پیدایش شهر علمی کلکته تحولی در آموزش عمومی علوم در هند
بخش نخست از موزههای سنتی تا شکلگیری شهرهای علمی
در دنیای امروز، آموزش علوم دیگر تنها به کلاسهای درس، کتابهای درسی و آزمایشگاههای دانشگاهی محدود نیست. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، مراکزی با عنوان «شهر علمی» (Science City) یا «مرکز علوم» (Science Centre) ایجاد شدهاند که هدف اصلی آنها ترویج فرهنگ علمی، افزایش سواد عمومی و تبدیل یادگیری به تجربهای جذاب، ملموس و تعاملی است. این مراکز، برخلاف موزههای سنتی که بیشتر بر نمایش اشیای تاریخی یا آثار علمی تأکید دارند، تلاش میکنند بازدیدکنندگان را به مشارکت فعال در فرایند یادگیری دعوت کنند. در چنین محیطهایی، افراد نه تنها به مشاهده پدیدههای علمی میپردازند، بلکه با انجام آزمایشها، استفاده از فناوریهای تعاملی و تجربه مستقیم مفاهیم علمی، درک عمیقتری از جهان پیرامون خود به دست میآورند.
هند نیز در دهههای پایانی قرن بیستم، همزمان با توسعه زیرساختهای علمی و فناوری، ضرورت ایجاد چنین مراکزی را احساس کرد. کشوری با جمعیتی جوان، تنوع فرهنگی گسترده و نیاز روزافزون به نیروی انسانی متخصص، برای تحقق اهداف توسعه پایدار، به نظامی نیاز داشت که آموزش علوم را از چارچوب مدارس و دانشگاهها فراتر ببرد و آن را به بخشی از زندگی روزمره جامعه تبدیل کند. در چنین فضایی، ایده ایجاد شهر علمی کلکته (Science City Kolkata) شکل گرفت؛ مجموعهای که امروز نه تنها بزرگترین مرکز علمی هند، بلکه یکی از برجستهترین مراکز آموزش غیررسمی علوم در آسیا به شمار میآید.
تحول موزههای علمی در جهان
موزههای علمی نخستین بار در اروپا و آمریکای شمالی با هدف گردآوری و نمایش ابزارهای علمی، اختراعات و دستاوردهای فناوری ایجاد شدند. این موزهها عمدتاً محلی برای حفاظت از میراث علمی بودند و بازدیدکنندگان نقش نسبتاً منفعلانهای در آن داشتند. ویترینهای شیشهای، اشیای ارزشمند و توضیحات نوشتاری، مهمترین عناصر این موزهها را تشکیل میدادند.
از دهه ۱۹۶۰ میلادی، رویکرد تازهای در موزهشناسی علمی شکل گرفت. پژوهشگران علوم تربیتی دریافتند که یادگیری زمانی مؤثرتر است که فرد بتواند مفاهیم را با تجربه مستقیم درک کند. این نگرش به پیدایش مراکزی انجامید که بعدها با عنوان Science Centre یا Science City شناخته شدند.
در این مراکز، اصل اساسی آن است که «بازدیدکننده بخشی از نمایشگاه است». به جای آنکه تنها به تماشای یک وسیله علمی بپردازد، خود آن را به کار میاندازد، نتیجه آزمایش را مشاهده میکند و از طریق تجربه، مفهوم علمی را فرا میگیرد. این شیوه که امروزه با عنوان یادگیری مبتنی بر تجربه (Experiential Learning) شناخته میشود، به یکی از مهمترین رویکردهای آموزش غیررسمی در جهان تبدیل شده است.
در دهههای پایانی قرن بیستم، مراکز علمی بزرگی مانند اکسپلوراتوریوم سانفرانسیسکو، شهر علوم و صنعت پاریس (Cité des Sciences et de l’Industrie)، موزه علوم لندن و مرکز علوم سنگاپور الگوی جدیدی از آموزش عمومی علوم را ارائه کردند. این مراکز نشان دادند که علم میتواند نه تنها آموزشی، بلکه سرگرمکننده، الهامبخش و در دسترس همه اقشار جامعه باشد.
ضرورت ایجاد شهرهای علمی در هند
هند پس از استقلال در سال ۱۹۴۷، سرمایهگذاری گستردهای در حوزه آموزش عالی، فناوری و پژوهش آغاز کرد. تأسیس مؤسسههای فناوری هند (IITs)، سازمان پژوهشهای فضایی هند (ISRO)، شورای پژوهشهای علمی و صنعتی (CSIR) و دهها مرکز تحقیقاتی دیگر، این کشور را به یکی از قدرتهای علمی آسیا تبدیل کرد. با وجود این پیشرفتها، سیاستگذاران علمی هند به این نتیجه رسیدند که توسعه علمی تنها با ایجاد دانشگاهها و آزمایشگاههای پیشرفته محقق نمیشود. بخش بزرگی از جامعه، بهویژه کودکان، نوجوانان و خانوادهها، همچنان ارتباط مستقیمی با مفاهیم علمی نداشتند. در نتیجه، نیاز به مراکزی احساس شد که علم را از محیطهای تخصصی خارج کرده و آن را به تجربهای عمومی، جذاب و قابل فهم برای همگان تبدیل کنند.
در همین راستا، شورای ملی موزههای علوم هند (National Council of Science Museums - NCSM) که از سال ۱۹۷۸ تحت نظارت وزارت فرهنگ فعالیت میکند، برنامهای گسترده برای توسعه مراکز علمی در سراسر کشور آغاز کرد. این شورا با ایجاد دهها مرکز علمی منطقهای، نقش مهمی در گسترش فرهنگ علمی ایفا کرد، اما به تدریج نیاز به احداث یک مجموعه ملی در ابعادی بسیار بزرگتر احساس شد؛ مجموعهای که بتواند پیشرفتهترین فناوریهای آموزشی، نمایشگاههای تعاملی و امکانات پژوهشی را در کنار یکدیگر گرد آورد.
چرا کلکته انتخاب شد؟
انتخاب شهر کلکته برای احداث بزرگترین شهر علمی هند، تصمیمی اتفاقی نبود. این شهر از قرن نوزدهم یکی از مهمترین مراکز علمی و فرهنگی شبهقاره محسوب میشد و بسیاری از نهادهای علمی برجسته هند در آن شکل گرفته بودند. دانشگاه کلکته، انجمن آسیایی بنگال، مؤسسه آمار هند، کتابخانه ملی هند و مراکز متعدد پژوهشی، این شهر را به یکی از مهمترین کانونهای تولید دانش در آسیا تبدیل کرده بودند.
علاوه بر این، بنگال غربی زادگاه شماری از بزرگترین دانشمندان هند، از جمله جگادیش چاندرا بوز، پیشگام پژوهش در فیزیک و زیستشناسی گیاهی، پرافولا چاندرا ری، بنیانگذار صنعت شیمی نوین هند، و ساتیندرا نات بوز، فیزیکدان برجسته و همکار آلبرت اینشتین در نظریه آمار بوز ـ اینشتین، بوده است. چنین پیشینهای سبب شد که کلکته به عنوان مناسبترین مکان برای احداث بزرگترین مرکز ترویج علم کشور انتخاب شود.
از سوی دیگر، موقعیت جغرافیایی شهر، دسترسی آسان، جمعیت فراوان و جایگاه تاریخی آن به عنوان پایتخت پیشین هند بریتانیا، این امکان را فراهم میکرد که شهر علمی بتواند مخاطبان گستردهای از سراسر کشور و حتی کشورهای همسایه جذب کند.
آغاز پروژهای ملی
طرح احداث شهر علمی کلکته در اوایل دهه ۱۹۹۰ و در چارچوب سیاست توسعه آموزش عمومی علوم مطرح شد. عملیات اجرایی پروژه در سال ۱۹۹۳ آغاز شد و طراحی آن بر اساس الگوهای نوین مراکز علمی اروپا و آمریکای شمالی صورت گرفت. هدف صرفاً ساخت یک موزه علمی نبود، بلکه ایجاد مجموعهای چندمنظوره بود که آموزش، پژوهش، سرگرمی، فناوری و ارتباطات علمی را در قالب یک فضای واحد گرد هم آورد.
یکی از ویژگیهای قابل توجه این پروژه، انتخاب زمینی بود که بیش از یک قرن به عنوان محل دفع زبالههای شهری مورد استفاده قرار گرفته بود. تبدیل چنین فضایی به یکی از بزرگترین مراکز علمی هند، نمونهای شاخص از بازآفرینی شهری (Urban Regeneration) و بهرهگیری از اصول توسعه پایدار به شمار میرود؛ رویکردی که در دهههای اخیر در بسیاری از پروژههای شهری جهان مورد توجه قرار گرفته است.
بدین ترتیب، شهر علمی کلکته نه تنها به عنوان یک مرکز آموزشی، بلکه به عنوان نمادی از تحول شهری، توسعه پایدار و سرمایهگذاری بر آینده علمی جامعه هند شکل گرفت؛ نهادی که از آغاز، رسالت خود را فراتر از نمایش دستاوردهای علمی تعریف کرد و به مرکزی برای ترویج تفکر علمی، خلاقیت و نوآوری تبدیل شد.
منابع:
- National Council of Science Museums (NCSM). Timeline. https://www.ncsm.gov.in/about/timeline (एनसीएसएम)
- Science City Kolkata. Project Timeline and Progressive Achievements. https://sciencecitykolkata.org.in/about-us/timeline/ (sciencecitykolkata.org.in)
- Falk, J. H., & Dierking, L. D. (2000). Learning from Museums: Visitor Experiences and the Making of Meaning. AltaMira Press.
- Hein, G. E. (1998). Learning in the Museum. Routledge.
- Hooper-Greenhill, E. (2007). Museums and Education: Purpose, Pedagogy, Performance. Routledge.
- International Council of Museums (ICOM). Museum Definition, Prospects and Potentials.
- UNESCO. Recommendation on Science and Scientific Researchers.
نظر شما