سرکار خانم عارفه نور روزنامه نگار پاکستانی:
تا بعدازظهر یکشنبه، مذاکرات آمریکا و ایران انجام شده بود و دو طرف بدون اینکه دستاورد قابل توجهی را بهصورت علنی ارائه دهند، پس از گفتوگوهای چندساعته و فشرده به کشورشان بازگشتند. واکنش رسانهای متفاوت بود؛ در حالی که بسیاری از تیترهای بینالمللی از شکست مذاکرات خبر میدادند، برخی دیگر نگاه بدبینانهتری نداشتند. شاید تیتر، مانند زیبایی، در چشم بیننده و انتظارات او نهفته باشد.
کسانی که انتظار یک پیشرفت بزرگ در عرض یک روز مذاکره را داشتند ناامید شدند، اما آنهایی که این گفتوگوها را آغاز یک روند طولانی و تدریجی میدیدند همچنان امیدوار بودند که آتشبس و مذاکرات ادامه پیدا کند؛ زیرا هیچیک از طرفین امکان ادامه آن را رد نکردهاند. در واقع، در بیشتر روز یکشنبه بیانیههایی از رهبران جهان منتشر شد که بر ادامه مذاکرات تأکید داشت.
در عین حال، درباره نقاط اختلافی مذاکرات شفافیت کمی وجود داشت، هرچند نشانههایی دیده میشد. برای مثال، پیش از ترک اسلامآباد، معاون رئیسجمهور آمریکا، جی. دی. ونس، تنها بر موضوع هستهای تأکید کرد و گفت پیشنهادی به ایرانیها ارائه کرده است.
او گفت: «خواهیم دید که آیا آن را میپذیرند یا نه.» در عین حال، دونالد ترامپ در پیامهای شبکههای اجتماعی خود بر موضوع تنگه هرمز تمرکز کرده و حتی در کنار محاصره ایران، از یک محاصره جدید نیز سخن گفت. این موضوع باعث شد گمانهزنیهایی شکل بگیرد که از نگاه آمریکا، این تنگه یکی از نقاط اصلی اختلاف است.نکته سوم که حتی پیش از آغاز مذاکرات نیز بحرانآفرین شده بود، مسئله آتشبس در لبنان بود؛ بنابراین احتمال دارد این موضوع نیز همچنان محل اختلاف باقی بماند.
البته همه اینها با این فرض مطرح میشود که اطلاعات رسمی بسیار کمی از مذاکرات منتشر شده و این همان چیزی است که در زبان رسانهای «خبر در حال توسعه» نامیده میشود.
با این حال، صرفنظر از آنچه در اتاقهای سرنا رخ داد، هیچیک از عوامل فشاردهنده برای ادامه مذاکرات میان ایران و آمریکا تغییر نکرده است. ترامپ همچنان باید با تهدید افزایش قیمت نفت و تأثیر آن بر پایگاه رأی خود و انتخابات میاندورهای روبهرو شود. ایران نیز با وجود عملکرد قابل توجه در جریان درگیری، باید با تحریمها، اقتصاد ضعیف و جامعه ناراضی دستوپنجه نرم کند. این کشور اگرچه از حمله مشترک آمریکا و اسرائیل جان سالم به در برده، اما اکنون باید بر بازسازی تمرکز کند و احتمال اعتراضات جدید نیز وجود دارد.
این موضوع دومی فراتر از یک احتمال ساده است، بهویژه با توجه به اینکه اقتصاد ایران در پیامدهای جنگ ضعیفتر خواهد شد. منطق حکم میکند که هر دو طرف آتشبس را ادامه دهند، اما تمایل به گرفتن امتیاز در مذاکرات میتواند برای هر دو کشور وسوسهبرانگیز باشد و همین امر ممکن است به درگیری دوباره جان بدهد.تهدید ایران همچنان یک نگرانی جدی باقی خواهد ماند، بهویژه برای کشورهایی که با تلآویو همسو هستند.
