آقای انعام الحق ژنرال بازنشسته ارتش پاکستان و علاقه مند به روابط بین الملل و جامعه شناسی سیاسی:
مذاکرات صلحی که با میانجیگری پاکستان در اسلامآباد طی آخر هفته (۱۱ تا ۱۲ اپریل ۲۰۲۶) برگزار شد، پس از ۲۱ ساعت نشستهای فشرده و گفتوگوهای یکبهیک میان هیئتهای آمریکایی و ایرانی به پایان رسید. این نخستین تعامل مستقیم دو طرف از زمان انقلاب ۱۹۷۹ ایران بود. انتظار اینکه این نشست به توافق یا معاملهای منجر شود، بیش از حد خوشبینانه و مبتنی بر سادهانگاری دیپلماتیک بود. مسائل حلنشده و پیچیده زمان خود را میطلبند. توافق هستهای دوره اوباما با ایران و قدرتهای غربی برجام یا JCPOA نیز دو سال مذاکرات طاقتفرسا طول کشید.
رئیسجمهور دونالد ترامپ و معاون او جیدی ونس از پاکستان به خاطر «مهماننوازی فوقالعاده» و نقش مؤثر میانجیگری در این مذاکرات قدردانی کردند؛ مذاکراتی که در آن آمریکا «با حسن نیت» شرکت کرد اما به توافق نرسید. ونس توضیح داد که آمریکا خطوط قرمز مشخصی دارد که محور اصلی آن تعهد قاطع ایران به عدم حرکت به سمت سلاح هستهای یا تواناییهای مرتبط در بلندمدت است. او همچنین به بحثهایی درباره موضوعات دیگر مانند بازگشایی تنگه هرمز، داراییهای مسدودشده ایران، کاهش تحریمها و موارد مشابه اشاره کرد و در پایان گفت که آمریکا «آخرین و بهترین پیشنهاد خود» را ارائه کرده است.
هیئت ایرانی به رهبری محمدباقر قالیباف (رئیس مجلس) و عباس عراقچی (وزیر خارجه) مواضع ملی و خطوط قرمز ایران را از «موضع اعتماد به نفس» مطرح کردند. آنها خواست آمریکا برای خلع سلاح هستهای را رد کردند؛ در ازای هرگونه امتیاز هستهای، خواستار تضمینهای امنیتی برای لبنان/حزبالله شدند؛ کنترل تنگه هرمز را قابل واگذاری ندانستند و ادعای آمریکا درباره پاکسازی مینها را رد کردند؛ و مواضع واشنگتن را افراطی و حداکثری توصیف کردند.
این مذاکرات بدون امضای هیچ تفاهمنامه (MoU) و همانطور که آمریکا انتظار داشت پایان یافت. با این حال فضای دیپلماتیک همچنان در وضعیت «نه پیشرفت، نه شکست» باقی مانده است. آتشبس دو هفتهای همچنان برقرار است و دور بعدی مذاکرات برای ۱۶ اپریل در اسلامآباد برنامهریزی شده است. بر اساس گزارشهای شورای روابط خارجی و سایر منابع، مسائل اصلی همچنان برنامه هستهای ایران، تنگه هرمز، توان نظامی ایران از جمله گروههای نیابتی، کاهش تحریمها و غرامتهای جنگی است. ایران به نظر میرسد در حال استفاده از موضوع خلع سلاح هستهای بهعنوان ابزار دستیابی به صلح پایدار و رفع تحریمهاست و احتمالاً در نهایت مانند مذاکرات ژنو با میانجیگری عمان در فوریه امسال، امتیازاتی خواهد داد.
این واقعیت که پاکستان توانست اعتماد هر دو طرف را جلب کند و میزبان این گفتوگوها باشد—با حضور معاون رئیسجمهور آمریکا—نشاندهنده توانمندی دیپلماتیک پاکستان و مهارت آن در ایجاد توازن میان بلوکهای رقیب است. این امر به فهرست نقشهای میانجیگری اسلامآباد افزوده میشود؛ از باز شدن مسیر آمریکا به چین در ۱۹۷۱، توافق ژنو برای خروج شوروی از افغانستان در ۱۹۸۸، تا توافق دوحه در ۲۰۲۰. نارضایتی هند از این وضعیت قابل درک است و نیازی به توضیح بیشتر ندارد.
در پی این بنبست دیپلماتیک در اسلامآباد، رئیسجمهور ترامپ دستور محاصره دریایی کشتیهایی را صادر کرد که وارد یا خارج از بنادر ایران میشوند؛ اقدامی که فشار نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی را افزایش میدهد. سواحل جنوبی ایران در اطراف تنگه هرمز و خلیج عمان شامل چندین بندر استراتژیک هستند که برای تجارت داخلی و جهانی—بهویژه نفت و حملونقل کانتینری اهمیت حیاتی دارند.
بنادر واقع در تنگه هرمز، دروازه اصلی خلیج فارس، تجارت غیرنفتی ایران را مدیریت میکنند؛ در حالی که صادرات نفت و گاز از مجموعه جزیره خارک انجام میشود. مجتمع بندری شهید رجایی در نزدیکی بندرعباس بزرگترین و مدرنترین بندر کانتینری ایران است و حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد ترافیک کانتینری و ۵۵ درصد کل تجارت کشور را مدیریت میکند. بندر قدیمی شهید باهنر نیز در بندرعباس قرار دارد و برای حملونقل بار و مسافر استفاده میشود. بندر لنگه بهعنوان مرکز مهم صادرات کانتینرهای یخچالی و ترانزیت خودرو به آسیای مرکزی شناخته میشود. بندر جاسک در شرق هرمز نیز نقطه پایانی خط لوله گوره–جاسک و یکی از پایانههای اصلی صادرات نفت خام ایران است.
مجتمع بندری چابهار در سواحل مکران و دریای عمان، تنها بندر عمیقدریایی ایران است که خارج از تنگه هرمز قرار دارد و ایران را به اقیانوس هند متصل میکند، حتی اگر تنگه بسته شود. این بندر که ۱۷۰ کیلومتر غرب بندر گوادر پاکستان قرار دارد، شامل پایانه شهید بهشتی (تجاری اصلی) و پایانه شهید کلانتری است و بهعنوان «دروازه طلایی» افغانستان و آسیای مرکزی شناخته میشود.
بین مارس ۲۰۲۴ تا مارس ۲۰۲۵، بنادر ایران حدود ۲۳۵ میلیون تن بار جابهجا کردهاند که شامل ۱۵۳ میلیون تن کالاهای نفتی و حدود ۸۲ میلیون تن کالاهای غیرنفتی است؛ رشدی ۱۳ تا ۱۴ درصدی نسبت به سال قبل. صادرات نفت ایران تقریباً کاملاً دریایی است و حدود ۷۴ میلیارد دلار درآمد (۲۰۲۴-۲۰۲۵) ایجاد کرده که نقش مهمی در اقتصاد کشور دارد. «ناوگان سایه» ایران با دور زدن تحریمها از طریق جعل موقعیت کشتیها (AIS spoofing) و انتقال نفت در دریا به کشتیهای دیگر عمدتاً به چین فعالیت میکند. همچنین از اوایل ۲۰۲۶، سپاه پاسداران از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز عوارض ترانزیتی دریافت میکند که به یوان چین یا رمزارز پرداخت میشود.
از نظر فنی، محاصره دریایی یک اقدام جنگی است که برای قطع خطوط ارتباطی دریایی دشمن استفاده میشود و ورود و خروج کشتیها را از بنادر مشخص مسدود میکند. این اقدام طبق قوانین بینالمللی در صورت اعلام رسمی مجاز است. در «محاصره نزدیک»، ناوهای جنگی در نزدیکی بنادر مستقر میشوند و در «محاصره دور» در فاصله بیشتری برای کنترل منطقه وسیعتر عمل میکنند. سناریوی محتمل آمریکا نیز همین است. آمریکا میتواند کشتیهای ایران و حتی کشورهای بیطرف را که تلاش کنند محاصره را بشکنند، متوقف یا حتی در شرایطی توقیف یا نابود کند.
از نظر نظامی، آمریکا برای اجرای محاصره تنها باید دهانه تنگه هرمز (۹۷ کیلومتر) را کنترل کند. ایران اما میتواند با پهپادها، موشکها و قایقهای تندرو واکنش نشان دهد. وابستگی ایران به مسیرهای زمینی از طریق پاکستان و تا حدی افغانستان همچنان یک مسیر حیاتی غیررسمی باقی میماند. همچنین دسترسی ایران به دریای خزر برای تجارت با آسیای مرکزی (حدود ۸۰۰ کیلومتر خط ساحلی) در حال توسعه است، اما روابط سرد با جمهوری آذربایجان آن را محدود کرده است.بنابراین، همه چیز همچنان در حالت «انتظار و تردید» باقی مانده است.
لینک: https://tribune.com.pk/story/2602969/peace-talks-pakistans-diplomatic-coup-and-irans-naval-blockade
نظر شما