از غزه تا میناب

سه روز بود که به عکسی خیره شده بودم. این عکس صبح روز ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ در شهر میناب، واقع در جنوب ایران، گرفته شده بود. در تصویر، یک امدادگر در میان آوارهای یک دیوار فروریخته به جست‌وجو مشغول است. بر روی دیوار پشت سر او نقاشی‌های کودکانه‌ای دیده می‌شود؛ مداد شمعی، سیبی سرخ و خورشیدی خندان. این ساختمان، مدرسه ابتدایی دخترانه «شجره طیبه» بود؛ نامی که در زبان فارسی به معنای «درخت نیکو» است. تا پایان عملیات جست‌وجو در اول مارس، مقام‌های ایرانی از کشته شدن ۱۶۸ نفر خبر دادند که بیشتر آنان دختران هفت تا دوازده ساله بودند. این مدرسه در نخستین روز هفته آموزشی ایران، هنگامی که بیش از ۲۵۰ دانش‌آموز در کلاس‌های خود حضور داشتند، سه بار پیاپی هدف حمله قرار گرفت.

از غزه تا میناب: آنچه حمله موشکی به یک مدرسه دخترانه ایرانی درباره ماهیت جنگ‌های مدرن آشکار می‌کند

نوشته: هیمادری سخار میستری

مورخ: ۱۳ مارس ۲۰۲۶

سه روز بود که به عکسی خیره شده بودم. این عکس صبح روز ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ در شهر میناب، واقع در جنوب ایران، گرفته شده بود. در تصویر، یک امدادگر در میان آوارهای یک دیوار فروریخته به جست‌وجو مشغول است. بر روی دیوار پشت سر او نقاشی‌های کودکانه‌ای دیده می‌شود؛ مداد شمعی، سیبی سرخ و خورشیدی خندان. این ساختمان، مدرسه ابتدایی دخترانه «شجره طیبه» بود؛ نامی که در زبان فارسی به معنای «درخت نیکو» است.

تا پایان عملیات جست‌وجو در اول مارس، مقام‌های ایرانی از کشته شدن ۱۶۸ نفر خبر دادند که بیشتر آنان دختران هفت تا دوازده ساله بودند. این مدرسه در نخستین روز هفته آموزشی ایران، هنگامی که بیش از ۲۵۰ دانش‌آموز در کلاس‌های خود حضور داشتند، سه بار پیاپی هدف حمله قرار گرفت.

مادری که تنها چند دقیقه پیش از حمله فرزند خود را به مدرسه رسانده بود، در گفت‌وگو با خبرنگاران اظهار داشت: «وقتی رسیدیم، مدرسه به طور کامل در میان آوار و اجساد کودکان محاصره شده بود.»

برای پژوهشگران حوزه درگیری و خشونت، هر رویداد منفرد تنها یک حادثه جداگانه نیست، بلکه بخشی از ساختاری بزرگ‌تر محسوب می‌شود. از این منظر، واقعه میناب صرفاً یک تراژدی محلی نیست، بلکه در چارچوب الگویی قرار می‌گیرد که پیشینه‌ای طولانی و مستند دارد.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، صدها مدرسه در غزه آسیب دیده یا به طور کامل ویران شده‌اند. سازمان ملل متحد نیز کشته شدن شمار زیادی از غیرنظامیانی را ثبت کرده است که در مدارس وابسته به آژانس امدادرسانی و کاریابی سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی (UNRWA) پناه گرفته بودند. در بسیاری از این موارد، روندی مشابه مشاهده می‌شود: ابتدا تخریب، سپس انکار مسئولیت، بعد تحقیقات طولانی و در نهایت سکوت.

در مورد حمله به میناب نیز ارتش‌های ایالات متحده و اسرائیل که در همان روز عملیات گسترده‌ای را علیه اهدافی در ایران انجام داده بودند، مسئولیت این حمله را نپذیرفتند. با این حال، برخی تحقیقات مستقل مبتنی بر تصاویر ماهواره‌ای احتمال داده‌اند که این حمله در چارچوب همان عملیات صورت گرفته باشد. همچنین سازمان‌های حقوق بشری خواستار بررسی مستقل و شفاف این حادثه در چارچوب قوانین بین‌المللی و احتمال وقوع جنایت جنگی شده‌اند.

فیلسوف آفریقایی، آشیل امبمبه، مفهوم «سیاست مرگ» یا «نکروپولیتیک» را برای توصیف نوعی از قدرت سیاسی مطرح می‌کند؛ قدرتی که صرفاً در کشتن مستقیم خلاصه نمی‌شود، بلکه شرایط زندگی را به گونه‌ای سازمان‌دهی می‌کند که مرگ و نابودی به نتایجی اداری و ساختاری تبدیل شوند. اهمیت این مفهوم در آن است که می‌تواند منطق پشت بسیاری از خشونت‌های مدرن را توضیح دهد.

در چنین وضعیتی، لزوماً نیازی به صدور دستوری مستقیم برای بمباران یک مدرسه نیست. کافی است زیرساخت‌های آموزشی در چارچوبی نظامی تعریف شوند، قواعد عملیاتی امکان حمله در مجاورت مناطق غیرنظامی را فراهم سازند و سازوکارهای پاسخگویی آن‌قدر کند و ناکارآمد باشند که تا زمان وقوع حمله بعدی، هیچ پیامدی متوجه عاملان نشود.

از منظر جامعه‌شناختی، آنچه در مدرسه شجره طیبه رخ داد، صرفاً تخریب یک ساختمان نبود؛ بلکه حمله به یکی از مهم‌ترین نهادهای بازتولید اجتماعی به شمار می‌آید. مدرسه تنها مجموعه‌ای از دیوارها و کلاس‌ها نیست؛ مدرسه فضایی برای ساختن آینده است. هنگامی که چنین فضایی نابود می‌شود، خشونت فقط ماهیتی فیزیکی ندارد، بلکه به آینده نیز گسترش می‌یابد.

کودکی که از حمله به مدرسه خود جان سالم به در می‌برد، پس از برداشته شدن آوارها به سادگی به کلاس درس بازنمی‌گردد. مدرسه در ذهن و حافظه او به مکانی مرتبط با ترس، ناامنی و مرگ تبدیل می‌شود. این زخم روانی، گاه بسیار ماندگارتر از ویرانی‌های فیزیکی است و می‌تواند نسل‌ها ادامه یابد.

در اینجا باید تأکید کرد که هدف از این بحث، نادیده گرفتن تفاوت‌های سیاسی و نظامی میان درگیری‌های مختلف نیست. شرایط غزه و ایران از جهات متعددی با یکدیگر تفاوت دارند و این تفاوت‌ها قابل انکار نیستند. اما آنچه در هر دو مورد مشاهده می‌شود، الگوی تکرارشونده‌ای از آسیب دیدن یا هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های آموزشی است؛ الگویی که تاکنون با چالش جدی و پاسخگویی مؤثر مواجه نشده است.

شاید دشوارترین بخش ماجرا نه خشم و اندوه، بلکه پذیرش واقعیتی باشد که شواهد موجود به آن اشاره می‌کنند. از غزه تا میناب، مدارس بیش از پیش در معرض خطر قرار گرفته‌اند و فضاهای غیرنظامی که زمانی امن تلقی می‌شدند، به میدان‌های درگیری تبدیل شده‌اند.

اگر این روند ادامه یابد، مسئله تنها تخریب ساختمان‌ها نخواهد بود؛ بلکه محاصره خودِ آینده است. آینده‌ای که در کلاس‌های درس شکل می‌گیرد و با از بین رفتن آن‌ها، جامعه نیز بخشی از توانایی خود برای بازسازی و ادامه حیات را از دست می‌دهد.

شجره طیبه «درخت نیکو» قطع شده است. اکنون پرسش اصلی این است که آیا جامعه بین‌المللی و افکار عمومی جهان اجازه خواهند داد سکوتی که پس از چنین حوادثی شکل می‌گیرد، به مجوزی برای تکرار فجایع مشابه در آینده تبدیل شود یا خیر.

منبع:

https://indianexpress.com/article/opinion/columns/gaza-minab-missile-strike-iran-girls-school-trump-netanyahu-10579711/

تحلیل مقاله:

مقاله «از غزه تا میناب» تحلیلی جامعه‌شناختی درباره ماهیت جنگ‌های معاصر است. نویسنده تلاش می‌کند توجه مخاطب را از یک حادثه خاص به یک الگوی گسترده‌تر معطوف کند؛ الگویی که در آن مدارس، بیمارستان‌ها و دیگر زیرساخت‌های غیرنظامی به تدریج از حاشیه جنگ به متن آن منتقل می‌شوند.

مهم‌ترین نکته مقاله، تأکید بر مفهوم «بازتولید اجتماعی» است. از این منظر، حمله به مدرسه صرفاً به معنای از بین بردن یک ساختمان نیست، بلکه حمله به فرآیند آموزش، تربیت نسل آینده و تداوم حیات اجتماعی یک جامعه محسوب می‌شود. به همین دلیل، آثار چنین حملاتی تنها در تعداد قربانیان خلاصه نمی‌شود، بلکه پیامدهای روانی، فرهنگی و اجتماعی آن می‌تواند دهه‌ها باقی بماند.

در عین حال، مقاله نشان می‌دهد که در جنگ‌های مدرن، خشونت اغلب به شکلی ساختاری و غیرمستقیم اعمال می‌شود. به بیان دیگر، نابودی غیرنظامیان الزاماً نتیجه یک تصمیم آشکار نیست، بلکه می‌تواند محصول مجموعه‌ای از سیاست‌ها، قواعد عملیاتی و ضعف سازوکارهای پاسخگویی باشد.

صرف‌نظر از مواضع سیاسی مختلف درباره درگیری‌های منطقه، این مقاله پرسشی مهم را مطرح می‌کند: آیا جامعه جهانی قادر خواهد بود از اصل مصونیت مراکز آموزشی و غیرنظامیان دفاع کند، یا آنکه عادی شدن حمله به مدارس و مراکز آموزشی به بخشی از واقعیت جنگ‌های قرن بیست و یکم تبدیل خواهد شد؟ این پرسش، فراتر از هر مناقشه سیاسی، مسئله‌ای انسانی و جهانی است.

   از غزه تا میناب: آنچه حمله موشکی به یک مدرسه دخترانه ایرانی درباره ماهیت جنگ‌های مدرن آشکار می‌کند

کد خبر 26396

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 6 =