۵ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۳:۵۵

نقش زوایا در مقاومت در برابر اشغال فرانسه

مقاومت مردم الجزایر در برابر اشغالگر فرانسه
نقش زوایا در مقاومت در برابر اشغال فرانسه

استعمارگران فرانسوی در هنگام اشغال الجزایر برای به زانو درآوردن مردم این کشور از وسایل و ابزارهای گوناگونی چون کشتار و آواره کردن آنان استفاده کردند، اما بسیار زود متوجه بنیان های اساسی این مردم شدند که بیش از همه در دین اسلام و زبان عربی تجلی می یافت و شخصیت جزایری را شکل می داد، از همین رو رژیم اشغالگر فرانسه خواست تا این شخصیت را نابود کند و بر آن چیره گردد.

نقش زوایا در مقاومت در برابر اشغال فرانسه

نویسنده: سعاد الحداد

منبع: مجله المصادر، شماره 26

ترجمه: محمدرضا زائری

   مقدمه:  

   استعمارگران فرانسوی در هنگام اشغال الجزایر برای به زانو درآوردن مردم این کشور از وسایل و ابزارهای گوناگونی چون کشتار و آواره کردن آنان استفاده کردند، اما بسیار زود متوجه بنیان های اساسی این مردم شدند که بیش از همه در دین اسلام و زبان عربی تجلی می یافت و شخصیت جزایری را شکل می داد، از همین رو رژیم اشغالگر فرانسه خواست تا این شخصیت را نابود کند و بر آن چیره گردد.

   اما این آرزویی بود که هرگز بدان دست نیافت، زیرا ملت الجزایر از ارزشهای دینی و اخلاقی برگرفته از آیین اسلام سیراب بود؛ ارزشهایی که نهادهای تربیتی و دینی پراکنده و گسترده درتمام سطح کشور - در قالب مساجد و زاویه ها- در مردم کاشته و نهادینه کرده بود.

   زوایا با توجه به شهرت و نقش فعالی که در سطوح مختلف دارند، مهمترین بستر آموزشی و تربیتی در الجزایر و در تمام مغرب عربی به شمار می روند. اما علیرغم شهرتی که زوایا حتی بسیار فراتر از گستره جغرافیایی خود دارند، چنان که شایسته بوده برای بازشناسی و معرفی مورد توجه قرار نگرفته اند و از همین رو لازم است تا پرده ازآنها کناررود و و جنبه های ناشناخته آنها معرفی گردد و گرد وغباری که بر آنها نشسته زدوده شود، زیرا این غبار چه بسا نقشی که در گذشته برای تعمیق باورهای ملی و دینی در جامعه داشته اند و باید اکنون نیز داشته باشند کم رنگ کند و از جایگاه آن بکاهد.

   تعریف زاویه:

   "زاویه" در اصل به گوشه ساختمان گفته می شود و در ابتدا به صومعه راهبان مسیحی اطلاق می شد و سپس مسجدها و نمازخانه های کوچک را با این عنوان می نامیدند و هنوز در میان مسلمانان شرق این اصطلاح رایج است، چرا که آنها بین اینگونه مساجد و مساجدی که شأن بالاتری دارند و به عنوان جامع شناخته می شوند فرق می گذارند ولی با این حال اصطلاح زاویه در شمال آفریقا همچنان به معنای گسترده تری باقی ماند و هنوز به ساختمان یا مجموعه ای از ساختمان هایی که خصوصیت دینی دارند مانند دیر و مدرسه و ... گفته می شود.

   ریشه و اساس زوایا در واقع از قلعه ها و سنگرهایی گرفته شده که مجاهدان در آنها به نگاهبانی از مرزهای دولت اسلامی و جهاد در راه خدا می پرداختند و اینگونه بناها از همان دوره های آغازین اسلام در مغرب اسلامی شکل گرفت و مهمترین کارکرد این بناها در دوره آرامش و صلح، تربیت و تعلیم و همچنین پرداختن به برخی اعمال نیک و خیرات دیگر بوده است.

   و معمولا در زوایا اتاقی برای نماز دیده می شود که محراب دارد و نیز مقبره یکی از مرزبانان یا یکی از صالحان از فرزندان پیامبر که در زیر گنبد قرار می گیرد و همچنین اتاقی برای تلاوت قرآن و مکتب و مدرسه ای برای آموزش حفظ قرآن ونیز اتاق هایی برای مهمانان زاویه و حجاج و مسافران و طلبه.

   چنان که دکتر رابح ترکی زوایا را به طور کلی به عنوان مراکز مشایخ طرق صوفیه در الجزایر و مغرب اسلامی معرفی کرده و این یک اسم فراگیر برای یک مکان است فارغ از این که چه کسانی در آن گرد آمده اند. این از جهت معنای لغوی زوایا، اما از نظر اصطلاحی زوایا سه نوع هستند:

   1- گاه زوایا مکان هایی برای تعلیم دروس به طلاب (در مراحل مختلف تحصیلی) هستند که در آنجا سکونت دارند مثل مدارس شبانه روزی ما ، زیرا همه شرایط و مادی و علمی در آنها فراهم است تا دانش آموزان تنها به تحصیل مشغول باشند.

   2-و گاه زاویه پناهگاهی برای طلاب یا عالمان غیر محلی و مسافر است که به صورت رایگان در آنجا ساکن می شوند و نیازهایی مانند آب و غذا و وضویشان تامین می گردد و همچنین فقرا و رهگذران به آن پناه می آورند.

   3-و گاه نیز زاویه، مرقد و ضریح عالمی بزرگ یا مردی نیکوکار است. و در سایر حالت ها دارای مسجدی است که در آن نماز و موعظه و ارشاد و اذکار صوفیانه اقامه می شود.

   و استاد محمدحسن یجری ( پژوهشگر امور زوایا در منطقه قبایل) معتقد است که کلمه زوایا دو معنی دارد:

   اول: سنگرها و مکتبخانه ها و مساجد و مدارس و دانشسراهایی که نظام داخلی دارند ودر مرحله نخست برای آموزش حفظ قرآن کریم و درمرحله بعد برای تعلیم سایر دانش ها تاسیس شده اند. و سطح آموزش و برنامه های آموزشی از یک دانش سرا و مسجد تا دیگری متفاوت است و غالبا پیرو گرایش بنیانگذار نخست خود هستند یا در چارچوب شایستگی و توانمندی اساتید یا علاقه و استعداد طلاب عمل می کنند و بنابراین مفهوم، گاهی اسم "جامع" و گاهی اسم "معمره" به آنها اطلاق می شود و منظور جایی است که دهها نفر از طلاب قرآن و علوم در آنجا گردهم می آیند.

   دوم: منظور از کلمه "زاویه" زیارتگاه یا سنگرگاهی است که از آغاز قرن هشتم هجری تا قرن دوازدهم هجری عبارت بود از یک نقطه یا مرکز استراتژیک برای مراقبت از تحرکات دشمن در در خلال جنگ، سپس این مراکز در اواخر قرن 13 و قرن 14 به مکان هایی برای عبادت تبدیل شد یا مقبره هایی که برخی از عالمان یا فقیهان یا بعضی از مشایخ صوفیه در آنها دفن شدند و به مرور مردم به این مکان ها نام های متفاوتی همچون مقام، قرابه، قبه، مزارو خلوت دادند.

   در دوران اخیر بسیاری از طلاب معاصر زوایا لفظ معهد را به زاویه اطلاق کردند برای این که میان زوایای نگهبانی مرزی و زوایای علمی فرق بگذارند. وچه بسا دلیل این فرق گذاشتن انحراف بسیاری از زوایا از ادای وظایف شان خصوصا در دوران اشغال فرانسوی در الجزایر باشد که برخی از این زوایا به جای رسیدگی به وظیفه تعلیم و بیدارسازی مردم، مشغول پیروی از استعمارگران و سرگرم ساختن مردم با مظاهر بدعت و خرافات شدند.

   به هر حال نامگذاری یا تعریف هر چه باشد، کارکرد زوایا در گذشته تا حد زیادی به موسسات خیریه در روزگار ما شباهت داشت و عبارت بود از تربیت و تعلیم جوانان و کودکان، و موعظه و هدایت بزرگسالان و تلاش برای انتشار روحیه دینی مسالمت آمیز و و کفالت از ایتام ورسیدگی به نیازمندان و استقبال از مسافران و رهگذران و تامین غذا و مسکن شان تا زمانی که به ادامه سفر خود بپردازند.

   زوایا در الجزایر قبل از دوران اشغال فرانسه: 

   پیش از استعمار فرانسه، سراسر الجزایرسرشار بود از زاویه هایی که در تمام این سرزمین پراکنده بودند و چه در شهرها و اطراف شهرها و چه در کوه ها و صحراها بیشتر صوفیان زندگی می کردند و به نشر عقاید خود مشغول بودند و عقاید دینی و مبانی  اعتقادی را در میان پیروان خود منتشر می نمودند و اذکار و اوراد را به آنها آموزش می دادند. دور از شلوغی زندگی دنیایی  عزلت و عبادت را برمی گزیدند و و چون یکی از ایشان در میان مردم شهرت می یافت مرکزی برای او تاسیس می شد تا دیدارکنندگان خویش را بپذیرد و از غریبان و پیروان خود استقبال کند و طالبان علم را آموزش دهد و مردم هزینه های این مرکز را تامین می کردند و به مرور بزرگ می شد و ثروت و قدرتی می یافت و ارادتمندان و مراجعه کنندگان به این زاویه افزایش پیدا می کرد. و نام صوفی (صاحب و نگاهبان این سنگر) به عنوان اسم عَلم به این مکان اطلاق می شد و آنجا را دیگر به اسم او می نامیدند، و چون از دنیا می رفت در همان زاویه یا سنگرگاه دفن می شد و آن ضریح و مقبره علامت آن زاویه می گشت و پسران و نوه هایش جایگاه و آوازه او را به ارث می بردند و قداست زاویه در میان مردم منطقه بیشتر می شد و آوازه و نفوذش تا نقاط دور دیگر نیز می رسید. و پراکندگی زوایا چنان زیاد بود که هیچ شهر بزرگ یا کوچکی نمی یافتیم مگر آن که زاویه ای در آن باشد.

