی کرد و گفت اسرائیل سرزمین پدری و هند سرزمین مادری دو ملت است.

منصفانه اگر نگاه کنیم، هند و امارات متحده عربی خود می‌توانند تصمیم بگیرند چه چیزی به سود مردمشان است و در روابط بین‌المللی چه مسیری را انتخاب کنند. از سوی ما نیز نباید بیش از حد درباره شهرت تازه و «کارآمدی» نوظهورمان هیجان‌زده شویم. بهایی که برای نقشی که بر عهده گرفته‌ایم خواهیم پرداخت، چندان دشوار قابل پیش‌بینی نیست؛ پیش‌پرداخت آن نیز به همان اندازه گویا و شرم‌آور است.

ما به محبوبان یکی از منفورترین رهبران جهان، دونالد ترامپ، تبدیل شده‌ایم؛ کسی که پیش‌تر او را برای جایزه صلح نوبل پیشنهاد کرده بودیم. ترامپ تا حد زیادی مسئول نسل‌کشی غزه دانسته می‌شود. او با بهانه نادرست تلاش ایران برای دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی به این کشور حمله کرد و همچنین از ویرانی‌ای که اسرائیل در لبنان به راه انداخته، حمایت کرده است.

اینکه چه کسی جایزه صلح نوبل را می‌گیرد، باید بسیار کمتر از این مسئله برای ما اهمیت داشته باشد که این روند چه منفعتی برای ما دارد، به‌ویژه در بلندمدت. آیا قیمت انرژی هرگز به سطح پیش از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران بازخواهد گشت؟ آیا وام‌ها و سپرده‌های ارزی در بانک مرکزی سرانجام به سرمایه‌گذاری در بخش تولیدی ما تبدیل خواهند شد؟ و اگر چنین شود، آیا این رونق سرمایه‌گذاری به شهروندان نیز خواهد رسید، یا آنان همچنان زیر سلطه شعارهای امنیتی باقی خواهند ماند؟

شمال و جنوب هند، با وجود هویت‌های تاریخی متفاوت خود، آن‌چنان از فرهنگ‌های یکدیگر تأثیر پذیرفته‌اند که بر مردم جنوب آسیا لازم می‌شود مجموعه‌ای از ابتکارها را برای بازگرداندن صلح به خلیج فارس میزبانی کنند.

همان‌گونه که آدری تروشکه در اثر مهم خود با عنوان هند: پنج‌هزار سال تاریخ در شبه‌قاره اشاره می‌کند، در شیراز ـ شهری در ۲۴۰۰ کیلومتری غرب دهلی ـ حافظ در قرن چهاردهم میلادی آثار امیر خسرو را می‌خواند. نسخه‌ای از خمسه امیر خسرو، مجموعه‌ای از پنج منظومه روایی، که در سال ۱۳۵۵ میلادی به خط حافظ کتابت شده، تا امروز باقی مانده است.

در سال‌های اخیر نیز مانو اس. پیلای به‌تفصیل درباره تاریخ همزیستی و آمیزش فرهنگی هندو و مسلمان در جنوب هند نوشته است؛ همچنین درباره اینکه چگونه هم سلطنت مسلمان بهمنی و هم امپراتوری هندو ویجایاناگارا زبان فارسی را به‌عنوان زبان دربار به کار می‌بردند، از کارگزاران و سربازان اردوگاه رقیب بهره می‌گرفتند و برای جذب استعدادها از مناطق دوردست ایران، عرب و آفریقا با یکدیگر رقابت می‌کردند.

سلطان محمد دوم بهمنی، که میان سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۹۷ بر دکن حکومت می‌کرد، حافظ را به پایتخت خود، گلبرگه، دعوت کرد. حافظ سفر را آغاز کرد، اما در بندر هرمز از تصمیم خود منصرف شد و شعری برای سلطان فرستاد که در آن توضیح می‌داد نمی‌تواند بوستان‌ها، شراب‌ها و دوستان محبوبش را در برابر ثروتی که سلطان وعده داده بود، ترک کند.

منطقه در شعله‌های جنگ گرفتار شده است. فال‌گیری و جست‌وجوی نشانه‌های ماورایی، از کهن‌ترین سنت‌های منطقه نئوآشوری ـ یونانی به شمار می‌رود. شبه‌قاره نیز از این قاعده مستثنا نیست. این سنت چنان ریشه‌دار است که نه‌تنها برای تعیین تاریخ‌های مبارک ازدواج، بلکه برای مسائل مهم‌تری چون جنگ نیز به نشانه‌های الهی رجوع می‌شود؛ حتی اگر هدف، بیشتر توجیه و مشروعیت‌بخشی به آن به‌عنوان وظیفه‌ای دینی باشد تا تعیین مسیر واقعی آن. جای شگفتی نیست که عضو کابینه را در زبان‌های هندواروپایی «minister» و «mantri» می‌نامند. این پیوند و تعامل زبانی موضوعی برای زمانی دیگر است، اما همین بس که گفته شود بیشتر کابینه‌ها و شوراهای جنگ در سراسر جهان چیزی جز وردها و دعاها برای اتکا ندارند.

یکی از رایج‌ترین شیوه‌های فال‌گیری این است که دیوان حافظ را به‌طور تصادفی بگشایند، از نخستین بیت صفحه راهنمایی بجویند و سپس باقی شعر را برای پیش‌بینی دقیق‌تر تفسیر کنند. این روش در فارسی و اردو/هندی «فال» نامیده می‌شود. با توجه به آنچه این روزها ذهن همه ما را مشغول کرده، من از طریق یک درگاه دیجیتالی دیوان حافظ، فالی گرفتم؛ نتیجه، غزل شماره ۴۱ بود. معنای تقریبی دو بیت نخست و بیت پایانی آن، در کنار هم، چنین است:

گرچه باده شادی‌بخش است و نسیم خوشبوست / از شادی دست بردار که محتسب سخت‌گیر است.

این زمین و آسمان چیزی جز غربالی خون‌آلود نیست / که تاج‌ها و دربارهای شاهانه را جدا و غربال می‌کند.

بنادر فارس و عراق مورد هجوم قرار گرفته‌اند، / اکنون نوبت دژهای بغداد و تبریز فرا رسیده است.

متن کامل غزل حافظ شماره ۴۱ در زیر نیز ذکر میشود:

اگر چه باده فَرَح بخش و باد گُل‌بیز است

به بانگِ چَنگ مخور مِی که مُحتَسِب تیز است

صُراحی‌ای و حریفی گَرَت به چَنگ افتد

به عقل نوش که ایام فتنه‌ انگیز است

در آستینِ مُرَقَع پیاله پنهان کن

که همچو چشمِ صُراحی، زمانه خونریز است

به آبِ دیده بشوییم خِرقه‌ها از می

که موسمِ وَرَع و روزگارِ پرهیز است

مجوی عیشِ خوش از دورِ باژگونِ سِپِهر

که صاف این سر خُم جمله دُردی آمیز است

سپهر بر شده پرویزنی‌ست خون افشان

که ریزه‌اش سر کَسری و تاجِ پرویز است

عراق و فارس گرفتی به شعرِ خوش حافظ

بیا که نوبتِ بغداد و وقتِ تبریز است

https://www.dawn.com/news/1995951/hafez-hormuz

https://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh41

کد خبر 26830

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =