نادیده شدن حقوق اقلیت های دینی در نظام آموزشی پاکستان

دانش‌آموزان اقلیت‌های دینی می‌گویند سوگیری مذهبی در کتاب‌های درسی و فضای کلاس‌ها از همان سال‌های نخست تحصیل، آنان را به حاشیه می‌راند.

قانون اساسی پاکستان بر برابری شهروندی، آزادی دینی و آموزش رایگان و اجباری برای همه کودکان ۵ تا ۱۶ سال تأکید دارد؛ با این حال، برای بسیاری از دانش‌آموزانِ متعلق به اقلیت‌های دینی، این تضمین‌ها ــ به‌ویژه در نظام آموزشی ــ هرگز به‌طور کامل محقق نشده است.

مطالعه‌ای تازه از سوی بنیاد سیسل و آیریس چودری (CICF) نشان می‌دهد که محتوای دینی ــ عمدتاً آموزه‌های اسلامی ــ به‌صورت گسترده در کتاب‌های درسی مدارس دولتی در هر چهار استان کشور نفوذ کرده است؛ حتی در درس‌هایی که ذاتاً باید خنثی و غیرمذهبی باشند، مانند زبان انگلیسی، اردو، مطالعات اجتماعی، معلومات عمومی و مطالعات پاکستان.

کاشان، دانش‌آموز مسیحی از سیالکوت، می‌گوید: «برای من درس اردو درست مثل درس تعلیمات اسلامی بود. سراسر آن پر از محتوای اسلامی بود و از نظر آموزشی، هیچ ارتباطی با آموزش زبان نداشت».

نبیله فیروز بهَتی، مدیر برنامه در سازمان سنجوگ-پاکستان و عضو کارگروه کمیسیون ملی حقوق کودک (NCRC)، معتقد است چنین تجربه‌هایی نشانه یک ناکامی ساختاری عمیق‌تر است.
او می‌گوید: «وقتی محتوای دینی وارد دروس اجباری می‌شود، آموزش بی‌طرفی خود را از دست می‌دهد. برای کودکان اقلیت، کلاس درس به جای فضای یادگیری، به فضای محرومیت تبدیل می‌شود».

گزارش CICF تصریح می‌کند که آیات قرآن، دعاهای اسلامی و روایت‌های دینی به‌طور معمول در دروس غیرمذهبی گنجانده می‌شوند، بی‌آنکه محتوای جایگزینی برای دانش‌آموزان غیرمسلمان فراهم شود؛ امری که عملاً آنان را وادار می‌کند مطالبی خارج از نظام اعتقادی خود را بیاموزند.

بهَتی تأکید می‌کند: «این امر به‌طور مستقیم با اصل ۲۲ قانون اساسی در تضاد است. هیچ دانش‌آموزی نباید مجبور به دریافت آموزش دینیِ مربوط به مذهبی غیر از مذهب خود شود، اما خودِ برنامه درسی این تضمین را نقض می‌کند».

در حالی که دروس تعلیمات اسلامی، عربی و آموزش قرآن برای دانش‌آموزان مسلمان اجباری است، دانش‌آموزان اقلیت همچنان با خلأهای ساختاری روبه‌رو هستند. در سال ۲۰۲۰، دولت تحریک انصاف پاکستان (PTI) اعلام کرد که قصد دارد کتاب‌های دینی جایگزین برای هفت دین اقلیت تدوین کند؛ اما این کتاب‌ها تاکنون وارد بازار نشده‌اند.

بهَتی می‌گوید: «اصل ۲۵-الف آموزش رایگان و اجباری را برای هر کودک تضمین می‌کند، اما وقتی گزینه‌های جایگزین فقط اعلام می‌شوند و هرگز اجرا نمی‌گردند، دانش‌آموزان اقلیت عملاً هیچ انتخابی ندارند. این نوعی طردِ طراحی‌شده است».

برای برخی کودکان، این طرد از سنین بسیار پایین آغاز می‌شود. نورِ سحر، دانش‌آموز مسیحی که بعدها به‌دلیل تبعیض‌های مکرر همراه خانواده‌اش از جنوب پنجاب به لاهور مهاجرت کرد، می‌گوید احساس حاشیه‌نشینی او از کودکی شکل گرفت.

او می‌گوید: «چهارساله بودم که در مدرسه‌ای درس می‌خواندم که به موفقیت‌هایش در بُرد مولتان و فعالیت‌های فوق‌برنامه مشهور بود. اما معلمی برای دانش‌آموزان مسیحی که نمی‌خواستند تعلیمات اسلامی بخوانند، وجود نداشت. ناچار شدم همان درس را انتخاب کنم».

او به یاد می‌آورد که از او انتظار می‌رفت آیات عربی را حفظ کند و به‌صورت ناظرانه (ناظرَه) از کتاب‌هایی بخواند که معنایشان را نمی‌فهمید.

«برای یک کودک، این تجربه گیج‌کننده و ترسناک بود. مدام بابت ناتوانی در خواندن زبانی که هرگز نیاموخته بودم، قضاوت می‌شدم. از اشتباه کردن می‌ترسیدم و در عین حال می‌دانستم انتخاب دیگری ندارم. این احساس با من ماند».

پیامدهای این طرد، فراتر از آموزش مدرسه‌ای است. دانشجویی از دانشگاه علوم مدیریت که در مقطع ام‌فیل تحصیل می‌کند و نخواست نامش فاش شود، گفت چارچوب‌بندی دینی اغلب شرط بقا در دانشگاه است.
او می‌گوید: «بعضی استادان تقریباً هر موضوعی را به اسلام پیوند می‌زنند. در امتحان‌ها می‌دانستم اگر پاسخ‌ها را در قالب دینی ننویسم، به‌سختی نمره قبولی می‌گیرم».

بهَتی هشدار می‌دهد که اثرات این وضعیت بسیار گسترده است: «وقتی آموزش بی‌طرفی دینی خود را از دست می‌دهد، بر رفاه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کودکان اثر منفی می‌گذارد و تضمین‌های قانون اساسی درباره برابری، کرامت و آزادی عقیده را تضعیف می‌کند».

مطالعه CICF همچنین نشان می‌دهد که اقلیت‌های دینی تا حد زیادی از روایت ملی پاکستان حذف شده‌اند. در کتاب‌های مطالعات پاکستان و تاریخ، هندوها، مسیحیان و سیک‌ها اغلب به‌عنوان دشمنان گذشته شبه‌قاره تصویر می‌شوند یا اساساً از روایت‌های ملت‌سازی، علم و خدمات عمومی حذف شده‌اند.

بهَتی می‌گوید: «وقتی اقلیت‌ها از برنامه درسی حذف می‌شوند، دانش‌آموزان هرگز نمی‌آموزند چگونه با پیروان ادیان دیگر تعامل داشته باشند. این غیبت، جهل و خصومت اجتماعی را بازتولید می‌کند».

این جهل غالباً به آزارهای روزمره تبدیل می‌شود. ناینا، دانش‌آموز هندو از سند، می‌گوید همکلاسی‌هایش به‌طور مداوم او را مسخره می‌کردند، زیرا درکی از تنوع دینی نداشتند.
«سؤال‌های احمقانه می‌پرسیدند؛ مثلاً چرا ازدواج نکرده‌ام یا چرا بِنْدی نمی‌زنم. مدام مفهوم بهشت را به من تحمیل می‌کردند و می‌گفتند تا مسلمان نشوم وارد بهشت نمی‌شوم. آموزش به آن‌ها یاد نداده بود چگونه با کسی از دین دیگر رفتار کنند. من همیشه هدف تمسخر بودم».

والدین می‌گویند این تأثیرات از همان ابتدا آغاز می‌شود و سال‌ها باقی می‌ماند. نِها جان، مادر دو کودک، می‌گوید تبعیض حتی از نام‌ها شروع می‌شود.
«حتی داشتن نام مسیحی برای فرزندانم مشکل‌ساز است. در شهرهای کوچک‌تر، وضعیت بدتر است. به‌دلیل این تبعیض مداوم، جدی به تغییر شهر یا حتی ترک کشور فکر کرده‌ام تا فرزندانم زندگی عاری از تعصب داشته باشند».

این حذف، تصور کودکان اقلیت از جایگاهشان در کشور را نیز شکل می‌دهد. وقاص سارویا، پدر کاتولیک از نارووال، می‌گوید: «وقتی دانش‌آموز بودم، همیشه از خودم می‌پرسیدم چرا حتی یک قهرمان از میان اقلیت‌ها در کتاب‌ها نیست. حالا می‌ترسم پسرم بزرگ شود و فکر کند جایی در داستان این کشور ندارد».

دکتر یواس بن سامان از لاهور نیز دیدگاهی مشابه دارد: «تنها شخصیت اقلیتی که از کتاب‌ها به یاد دارم، باغبانی به نام دِو مالی بود. وقتی اقلیت‌ها به نقش‌های حاشیه‌ای یا خدمت‌کارانه تقلیل داده می‌شوند، این تصور تقویت می‌شود که سهم معناداری در جامعه ندارند».

تبعیض اغلب از طریق تعاملات مستقیم در کلاس تشدید می‌شود. سایمون اختر، دانش‌آموز مسیحی از ننکانه صاحب، می‌گوید سوگیری دینی فراتر از کتاب‌ها بود.
«مدام تحریک می‌شدم وارد مناظره‌های دینی شوم. بارها از من خواسته شد روایتِ تحریف‌شدن کتاب‌های مقدس ما را رد کنم. یکی از معلمان حتی کتابی از دکتر ذاکر نایک ــ واعظی که به ترویج عدم مدارا مشهور است ــ به من داد و گفت بخوانم تا درباره مسلمان‌شدنم بحث کنیم. هم‌زمان، همیشه هشدار داده می‌شد که این گفت‌وگوها را در خانه بازگو نکنم. این وضعیت ترس، سردرگمی و احساس ناامنی دائمی ایجاد می‌کرد».

در سطح دانشگاهی، تبعیض ساختاری می‌تواند پیامدهای ویرانگری داشته باشد. فارغ‌التحصیل مسیحی دانشگاه پنجاب که نخواست نامش فاش شود، می‌گوید دروس اجباری قرآن ــ بدون گزینه‌های جایگزین کارآمد ــ آینده تحصیلی او را متوقف کرده است.
«برای نزدیک به ۱۲۰ دانشجوی اقلیت، فقط یک عضو هیئت علمی برای درس جایگزین وجود دارد. هیچ نظام منسجم و پاسخ‌گویی در کار نیست. نمرات من از ترم پنجم تا هشتم هنوز اعلام نشده است. واحدها را تمام کرده‌ام، اما مدرکم را نگرفته‌ام».

او افزود که فضای کلاس‌های قرآن برایش آشکارا خصمانه بوده است: «استاد بارها در حضور کلاس به دین من توهین کرد و مرا وارد بحث‌های بی‌مورد دینی کرد. احساس تحقیر و ناتوانی داشتم. حتی اکنون هم نمی‌توانم آزادانه صحبت کنم، چون هنوز منتظر مدرکم هستم».

بهَتی می‌گوید این ناکامی‌ها بازتاب انکار گسترده‌تر حقوق اقلیت‌هاست: «وقتی اصول ۲۰، ۲۲، ۲۵، ۲۵-الف، ۲۷، ۳۶ و ۳۸ در عمل نادیده گرفته می‌شوند، کودکان اقلیت نه‌تنها از آموزش، بلکه از شهروندی برابر محروم می‌مانند».

گزارش CICF در پایان نتیجه می‌گیرد که اگر اصلاح برنامه درسی بر بی‌طرفی دینی و بازنمایی فراگیر اولویت ندهد، نظام آموزشی پاکستان همچنان دانش‌آموزان اقلیت را به حاشیه خواهد راند؛ وعده‌های قانون اساسی تحقق نخواهد یافت و نسل‌هایی از کودکان در کلاس‌های خود احساس نامرئی‌بودن خواهند کرد.

https://www.ucanews.com/news/how-pakistans-curriculum-fails-religious-minorities/111699

کد خبر 26007

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 6 =