   به عنوان مثال شهر الجزائر(پایتخت) دارای بسیاری از زوایا بود و علاوه بر زاویه و مقبره عبدالرحمن ثعالبی، زاویه ولی داده و زاویه عبدالقادر گیلانی و زاویه سیدی محمد الشریف و زاویه سیدی احمد بن عبدالله الجزائری صاحب منظومه جزائریه و سیدی الجودی و سیدی جمعه و سیدی الکتانی و سیدی السعدی و سیدی الفاسی و ... در آن وجود داشت.

   همین طور در شهر قسنطینه و نواحی اطراف آن تعداد زیادی از زوایا بود، مانند زوایای سیدی کتانی و سیدی مناطقی و سیدی عبدالمومن و سیدی مسید و سیدی مخلوف و سیدی میمون و سیدی عفان و سیدی راشد و سیدی تلمسانی . همچنین خاندان های بزرگ شهر زوایای خاص خودشان را داشتند مانند زاویه اولاد فکون و زاویه این نعمون و زاویه اولاد جلول و نیز زوایایی خاص به ترک ها و ترک زاده ها وجود داشت.

   و شهر تلمسان نیز زوایای خود را داشت مانند زاویه سیدی ذیب و زاویه سیدی بومدین و زاویه محمد السنوسی و زاویه احمد الغماری و مرقد سیدی الحلوی الاندلسی و زاویه عین الحوت و زاویه مولای الطیب الوزانی.

   و اما منطقه قبایل، غنی ترین مناطق الجزائر از جهت تعداد زوایا به شمار می آید و تعداد زاویه ها در این منطقه به پنجاه زاویه می رسد که شاید مهمترین شان در عرصه تعلیم و گسترش بیداری دینی در میان مردم، زاویه مشهور و معروف  تیزی راشد باشد (که زاویه بن عراب هم نامیده می شود) و زاویه شیخ محمد تواتی در بجایه و زاویه ازهری در آیت اسماعیل و زاویه بن علی شریف در آقبو و همین طور سیدی منصور در آیت جناد و زاویه عبدالرحمن یلولی.

   و سرشماری ها نشان داده است که تعداد زوایا و مراقد از تعداد مساجد و مدارس بیشتر بوده است چنان که طی دوران عثمانی در تلمسان و اطراف آن بیش از سی زاویه وجود داشت. ودر دوران صالح بای در قسنطینه 13 زاویه بود (و البته این تعداد شامل زوایای محیط اطراف آن نیست) و همچنین هر یک از شهرهای عنابه و مناطق قبایلی تعداد فراوانی زاویه داشتند . اما شهر الجزائر به تنهایی 32 گنبد و مرقد و 12 زاویه داشت و یک منبع دیگر تعداد این زوایا و سنگرگاه ها را نوزده تا برشمرده است. 

   ساخت زاویه از شیوه ساخت مسجد و مدرسه متفاوت است چرا که زوایا غالبا دربرگیرنده خصوصیات هندسی مسجد و منزل هستند و غالبا حصارها  و گنبدهایی کوتاه دارند و پنجره هایشان اندک است و اگر زاویه مسجد هم داشته باشد غالبا گلدسته و مناره ندارد. لذا زاویه از جهت هندسی بسیار ساده است و ظاهرش احساس عزلت وریاضت معنوی و آرامش را ایجاد می کند، گرچه زاویه هایی که اساسا برای سکونت طلاب و مانند آنها ساخته می شد بزرگ و بهداشتی بود .

   زاویه از نظر تامین نیازهای اقتصادی بر منابعی اساسی تکیه دارد که می توان آنها را در دو منبع درآمد مهم خلاصه کرد:

1-تبرعاتی که ثروتمندان نیکوکار به صورت نقدی یا در قالب کالاهایی مانند غلات و زیتون و فرش و ... تقدیم می کنند.

2-اوقاف که معمولا عبارت است از زمین های کشاورزی و مزارع درختان میوه و کشت غلات و حیوانات ومغازه های تجاری و حمام های آبگرم در حومه شهرها و... که مبالغ مالی مورد نیاز برای نیازهای مختلف زوایا از قبیل خوراک و روشنایی و نظافت و گچ کاری و تهیه وسایل و نگهداری و شهریه طلاب و حق الزحمه مشایخ اداره کننده آنها را پوشش می دهد.

   البته زوایا یک منبع مالی دیگر هم دارند که عبارت است از پول زیارت ها و وعده هایی که زائران به صورت نقدی یا کالاها و مواد غذایی متنوع و پوشاک تقدیم می کنند.

   و برخی زوایا بسیار غنی بودند چنان که می توانستند هزینه اقامت و خوراک و تعلیم تعداد زیادی از زائران و طلاب را بپردازند و حق الزحمه مدرسان را نیز بدهند.

   در راس هر زاویه یک مسوول اصلی بود که غالبا موسس آن زاویه یا مرزبان آن سنگرگاه بود یا ورثه او، و در غیاب موسس یا سنگربان معمولا پسران و نوه های او زاویه را به همان شیوه اداره می کردند. و برخی از زوایای شهرها زیر نظر سرپرستها یا مدیرانی بود که از سوی وکلای اوقاف عامه یا خاصه – مثل سبل الخیرات و بیت المال و مکه و مدینه- تعیین می شدند و این سرپرستان معمولا از نسل آن مرزبان یا از سادات یا از نیکان و و خوشنامان بودند.

   زاویه نهادی کامل بود که هم اقامتگاه و غذا را تامین می کرد و هم پناهگاه و خدمات آموزشی و فضای عبادت داشت و برخی از زوایا مدارس عالی برای تکمیل تحصیلاتی به شمار می آمدند که در مکتب خانه ها و مدارس قرآنی آغاز شده بود و برخی از زوایا نیز مخصوص یک گروه اجتماعی خاص مانند سادات و اندلسی ها بودند.

   وضعیت زوایا بعد از دوران اشغال الجزایر:

   مقاومت و جنبش ملی در الجزایر تا حد زیادی به  انگیزه های دینی به عنوان عامل اساسی شعله ورشدن فتیله جهاد مستمر در قرن گذشته وابستگی داشت، و همین طور موضوع مبارزه سیاسی از زمان جنگ جهانی اول نیز چنین بود، زیرا ستون فقرات هر حرکتی علیه قدرتهای استعمارگر عامل دینی است و این عامل در خلال انقلاب آزادی بخش بروز و قدرت فزون تری یافت.

   مردم الجزایر خصوصیت تبشیری حمله استعمارگران را به خوبی درک کردند و دانستند که آن یک جنگ صلیبی است، چرا که تصمیم این حمله از سوی پادشاه شارل دهم گرفته شد که یک یسوعی متعصب بود و پاپ واتیکان آن را برکت بخشید و کلیسا تایید کرد و بعد از پیروزی حمله، مبلغان مسیحی به الجزایر سرازیر شدند و نیروهای نظامی به ویران ساختن مساجد مشغول گشتند و برخی را نیز به کلیسا تبدیل نمودند و بر اوقاف دینی سلطه یافتند.

   و همچنین تمام قوانین استثنایی هم که از سوی قدرتهای استعمارگر برای مردم الجزائر تعیین می شد حال و هوای صلیبی و مسیحی داشت، از جمله لغو قانون قضایی اسلامی و قانون تابعیت و بی اعتنایی به آموزش اسلامی واز سوی دیگر ایجاد آزادی کامل برای مبلغان مسیحی مخصوصا گروه پدران سفید و خواهران سفید و مسلط ساختن مستشرقان فرانسوی برای به چالش کشیدن اسلام و میراث دینی . اینها و موارد متعدد دیگر به خوبی نشان می داد که حضور فرانسه در الجزایر تنها یک سلطه سیاسی و سوء استفاده اقتصادی نیست بلکه قدرتی صلیبی است که همه کینه های گذشته را با تمام زشتی هایش با خود دارد.

   فرانسوی ها برای سیطره یافتن بر الجزایر شیوه های گوناگون داشتند و به کشتار و ترورو تبعید و آواره ساختن برای رام کردن مردم اکتفا نکردند. و خیلی زود متوجه شدند که ریشه خطر از نگاه آنها کجاست و سلاح جدید خود را برای مقابله با آن آماده ساختند، زیرا دیدند که مردم الجزایر چه قدر به دین خود وابسته و دلبسته هستند و دریافتند که همین منبع پیوستگی آنهاست، چنان که مشاهده کردند که پیشوایان حرکت مقاومت و جهاد از سنگرهای دینی پراکنده در سراسر کشور برمی آیند که عبارتند از مساجد و زوایا، و همین ها وحدت ملی و ارزشهای دینی و تعالیم اسلامی را پاس می دارد و به جهاد و شهادت برای دفاع از دین و وطن دعوت می کند. ازهمین روی زوایا هم مانند سایر بناهای اسلامی در الجزایر مورد تخریب و بی اعتنایی و تغییر کارکرد قرار گرفت و قدرتهای فرانسوی اوقافشان را نیز غصب کردند و در نتیجه کارمندان و عالمان و فقرا را از حقوق مشروعی که اوقاف بر آن تصریح داشت محروم ساختند.

   و در اینجا مجال آن نیست که به تفصیل از وضعیت فاجعه باری که زوایا پیدا کردند سخن بگوییم، و تنها کسانی را که به این موضوع اهتمام دارند به جلد پنجم " تاریخ فرهنگی الجزایر" نوشته دکتر ابوالقاسم سعدالله که در این زمینه مطالعه و بررسی مفصلی داشته ارجاع می دهیم.

   بنابراین رژیم اشغالگر فرانسه اهمیت نقشی که زوایا در اثرگذاری بر تفکر و باورهای پیروان خود ایفا می کنند درک کرده و دریافت که بیشتر خیزش ها و مقاومت ها با هدایت مرزبانانی صورت می گیرد که قدرت دینی و سیاسی را با هم دارند و مطمئن شد که کیانش در خطر است مگر این که از دست این نهادهای دینی رهایی یابد. در این مرحله بود که حکومت فرانسه اهتمام ویژه ای به طرق صوفیه مبذول داشت و تعدادی از متخصصان فرانسوی را مامور ساخت تا هر چیزی که از جهت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی به جمعیت های دینی مربوط است مورد مطالعه قرار دهند تا بفهمند چگونه می توان بر این جمعیت ها غلبه کرد.

   و بر اساس این پژوهشها حکومت فرانسه خود را بر سر یک دو راهی دید؛ یا باید با همه زوایا و طرق صوفیه اعلام جنگ می کرد و سران آنها را می کشت و بر همه آنها به عنوان پایگاه های شکل گیری قیام سلطه می یافت، یا می کوشید که به آنها نزدیک شود و اعتماد و اطاعت شیوخ آنها را به دست آورد.

   رژیم اشغالگر فرانسه به نقشه دوم روی آورد و دستور داد که عملیات جاسوسی از همه فعالیتهای زوایا انجام شود و هر حرکت جهادی که ممکن است یکی از طرق صوفیه بدان دست بزنند تحت مراقبت کامل قرار گیرد.و استعمارگران برای تحقق این هدف برخی از شیوخ که حاضر به همکاری شده بودند را نیز به کار گرفتند و به آنها خدمات اجتماعی و القاب و نشان های افتخار دادند و فرصت مشارکت در حضور سیاسی فراهم کردند و اتفاقیه های مشترکی با آنان به امضا رساندند که بر اساس آنها جایگاه معنوی شان به رسمیت شناخته می شد و اموال و زمین هایی در اختیارشان قرار می گرفت و در مقابل ایشان باید به حفظ نظم و امنیت تعهد می دادند.

   و فرانسه از طریق این اقدامات موفق شد که بسیاری از زوایا را ضعیف کند، هر چند که این موضوع تاثیری بر زوایای دیگری که به عنوان نمادهای مقاومت و جهاد باقی ماندند نداشت ، البته فشارهای سنگینی بر آنها وارد می شد و میان برخی از شاخه هایشان هم به دلیل همکاری برخی از شیوخ با اشغالگران یا به دلیل علاقه برخی از آنها به توسعه منطقه نفوذ خود به جاهای دورتر اختلاف هایی ایجاد شد.

   و در هر دو حالت، حکومت فرانسه مراقب اوضاع بود، و در بسیاری از موارد به گروهی که مصالحش را در منطقه تامین می کرد یاری می رساند.

   و به هر حال، اختلاف هایی که میان برخی از شیوخ بود از نقشی که زوایای گوناگون در اعلام جهاد و شعله ور ساختن مقاومت مردم الجزایر داشتند نمی کاهد.

   نقش زوایا در مقاومت و رویارویی با اشغالگران

   -نقش دینی وآموزشی

   زوایا با رسالت آموزش ارتباطی ناگسستنی دارند و با تثبیت کارکرد آموزشی زوایا، نظام آموزش دینی و شیوه های آن نیز تکامل یافت تا حدی که زوایا نهادهای تخصصی تعلم و تربیت به شمار آمدند.

   الجزایر قبل از اشغال از همه معارف و علوم وپیشرفتهای فرهنگی جهان عرب و جهان اسلام برخوردار بود و غالب منابع بر این باورند که به سطح بالایی از شکوفایی رسیده بود و شاهد این مدعا نیز فراوانی مدارس عالی و موسسات فرهنگی و اسلامی است که در سرتاسر کشور پراکنده بودند و تعداد قابل توجهی از دانشمندان و ادیبان و فقها را دربر می گرفتند که آوازه و شهرت برخی از ایشان فراتر از مرزهای الجزایر به سایر کشورهای اسلامی رسیده بود. و زوایا جایگاه ویژه ای در میان این نهادها و موسسات داشت، زیرا از سویی پایگاه نشر تعالیم دینی و اسلامی به حساب می آمد و از سوی دیگر دانشسراهایی برای آموزش جوانان و روشنگری عموم جامعه بود.  

   درهای زوایا در شهرها و روستاها بر روی کودکان گشوده بود تا درس های دینی و غیر دینی را فرابگیرند و برای ساختن نسل جوان و آماده ساختن جوانان مستعد نقش ایفا می کرد تا بهترین شان را برای تکمیل تحصیل به تونس یا مغرب دور بفرستد.

   تعداد مکتبخانه ها و زوایا در سال 1871 میلادی دو هزار مورد برآورد شده که در سرتاسر کشور الجزایر گسترده بودند و آموزش حدود 28000 دانش آموز را بر عهده داشتند.

   اکثر منابع تاریخی تاکید می کنند که بسیاری از زوایا در حکم مخازن و انبارهای کتاب و نسخه های خطی در رشته های گوناگون علمی و تخصصی بودند و لازم به اشاره است که بیشتر چیزهایی که در این کتابخانه ها بود به کشورهای اروپایی برده شد و بخش مهمی از آثار باقیمانده نیز در دوران مقاومت در معرض نابودی قرار گرفت.  

   بنابراین مردم الجزایر از فرهنگ عربی و اسلامی اشباع شده بودند، وقبل از اشغال این کشور دین اسلام و زبان عربی  دو نظام اجتماعی در زندگی مردم بود که از نظر ساختاری یکدیگر را کامل می کردند و از نظر کارکردی پشتیبان هم بودند، از همین روی دوران پس از مرحله اشغال الجزایر شاهد رویارویی سختی میان دو تمدن بود با این خصوصیت که الجزایری ها نمی توانستند تمدن وارداتی را به خاطر نوع شکل گیری راسخ باورهایشان هضم کنند و به همین دلیل به آسانی از آنچه در پیرامون ایشان می گذشت تأثر نمی پذیرفتند.

   استعمارگران در آغاز اشغال الجزایر به طور مستقیم به سراغ موضوع تربیت و تعلیم نرفتند زیرا مشغول تلاش برای سیطره یافتن بر کشور و تصرف نظامی مناطق مختلف بودند، در نتیجه توجه ایشان به این حوزه از طریق تصویب قوانین قضایی برای اثرگذاری بر حوزه تعلیم و تربیت بود، از جمله تصمیم ژنرال "دوبرمون" در هشتم سپتامبر 1830  که از دست گذاشتن استعمارگران بر اوقاف اسلامی حکایت دارد و سپس تصمیم دیگری که درهفتم دسامبر1830 از سوی اشغالگران در تکمیل تصمیم قبلی اعلام شد و بر حق تصرف آنان در املاک دینی تحت اجاره و کرایه نیز تصریح داشت.

   و روحیه صلیبی اشغالگران در گفتار شارل دهم در دوم مارس 1830 – زمانی که برای حمله به الجزایر آماده می شد- آشکار است؛ " آنچه برای پاسداری از شرف فرانسه خواهم کرد به نفع مسیحیت است." چنان که این رویکرد در موضع گیری های متعدد دیگری از سیاستمداران و فرماندهان نظامی فرانسوی مشهود بود.

   و می بینیم که فرانسه زبان عربی و اسلام را مانند هم به حساب می آورد و از آغاز ورود به الجزایر با هر دو به جنگ برخاست. برای همین بود که جریان آموزش بسیار از اشغالگری فرانسه تاثیر پذیرفت زیرا بسیاری از پرچمداران فرهنگ عربی و اسلامی شهید شدند و اندکی نیز که باقی مانده بودند مهاجرت به خارج را ترجیح دادند.

   در این میان زاویه ها یا ویران گشتند یا به حال خود رها شدند یا از اوقافی که به آنها وابسته بودند و تکیه داشتند محروم گردیدند و مجال فعالیت شان تنگ شد و مدارس فرانسوی برای جذب دانش آموزان زوایا تاسیس گردید. و مرزداران برجسته مورد حمله قرار گرفتند یا از راه هایی مثل اشتغال به کار یا ازدواج اغوا شدند و درویشی و رمال بازی به جای تعلیم مورد تشویق قرارگرفت و رونق یافت و زوایا از آموزشهای عمومی منع شدند و برنامه ای بسیار محدود بر آنها تحمیل شد که تنها شامل حفظ قرآن کریم –بدون تفسیر آن یا آموزش قواعد زبان عربی و اصول دین – بود و همه اینها در راستای خدمت به اهداف تبشیری هدفمند برای مسیحی کردن الجزایر و خارج ساختن آن از هویت عربی اش صورت می گرفت.

   در مقابل این وضعیت خطرناک برخی زاویه ها که همچنان به ارزشها و اصول تعلیم دینی خود وفادار بودند ماموریت حمایت از اسلام و زبان عربی را بر عهده گرفتند و رسالت آموزش را با هدف مقاومت و محافظت از هویت در برابریورش مسیحی سازی اشغالگران فرانسوی به انجام رساندند.

   علیرغم سخت گیری ها و فشارهای اشغالگران، زوایا نقش خود را در انتشار تعالیم اسلامی و پاسداری از ایمان در دلهای شهروندان الجزایر در دوران استعمار فرانسه ایفا کردند و مردم الجزایر از آنها فرهنگ معنوی و ایمان عمیق خود به دین یگانه وسرنوشت مشترک را دریافتند و بدین ترتیب زوایا قلعه های مستحکمی بودند که مردم الجزایر مخصوصا ساکنان مناطق روستایی در مقابل تهدید استعمار و مبلغان مسیحی بدانها پناه بردند.

   اشغالگران فرانسوی خود هم به این حقیقت وقوف داشتند، چون روحیه مقاومت فرهنگی مردم را در قالب نهادهای دینی می دیدند و مشاهده می کردند که این مراکز مانند موانعی هستند که در برابر هر گونه تلاش و برنامه آنها برای تغییر هویت و محو فرهنگ ملی و دینی ایستاده اند. این بود که فرانسوی ها اعتراف داشتند و می گفتند: " معلمان محلی این مراکز دارای باورهای اعتقادی ریشه داری هستند که کینه بی امان شان نسبت به مسیحیان و تعصب کور را ایجاد می کند و با تمام توان برای دور کردن نسل جدید از ما خواهند کوشید"

   این تحلیل واقعی و تا حد بسیار زیادی صحیح است، زیرا به طور طبیعی نمی توانیم نقش آموزشی –دینی زوایا را از نقش سیاسی- نظامی آنها جدا کنیم و این دو جنبه به صورت تنگاتنگی با هم ربط دارند. مخصوصا از این جهت که اگر توجه داشته باشیم، چنانکه خواهیم دید بسیاری از قیام هایی که علیه فرانسوی ها صورت گرفت به دست مشایخ زوایا بود.

