از مشرق زمین شاعرانه تا سیاستهای استعماری
از دیرباز، ایران بهعنوان بخشی از شرق اسرارآمیز و پررمزوراز، الهامبخش بسیاری از متفکران و هنرمندان آلمانی بوده است. در قرن نوزدهم، این علاقه به شرقشناسی و مطالعات زبانی منجر به کشف ریشههای مشترک بین زبانهای ایرانی و آلمانی شد. با پیشرفت تحقیقات دانشگاهی، آثار مرجع متعددی درباره زبان و ادبیات فارسی در آلمان منتشر شد و ایران بهعنوان یکی از کانونهای تمدنی مورد توجه شرقشناسان آلمانی قرار گرفت. در همین دوران، روابط تجاری میان دو کشور نیز توسعه یافت و تعدادی از تجار ایرانی در شهر هامبورگ ساکن شدند. این روند تا جایی پیش رفت که در آغاز قرن بیستم، ارتباطات فرهنگی و اقتصادی ایران و آلمان بهطور رسمیتر پیگیری شد.
تأثیر استعمار و نفوذ اقتصادی آلمان در ایران
با گسترش استعمار اروپایی در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، ایران نیز در کانون توجه قدرتهای جهانی قرار گرفت. در سال ۱۲۸۵ خورشیدی (۱۹۰۶ میلادی)، اولین قانون اساسی ایران تحت تأثیر ساختارهای حکومتی اروپا تدوین شد که موجب محدود شدن قدرت مطلقه شاه گردید. در همین زمان، کشف نفت در جنوب ایران در سال ۱۲۸۶ خورشیدی (۱۹۰۷ میلادی) نقطه عطفی در سیاستهای اقتصادی ایران شد.
آلمان که در آن زمان بهسرعت در حال صنعتی شدن بود، به ایران بهعنوان یک شریک اقتصادی نگاه میکرد. در سال ۱۳۰۹، شرکت نفت ایران و انگلیس (BP) سهامدار کامل یکی از مهمترین شرکتهای نفتی و بنزینی آلمان، یعنی "OLEX Deutsche Benzin– und Petroleum-Gesellschaft mbH" شد. این رویداد، آغازگر وابستگی سیاست اقتصادی ایران به صنعت نفت بود؛ وابستگیای که تا به امروز ادامه دارد.
دوران نازیها و نگاه ایدئولوژیک به ایران
در دوران حکومت ناسیونالسوسیالیستها در آلمان، مفهوم "ایران" از نظر ایدئولوژیک نیز اهمیت بیشتری پیدا کرد. واژه "ایران" که به معنای سرزمین آریاییها است، در تبلیغات نازیها بازتاب گستردهای یافت. این مسئله در ایران نیز واکنشهای متعددی برانگیخت، زیرا بسیاری از نخبگان سیاسی ایران به دنبال ایجاد روابط نزدیکتر با آلمان بودند. نازیها علاوه بر تبلیغات ایدئولوژیک، اهداف اقتصادی و استراتژیک نیز در ایران دنبال میکردند. آنها سرمایهگذاریهایی در پروژههای زیربنایی ایران انجام دادند، از جمله ساخت خطوط راهآهن که بخشی از برنامهای گسترده برای افزایش نفوذ آلمان در خاورمیانه بود. همچنین، در حوزه آموزش و پرورش، همکاریهایی میان دو کشور شکل گرفت.
پس از جنگ جهانی دوم؛ تقویت روابط در دوره جمهوری فدرال آلمان
پس از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم، جمهوری فدرال آلمان تلاش کرد روابطی که در دوران نازیها با ایران شکل گرفته بود را بازتعریف کند. در این دوران، آلمان به یکی از شرکای اصلی ایران در زمینههای اقتصادی، علمی و فرهنگی تبدیل شد. دانشگاههای آلمان به یکی از مقاصد اصلی دانشجویان ایرانی تبدیل شدند و متفکران ایرانی آثار فلسفی آلمانی را بیش از پیش ترجمه و به جامعه روشنفکری ایران معرفی کردند. این تأثیرات تا امروز نیز در محافل دانشگاهی ایران دیده میشود.
در دوران پهلوی (۱۳۵۷-۱۳۰۴)، همکاریهای ایران و آلمان در زمینه صنعت، آموزش عالی و تبادلات فرهنگی گسترش یافت. این همکاریها باعث شد که هنرمندان و روشنفکران دو کشور در پروژههای مشترک فرهنگی فعالیت کنند. همچنین، روحانیون ایرانی با حمایت تجار، اقدام به ساخت یکی از بزرگترین مساجد ایرانی در خارج از کشور در آلمان کردند. همزمان، آلمان در تهران حضور اقتصادی چشمگیری پیدا کرد و دفتر بازرگانی خارجی آلمان در تهران به یکی از بزرگترین دفاتر تجاری این کشور در سطح جهانی تبدیل شد.
جنبشهای دانشجویی ایرانی در آلمان و انقلاب اسلامی
دهه ۱۹۷۰ میلادی شاهد افزایش چشمگیر تعداد دانشجویان ایرانی در آلمان بود. در این دوران، مؤسسه فرهنگی گوته در تهران به یکی از مراکز اصلی تجمع روشنفکران و دانشجویان تبدیل شد. فعالیتهای این نهاد آلمانی به مرور به کانون مباحث انقلابی بر ضد رژیم پهلوی تبدیل شد و در نهایت، بسیاری از فعالان دانشجویی که در آلمان تحصیل کرده بودند، پس از انقلاب ۱۳۵۷ به ایران بازگشتند و در شکلدهی فضای جدید سیاسی نقش ایفا کردند.
جمعبندی؛ ایران و آلمان در گذر تاریخ
روابط تاریخی ایران و آلمان ترکیبی از تعاملات فرهنگی، همکاریهای اقتصادی، و تحولات سیاسی بوده است. از تأثیرات شرقشناسی و زبانشناسی آلمانی بر شناخت ایران گرفته تا روابط تجاری گسترده و حتی رقابتهای استراتژیک در دوران استعمار و جنگهای جهانی، این روابط همواره فراز و نشیبهای زیادی داشته است. امروزه، با وجود چالشهای ژئوپلیتیکی، روابط دو کشور همچنان ادامه دارد و آلمان یکی از بزرگترین شرکای تجاری ایران در اتحادیه اروپا محسوب میشود. تأثیر متقابل فلسفه، ادبیات، سیاست و اقتصاد میان این دو کشور نشاندهنده پیوندی عمیق است که در طول تاریخ شکل گرفته و همچنان ادامه دارد.
منبع: diberatung - کتاب «تاریخ روابط ایران و آلمان» (Geschichte der deutsch-iranischen Beziehungen)
نظر شما