بازخوانی خاطرات شهرلاهور

لاهور، شهری که قرن‌ها مهد فرهنگ، دانش، ادبیات و همزیستی ادیان و تمدن‌ها بوده است، در گذر زمان بخشی از هویت تاریخی و حافظه جمعی خود را از دست داده است. واصف ناگی، نویسنده و روزنامه‌نگار نام‌آشنای پاکستانی، در این یادداشت با نگاهی نوستالژیک و مستند، خواننده را به سفری در کوچه‌ها، کلیساها، مدارس، درختان کهنسال، کتاب‌فروشی‌ها و بناهای تاریخی لاهور می‌برد؛ سفری که بیش از آنکه روایت گذشته باشد، هشداری برای پاسداشت میراث فرهنگی و تاریخی شهری است که روزگاری نماد مدارا، فرهنگ و زندگی بود.

آن لاهور، گویی گم شده است

مقدمه:

میراث فرهنگی هر شهر تنها در بناهای تاریخی آن خلاصه نمی‌شود، بلکه خاطرات مردم، روایت‌های شفاهی، درختان کهنسال، مدارس قدیمی، کتابخانه‌ها، مراکز دینی و حتی خیابان‌ها و میدان‌های آن نیز بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی یک جامعه را شکل می‌دهند. لاهور، به عنوان یکی از کهن‌ترین و تأثیرگذارترین شهرهای شبه‌قاره، نمونه‌ای روشن از این حقیقت است. مقاله حاضر با روایت خاطرات شخصی نویسنده، تصویری زنده از لاهور نیم‌قرن گذشته ارائه می‌دهد؛ تصویری که در آن تاریخ، فرهنگ، معماری، آموزش، همزیستی ادیان و سبک زندگی مردم در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کنند.

«ادامه از شماره پیشین»

هفته گذشته درباره معبد مسیحیان فورمن (Forman Chapel) سخن می‌گفتیم؛ این معبد مسیحیان که اکنون با نام کلیسای دروازه لوهاری (Lohari Gate Church) شناخته می‌شود، در سال ۱۸۴۸م ساخته شد. نکته جالب آن است که این کلیسا، با وجود آنکه «کلیسای لوهاری» نامیده می‌شود، در منطقه انارکلی و در سمت دروازه لوهاری قرار دارد. در نزدیکی آن، زمانی داروخانه بیلی رام قرار داشت و به احتمال زیاد او پزشک نیز بوده است. تا حدود سال ۱۹۸۰م هنوز بر سردر آن ساختمان بزرگ، نام «بیلی رام» به چشم می‌خورد.

در مقابل این محل، بازار پان (پان برگه ای است بصوت تازه که با اضافه کردن محتویات آب آهک و شیره می جوند) قرار دارد؛ بازاری که روزگاری هر کالای ساخت هند را می‌شد در آن یافت. در همان نزدیکی نیز جاده ایبک و آرامگاه قطب‌الدین ایبک واقع شده‌اند. زمانی این آرامگاه، بدون گنبد، تنها به صورت سکویی با قبری فرسوده و نیمه‌ویران دیده می‌شد. هرچند چند سال پیش آرامگاهی برای قطب‌الدین ایبک ــ که هنگام بازی چوگان، بر اثر سقوط از اسب، چشم از جهان فروبست ــ ساخته شد، اما در معماری آن هیچ نشانی از هنر و شکوه معماری دوره مغول به چشم نمی‌خورد. این آرامگاه می‌توانست با الهام از شیوه‌های کهن معماری، بسیار باشکوه‌تر و درخورِ عظمت تاریخی این شخصیت ساخته شود.

لاهورِ گمشده؛ بازخوانی خاطرات شهری که تاریخ در کوچه‌هایش نفس می‌کشید

به هر روی، سراسر این منطقه سرشار از پیشینه تاریخی است. روزگاری شیربرنج (خیر) اینجا شهرت فراوانی داشت و در همان حوالی دو دکه فروش کتاب نیز وجود داشت. یکی از این دکه‌ها در کنار مغازه فروش شیربرنج و در حاشیه خیابان قرار داشت و هرگاه باران می‌بارید، روی آن را با ورقه‌ای ضخیم از پلاستیک می‌پوشاندند. در آنجا می‌شد هر روزنامه و مجله‌ای را پیدا کرد. اندکی آن‌سوتر، در سمت چپ، دکه کتاب دیگری قرار داشت که تنها مجله‌ها و کتاب‌ها را عرضه می‌کرد.

در همان سمت چپ، دکه کتاب دیگری نیز قرار داشت که تنها مجله‌ها و کتاب‌ها را عرضه می‌کرد. ما در جریان جنگ سال ۱۹۷۱م، با هند نبرد هوایی میان نیروی هوایی پاکستان و هند را در حالی که کنار همین دکه کتاب ایستاده بودیم، با چشمان خود مشاهده کردیم.

مردم لاهور، به‌راستی، روزگاری سرشار از شور و سرزندگی بودند. در حالی که هواپیماهای جنگی در آسمان با یکدیگر درگیر نبرد بودند، مردم لاهور در پایین، ایستاده بودند و شعارهای «الله‌اکبر»، «یا رسول‌الله » و «یا علی رضی‌الله عنه، مدد» سر می‌دادند. هیچ‌کس از صحنه نگریخت.

اما امروز، این مردم سرزنده و پرنشاط لاهور را تنها به خورد و خوراک سرگرم کرده‌اند. امروزه بسیاری از صاحبان غذاخوری‌ها و رستوران‌های داخل شهر قدیم لاهور ادعا می‌کنند که مغازه‌هایشان صد سال، دویست سال، یا حتی دویست‌وپنجاه سال قدمت دارد؛ حال آنکه ما در دوران دانشجویی خود، هرگز چنین مغازه‌هایی را ندیده بودیم.

سخن از جایی به جای دیگر کشیده شد. ما در اصل درباره «معبد مسیحیان دکتر فورمن»

 (Dr. Forman Chapel) سخن می‌گفتیم؛ بنایی که اکنون به کلیسایی کوچک تبدیل شده است، اما در تاریخ، همواره با همان نام «فورمن چپل» شناخته خواهد شد.

لاهورِ گمشده؛ بازخوانی خاطرات شهری که تاریخ در کوچه‌هایش نفس می‌کشید

در کنار فورمن چپل، مسجد مکی قرار داشت و در جاده ایبک نیز معبدی وجود داشت که پس از واقعه مسجد بابری، مردم آن را ویران کردند. البته ما پیش از آن نیز شاهد ویران شدن معبد جین و معبد شاه عالمی بوده‌ایم.

همچنین، به نام دکتر فورمن، مدرسه‌ای دخترانه در منطقه شاه عالمی وجود دارد که در سال ۱۸۴۸ ساخته شد. افزون بر این، دکتر فورمن در منطقه رنگ محل نیز دبیرستان میسیون (Mission High School) را بنیان نهاد که تا امروز نیز پابرجاست.

دکتر فورمن آغاز کار این مدرسه را با نشاندن سه پسر کشمیری زیر سایه یک درخت و آغاز آموزش آنان رقم زد.

البته در لاهور درختان کهنسال فراوانی وجود دارند و درباره این درختان در فرصتی دیگر برای شما خواهیم گفت. اما فعلاً بد نیست بدانید که در محوطه دفتر لارد صاحب، یعنی ساختمان دبیرخانه دولت (سکریتریت)، درختی تاریخی وجود داشت که گفته می‌شود مهاراجه رنجیت سینگ نیز گاه در زیر سایه آن می‌نشست.

همچنین، حضرت میاں میر رحمة‌الله‌علیه نیز در روزگاری که اطراف مقبره انارکلی پوشیده از جنگل بود، برای عبادت و خلوت به آنجا تشریف می‌آوردند.

اما یکی از دبیران ارشد دولت که لابد خود را بسیار خردمند می‌پنداشت، دستور داد همان درخت تاریخی را قطع کنند؛ در حالی که ما خود نه تنها آن درخت را با چشمانمان دیده بودیم، بلکه در آن زمان، شماری از مقام‌های بلندپایه نیز درباره پیشینه و اهمیت آن درخت برای ما سخن گفته بودند. آن، درختی عظیم از گونه بَنیان (برگد) بود.

به همین ترتیب، در«چهارراه بوهر والا» که در نزدیکی گری شاهو«منطقه ای قدیمی لاهور»  قرار دارد، روزگاری درخت بسیار عظیم دیگری از همین گونه وجود داشت. بر اثر غفلت حکومت و دستگاه‌های مسئول، آن درخت کهنسال نیز سرانجام در گذر زمان از میان رفت؛ هرچند نام آن چهارراه تا امروز همچنان « چهارراه بوهر والا » باقی مانده است.

آن درخت، بسیار تنومند و بزرگ بود و در نزدیکی سینمای الحمرا و سینمای راکس قرار داشت. از همین رو، پوسترها و تابلوهایی که نام فیلم‌های در حال اکران و همچنین نام بازیگران آن‌ها بر رویشان نوشته می‌شد، بر همان درخت نصب می‌گردید.

امروزه نیز در نقاط مختلف لاهور، از جمله در میان میر کَنت (پادگان لاهور)، مادل تاون (شهرک نمونه) و نیز در بسیاری از مؤسسات آموزشی، درختانی با قدمتی چند صد ساله همچنان پابرجا و استوار ایستاده‌اند.

باری، سخن ما درباره فورمن چپل بود. روزگاری در داخل این معبد مسیحیان، کتاب‌های بی‌شماری وجود داشت و پیروان همه ادیان برای مطالعه به آنجا می‌آمدند. اما بعدها چنین شد که مردم کتاب‌ها را از آنجا دزدیدند و با از میان رفتن کتاب‌ها، سنت مطالعه در آن مکان نیز پایان یافت؛ زیرا دیگر کتابی در آن معبد مسیحیان باقی نمانده بود.

لاهورِ گمشده؛ بازخوانی خاطرات شهری که تاریخ در کوچه‌هایش نفس می‌کشید

یکی از معلمان مدرسه میسیونِ رنگ محل، به نامکشیش رام داس، به عنوان کشیش این کلیسا منصوب شد. او خدمات فراوانی به مردم انجام داد. وی خواننده‌ای خوش‌صدا، موسیقی‌دانی توانا و سخنوری برجسته بود و به زبان‌های اردو، پنجابی و انگلیسی برای مردم سخنرانی می‌کرد.

امروزه دیگر افراد زیادی به کلیسای دروازه لوهاری نمی‌آیند و علت اصلی آن، مشکلات ترافیکی و ازدحام بیش از حد این منطقه است.

این کلیسا تاکنون سه بار مرمت شده است، اما دیگر آن چهره و سیمای گذشته را ندارد. با این همه، هنوز هم در داخل این معبد مسیحیان، مبلمان و اثاثیه‌ای با قدمتی نزدیک به دو قرن باقی مانده است که مردم بر روی آن می‌نشینند و عبادت می‌کنند.

بالکن این بنا همچنان اصالت تاریخی خود را حفظ کرده، سقف آن همان سقف قدیمی است و پلکانش از آهن دیگی ساخته شده است. نسل امروز چه می‌داند که آهن دیگی چیست و تا چه اندازه استحکام و دوام دارد؟

امروزه نیز در مدل تاون و برخی دیگر از ساختمان‌های قدیمی، هنوز برای انتقال فاضلاب از لوله‌های ساخته‌شده از آهن دیگی استفاده می‌شود؛ لوله‌هایی که هرگز دچار خرابی نمی‌شوند. در سالن شبانه دانشکده اف ‌سی

 (FC College Evening Hall) نیز همچنان لوله‌های آهن دیگی به کار رفته است.

در این معبد مسیحیان هنوز هم یک میز و یک طاولۀ متعلق به حدود صد و پنجاه سال پیش وجود دارد؛ مبلمانی که هرگز به نظر نمی‌رسد چنین قدمتی داشته باشد.

هر کاری که انگلیسی‌ها انجام می‌دادند، زیبایی‌اش در این بود که آن را با استحکام، دوام و ماندگاری فراوان می‌ساختند.

آن روزها که ما در دانشکده اف‌ سی (FC College) تدریس می‌کردیم، در اتاق شماره دی 5 که دفتر بخش آموزشی ما بود پنکه‌ای نصب شده بود که نزدیک به یک قرن قدمت داشت. آن پنکه چه نسیم خنک و دلپذیری می‌وزاند! پنجره‌ها، درها و حتی کلید تنظیم آن پنکه، همگی نمونه‌هایی از وسایل بسیار محکم، بادوام و ماندگار بودند.

https://jang.com.pk/news/1600220

«ادامه دارد»

جمع‌بندی

مقاله واصف ناگی تنها بازگویی خاطرات شخصی از لاهور گذشته نیست؛ بلکه دعوتی است به بازاندیشی در ارزش میراث فرهنگی و مسئولیت نسل امروز در حفظ آن. نویسنده با اشاره به بناهای تاریخی، مدارس، عبادتگاه‌ها، کتابخانه‌ها، درختان کهنسال و حتی اشیای ساده‌ای چون میز، پنکه و لوله‌های قدیمی، نشان می‌دهد که هویت یک شهر از مجموعه‌ای از عناصر مادی و معنوی شکل می‌گیرد. این روایت، مخاطب را به این اندیشه رهنمون می‌سازد که حفاظت از میراث فرهنگی، تنها حفظ آثار تاریخی نیست، بلکه پاسداری از حافظه جمعی، هویت تمدنی و سرمایه فرهنگی یک ملت است.

نویسنده، واصف ناگی: از روزنامه‌نگاران، نویسندگان و ستون‌نویسان شناخته‌شده پاکستان است که سال‌هاست در حوزه تاریخ اجتماعی، فرهنگ شهری، میراث تاریخی و خاطره‌نگاری لاهور قلم می‌زند. نوشته‌های او با تلفیق روایت‌های شخصی، اسناد تاریخی و مشاهدات میدانی، تصویری زنده از تحولات فرهنگی و اجتماعی شهر لاهور ارائه می‌دهد. سبک نگارش او، آمیزه‌ای از روایت مستند، خاطره‌نگاری و دغدغه‌مندی نسبت به حفظ هویت تاریخی و فرهنگی پاکستان است.

 منبع: این مقاله در روزنامه «جنگ»، یکی از معتبرترین و پرمخاطب‌ترین روزنامه‌های اردوزبان پاکستان، منتشر شده است. روزنامه جنگ با سابقه‌ای چند دهه‌ای، از مهم‌ترین رسانه‌های مکتوب این کشور به شمار می‌رود و در کنار پوشش اخبار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، توجه ویژه‌ای به موضوعات فرهنگی، تاریخی، ادبی و میراث تمدنی دارد. انتشار چنین یادداشت‌هایی در صفحات تحلیلی و فرهنگی این روزنامه، نشان‌دهنده اهمیت حفظ حافظه تاریخی و هویت فرهنگی شهرهای پاکستان، به‌ویژه لاهور، در فضای رسانه‌ای این کشور است.

کد خبر 26765

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
9 + 8 =