   بر این اساس زوایا هر چه توانستند برای مقاومت در برابر نادانی و بیسوادی کوشیدند و بر ضد سیاست اشغالگران فرانسوی برای نگه داشتن مردم الجزایر در نادانی تلاش کردند. و می دانیم که نقشه اشغالگران فرانسوی فقط جدا کردن شهروند الجزایری از سرزمین و خاکش نبود، بلکه می خواست تا نادانی فراگیر را در همه جای الجزایر بگسترد تا هیچ اثری از هویت و میراث اسلامی و عربی شان باقی نماند. و از همین روی سلطه جویان فرانسوی برآن شدند تا بر مساجد سیطره یابند و آنها را به کلیسا تبدیل کنند و به مراقبت شدید فعالیتهای زوایا و محدودکردن برنامه هایشان بپردازند، زیرا زاویه ها را نماد دانش و محور فعالیتهای زنده و پویای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی می دیدند.

   نقش سیاسی و نظامی زوایا:

   نقش زاویه در پیکار با استعمارگران از همان آغاز اشغال الجزایر آشکار می شود و می بینیم که رهبران معنوی از هیچ کوششی برای بسیج مردم و آگاه سازی آنان و واداشتن شان به مقاومت در برابر اشغالگران فرانسوی فروگذار نکردند. و زاویه ها پایگاه هایی بودند که مجاهدان از آنها گسیل می شدند، هرچند امکانات مادی محدودی داشتند اما اراده های آنان قوی بود و از روحیه بالایی برخوردار بودند.

   با توجه به موقعیت والای زاویه در جامعه و احترامی که مردم برای آن قائل بودند، هر فراخوانی برای جهاد علیه این دشمن که با نام کلیسا برای پیکار با دین و زبانشان آمده بود بازتاب مثبت داشت.

   و شاید از این رو بر جنبه معنوی تمرکز بیشتری صورت می گرفت که روابط معنوی قوی تر از روابط مادی بود و بدین ترتیب انقلاب گسترش یافت و پرچم جهاد علیه فرانسوی ها در مساجد و بازارها و مکان های عمومی برافراشته شد و بسیج عمومی شکل گرفت و قیام های پیاپی در برابر استعمارگران رخ داد.

   اما دورانی که پس از این مرحله آمد شاهد جدایی هایی میان زوایا بود، برخی از آنها به اصول جهادی خود وفادار ماندند و برخی دیگر به خاطر وسوسه های فرانسوی ها در پی طعمه های دنیایی رفتند، مخصوصا بعد از گسترش مکاتب عربی در جای جای کشور که با مشت آهنین بر همگان تسلط یافته بود و هر فعالیت سیاسی ممکن را مورد تعقیب و قرار می داد و بر هر حرکت جهادی ممکن از سوی هر یک از گرایشهای دینی و مذهبی ،جاسوسی ومراقبت می کرد.

بدین ترتیب قدرت استعماری برای نرم کردن شیوخ زوایا کوشیدند و برخی از آنان را نیز خریدند و این گونه افراد برای خاضع ساختن مردم ساکن در اطراف زوایای خودشان در مقابل ارتش اشغالگر تلاش کردند، بلکه بالاتر از این حتی برخی از آنان در جهت مقابله با انقلابیون مقاوم بسیج شدند تا حرکت های جهادی را ناکام سازند و خود به اندک اهداف دنیایی کم ارزش برسند.

   اما خوشبختانه در مقابل، زاویه های دیگری بودند که به مراکز تشویق و دلگرمی مردم برای پیوستن به جریان انقلاب و مقاومت تبدیل شده و آنان را برای جهاد سازماندهی می کردند وبه اسم دین اموالی را جمع می کردند و سلاح برای مبارزه و دفاع از خاک و شرف و اسلام فراهم می ساختند. و می توان گفت که تقریبا حرکت مقاومتی در این دوره نبود مگر این که از سوی یک مرزبان یا شریف هدایت و حمایت می شد.

   زوایا و طریقه های تصوف قادریه و طیبیه و رحمانیه و درقاویه در فاصله سالهای 1830 تا 1848 میلادی برای مقابله با دشمن مشترک همراه و همگام شدند و تنها طریقه تیجانیه یا برخی طریقه هایی که خصوصیت مدنی داشتند اعلام بی طرفی کردند.

  وضعیت در دهه پنجاه نیز به همین ترتیب باقی ماند که طریقه رحمانیه بروز یافت وطریقه سنوسیه برای نخستین بار ظاهر شد. و بعد از فروپاشی ساختار نظامی و اداری کشور، زوایا (و طریقه های صوفیه)  تنها ساختار موجود در جامعه الجزایر بودند.  

   افسران فرانسوی با زیرکی نقش خطرناکی که زوایا در تیره کردن امنیت استعمار بازی می کردند دریافتند و آنها را به عنوان یک مانع قوی در برابر پیشروی ارتش شان شناختند. آرنست مرسییه در سال 1869 در این خصوص می نویسد: "طریقه های تصوف از لحظه تولد دشمن فرانسه اند و بیشترین تعصب را دارند وبزرگترین مانع را در برابر سلطه فرانسه بر این کشور شکل می دهند". برای این بود که با هر وسیله ای در جهت فشار بر آنها اقدام کردند و کوشیدند تا میان شیوخ آنها و طلاب شان و پیروان شان اختلاف ایجاد کنند.

   زوایا فعالانه در برابر نظام حاکم و مستبد استعماری مقاومت کردند و از آنجا که اکنون مجال یادکردن از همه قیام های زوایا نیست ، تنها به یاد برخی از مهمترین آنها اکتفا می کنیم؛

1-قیام  امیر عبدالقادر القادری (1832-1847)

2-قیام حاج موسی اغواطی درقاوی در تیطری (سال 1835)

3-قیام شریف محمد عبدالله بوممعزه در کوههای ونشریس و اولاد نایل (1845-1847)

4-قیام شیخ احمد بوزیان قادری در واحه زعاطشه (سال 1849)

5-قیام حاج عمر رحمانی و مولای ابراهیم و فاطمه نسومر در کوههای جرجره (1850-1857)

6-قیام شیخ صادق بلحاج در خنقه و بسکره (1858-1860)

7-قیام شریف محمد بن عبدالله سنوسی در ورقله و تقرت (1852-1861)

8-قیام اولاد سیدی الشیخ طیبیین در غرب وهران (1864-1881)

9-قیام سی ازرق بلحاج طیبی در فلیته (سال 1864)

10-قیام شیخ حداد و دو فرزندش عزیز و محمد و اتباع او برادران رحمانی در کوههای جرجره و بابور و فلات بالای قسنطینه (سال 1871)

11-قیام شیخ محمد یحیی رحمانی در واحه عمری (سال 1876)

12-قیام شیخ محمد امزیان بن عبدالرحمن در اوراس (سال 1879)

13-قیام شیخ بوعمامه طیبی در جنوب وهران (1881-1883)

   این قیام ها و نافرمانی ها و خیزش های انقلابی نشانه ای واضح بر نقش سیاسی و نظامی و جایگاه والایی است که زوایا داشته اند. وبدون تردید اگر خیانت ها و تسلیم های برخی از روسای زوایا نبود، آنها می توانستند جریان حضور استعمار فرانسه در الجزایر را تغییر دهند.

سخن پایانی

   در این پژوهش ناچیز کوشیدیم تا در موضوع زوایا و نقش آنها در مقاومت، دو جانب اساسی که کاملا به هم پیوسته و مرتبط هستند را مورد توجه قرار دهیم؛ یکی جنبه آموزشی و دینی و دیگری جنبه سیاسی و نظامی. از این جهت که این دو جنبه بنیان های استواری هستند که زوایا برای مقاومت پیوسته ی خود در مقابل استعمارگران و رویارویی با سیاست غربگرایی و از بین بردن مولفه های هویتی و اساسی شخصیت الجزایری بر آنها تکیه داشته اند. و چنان که پیشتر گفتیم زوایا رسالت خود برای آموزش فرزندان وطن را مخصوصا در مرحله نخست اشغال کشور ادا کردند.

   افزون بر این دو جنبه، نقش اجتماعی زوایا نیز هست زیرا زوایا در آن دوره نقشی را بازی می کردند که امروزه به عنوان جمعیت های خیریه شناخته می شود. چرا که میزبان فقرا و غریبان و نیازمندان بودند و آنان را غذا می دادند و نیازهایشان را تامین می کردند.

   همچنین نقش دادگاه های امروزی را ایفا می کردند و ازدواج ها و طلاق ها در آنجا ثبت می شد و مردم اصرار داشتند که جز در موقعیت های اضطراری برای حل و مشکلات خود به سراغ قدرتهای حاکم اجنبی نروند.

   اما بعد از سرکوب قیام سال 1871 و گسترده شدن نفوذ استعماری در همه نقاط کشور، دیگر زوایا استقرار و ثباتی نداشتند ، زیرا دشمن آنها را مورد تحریم وفشار اقتصادی شدید قرار داده بود تا درآمد اقتصادی و دستاوردهای فرهنگی و دینی شان را کاهش دهد، چرا که استعمارگران فرانسوی باور داشتند که اگر زوایا را بدون مراقبت و نظارت سختگیرانه رها کنند خطری جدی برای سیاستهای استعماری شان خواهند بود.

   زوایا علیرغم انواع سرکوب ها توانستند اسلام و زبان عربی را در این کشور حفظ کنند و شخصیت الجزایری را با همه خصوصیت هایش پاس بدارند و در مقابل استعمارگران بایستند و باقی ماندنش در الجزایر را دشوار سازند.

  

کد خبر 23140

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =