سیاست ایران پس از مرگ رئیس‌جمهور چگونه خواهد بود؟

«سیاست روابط حسنه ایران با همسایگان» یک سرمایه جدی در سیاست خارجی است و با توجه به ظهور مراکز تصمیم‌گیری جدید، تهران می‌تواند بازیگر مهمی در شکل‌گیری نظم جهانی عادلانه باشد.

«سیاست روابط حسنه ایران با همسایگان» یک سرمایه جدی در سیاست خارجی است و با توجه به ظهور مراکز تصمیم‌گیری جدید، تهران می‌تواند بازیگر مهمی در شکل‌گیری نظم جهانی عادلانه باشد.

دیپلماسی اخلاقی و دیپلمات‌های غیراخلاقی

مرگ دلخراش ابراهیم رئیسی رئیس‌جمهور و حسین عبداللهیان وزیر امور خارجه ایران تمام دنیا را شوکه کرد. سران بسیاری از کشورها که رئیسی دوست و همفکر آنها بود، صمیمانه به مردم ایران تسلیت گفتند و همچنین در کشورهای خود یک دقیقه سکوت و روزهای عزا اعلام کردند. سنت دینی مسلمانان در ایران مملو از نمادگرایی است: مسجد مقدس امام رضا در مشهد (مقدس هم برای شیعیان و هم برای سنی‌ها) به عنوان محل دفن رئیسی نمادی جاودانه از قدردانی مردم از خدمات فداکارانه او به وطن خواهد بود.

هیأت‌های بلندپایه از روسیه، چین، کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی، سوریه، لبنان، عراق، ترکیه و سایر کشورهایی که برای ادای احترام به رئیسی آمده بودند، حمایت خود از مردم ایران در این دوران سخت و ادامه تعهد به همکاری در آینده را نشان می‌دهند. این فقط یک پروتکل دیپلماتیک نیست، بلکه قوانین اخلاقی است که اکثر جامعه جهانی به آن پایبند هستند.

اقلیت درک خاص خود را از نجابت دارند. ایالات متحده از یک سو رسماً با پیروی از پروتکل دیپلماتیک به ایران ابراز همدردی کرد و از سوی دیگر، بلینکن وزیر امور خارجه با خوشحالی اشاره کرد که «ممکن است حال مردم ایران بهتر شده باشد». اسرائیل نیز به طور سنتی از این فرصت استفاده کرده و با توجه به درک خود از خیر و شر در تاریخ و سیاست مدرن، در سازمان ملل متحد سخنرانی کرد. مقصر دانستن رئیسی «در مرگ هزاران نفر در سراسر جهان» به هیچ وجه باعث شرمساری نماینده کشور مسئول نسل‌کشی مداوم مردم غیرنظامی غزه نشد.

با وجود ادامه عزاداری، محمد مخبر سرپرست ریاست جمهوری و علی باقری سرپرست وزارت امور خارجه ایران فعالانه وارد کار شدند. موضوع تداوم سیاست‌های داخلی و خارجی رئیسی نه تنها برای دوستان و شرکای ایران، بلکه برای مخالفان ایدئولوژیک آن - آمریکا و اسرائیل - نیز مهم است که همچنان به بهانه «حمایت از مردم ایران و مبارزه آنها برای حقوق بشر و آزادی‌های اساسی» در حال برنامه‌ریزی برای بی‌ثبات کردن این کشور با توجه به انتخابات ریاست جمهوری آتی هستند. ضمناً در مشهد بیش از 3 میلیون نفر و در تهران و شهرستان‌ها حدود 6 میلیون نفر در مراسم تشییع شرکت کردند. با توجه به شرایط اقتصادی و سیاسی کنونی ایالات متحده، می‌توان گفت که بسیاری از روسای جمهور آمریکا حتی در خواب هم نمی‌توانستند چنین حمایتی را از سوی مردم خود ببینند.

انتخاب ژئواستراتژیک ایران

دو دوره حسن روحانی، رئیس‌جمهور قبلی ایران (2013-2021) در واقع به معاشقه با غرب در تلاش برای رفع تحریم‌ها و جذب سرمایه‌گذاری در اقتصاد کشور سپری شد. علیرغم بدبینی و هشدارهای علی خامنه‌ای، رهبر ایران و همچنین افزایش نارضایتی در محافل محافظه‌کاران، روحانی به تلاش برای بهبود روابط با غرب به قیمت گفتگو با روسیه و چین که روابط با آنها دوستانه اما محدود بود، ادامه داد.

خروج آمریکا از برجام در سال 2018 همه تحریم‌های آمریکا را تجدید کرد و در نهایت امیدها برای ادغام این کشور در نظام بین‌المللی روابط اقتصادی را دفن کرد. گروه‌های فشار لیبرال نسبت به هشدارهای رهبر معظم انقلاب مبنی بر اینکه غرب هرگز با ایران به عنوان یک شریک برابر رفتار نخواهد کرد، حتی اگر کشور با تمام شروط آن موافقت کند، ناشنوا بودند. وضعیتی مشابه فضای سیاسی روسیه در اواخر دهه 1990 منجر به ظهور رهبران قدرتمندی در سیاست ایران شد و ابراهیم رئیسی قطعاً یکی از آنها بود.

برای پیش‌بینی سیاست ایران پس از رئیسی باید درک کرد که سیر کلی توسعه روابط با کشورهای همسایه که نام ناگفته «سیاست شرقی» را به خود گرفته است و تأکید بر تعامل راهبردی با روسیه و چین ابتکاری است مبتنی بر شناخت منافع اساسی و نیازهای جامعه ایران که در درجه اول با این واقعیت مرتبط است که ایران نه تنها مستحق رفتار برابر است، بلکه این ظرفیت را دارد که به یک بازیگر مهم در سیاست جهانی تبدیل شود و فعالانه در شکل‌گیری نظم جهانی عادلانه‌تر مشارکت کند.

ایران، آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی

دوره سه ساله ریاست جمهوری رئیسی برای کشورهای آسیای میانه تحت عنوان تقویت روابط دوجانبه و تبادل دیدارها در بالاترین سطح سپری شد برخلاف دوره قبل که روابط سیستمی نبود. گفتگوی منظم بین ایران و کشورهای آسیای مرکزی به نشانه‌ای از فضای مساعد در منطقه تبدیل شد. به خصوص، کشورهای آسیای میانه و ایران گفتگو را در زمینه‌های سیاسی، امنیتی، تجاری و اقتصادی به ویژه در متن شرایط افغانستان تقویت کردند.

بحث کریدورهای حمل و نقل چندوجهی که شامل بنادر بندرعباس و چابهار ایران است که هند و آسیای مرکزی را از طریق ایران به هم متصل می‌کند، به طرز محسوسی تشدید شده است. مشارکت روسیه، کشورهای قفقاز جنوبی، آسیای مرکزی و ایران در کریدور حمل و نقل بین‌المللی شمال- جنوب، جایگزینی جدی برای کانال سوئز در آینده قابل پیش‌بینی خواهد بود. بعید است که تهران با درک این چشم‌اندازها، اولویت‌های منطقه‌ای را تغییر دهد، به ویژه زمانی که یکی از اهمیت‌های کلیدی برای توسعه اقتصادی اوراسیا را به دست می‌آورد.

با این حال، آنچه آسیای مرکزی هنوز ندیده، ابتکار خود ایران در قبال منطقه است. در شرایطی که بسیاری از کشورهای دوست و نه چندان دوست در حال اجرای قالب «آسیای مرکزی+» هستند، ایران هنوز پلتفرم همکاری منطقه‌ای خود را ایجاد نکرده است. البته فرآیند تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی ویژگی‌های خاص خود را دارد که با بررسی دقیق همه جزئیات و در نظر گرفتن خطرات احتمالی همراه است. با این حال، از نظر سیاسی و اقتصادی، آسیای مرکزی برای ایران امن‌ترین، قابل پیش‌بینی‌ترین و امیدوارکننده‌ترین مسیر برای اجرای طرح‌های دوجانبه و منطقه‌ای (به دلیل مشترکات مذهبی، فرهنگی و قومی) است.

گره قفقاز

روابط با کشورهای قفقاز جنوبی هم از نظر ثبات منطقه و هم از نظر امنیت مرزهای خود، همواره برای ایران از اهمیت کلیدی برخوردار بوده است. پایان مناقشه قره‌باغ و احیای تمامیت ارضی آذربایجان، در ارمنستان دردناک تلقی می‌شود و عامل یک بحران سیاسی حاد در این کشور است که می‌تواند پیامدهای منطقه‌ای را به دنبال داشته باشد. روابط در مثلث ارمنستان- ایران- آذربایجان به دلیل طیف وسیعی از مشکلات تاریخی و مدرن همواره یکی از پیچیده‌ترین و بحث‌برانگیزترین روابط بوده است. اما علیرغم اظهارات انتقادی برخی ناظران خارجی مبنی بر اینکه ایران نتوانست در حل بحران قفقاز جنوبی برابر با روسیه و ترکیه مشارکت فعال داشته باشد، در نتیجه استراتژی تهران در بلندمدت درست از آب درآمد. اینجا باید از دیپلماسی ایران قدردانی کرد که بی‌طرفی و روابط خوب با رهبری ارمنستان و آذربایجان را برای کشور خود تضمین کرد.

می‌توان فرض کرد که سیاست ایران در قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی در چارچوب استراتژی مشترک اوراسیا ممکن است به یکی از اولویت‌های سیاست خارجی پس از انتخاب رئیس‌جمهور جدید تبدیل شود. تصور اینکه اساس همکاری با کشورهای همسایه به هدر برود دشوار است.

میراث و آینده

«سیاست شرقی» ایران (سیاست روابط حسنه با همسایگان) سرمایه‌ای جدی است که نصیب رئیس‌جمهور بعدی کشور خواهد شد. جهان شاهد عادی‌سازی روابط ایران و عربستان سعودی بود که مدت‌ها مورد انتظار بود و اینکه چگونه ایران و پاکستان با تبادل حملات موشکی، فضای مشارکت و تعامل را در منطقه حفظ کردند. می‌توان مطمئن بود: تغییرات آینده در سیاست جهانی با ظهور و تقویت مراکز تصمیم‌گیری جدید همراه خواهد بود.

آمادگی تهران برای مشارکت فعال در فرآیندهای فضای اوراسیا به عنوان عضو کامل سازمان همکاری شانگهای، برای تعمیق همکاری در چارچوب توافقنامه تجارت آزاد با اوراسیا و ترویج شکل‌گیری روابط تجاری و اقتصادی جدید در چارچوب برجام حاکی از آن است که ایران به تازگی تحقق ظرفیت خود به عنوان یکی از کشورهای کلیدی اوراسیا را با چشم‌انداز تبدیل شدن به یکی از مراکز تصمیم‌گیری در دنیای چندقطبی جدید آغاز کرده است.

مولف: دکتر اِسِن اوسوبالی‌یِف، شرق‌شناس و متخصص روابط بین‌الملل - خبرگزاری «اسپوتنیک» قرقیزستان

https://ru.sputnik.kg/20240527/iran-zapad-vostok-evraziya-politika-smert-miroporyadok-geopolitika-1085517500.html

 

کد خبر 19710

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =