افول هژمونی غرب و امکان شکل‌گیری نظم ضداستعماری در سایه مقاومت ایران

این متن تحلیلی، جنگ و تحولات خاورمیانه را نشانه‌ای از تضعیف نظم تحت رهبری آمریکا و گذار به یک نظم چندقطبی می‌داند. نویسنده معتقد است مقاومت ایران، همراه با نقش چین به‌عنوان ضامن آتش‌بس، می‌تواند بخشی از یک موج جدید ضدامپریالیستی شبیه جنبش‌های جهان سوم و کنفرانس باندونگ باشد. در عین حال تأکید می‌شود که این روند هنوز ناپایدار است؛ زیرا ائتلاف‌های جهانی در حال فروپاشی‌اند و نظم جدید به‌صورت شکننده در حال شکل‌گیری است. متن همچنین هشدار می‌دهد که بدون اصلاحات داخلی در کشورهای منطقه، هیچ نظم ضداستعماری پایداری شکل نخواهد گرفت.

آقای عاصم سجاد اختر استاد دانشگاه قائد اعظم پاکستان:

با وجود شرایط کاملاً نابرابر، ایران در نبردی تعیین‌کننده در دل یک جنگ تاریخیِ طولانی پیروز شده است. حتی اگر بمباران بی‌وقفه اسرائیل علیه لبنان آتش‌بس شکننده را برهم بزند و مذاکراتی که قرار بود در اسلام‌آباد میان هیئت‌های آمریکایی و ایرانی برگزار شود شکست بخورد، تهران با وجود هزینه‌های سنگین، در برابر بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان ایستادگی کرده است.برخی این لحظه را به دوران اوج بین‌الملل‌گرایی ضداستعماری جهان سوم، که با کنفرانس باندونگ شناخته می‌شود، و حتی به کنگره خلق‌های شرق که لنین اندکی پس از انقلاب بلشویکی در باکو برگزار کرد، مرتبط می‌دانند. پس آیا با یک سپیده‌دم ضد امپریالیستی جدید روبه‌رو هستیم؟ بی‌ثباتی نظم پس از جنگ سرد قطعاً در حال تشدید است. نقش پکن به‌عنوان ضامن آتش‌بس تهران، تأیید می‌کند که جنگی امپریالیستی که فراتر از خیال صهیونیستیِ تغییر رژیم در ایران، قرار بود محاصره واشنگتن علیه چین را نیز تقویت کند، به‌طور چشمگیری نتیجه معکوس داده است.

در اینجا چند فرضیه اولیه درباره اینکه چگونه باید آنچه رخ داده را تفسیر کنیم و در ادامه چه چیزی را انتظار داشته باشیم، ارائه می‌کنم.امپراتوری آمریکا و پایگاه صهیونیستی آن، همچنان در هر زمان و مکانی که ممکن باشد به استفاده از خشونت ادامه خواهند داد. افول نسبی اقتصادی واشنگتن، از جمله این واقعیت که حتی هژمونی دلار نیز در معرض تهدید قرار گرفته است در تنگه هرمز و فراتر از آن  تنها از طریق توسل به اجبار آشکارتر پنهان می‌شود. به‌جز لبنان، نباید فراموش کرد که در غزه نیز از اکتبر ۲۰۲۵ آتش‌بسی به‌ظاهر برقرار بوده است.

تل‌آویو ناگزیر دوباره به سمت جنگ با ایران خواهد رفت، ترامپ ممکن است تهدیدهای خود علیه کوبا را عملی کند، و انواع درگیری‌های نیابتی قدیمی و جدید همچنان داغ باقی خواهند ماند. وضعیت پیش از آنکه چشم‌انداز صلحی پایدار در قالب نظم هژمونیک جدید شکل بگیرد، بدتر خواهد شد.ائتلاف‌های قدیمی در جنوب و غرب آسیا، همچنین آمریکای شمالی و اروپای غربی و دیگر مناطق در حال فروپاشی‌اند، اما ائتلاف‌های جدید هنوز در مرحله‌ای شکننده قرار دارند. برای مثال امارات متحده عربی، در برخی تحلیل‌ها کاملاً از سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) جدا ایستاده است. این دیدگاه در پاکستان با گزارشی تقویت می‌شود که می‌گوید ابوظبی اخیراً از حکومت هیبریدی خواسته است بدهی ۳.۵ میلیارد دلاری خود را به‌طور کامل بازپرداخت کند. به هر شکل، روشن است که «شرق» یا «جنوب جهانی» به هیچ وجه یک کل ایدئولوژیک منسجم نیست که در برابر هسته غربی نظام سرمایه‌داری جهانی یکپارچه ایستاده باشد. روابط پاکستان با همسایگان نزدیکش هند و افغانستان نمونه‌ای روشن از کار دشواری است که باید انجام شود تا آینده‌ای شکل گیرد که در آن مردم جنوب و غرب آسیا بتوانند در کنار هم شکوفا شوند.مقاومت ایران، افکار عمومی را بسیج کرده است.

تغییرات ژئوپلیتیکی جهانی و منطقه‌ای که هم‌زمان با تضعیف هژمونی آمریکا رخ می‌دهند، امکان طلوعی جدید را نمایان می‌سازند؛ اما در نهایت، رهایی «مردمان شرق» به همان اندازه که به عرصه بین‌المللی مربوط است، به سیاست داخلی نیز وابسته است. برای درک این دیالکتیک پیچیده، کافی است به کشور خود نگاه کنیم. طبق همه شواهد، طبقه حاکم نظامی پاکستان همچنان به منطق طبقاتی، نژادی و جنسیتی نظم استعماری-سرمایه‌داری پایبند است که اکثریت مردم را تحت سلطه نگه می‌دارد. رژیم کنونی می‌تواند و باید از نقش میانجی‌گری میان آمریکا و ایران کسب اعتبار کند، اما این امر آن را از پاسخ‌گویی در برابر رفتارهای داخلی‌اش معاف نمی‌کند. یک دستگاه سرکوب‌گر که بر وابستگی خارجی بنا شده، صرفاً با دیپلماسی ماهرانه ماهیت سرکوبگر خود را از دست نمی‌دهد. پروژه بین‌الملل‌گرایی جهان سوم، با وجود شباهت تاریخی آشکار، در نهایت زیر فشار تناقض‌های داخلی و خارجی، که هم‌زمان عمل می‌کردند، فروپاشید. اگر عصر جدیدی از چندقطبی‌گرایی و حتی سیاست و اقتصاد ضد امپریالیستی در افق باشد، باید هم در سطح بین‌المللی و هم در درون مرزهای دولت ملت‌ها شکل بگیرد.امید مهم است، اثرگذار است و گاهی حتی مسری. مقاومت ایران افکار عمومی جهانی را بسیج کرده است، همان‌طور که مسئله فلسطین در ماه‌های پس از اکتبر ۲۰۲۳ چنین کرد. چالش همواره این است که این صدای جهانیِ در حال گسترش، به مرور زمان به شکلی ملموس‌تر تبدیل شود، فراتر از منطق قطبی‌کننده شبکه‌های اجتماعی، که می‌تواند همان کسانی را که خواهان آینده‌ای رهایی‌بخش هستند، در برابر یکدیگر قرار دهد. یک ضد امپریالیسم واقعی می‌تواند در پرتو مقاومت ایران علیه امپراتوری خود را تقویت کند، اما هم‌زمان باید بر وظیفه دشوار متحد کردن مقاومت مردمی در داخل نیز تمرکز کند. با توجه به ماهیت ارتجاعی اکثر حکومت‌های جهان، نباید ساده ‌لوح بود نسبت به آنچه در پیش است. اما آنتونیو گرامشی تأکید می‌کرد که خوش‌بینی اراده نباید کنار گذاشته شود.

لینک:https://www.dawn.com/news/1990403

کد خبر 26483

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 5 =