معرفی قبایل پشتون - چمکنی

قبایل چمکنی که به نام «چکمانی» نیز شناخته می‌شوند، به طور سنتی متعلق به شاخه اصلی غوریه‌خیل از سَربانی پشتون‌ها دانسته می‌شوند. محمد حیات خان (نویسنده حیاتِ افغانی) آنان را از نسل ابراهیم غوریه می‌داند و بر اساس نسب سربانی، آنان با مهمندان، داوودزایی و خلیل‌ها مرتبط هستند. به گفته وی، آنان با سایر خویشاوندان خود نزاعی داشتند و از محل اصلی خود به اسپین‌غر رفتند.

بخش عمده قبیله چمکنی ظاهراً در قرن چهاردهم به نیروهای خَتَّک‌ها پیوستند که در آن زمان در اطراف وزیرستان ساکن بودند؛ و هنگامی که ختک‌ها به محل فعلی خود در نواحی کرک و کوهات منتقل شدند، چمکنی‌ها در وزیرستان باقی ماندند. سپس آنان به دره خارمانه در شمال‌شرق دره کُرُم منتقل شدند. این قبیله هم‌اکنون در دره‌های ثبایی و آوی در دره خارمانه و همچنین در دره کارمن در دامنه‌های شمالی رشته‌کوه سیکه‌رام سکونت دارد. همسایگان آن‌ها عبارت‌اند از: اَفریدی‌ها در شرق، اورکزی‌ها در شرق و جنوب‌شرق، تُوری‌ها در غرب و جنوب‌غرب، و رشته‌کوه اسپین‌غر مرز شمالی است که در آن سوی آن سرزمین شینواری‌ها قرار دارد. بر اساس صُولتِ افغانی در زمان احمد شاه درّانی چمکنی‌ها قادر بودند حدود نه هزار جنگجو فراهم کنند، و در قرن نوزدهم آنان به سختی می‌توانستند حدود شش هزار مرد مسلح فراهم کنند.

معرفی قبایل پشتون - چمکنی

برخی از خانواده‌های چمکنی به دره پیشاور کوچ کرده و روستایی را تأسیس و به نام قبیله خود نام‌گذاری کردند. با این حال مشخص نیست که آنان چه زمانی به اینجا رسیدند و رئیس این گروه منشعب چه کسی بوده است. در حال حاضر، روستای چمکنی عمدتاً توسط مهمندان سکونت دارد. منشی گوپال داس می‌نویسد که ابراهیم، از نسل مهمند پسر ابراهیم غوری، در خدمت یک پادشاه بود و لقب «چکبانی» به او داده شد. این ابراهیم «چکبانی» این روستا را بنیان گذاشته و به نام خود نام‌گذاری کرد که با گذشت زمان به «چمکنی» تغییر یافت. لذا او اضافه می‌کند که روایت مذکور بعید به نظر می‌رسد و این روستا احتمالاً توسط یکی از رؤسای قبیله چمکنی که در دره کُرُم زندگی می‌کرده، تأسیس شده است. گفته شد که این روستا به دلیل غارت‌های مهمندان هزارخانی خالی از سکنه شد و سپس توسط دریا خان مهمند که از نسل ابراهیم خان مهمند مذکور بود، مجدداً مسکونی گردید.

معرفی قبایل پشتون - چمکنی

بااین حال، آنان را می توان به چهار بخش اصلی تقسیم کرد، به نام‌های: خانی‌خیل، عزّی‌خیل، داری‌خیل و لگر. سرهنگ ویلّی نیز آنان را به چهار بخش اصلی تقسیم می‌کند اما با نام‌های متفاوت، یعنی: بداخیل، خَوَجَک‌خیل، حاجی یا پراخیل، و خانی‌خیل. یک گروه کوچک از چمکنی‌ها در دره کُرُم بالای خرلاچی زندگی می‌کنند که ادعای غلزایی بودن دارند.

با چند استثنا، چمکنی‌ها همگی سنی هستند و در میان تُوری‌های شیعه و طایفه مسوزی اورکزی که در شرق با آنان مجاورند، قرار دارند. به دلیل سالها خصومت با همسایگان شیعه، این قبیله اتحاد خود را حفظ کرده است، اگرچه آنان دارای آبادی‌های پراکنده بودند اما در مواضع مستحکم در دامنه تپه‌ها. گوندل و خزینا زمانی از مراکز اصلی آنان بودند، اما اورکزی‌های مسوزی آنان را از آنجا بیرون راندند و آنان به جنگل های اطراف مهاجرت کرده و آبادی‌های کوچکی بنیان گذاشتند. به دلیل دشمنی با همسایگان خود، آنان مشکلی برای حاکمان کابل و بعدها دولت بریتانیا ایجاد نکردند، اما گاهی همراه با همسایگان قدرتمندتر خود علیه دولت اقدام می‌کردند و بی‌اهمیت بودن نسبی‌شان آنان را از پیامدها حفظ می‌کرد. در جریان قیام ۱۸۹۷، در دره کُرُم چندین نقطه مرزی برای حمله قبایل محلی تقسیم شده بود. «جرگه» عمومی که در ۲۰ اوت ۱۸۹۷ برگزار شد تصمیم گرفت که چمکنی‌ها و همسایگانشان اورکزی‌های مسوزی علیه کُرُم حرکت کنند. چمکنی‌ها تا شب ۱۶/۱۷ سپتامبر آرام ماندند، زمانی که برخی از مردانشان ناگهان به اردوگاه سرهنگ ریچاردسون در صده، در محل تلاقی رودخانه‌های خارمانه و کُرُم، حمله کردند. به اعلامیه سر ویلیام لاکهارت در ۶ اکتبر، آنان پاسخ‌هایی گستاخانه و چالش‌برانگیز داده و صلح را بر اساس شروط خود پیشنهاد کردند. آنان مانعی در سراسر دره خارمانه ساختند. با این حال حضور ستون متحرک کُرُم تحت فرماندهی سرهنگ هیل در نزدیکی، آنان و «لشکر» بزرگ قبایلی در اطرافشان را از اقدامات آشکار خصمانه بازداشت. تا آن زمان چمکنی‌ها به عنوان یک قبیله به آتش‌افروزان سرحد نپیوسته بودند.

در ۷ نوامبر ۱۸۹۷ فرمانده ستون متحرک کُرُم، با استفاده از توقف موقت خصومت‌ها در اطراف صده، وارد تنگه خارمانه شد. او یک گشت شناسایی فرستاد تا قدرت تجمع قبایلی در تنگه که هفت مایل طول داشت را ارزیابی کند. قبایل ظاهراً از حضور نیروها در منطقه غافلگیر شدند. حتی مانعی که توسط چمکنی‌ها در تنگه ایجاد شده بود نیز اشغال نشده بود. نیروها پس از درگیری‌های کوچک در روستاهای حصار و جانیکوت عقب‌نشینی کردند، اما یک دسته متشکل از سی‌وپنج نفر به فرماندهی یک حوالدار از پیاده‌نظام کپورتالا راه را گم کردند و خود را در دره‌ای محاصره‌شده یافتند، در حالی که عقب‌نشینی آنان توسط آتش‌سوزی جنگل قطع شده بود. چمکنی‌ها آنان را تا نفر آخر کشتند.

این موفقیت نسبی روحیه شورش در نقاط شمالی دره کُرُم را شعله‌ور ساخت. سایر افراد قبایل که تاکنون کم‌وبیش بی‌طرف مانده بودند، چمکنی‌ها و اورکزی‌ها را تقویت کردند و قدرت «لشکر» در نزدیکی روستای حصار (که قبلاً توسط سرهنگ هیل ویران شده بود) پیوسته افزایش یافت. برای مشارکت در این مقاومت، چمکنی‌ها موظف به پرداخت جریمه ۱۰۰۰ روپیه، تحویل ۳۰ تفنگ ته‌پر و بازگرداندن تمامی اموال دولتی شدند. چمکنی‌ها این درخواست را رد کردند. بنابراین در ۲۶ نوامبر ستون متحرک کُرُم در عملیات مذکور در سرزمین خانی‌خیل چمکنی‌ها شرکت کرد و در دو گروه ثبایی و سایر روستاها را ویران نموده و تلفات سنگینی بر آنان وارد کرد، ولی یکی از ده برادر سرباز باتی کشته شد.

برخلاف سایر قبایل در ۱۸۹۸، چمکنی‌ها از تسلیم رسمی سر باز زدند، و با چنین دلگرمی‌ای در ۱۸۹۹ بار دیگر شورش کرده و دو روستا در دره کُرُم را غارت کردند و چندین روستایی را کشتند و زخمی کرده و دام‌های بسیاری را ربودند. اما یک ضدحمله که به سرعت توسط کاپیتان روس-کیپل سازماندهی شده و علیه روستاهای چمکنی در دره کُرُم انجام گرفت، آنان را به سرعت به تسلیم واداشت. بیش از صد نفر زندانی شدند، چندین روستا سوزانده شد و تعداد زیادی دام و اسلحه ضبط گردید. پس از آن، چمکنی‌ها جریمه را پرداخت کرده و از آن پس در صلح و آرامش زندگی کردند.

نویسنده: ریاض احمد رضوی، خانه فرهنگ ایران در پیشاور

منبع:

دایره المعارف بریتانیکا/چمکانی

هارون رشید، تاریخ پَتَهان‌ها، جلد دوم.

نشریه یازدهم، انتشارات دانشگاه کمبریج. صفحه ۸۲۶.

کد خبر 26384

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =