مقدمه:
فرار مغزها بهعنوان جابجایی منابع انسانی ماهر از یک کشور به کشور دیگر تعریف میشود، و اغلب به مهاجرت افراد ماهر از کشورهای کمدرآمد به کشورهای با درآمد بالا، فرار مغزها گفته میشود (گزارش بانک جهانی، 2023). استعدادهای کشورهای در حال توسعه به کشورهای پیشرفته جذب میشوند، زیرا این کشورها حقوق بالاتر، دسترسی به تکنولوژیهای پیشرفته، استانداردهای زندگی بهتر و محیطهای سیاسی باثباتتری دارند. مهاجرت نیروی کار ماهر یک پدیده جهانی است. با این حال، بیشتر مهاجرتها از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعهیافته است. برای کشورهای با درآمد بالا عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، این میزان 4 درصد از جمعیت ماهر است، برای کشورهای با درآمد متوسط این عدد کمی بیشتر از 10 درصد است و برای کشورهای کمدرآمد این مقدار به 20 درصد میرسد. (گزارش بانک جهانی، 2023) داکویه (2014) در مطالعه برجسته خود همین یافتهها را نشان داد که درصد کمی از افراد ماهر از کشورهای توسعهیافته مهاجرت میکنند، در حالی که این درصد در کشورهای در حال توسعه بسیار بالا است، همانطور که در شکل زیر نشان داده شده است[1] .
پاکستان نیز بهعنوان یک کشور در حال توسعه، در جایگاه سوم در جنوب آسیا بعد از هند و بنگلادش و ششم در جهان از نظر مهاجرت سرمایه انسانی قرار دارد. فرار مغزها نگرانی فزایندهای برای کشورهای در حال توسعه مانند پاکستان است، زیرا این کشورها در آموزش و تربیت حرفهایهای جوان سرمایه گذاری زیادی کرده اند. اما زمانی که این افراد مهاجرت میکنند، منابع قابل توجهی از دست میرود و کشورهای دریافتکننده از این مهاجرتها بهطور مستقیم بهرهمند میشوند، چرا که هزینهای برای این سرمایهگذاریها پرداخت نکردهاند. نخبگان هر کشور از گرانترین داراییهای آن بهشمار میآیند، چرا که آموزش و پرورش آنها نیازمند صرف زمان و هزینههای مادی است، اما مهمتر از همه فرصتی است که از دست میرود و تأثیرات آن در آینده مشهود میباشد.
یکی از کارهای اولیه انجامشده توسط حق (2006) دلایل ممکن پشت این مشکل را برجسته کرده است. به گفته وی، زیرساختهای ضعیف، نبود امنیت شخصی، وضعیت بد جادهها و سیستم راهآهن، نبود محیط پاک و امکانات مناسب برای تربیت فرزندان از جمله دلایل مهمی است که به مهاجرت نخبگان و در نتیجه فرار مغزها منجر میشود. علاوه بر این، تفاوتهای غیرقابل مقایسه در نرخ دستمزد و کمبود فرصتهای شغلی برای افراد تحصیلکرده از دیگر دلایل اصلی مهاجرت از کشور بهشمار میآید.
با وجود اینکه مهاجران پاکستانی که در سطح دنیا پراکنده شده اند، از طریق ارسال ارسال وجه به اقتصاد کشور کمک قابل توجهی کرده اند و معیشت مردم را بهبود بخشیده و فشارهای اقتصادی را در بحرانهایی مانند کمبود انرژی، ناامنی غذایی و افزایش بازپرداخت بدهیهای خارجی را کاهش داده اند (احمد، 2021)، اما این سؤال مطرح است که میزان کمک این مهاجران با تحصیلات عالی و نیروی کار ماهر چقدر است، زیرا حجم ارسال ارز بستگی به ویژگیهای مهاجران دارد. مهاجران کممهارت بیشتر احتمال دارد که بهتنهایی مهاجرت کنند و بخش قابل توجهی از درآمد خود را بهطور منظم به خانوادههای خود که در کشور مبداء اقامت دارند، ارسال کنند (گزارش بانک جهانی، 2023). به عنوان مثال، مهاجران هندی در کشورهای حوزه خلیج فارس بهطور متوسط حدود 70 درصد از درآمد خود را برای خانوادههایشان ارسال میکنند. از سوی دیگر، مهاجران ماهر بیشتر احتمال دارد که از خانوادههای مرفهتر باشند و با خانواده مهاجرت کنند، از این رو بهطور دائم اقامت داشته باشند. آنها نیز مبالغ زیادی ارسال میکنند، اما این کار معمولاً بهطور نامنظم انجام میشود.
خان و احمد (2024) از موسسه اقتصاد و توسعه (PIDE) هزینههای ناشی از مهاجرت نیروی انسانی ماهر برای اقتصاد پاکستان را ارزیابی کردند. وقتی هزینههای ناشی از از دست دادن یک نیروی کار تحصیلکرده برای کشور مبدأ بیشتر از منافع ارزی و انتقال دانش باشد، میتوان گفت که فرار مغزها بهعنوان مانعی برای توسعه عمل میکند. این اثرات منفی زمانی تشدید میشود که افراد مشاغلی را انجام میدهند که برای کشور مبدأ آنها حیاتی و ضروری بهشمار میآید. بنابراین، هدف مطالعه ما تحلیل این روند فرار سرمایه انسانی، عوامل اصلی مسئول آن و پیامدهای آن برای اقتصاد پاکستان است. این تحقیق با استفاده از روش داکویه و همکاران (2009) برای ارزیابی فرار مغزها بر اساس مهارتها انجام خواهد شد. برای تحلیل علل و پیامدهای این فرار مغزها، مطالعات گذشته بهطور مفصل بررسی خواهد شد. این مطالعه از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا موضوعی مهم را بررسی میکند که بهطور مستقیم بر رشد و پیشرفت کشور تأثیر میگذارد. با تشریح علل اساسی و عوامل مؤثر در فرار مغزها، اطلاعات ارزشمندی را در اختیار سیاستگذاران، مؤسسات آموزشی و سایر سازمانهای مرتبط قرار میدهد. این مطالعه ممکن است بر تصمیمگیرندگان تأثیر بگذارد تا برنامههایی را راهاندازی کنند که افراد تحصیلکرده را به اقامت، کار و مشارکت در توسعه کشور ترغیب کند.
روند فرار مغزها
پیش از تحلیل حقایق و آمار مربوط به فرار مغزها از پاکستان، ضروری است بدانیم که عموم مردم در مورد این پدیده چه نظری دارند. برای این منظور، کار پیشگامانهی مؤسسهی توسعهی اقتصاد پاکستان (PIDE) توسط نایاب (۲۰۲۲) منبع مهمی برای بررسی است. یافتههای نظرسنجی او نشان میدهد که ۳۷٪ از مردم پاکستان تمایل به ترک کشور دارند. یکی از یافتههای جالب این تحقیق نشان می دهد که افراد تحصیلکرده نسبت به افراد با سطح تحصیلات پایینتر، علاقهی بیشتری به ترک پاکستان دارند، همانطور که در نمودار زیر نشان داده شده است.
بخشی از داده ها استدلال میکند که درصد مهاجران با تحصیلات یا مهارتهای بالا در طول تاریخ مهاجرت پاکستان کمتر از ۱۰ درصد از کل مهاجران بوده است. در سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵، زمانی که در مجموع ۳٫۷ میلیون کارگر به خارج از کشور مهاجرت کردند، تنها ۲٪ از آنها در این دسته قرار گرفتند. این درصد در سالهای ۲۰۲۱-۲۰۲۲ تنها ۵٪ بود. در واقع، اکثر مهاجران از سال ۱۹۷۱ به بعد را کارگران نیمهماهر و غیرماهر تشکیل میدادند (شاه و همکاران، ۲۰۲۳). بنابراین، هشدارها درباره خروج بیسابقه کارگران ماهر و تحصیلکرده، نادرست و مبتنی بر تحلیل نادرست دادههای موجود است (شاه و همکاران، ۲۰۲۴).
با این حال، این تنها بخشی از داستان است زیرا تصویر کامل مهاجرت افراد ماهر زمانی روشن میشود که درصد مهاجران با یک مهارت/تحصیلات خاص را با درصد کل افرادی که آن مهارت/تحصیلات را در کشور مبدأ دارند مقایسه کنیم. برای اندازهگیری درصد مهاجران بر اساس مهارت در اقتصاد پاکستان، از روششناسی داکویه و همکاران (۲۰۰۹) استفاده کردیم. جایی که نرخ مهاجرت به صورت زیر تعریف میشود:
ms = (∑Ms )/(∑Ms + ∑Ns )
در این فرمول، Ms نمایانگر تعداد افرادی است که از کشور مبدأ با مهارتهای خاص در یک دوره زمانی مشخص مهاجرت کردهاند و Ns مجموعاً تعداد افراد دارای آن مهارت در همان دوره زمانی در کشور مبدأ است. برای اندازهگیری مهارتهای خاص بر اساس سالهای تحصیل، از تعریف خان و احمد (۲۰۲۴) استفاده کردیم که آنها فرار مغزها را به طور جداگانه برای نیروی کار نیمهماهر و ماهر، بسیار ماهر و تحصیلکرده تعریف کردهاند. طبق این تعریف، نیروی کار ماهر و نیمهماهر کسانی هستند که ۱۲ سال تحصیل کردهاند، افراد ماهر کسانی هستند که ۱۶ سال تحصیل کردهاند و افراد بسیار ماهر و تحصیل کرده کسانی هستند که حداقل ۱۸ سال تحصیل کرده اند. نمودار زیر نشان میدهد که درصد مهاجران غیرماهر در پاکستان ۱۴٪ است. در حالی که بیشترین درصد مهاجرت مربوط به دستهی افراد ماهر و نیمهماهر با ۷۰٫۹٪ است و پس از آن افراد بسیار ماهر و تحصیلکرده قرار دارند.
پاکستان یکی از کشورهای کمسواد در آسیا به شمار میرود. نرخ سواد آن که ۵۹.۱ درصد است، حتی از کشورهای بوتان و نپال که به ترتیب نرخ سواد ۶۵.۵ درصد و ۶۸ درصد دارند، پایینتر است. مالدیو و سریلانکا در زمینه سواد پیشرفت چشمگیری داشتهاند، به طوری که بیش از ۹۰ درصد از جمعیت این دو کشور باسواد هستند. همچنین، هند و بنگلادش نرخ سواد بالاتر از ۷۴ درصد دارند. با این حال، علیرغم داشتن نرخ سواد پایین، مشاهده میشود که روند فرار سرمایه های انسانی از پاکستان در سالهای اخیر به طور نگرانکنندهای در حال افزایش است. این مسئلهای جدی است زیرا نشان میدهد که افراد با تحصیلات عالی کشور را ترک میکنند و افرادی با مهارت و تحصیلات پایینتر در کشور باقی میمانند. رشد قابل توجهی در مهاجرت در میان حرفه ها نظیر داروسازان، طراحان و پس از آن حسابداران و کشاورزان مشاهده میشود که ممکن است نشاندهنده تقاضای محدود این حرفهها در بازار کار پاکستان باشد.
ایالات متحده، کانادا، اروپا و خاورمیانه میزبان تعداد زیادی از پزشکان، مهندسان، اساتید دانشگاه و متخصصان تحصیلکرده پاکستانی هستند (BEOE, 2023). در سالهای اخیر، تعداد مهاجران پاکستانی که چین را به عنوان مقصد انتخاب کرده اند، بهطور قابل توجهی افزایش یافته است که این امر عمدتاً به دلیل اعطای بیش از بیست هزار بورسیه تحصیلی از سوی چین به دانشجویان پاکستانی است (هیپیر و احمد، ۲۰۲۲). از سوی دیگر، مهاجران پاکستانی در تایلند عمدتاً در فعالیتهای تجاری مشغول هستند (ظفر، ۲۰۲۳).
عوامل مؤثر بر فرار مغزها
نظریههای رشد و تولیدات خانگی اظهار میکند که سرمایه انسانی نقش مهمی در رشد اقتصادی هم در سطح فردی و هم ملی دارد. سرمایه انسانی به مجموعهای از شایستگی، مهارت، دانش، تحصیلات و آموزش گفته میشود. در سطح فردی، انباشت سرمایه انسانی منجر به افزایش بهرهوری از طریق دانش و در نتیجه افزایش درآمد میشود (بکر، 1964). در سطح ملی، نظریههای رشد درونی (لوکاس، 1988) نیز بر این ایده تأکید دارد که افزایش ظرفیت نوآوری یک کشور میتواند رشد اقتصادی آن را به طور چشمگیری ارتقا دهد. این مدلها اجازه میدهند که بازدههای افزایشی از طریق تغییرات فنی درونی، مانند نوآوری یا کشف کالاهای جدید از طریق افزایش تحقیق و توسعه حاصل شوند (هاق،2006(.
این چشماندازها درباره تأثیر مثبت سرمایه انسانی بر اقتصاد، منجر به افزایش ثبتنام در مؤسسات آموزشی در سراسر جهان شد، زیرا بسیاری از کشورها، ارتقای آموزش را به عنوان یک سیاست عمومی در پیش گرفتند. در مورد پاکستان نیز، کمیسیون بورسیههای دانشگاهی در سال 2002 به کمیسیون آموزش عالی ارتقا یافت. هدف از این اقدام، ارتقای دانشگاهها و مؤسسات اعطا کننده مدرک برای تسهیل دسترسی به تحصیلات عالی برای همه بود، به طوری که تعداد دانشگاهها از 54 به 233 دانشگاه در دو دهه گذشته افزایش یافت. تعداد زیادی بورسیه خارجی و داخلی برای افزایش تعداد فارغالتحصیلان دکترا اعطا شد، چرا که ارتقای آموزش عالی به رشد اقتصادی یک کشور کمک میکند. برآوردهای احسان و خان (2023) از مؤسسه اقتصاد توسعه پاکستان (PIDE) نشان میدهد که نرخ رشد متوسط آموزش عالی از سال 2001-2002 تا 2011-2012 برابر با 18.5 درصد بوده است. در نتیجه مشکلات مدیریتی در نهادها، عدم توانایی بازار کار در جذب نیروی کار بیشتر و کیفیت پایین آموزش، تبدیل سالهای تحصیل اضافی به سرمایه انسانی موثر با چالش روبرو شده است. علاوه بر این، وضعیت بد اقتصادی بازار کار و عدم توانایی آن در جذب نیروی کار ماهر، منجر به بیکاری بالا میان فارغالتحصیلان شد. نرخ بیکاری میان فارغالتحصیلان تحصیلات عالی در سال 2014 به حدود 18 درصد رسید که در شکل 5 نشان داده شده است.
حاقه و نایاب (2021) از مؤسسه اقتصاد توسعه پاکستان (PIDE) اشاره میکنند که تنها 31 درصد از جوانان دارای مدارک تحصیلی، از جمله مدارک حرفهای بیکار هستند، به طوری که نرخ بیکاری در میان زنان 51 درصد و در میان مردان 16 درصد است. بیکاری فارغالتحصیلان در مناطق روستایی حتی بسیار بالاتر از مناطق شهری است. بیشتر مطالعات نشان میدهند که یکی از دلایل اصلی فرار مغزها، بیکاری و تمایل به داشتن استانداردهای زندگی بهتر است(هجازی و همکاران، 2024؛ سجاد، 2011؛ زافر، 2023). به طور مشابه، نتایج نظرسنجی پایهای PIDE (2020) نشان میدهد که 78 درصد از شرکتکنندگان خواستار ترک کشور برای دستیابی به درآمد بهتر هستند. در کشورهای توسعهیافته، آموزش نقش مهمی در کاهش بیکاری ایفا میکند، اما در کشورهای در حال توسعه، خطر بیکاری حتی برای افراد با تحصیلات عالی نیز به دلیل تقاضای ناکافی برای فارغالتحصیلان دانشگاهی در بازار کار، بسیار بالاست، همانطور که در شکل 6 نشان داده شده است.
در یکی از تحقیقات مرتبط دیگر، احسان و خان (2023) از PIDE، بیکاری فارغالتحصیلان را بر اساس رشته تحصیلی تحلیل کردند. تحلیل آنها تصویری ناامیدکنندهتر از بیکاری در برخی رشتهها را نشان میدهد. در مدت فقط دو سال، نرخ بیکاری در میان مهندسان دو برابر شده و از 11 درصد به 23.5 درصد افزایش یافته است، همانطور که در جدول 1 نشان داده شده است. شرایط مشابهی برای فارغالتحصیلان رشتههای کشاورزی و علوم کامپیوتر مشاهده شده است. اگرچه فارغالتحصیلان علوم پزشکی کمترین نرخ بیکاری را نسبت به فارغالتحصیلان سایر رشتهها دارند، اما در مدت تنها دو سال، بیکاری در رشته پزشکی نیز افزایش چشمگیر 68 درصدی را تجربه کرده است. بنابراین، همانطور که پیشتر در شکل 2 اشاره شد، بیکاری میتواند عامل اصلی و تعیینکنندهای برای ترک کشور توسط افراد با تحصیلات عالی و شایستگی بالا باشد.
از دیگر عوامل رایج فرار مغزها در پاکستان، مشکلات دیرینه دولتی، استانداردهای پایین زندگی، وضعیت مالی ناپایدار و زیرساختهای در حال تخریب هستند (کوسار و همکاران، 2020). همانطور که مشاهده شده، انتقال جمعیتی و گسترش آموزش عالی فارغالتحصیلان را مجبور میکند تا به عنوان افرادی با تحصیلات بیش از حد در بازار کار حضور یابند، که ممکن است منجر به کاهش بازده تحصیلات در میان این گروه ها شود (احسان و همکاران، 2024؛ احسان، 2023). علاوه بر این، به دلیل ادامهدار بودن بیثباتی و وضعیت رو به وخامت امنیت و قانون در کشور، افراد به دنبال یافتن زندگی با ثباتتر به خارج از کشور مهاجرت میکنند. (افضل و همکاران، 2012؛ میشرا، 2023). شاهد (2020) از PIDE موضع سختتری در قبال پدیده فرار مغزها اتخاذ کرده است. به گفته وی، در کشور جایی برای تفکر خلاق و افراد با توانمندیهای پیشرفته وجود ندارد. در عوض، ذهنیت سلسلهمراتبی و استعماری حاکم بر مؤسسات نشان میدهد که نیازی به سرمایه انسانی با کیفیت بالا نیست. در چنین فضایی، توسعه و تولید سرمایه انسانی با کیفیت بالا چالشبرانگیز است و نگه داشتن آن برای مدت طولانی نیز دشوار است.
پیامدهای فرار مغزها
مهاجرت افراد با تحصیلات عالی با مهارتهای پیشرفته از پاکستان پیامدهای زیادی دارد که تأثیر قابل توجهی بر ساختار اجتماعی، اقتصاد و نرخ توسعه کشور میگذارد. مهمترین اثر آن کاهش قابل توجه منابع انسانی ماهر است. مهاجرت افراد با تحصیلات و مهارتهای بالا کشور را از تجربیات، دانش و توانمندیهای آنان محروم میسازد که در نتیجه موجب کاهش سرعت نوآوری و پیشرفت تکنولوژیکی میشود. یکی دیگر از مطالعات پیشگامانهای که در PIDE توسط خان و احمد (2024) انجام شد، هزینه اقتصادی از دست دادن استعدادها به دلیل فرار مغزها را برای پاکستان محاسبه کرد. این مطالعه جنبههای مختلف از دست دادن استعداد در پاکستان را مورد بررسی قرار داد. با در نظر گرفتن هزینههای صریح و ضمنی، این مطالعه تأثیر اقتصادی از دست دادن استعداد را برآورد کرد. علاوه بر این، آنها کاهش توان تولیدی کشور مبدأ را نیز تحلیل کردند. مهاجران معمولاً از طریق کار و بهرهوری خود به تولید ناخالص داخلی (GDP) کشورهای مقصد کمک میکنند که منجر به خسارات اقتصادی قابل توجهی برای کشورهای مبدأ میشود. طبق محاسبات آنها، که بر اساس سهم مهاجران در GDP جهانی و کسر پولهای ارسالی به کشور مبدأ انجام شده است، پاکستان در سال 2023، زیان بهرهوری معادل 303.4 میلیارد دلار آمریکا را تجربه کرده است.
فرار سرمایه انسانی از پاکستان نگرانیهای دیگری نیز به همراه دارد که باید به آنها پرداخته شود. این پدیده نشاندهنده تقاضای محدود در اقتصاد داخلی برای نیروی کار تحصیلکرده است و ممکن است رشد کندی در بخش کسبوکار و عملکرد اقتصادی ضعیف کشور را نشان دهد. رشد سریع تکنولوژیکی و نوآوری در قلب توسعه هم کشورهای توسعهیافته و هم کشورهای در حال توسعه قرار دارد. اگر به بخش تولیدی پاکستان نگاه کنیم، سهم آن در تولید ناخالص داخلی (GDP) فقط 12.79 درصد است و این بخش تنها 16.1 درصد از نیروی کار کشور را به خود اختصاص میدهد (مدثر، 2019). بنابراین، کشور باید بیشتر بر توسعه بخش صنعتی تمرکز کند. اگر نیروهای تحصیلکرده به درستی استفاده شوند، میتوان به افزایش صادرات محصولات آموزشمحور کشور کمک کنند و همچنین به کاهش بیکاری و جلوگیری از فرار مغزها کمک کنند. علاوه بر این، کشاورزی به عنوان رکن اصلی اقتصاد پاکستان شناخته میشود و بخش کشاورزی نقشی حیاتی در اقتصاد آن ایفا میکند. با این حال، سهم آن در تولید ناخالصی داخلی تنها 19.2 درصد است و حدود 38.5 درصد از نیروی کار را به خود اختصاص میدهد. اما سوال مهم این است که تا چه حد این بخش برای اشتغال نیروی تحصیلکرده و متخصص هدفگذاری کرده است؟ به دلیل پتانسیل پایین برای نیروی تحصیلکرده در بخش کشاورزی، متأسفانه بیشتر نیروی کار فعلی بیسواد هستند. شاید به همین دلیل است که پاکستان مقادیر زیادی بذر، کود، سموم شیمیایی و دیگر ماشینآلات کشاورزی را از کشورهای خارجی وارد میکند. پاکستان سالانه 260,844 دلار آمریکا تنها برای واردات سموم و کود هزینه میکند. علاوه بر این، صادرات کشاورزی پاکستان محدود به مواد خام است و کمبود تخصص و فناوری برای تبدیل این مواد خام به محصولات نهایی صادراتی وجود دارد.
جهان به طور فزایندهای به سوی پیشرفتهای شگرف فناوری حرکت میکند که ما را به مرحلهای کلیدی از نوآوری در حوزه محاسبات و ارتباطات رسانده است. فناوریهایی مانند پهنای باند موبایل، اینترنت (IoTs) و هوش مصنوعی (AI) به سرعت در حال شکل دادن به زندگی ما هستند. با این حال، در پاکستان، 22.6 درصد از فارغالتحصیلان رشته علوم کامپیوتر در سالهای 2020-2021 با بیکاری مواجه بودند و نرخ رشد مهاجرت متخصصان کامپیوتر 30 درصد است. در نهایت، پزشکان و متخصصان پزشکی نسبت به سایر افراد با تحصیلات عالی نرخ مهاجرت پایینتری دارند. این ممکن است نشاندهنده تقاضای بالای پزشک در کشورهای در حال توسعه باشد و آنها همچنین میتوانند به راحتی در با فعالیت مستقل حرفهای خود از طریق تأسیس بیمارستان و کلینیک مشغول شوند. علاوه بر این، تا سال 2020، تنها 1.632 پزشک برای هر 1000 نفر در پاکستان موجود بود که این نشاندهنده نیاز شدید به پزشک برای رفع این کمبود است. از سوی دیگر، تجارت تجهیزات دارویی نشان میدهد که پاکستان ذخایر ارزی زیادی را برای واردات تجهیزات پزشکی و دارو صرف میکند. طبق دادههای پایگاه داده COMTRADE سازمان ملل، واردات محصولات دارویی بینالمللی در سال 2021 معادل 3.78 میلیارد دلار آمریکا بوده است. بنابراین، نیاز است که زیرساختهای بهداشتی کشور توسعه یابد تا نه تنها این فارغالتحصیلان پزشکی جذب شوند بلکه به بهبود کلی صنعت بهداشت و درمان نیز کمک کنند.
نتیجهگیری و راهکارها
فرار مغزها یکی از مشکلات عمدهای است که پاکستان در دو دهه اخیر با آن مواجه بوده است. نیروی انسانی متخصص و نخبگانی که منبعی حیاتی برای رشد کشورهای کمدرآمد هستند، از کشور خارج شدهاند و نیمی از آنها در صف پیروی از این روند قرار دارند. بنابراین، لازم است که با اتخاذ استراتژیای جامع که به ریشههای اصلی مشکل پرداخته و شرایطی مناسب برای حفظ و بهرهبرداری از نیروی کار بااستعداد ایجاد کند، با این مشکل به طور مؤثر مقابله شود. اولین قدم در این راستا، ایجاد فرصتهای شغلی بهتر در داخل کشور از طریق سرمایهگذاری در صنایع، نوآوری و کارآفرینی است، چرا که این امر میتواند باعث حفظ استعدادها و جذب مجدد آنها به کشور شود. برای این منظور، دستور کار اصلاحات PIDE (2021) میتواند راهنمای خوبی برای شروع باشد. دستور کار بر لزوم حذف مقررات زائد و مستندسازی اضافی تأکید دارد، زیرا این موارد مانع از رشد بسیاری از استارتاپها میشود. تعجبآور نیست که پاکستان در تمام شاخصهای مرتبط با سهولت کسبوکار و رقابتپذیری در رتبههای پایین قرار دارد. دستور کار همچنین بر کاهش دخالت دولت در اقتصاد تأکید میکند، چرا که در حال حاضر سهم دولت در اقتصاد پاکستان 67 درصد است و این موضوع مانعی بزرگ در برابر ارائه فرصتهای برابر برای تمامی فعالان بازار و اطمینان از رقابت عادلانه است. در نهایت، گزارش PIDE تحت عنوان "فرصت برای برتری: اکنون و آینده" توسط حاقه و نایاب (2021)، رویکردی مبتنی بر فرصتهای متمرکز بر استعداد را تأکید میکند که میتواند به شکوفایی خلاقیت و کارآفرینی در همه جا کمک کند. این رویکرد میتواند منجر به شبکهای از فعالیتها و ایدههای نوین شود و در نتیجه، افزایش تولید ناخالص داخلی از طریق همکاری با شبکههای جهانی استعداد و دانش را به همراه داشته باشد. Top of FormBottom of Form
منبع:
نظر شما