سلسله اوده، قحطی بزرگ سال ۱۷۸۴ میلادی و پیدایش مجموعه آصفی امامبارا در شهر لکهنو مرکز ایالت اوتارپرداش هند
تاریخ معماری اسلامی در شبهقاره هند، بازتابی از تعامل و همنشینی فرهنگهای ایرانی، آسیای مرکزی و هندی است. در میان حکومتهای مسلمان هند، دولت شیعی اوده (Awadh) جایگاهی ممتاز دارد؛ زیرا افزون بر نقش سیاسی و اقتصادی، سهم بزرگی در شکوفایی فرهنگ ایرانی، زبان فارسی، آیینهای شیعی و معماری اسلامی ایفا کرد. در دوران فرمانروایی نوابهای اوده، شهر لکهنؤ به یکی از مهمترین مراکز علمی، ادبی و مذهبی جهان اسلام تبدیل شد؛ شهری که به سبب حضور شاعران، دانشمندان، خوشنویسان، معماران و فقیهان ایرانی و هندی، «اصفهان هند» نیز خوانده شده است.
یکی از برجستهترین یادگارهای این دوران، مجموعه آصفی امامبارا و مسجد آصفی است که نه تنها شاهکاری کمنظیر در معماری اسلامی به شمار میآید، بلکه یادمانی از سیاستهای اجتماعی و انساندوستانه نواب آصفالدوله در یکی از دشوارترین دورههای تاریخ اوده است. ساخت این مجموعه در پی قحطی بزرگ سال ۱۷۸۴ میلادی آغاز شد؛ بحرانی که هزاران خانواده را با گرسنگی، فقر و بیکاری روبهرو ساخت. برخلاف بسیاری از حکومتهای همعصر که در برابر چنین بحرانهایی صرفاً به توزیع کمکهای غذایی بسنده میکردند، آصفالدوله راهکاری متفاوت برگزید. او با آغاز پروژهای عظیم عمرانی، زمینه اشتغال هزاران نفر را فراهم کرد و در عین حال، یکی از ماندگارترین بناهای تاریخی هند را به یادگار گذاشت.
حکومت شیعی اوده؛ میراثی از فرهنگ ایرانی در شمال هند
با فروپاشی تدریجی اقتدار امپراتوری مغول (سلسله گورکانیان هند) در اوایل قرن هجدهم میلادی، بسیاری از ایالتهای هند به سوی استقلال عملی حرکت کردند. یکی از مهمترین این حکومتها، دولت اوده بود که در سال ۱۷۲۲ میلادی توسط سعادتخان برهانالملک نیشابوری، از رجال ایرانیتبار دربار مغول، بنیان گذاشته شد. سعادتخان که اصالتاً از نیشابور ایران بود، پس از مهاجرت به هند، به سرعت در ساختار سیاسی امپراتوری مغول پیشرفت کرد و از سوی امپراتور محمدشاه به حکومت اوده منصوب شد.
اگرچه نوابهای اوده از نظر حقوقی تابع امپراتور مغول محسوب میشدند، اما در عمل حکومتی مستقل تشکیل دادند و به تدریج تمامی ارکان سیاسی، نظامی و اقتصادی منطقه را در اختیار گرفتند. این دولت نزدیک به یک قرن و نیم بر بخش وسیعی از شمال هند حکومت کرد و نقش مهمی در تحولات سیاسی و فرهنگی شبهقاره ایفا نمود.
ویژگی برجسته حکومت اوده، گرایش رسمی آن به مذهب تشیع دوازدهامامی بود. این ویژگی سبب شد که روابط فرهنگی و علمی گستردهای میان اوده و ایران، بهویژه در دوران افشاریه، زندیه و قاجاریه، برقرار شود. بسیاری از علما، فقها، شاعران، پزشکان، خوشنویسان و معماران ایرانی به دعوت نوابهای اوده راهی هند شدند و در شکوفایی فرهنگ و تمدن این سرزمین سهمی چشمگیر داشتند.
در نتیجه این ارتباطات، زبان فارسی تا نیمه قرن نوزدهم زبان رسمی دیوانی، ادبی و علمی حکومت اوده باقی ماند و لکهنؤ به یکی از مهمترین مراکز تولید آثار فارسی در خارج از ایران تبدیل شد. کتابخانهها، مدارس دینی، امامباراها و مساجد این شهر، جلوهای از پیوند عمیق میان تمدن ایرانی و فرهنگ هندی را به نمایش میگذاشتند.
نواب آصفالدوله؛ حاکمی فرهنگدوست و مردمگرا
چهارمین فرمانروای اوده، نواب میرزا یحییخان آصفالدوله (حکومت: ۱۷۷۵–۱۷۹۷ میلادی)، از برجستهترین شخصیتهای تاریخ این سلسله به شمار میآید. او در سال ۱۷۷۵، پس از درگذشت پدرش شجاعالدوله، به قدرت رسید و اندکی بعد پایتخت حکومت را از فیضآباد به لکهنؤ منتقل کرد؛ تصمیمی که نقطه عطفی در تاریخ این شهر بود.
آصفالدوله تنها یک سیاستمدار نبود، بلکه حامی هنر، معماری، ادبیات و فرهنگ نیز به شمار میرفت. او با حمایت از شاعران فارسی و اردو، دانشمندان، خوشنویسان و معماران، لکهنؤ را به یکی از مهمترین مراکز فرهنگی جهان اسلام تبدیل کرد. در دوره او، دهها مسجد، امامبارا، کاروانسرا، باغ، پل، بازار و کاخ ساخته شد و شهر لکهنؤ چهرهای نو یافت.
در فرهنگ عامه هند، آصفالدوله بیش از هر چیز به سخاوت و توجه به مردم شهرت دارد. هنوز هم در ایالت اوتار پرادش ضربالمثلی مشهور درباره او رواج دارد:
«جِس کو نه دے مولا، اُس کو دے آصف الدوله»
«آنکس را که خدا روزی ندهد، آصفالدوله روزی میدهد.»
اگرچه این عبارت جنبه ادبی و اغراقآمیز دارد، اما بازتابدهنده تصویری است که مردم از عدالت، بخشندگی و مردمدوستی او در حافظه تاریخی خود حفظ کردهاند.
قحطی بزرگ سال ۱۷۸۴؛ بحرانی که تاریخ اوده را دگرگون کرد
در سال ۱۷۸۴ میلادی، بخش وسیعی از شمال هند، از جمله اوده، با یکی از شدیدترین قحطیهای قرن هجدهم روبهرو شد. کاهش بارندگی، نابودی محصولات کشاورزی و اختلال در نظام توزیع غلات موجب شد که هزاران خانواده با کمبود شدید مواد غذایی، فقر و بیکاری مواجه شوند. پیامدهای این بحران تنها به گرسنگی محدود نبود، بلکه رکود اقتصادی، مهاجرت روستاییان، افزایش بیماریها و ناآرامیهای اجتماعی را نیز در پی داشت.
در چنین شرایطی، آصفالدوله سیاستی متفاوت از شیوههای مرسوم آن زمان برگزید. او به جای توزیع صرف کمکهای مالی یا غذایی، تصمیم گرفت پروژهای عظیم عمرانی را آغاز کند تا مردم با کار کردن، درآمد و عزتنفس خود را حفظ کنند. این تصمیم علاوه بر کاهش آثار اقتصادی قحطی، زمینهساز ساخت یکی از باشکوهترین مجموعههای معماری جهان اسلام شد؛ مجموعهای که امروزه با نام آصفی امامبارا شناخته میشود.
در منابع تاریخی آمده است که روزها هزاران کارگر، استادکار، بنا، سنگتراش و معمار در ساخت این مجموعه فعالیت میکردند و شبها گروهی از اشراف و نجیبزادگان که بر اثر قحطی دارایی خود را از دست داده بودند، برای حفظ شأن اجتماعی خویش، بخشهایی از کار انجامشده را تخریب میکردند تا روند ساخت ادامه یابد و اشتغال برای مدت طولانیتری حفظ شود. هرچند درباره میزان تاریخی بودن این روایت میان پژوهشگران اختلافنظر وجود دارد، اما این داستان به نمادی از سیاست اجتماعی و مردمدوستانه آصفالدوله در حافظه فرهنگی مردم لکهنؤ تبدیل شده است.
منابع:
- The Shi'as of India و John Norman Hollister و Luzac & Co., London, 1936.
- A History of the Nawabs of Awadh, Rosie Llewellyn-Jones, Oxford University Press.
- Lucknow: City of Illusion, Rosie Llewellyn-Jones, Prestel Publishing.
- The Kingdom of Oudh, William Knighton
- An Historical Sketch of the Kingdom of Oudh, P. Carnegy
نظر شما