با این حال، این جنگ محدودیتهای قدرت آمریکا را نیز آشکار کرد؛ زیرا یک ابرقدرت وارد جنگ شد و ظرف چند هفته آماده مذاکره گردید، بدون آنکه به اهداف خود دست یافته باشد (صرفنظر از اینکه این اهداف تا چه حد مبهم بودند).
در تاریخ معاصر میتوان درباره دستاوردهای آمریکا در افغانستان یا عراق بحث کرد، اما دستکم در آغاز هر دو مداخله، آمریکا توانست پیروزی را اعلام کند. اما در مورد ایران چنین چیزی وجود نداشت؛ و همین موضوع باعث شده بسیاری نتیجه بگیرند یا اشاره کنند که ایران در موقعیت برتر قرار دارد. هرچند هنوز برای پیشبینی آینده زود است و وضعیت بسیار سیال است، اما میتوان با اطمینان گفت که منطقه اکنون وارد دورهای از بیثباتی و نوعی بازآرایی خواهد شد.
کمپین اسرائیل نیز به نظر نمیرسد متوقف شده باشد و این مسئله بر کشورهای اطراف نیز اثر خواهد گذاشت. و اگرچه این منطقه از خاورمیانه همواره با درگیری و بیثباتی روبهرو بوده، اما اکنون ممکن است این وضعیت در سراسر منطقه گسترش یابد. در فاصلهای دورتر، خلیج فارس نیز با تغییرات روبهرو است. پناهگاههای لوکس این منطقه آیندهای نامطمئن دارند چه جنگ از سر گرفته شود و چه نشود زیرا این کشورها با احتمال ظهور دوباره قدرت نظامی ایران مواجهاند.
بحران ایران و تهدید امنیتی احتمالی، اختلافات کشورهای منطقه را نیز آشکارتر کرده است. برای مثال میتوان به همسویی امارات با اسرائیل و مخالفت علنی آن با ایران اشاره کرد. برخی دیگر از کشورهای خلیج نیز در همین مسیر قرار دارند. و با وجود روابط پیچیده عربستان سعودی با ایران، میتوان گفت که این کشور از مذاکرات اسلامآباد حمایت کرده است.
این موضوع برخلاف برخی گزارشهای رسانههای غربی است که ادعا میکنند ریاض خواهان آن بوده که واشنگتن کارزار علیه ایران را به نتیجه نهایی (یعنی شکست قاطع ایران) برساند.
اینکه در روزهای آینده چه رخ خواهد داد هنوز مشخص نیست. اما بهویژه برای کشورهایی که با تلآویو همسو هستند، تهدید ایران همچنان عامل مهمی باقی خواهد ماند، چه جنگ از سر گرفته شود و چه نشود.
در واقع ممکن است شاهد تلاش جدیدی برای ایجاد ائتلافها و توافقهای امنیتی باشیم، زیرا آمریکا نتوانست بهطور کامل از کشورهای خلیج در برابر حملات ایران محافظت کند. برای نمونه، ریاض پس از درگیری ۲۰۲۵ میان ائتلاف آمریکا–اسرائیل و ایران با اسلامآباد توافقی امضا کرد و اوایل امسال نیز امارات و هند یک مشارکت دفاعی نهایی کردند. تنها چند روز پیش گزارش شد که پاکستان نیروها و تجهیزات نظامی در عربستان سعودی مستقر کرده است. آیا در آینده نزدیک شاهد اعلامهای مشابه از دیگر کشورهای خلیج خواهیم بود؟
دو موضوع دیگر نیز باید با دقت دنبال شوند: نخست، پیامدهای اقتصادی این درگیری و وضعیت کلی اقتصاد کشورهای خلیج در روزهای آینده؛ و دوم، وضعیت افکار عمومی در منطقه. «خیابان عربی» تاکنون آرام بوده (با چند استثنا)، اما ممکن است این وضعیت طولانیمدت نباشد.در نهایت، در نبود یک راهحل سیاسی یا پیروزی نظامی، این منطقه همچنان در وضعیت تنش و نگرانی باقی خواهد ماند.
لینک: https://www.dawn.com/news/1991511
نظر شما